پایداری امت در فراق امام و رهبر
سرنوشت جوامع، همواره با فراز و نشیبهایی گره خورده است که در بزنگاههای حساس، ماهیت حقیقی و ظرفیتهای پنهان ملتها را آشکار میسازد. در این میان، امت شیعه با کولهباری از تجربیات عمیق در مواجهه با عدم حضور ظاهری رهبران الهی، به بلوغی کمنظیر دست یافته که در شرایط کنونی، همچون نوری راهگشا، مسیر پایداری را نمایان میسازد. در ایامی که ملت ایران با وداع رهبر شهید، آیتالله خامنهای، و مواجهه با وضعیت خاص عدم حضور ظاهری رهبر جدید، حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای، آزمونی دیگر را پیش رو دارد، بازخوانی این میراث گرانسنگ، حیاتی مینماید. این بازخوانی نه تنها نگرانیها را مدیریت میکند، بلکه افقهای جدیدی از توانمندی جامعه را برای اداره امور در سایه هدایت غیرمستقیم میگشاید. برای ژرفاندیشی در این پدیده و رمزگشایی از تابآوری شیعه، با حجتالاسلام والمسلمین دکتر محمد عابدی، عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، به گفتوگو نشستهایم. در این مقطع حساس تاریخی، چگونه میتوانیم با تکیه بر این پشتوانه غنی، گامهای استوار و پایداری را برداریم؟

آزمونهای تاریخی؛ سنگبنای بلوغ امت
بسیاری از مردم و متدینین در خصوص عدم حضور ظاهری رهبر جدید دغدغههایی دارند و این گمان شکل گرفته که شاید تصمیمات مهم بدون تصمیمگیری مستقیم ایشان صورت میگیرد، اما تاریخ شیعه نشان میدهد این وضعیت پیش از این نیز تکرار شده است. دکتر عابدی در تبیین این وضعیت و تجربیات انبوه شیعه توضیح میدهد: این وضعیت نگرانیهایی را در جامعه پدید آورده، اما شیعه در طول تاریخ خود بارها از این طریق آزموده شده و تجربیات انبوهی کسب کرده است که توانسته آنها را به یک بلوغ تاریخی در مورد غیبت امام و رهبرشان برساند. این بلوغ، ظرفیتی مهم برای عبور از چالشهای مشابه است که نه تنها نگرانکننده نیست، بلکه نشاندهنده عمق تربیت دینی و اجتماعی جامعه شیعه است.
داستانهای قرآنی همچون ماجرای حضرت موسی(ع) بهترین گواه برای درک این موضوع هستند که چگونه یک جامعه باید در نبود فیزیکی رهبر خود، بر اصول پابرجا بماند. ایشان برای روشن ساختن عمق این تجربه به رویدادهای تاریخی میپردازد و بیان میکند: در غیبت چهل روزه حضرت موسی(ع) از قومش، همانطور که در قرآن کریم نیز آمده است، بحث گوسالهپرستی پیش آمد. این اتفاق نشان میدهد که رسیدن مردم به وضعیتی که بتوانند آرمانها و اهداف توحیدی را در زندگی خود جاری کنند، حتی اگر امام در میان آنها نباشد، بسیار اهمیت دارد. این خود یک معیار برای سنجش رشد و پختگی یک جامعه است که تا چه اندازه میتواند در نبود رهبر ظاهری، بر اصول و ارزشهای خود پابرجا بماند و مسیر حق را ادامه دهد.
ظرفیتسازی قرآن برای تداوم رسالت
در صدر اسلام نیز شایعه شهادت پیامبر اکرم(ص) در جنگ احد، آزمونی بزرگ برای سنجش میزان وابستگی ایمان مردم به حضور فیزیکی رهبر بود که با واکنش صریح وحی همراه شد. این پژوهشگر با استناد به آیات قرآن کریم به این چالش پرداخته و اظهار میدارد: ماجرای جنگ احد و شایعه شهادت پیامبر باعث شد عده زیادی از صحابه به عقب برگردند و دچار ارتجاع شوند، اما آیه ۱۴۴ سوره آلعمران نازل شد تا بپرسد که اگر پیامبر کشته شود یا از دنیا برود، آیا شما به گذشته خود برمیگردید؟ این نکته، زمینهسازی و تربیت اسلامی را آشکار میسازد که باید جامعه اسلامی به جایی برسد تا در نبود نبی، امام، یا رهبر، مردم بتوانند آن مسیر را پی بگیرند و رسالت الهی را به دوش بکشند.
