اگر قرار باشد از مهمترین دغدغههای رهبر انقلاب در سالهای گذشته نام ببریم، اقتصاد بیتردید در صدر آنها قرار میگیرد. مرور قریب به دو دهه نامگذاری سالها از سوی رهبر شهید انقلاب نشان میدهد که این تدابیر همواره یک جهت ثابت را یادآوری کرده و به یک پیام واحد رسیدهاند؛ اینکه اقتصاد ایران باید روی پای خود بایستد.
مسیر از «اصلاح الگوی مصرف» و «جهاد اقتصادی» به عنوان سنگبنای تغییر رویکرد آغاز شد، در میانه راه، تمرکز بر «تولید ملی»، «حمایت از کالای ایرانی» و «اقتصاد دانشبنیان» به گفتمان غالب بدل گشت تا ساختارها اصلاح شوند. در نهایت، با رسیدن به «سرمایهگذاری برای تولید» و گرهزدن آن به «وحدت ملی و امنیت» در پیام نوروزی ۱۴۰۵، این پازل تکمیل شد. گویی ایشان سالبهسال، گامهای ملت را برای عبور از یک اقتصاد صرفاً معیشتی و وابسته، به سمت اقتدار و امنیت درونزا هدایت میکردند.
این تأکید مداوم، از یک واقعیت ساختاری حکایت میکرد، اینکه اقتصاد ایران تا وقتی از عادت دیرینهی خود به درآمدهای آسان و ناپایدار نفتی فاصله نگیرد، به ثباتی پایدار نخواهد رسید. در این نگاه، مسئله صرفاً رشد ارقام اقتصادی نبود، بلکه ساختن زیربنایی بود که بتواند کشور را از آسیب نوسانهای بیرونی، تکانههای ارزی و تنگناهای تحمیلی مصون نگه دارد. از همین رو، اتکا به تولید داخلی، تقویت زنجیرههای ارزش و بهرهگیری از ظرفیت نیروی انسانی متخصص، به عنوان ستونهای اصلی یک اقتصاد مقاوم و متکی به خود، بارها مورد تأکید قرار گرفت.
در کنار این، مردمیسازی اقتصاد یکی از کلیدیترین محورهای این دکترین بود. در اندیشه ایشان، اقتصاد باید به معنای واقعی کلمه در دستان مردم باشد؛ بستری که در آن هر فرد با تکیه بر توان و دانش خود، بتواند در مسیر تولید نقشآفرینی کرده و معیشتی شرافتمندانه برای خانوادهاش فراهم سازد. اقتصاد مردمی ناظر بر این واقعیت است که بدون میدان دادن به آحاد جامعه، بنگاههای کوچک، کارآفرینان و نیروهای خلاق، امکان ساختن یک اقتصاد پویا وجود ندارد.
این نقشآفرینی فعال مردم، در یک زنجیرهی منطقی به «تولید»، «اشتغال» و «معیشت» گره میخورد. در واقع، موتور محرکهی این اقتصاد مردمی، همان تولید مولد است؛ چرا که تولید، پشتوانه اشتغال پایدار و ضامن بهبود زندگی خانوارهاست. به همین دلیل، هر جا سخن از رونق تولید به میان میآمد، هدف نهایی، امنیت سفره مردم و تضمین آینده نسل جوان بود.
اما نگاه استراتژیک رهبر انقلاب به تولید، هرگز در مرزهای داخلی محصور نمیماند ایشان همواره تأکید داشتند که تولید داخلی باید با نگاه به بازارهای جهانی و تقویت توان رقابتی همراه شود. در این دیدگاه، توسعه صادرات غیرنفتی، به مثابه پیوندی میان رونق تولید و اقتدار ملی بود؛ راهکاری که نشان میداد اقتصاد ایران میتواند جایگاهی محکم و مستقل در عرصههای بینالمللی برای خود تعریف کند. چنین افق بلندی برای اقتصاد ملی، نشان از یک اراده منسجم و نگاهی استراتژیک داشت که در پی جایگاهی مستقل و عزتمند برای کشور بود.
امروز آنچه از چند دهه دغدغهمندی مستمر بر جای مانده، فراتر از یک الگوی تئوریک یا مجموعهای از دستورالعملهای اقتصادی، یادگار رهبری است که با تکرار خستگیناپذیر این اصول، در پی بیدار کردن توان داخلی و ساختن فردایی عزتمند برای مردمش بود. در واقع، این پیوستگی در نامگذاری سالها، تجسم همان ارادهای بود که در سختترین دورانها نیز لحظهای از دو اصل حیاتی «مردممحوری» و «خوداتکایی» غافل نشد تا راه را برای عبور از تنگناها هموار کند.
امروز اگر از این مسیر سخن میگوییم، پاسداشت همان نگاه پدری است که تولید را به مثابه عرصهای برای حفظ کرامت، معیشت و عزت ملت میدید؛ مسیری که به واسطه پیوند با عمیقترین دغدغه رهبر شهید برای استقلال سفره مردم، همواره پویا و زنده خواهد ماند.





نظر شما