هدف نهایی از ارسال رسل و نصب امام، قیام خود مردم برای قسط و عدل است و این مسئولیت حتی در دوران غیبت و هدایت غیرمستقیم نیز از دوش جامعه ساقط نمیشود. این پژوهشگر حوزه دینی در ادامه تبیین این رسالت اضافه میکند: هدف اصلی اجرای عدالت توسط مردم است، یعنی اجرای عدالت بر دوش مردم گذاشته شده است. مردم باید مجری عدالت باشند، هرچند رهبری آن با امام و ولی باشد. این پرسش مطرح میشود که آیا این رهبری میتواند به صورت غیرمستقیم و در پس پرده غیبت صورت بگیرد؟ این فرهنگ و سابقه تاریخی نشان میدهد که بله، اساساً یکی از مطلوبهای الهی همین است. قرآن با توبیخ مردم، انتظار دارد جامعه به بلوغی برسد که در چنین شرایطی پیشرو باشد و خود جامعه را پیش ببرد. همانگونه که رسول خدا(ص) مبعوث شد تا جامعه را هدایت کند، اگر اتفاقی برای پیامبر(ص) افتاد، این رسالت را مردم باید به دوش بکشند و کارها را جلو ببرند.
امامت خردسال و تمرین ایستادگی
دوران امامت امام جواد (ع) نقطه عطفی در تاریخ شیعه بود که در آن مؤمنان آموختند چگونه با پدیده امامت در شرایط غیرمتعارف و سنین پایین کنار بیایند و انسجام خود را حفظ کنند. دکتر عابدی در ادامه به نقش تاریخ امامت شیعه در شکلگیری این بلوغ اشاره کرده و خاطرنشان میسازد: دوران امام رضا(ع) و تولد فرزند ایشان، امام جواد (ع)، با فاصلهای صورت گرفت که باعث تشویشهایی در بین مردم شد. خود امام جواد (ع) در هفت سالگی به امامت رسیدند و در ۲۵ سالگی به شهادت رسیدند. شیعیان با پدیده امامت یک کودک خردسال آزمایش شدند و در این فرایند، رشد پیدا کردند و شیوه ایستادگی در برابر این بحران را آموختند. این تجربه، یک تجربه عمیق تاریخی برای آنها بود که پایه و اساس پایداریهای بعدی را فراهم آورد.
آمادهسازی گامبهگام برای عصر غیبت
امامتهای کوتاه و شرایط سخت دوران امام هادی(ع) و امام حسن عسکری(ع) در سامرا، جامعه شیعه را به تدریج برای دوران طولانی عدم دسترسی مستقیم به امام آماده کرد. وی با بررسی دوران این دو امام بزرگوار یادآور میشود: امام هادی(ع) و امام حسن عسکری(ع) در سنین جوانی به امامت رسیدند و دوران امامتشان، بهویژه در زمان خلافت دیکتاتوری عباسی، با سختترین شرایط همراه بود. امام حسن عسکری(ع) تنها شش سال امامت کردند و در ۲۸ سالگی به شهادت رسیدند. این امامتهای کوتاه و شهادت در سن جوانی، تجربهای دیگر از مواجهه شیعیان با شرایط دشوار رهبری بود. این سلسله وقایع، جامعه شیعه را گامبهگام به سمت پذیرش پدیده غیبت رهبران سوق داد و آنان را برای دورانهای دشوارتر آماده ساخت.
غیبت کبرا؛ تمرین حکمرانی جمعی
آغاز غیبت صغرا و مدیریت امور از طریق نواب خاص، مرحلهای حیاتی برای انتقال شیعه از حضور فیزیکی امام به دوران مسئولیتپذیری در غیبت کبرا بود. این اندیشمند اوج این تجربه تاریخی را در غیبت امام زمان (عج) دانسته و تصریح میکند: با شهادت امام حسن عسکری(ع)، دوران غیبت صغرا با چهار نایب خاص شکل گرفت که تمرینی فشرده برای شیعیان بود تا با مدیریت غیرمستقیم، امور خود را اداره کنند و در برابر چالشهای نبود امام حاضر، تابآوری نشان دهند. این مرحله، سکوی پرتابی برای ورود به دوران غیبت کبرا بود که از سال ۳۲۹ قمری آغاز شد و تا به امروز ادامه دارد.
در دوران غیبت کبرا، مسئولیت اداره جامعه به فقهای جامعالشرایط سپرده شده است تا شیعه ثابت کند میتواند در نبود امام معصوم نیز حاکمیت الهی را تداوم بخشد. ایشان در ادامه این بحث بیان میکند: در این دوره، کار به دست نواب عام یا همان ولی فقیه سپرده شده است. امام زمان (عج) فرمودهاند که حکم آنها حکم من است. این سپردن مسئولیت به نواب عام نشاندهنده آن است که جامعه شیعه در طول قرون متمادی، توانایی اداره امور خود را در سایه هدایت غیرمستقیم کسب کرده است. این پرورش تاریخی، مردم را به نقطهای رسانده که قادرند خودشان بجوشند و حاکمیت را اداره کنند و در برابر چالشهای مختلف، راهکارهای لازم را بیابند.
توانمندی امت در عصر غیبت رهبر
تجربه تاریخی غیبت معصوم، امروزه میتواند در مورد نواب عام و رهبری انقلاب نیز صدق کند، به طوری که جامعه در شرایط خاص بتواند پایداری خود را حفظ نماید. دکتر عابدی با نگاهی به شرایط کنونی این سؤال را مطرح کرده و پاسخ میدهد: در عصر حاضر نیز ممکن است رهبر انقلاب به دلایلی همچون تهدیدات یا خطرات سنگین برای اصل نظام، دورهای را در پس پرده و به صورت غیرحضوری کشور را اداره کند. مردم شیعهای که سابقه زندگی در غیبت امام و شهادت امامانشان در جوانی را پشت سر گذاشتهاند، قطعاً میتوانند این دوره را نیز پشت سر بگذارند. این ملت با چنین پشتوانهای، توانایی تحمل این دوره را دارند و میتوانند با بصیرت و مقاومت، از این مقطع نیز عبور کنند.
تحمل دوران غیبت ظاهری رهبر به معنای انفعال نیست، بلکه به معنای بازسازی درونی و ایستادگی در برابر خیانتها و مشکلاتی است که ممکن است در این مقطع بروز کند. ایشان با تأکید بر میراث گرانبهای شیعه توضیح میدهد: ملت ایران و امت اسلام میتوانند این ایام محدود عدم حضور ظاهری رهبر را تحمل کنند و با راهکارهایی که در طول تاریخ شیعه به آن دست یافتهاند، خود را حفظ نمایند. این تحمل به معنای حفظ خود در برابر شبهات، وسوسهها و مشکلاتی است که ممکن است در نبود رهبر به صورت ظاهر رقم بخورد. این سنت، ریشهای عمیق در ادیان مختلف دارد، از غیبت حضرت موسی(ع) تا سنت خضر و غیبت حضرت مهدی(عج)، همگی نشاندهنده این قابلیت هستند.
روایت عسکری؛ راهنمای پایداری در غیبت
امام حسن عسکری(ع) در دیداری تاریخی با احمد بن اسحاق، اصول بنیادین پایداری در دوران غیبت را ترسیم کردند که چراغ راه امروز ماست. دکتر عابدی برای تبیین عمیقتر این موضوع به روایتی از امام حسن عسکری (ع) استناد کرده و میگوید: احمد بن اسحاق قصد داشت درباره امام بعد سؤال کند، اما امام پیش از پرسش او فرمودند که خداوند از زمان خلقت آدم تا روز قیامت، زمین را از وجود حجت خالی نمیگذارد و به وسیله اوست که بلا را از اهل زمین دور میکند. این فرمایش نشان میدهد که وجود حجت الهی یک سنت دائمی است، هرچند ممکن است غیبت پیش آید، اما اصل حضور ایشان وجود دارد و زمین هرگز از حجت خدا خالی نخواهد ماند.
نشان دادن حضرت مهدی(عج) به یاران خاص، هم پیامی از امید برای آینده داشت و هم هشداری جدی درباره خطراتی که ایمان مؤمنان را در دوران غیبت تهدید میکند. ایشان در ادامه روایت بیان میکند: امام حسن عسکری(ع) فرزند سه ساله خود را که همچون ماه زیبا بود به احمد بن اسحاق نشان دادند و فرمودند او همنام رسول الله است که زمین را پر از قسط و عدل میکند. اما در عین حال تأکید کردند که مَثَل او مَثَل حضرت خضر و ذوالقرنین است و غیبتی میکند که هر کس جز افراد ثابتقدم و دعاگویان برای فرج، از اعتقادش برمیگردد. این قسمت از روایت، خطر انحراف از عقیده را به عنوان یک آسیب بزرگ گوشزد میکند.
ارکان سهگانه ثباتقدم در کلام امام
تنها کسانی میتوانند از کوران حوادث دوران غیبت به سلامت عبور کنند که واجد ویژگیهای خاص ایمانی و عملی باشند که در کلام امام عسکری (ع) به دقت تبیین شده است. ایشان با تحلیل این فرمایش، سه عنصر کلیدی را برمیشمارد و اضافه میکند: امام حسن عسکری(ع) سوگند یاد کردند که در دوران غیبت، کسی جز آنکه در عهد ولایت ما پابرجاست، ایمان در قلب او نوشته شده و با روح الهی تأیید شده است، ثابتقدم نمیماند. پابرجا بودن بر عهد ولایت به معنای وفاداری عملی است تا اجازه ندهند ولایت تضعیف شود. رکن دوم، تعمیق ایمان قلبی است تا مردم در برابر شبهات نلرزند و رکن سوم، بهرهگیری از تأییدات و بصیرت الهی است که خداوند به بندگان استوار خود عطا میکند.
دکتر عابدی در پایان میگوید: این سه عنصر کلیدی یعنی وفاداری به ولایت، ایمان قلبی و تأیید الهی، نقشه راه امت برای گذر موفق از این دوره است و میتواند به جامعه کمک کند تا این مقطع کوتاه عدم حضور رهبر انقلاب در عرصههای ظاهری را با موفقیت پشت سر بگذارند. در این مسیر، نقش رسانهها، بزرگان و دستگاههای تبلیغی در تبیین این ارکان حیاتی است تا مردم بر اساس آنها، این دوره را به سلامت طی کنند و انشاءالله شاهد حضور دوباره رهبر عزیز خود باشند.






نظر شما