در کشوری که با بحران آب، تورم موادغذایی و دغدغه امنیت غذایی دست وپنجه نرم میکند، دورریز غذا دیگر یک عادت ساده نیست؛ زخمی عمیق بر پیکر اقتصاد و محیط زیست است؛ زخمی که هر روز بزرگ تر میشود،اما هنوز آن گونه که باید دیده نشده است.
آمارهایی که زنگ خطر را به صدا درآوردهاند
وقتی صحبت از دورریز غذا میشود، بسیاری تصور میکنند مسئله تنها به چند لقمه غذای باقی مانده در بشقاب یا میوههای فاسد شده در یخچال محدود است؛ اما واقعیت ابعاد بسیار بزرگ تری دارد؛ تازه ترین برآوردها نشان میدهد ایران سالانه حدود ۵.۹ میلیون تن غذا را دور میریزد؛ رقمی که به گفته جلال الدین میرزای رزاز، رئیس انجمن تغذیه ایران، ارزشی بیش از ۳۰ میلیارد دلار دارد؛ این میزان معادل حدود ۳۰ درصد تولیدات کشاورزی کشور است؛ یعنی تقریباً یک سوم منابعی که با صرف آب، انرژی، زمین، نیروی انسانی و سرمایه تولید شدهاند، هرگز به سفره مردم نمیرسند یا پس از رسیدن، راهی سطل زباله میشوند.
میرزای رزاز میگوید،این حجم از هدررفت، توان تأمین غذای سالانه حدود ۲۰ میلیون ایرانی را دارد؛ رقمی که اهمیت موضوع را بیش از پیش آشکار میکند.
از سوی دیگر، گزارش برنامه محیط زیست سازمان ملل (UNEP) نشان میدهد هر خانوار ایرانی سالانه حدود ۹۳ کیلوگرم مواد غذایی دور میریزد. این یعنی هر ایرانی به طور متوسط دهها کیلوگرم غذای قابل مصرف را در طول سال از چرخه مصرف خارج میکند.
البته برخی مطالعات داخلی اعداد بزرگ تری را نیز مطرح کردهاند. برآوردهایی وجود دارد که مجموع ضایعات غذایی کشور را تا ۳۵ میلیون تن در سال اعلام میکند؛ آماری که علاوه بر مصرف خانگی، ضایعات مراحل کاشت، برداشت، حمل ونقل، نگهداری، فرآوری و توزیع را نیز شامل میشود. همین تفاوت آمارها نشان میدهد بخش مهمی از ضایعات غذایی ایران، پیش از آنکه به آشپزخانه خانوادهها برسد، در زنجیره تولید از بین میرود.
در سطح جهانی نیز وضعیت چندان امیدوارکننده نیست؛ بر اساس اعلام سازمان ملل، سالانه بیش از یک میلیارد تن غذا در جهان هدر میرود؛ در حالی که صدها میلیون نفر همچنان با ناامنی غذایی و سوء تغذیه دست وپنجه نرم میکنند. این تناقض، یکی از بزرگ ترین چالشهای نظام غذایی جهان محسوب میشود.
چرا ایرانیها بیش از نیاز خرید میکنند؟
پاسخ این پرسش را باید بیش از آنکه در اقتصاد جست وجو کرد، در فرهنگ و سبک زندگی پیدا کرد؛ هنوز هم در بسیاری از خانههای ایرانی، جمله هایی مانند «مبادا کم بیاید»، «شاید مهمان سرزده آمد» یا «بیشتر درست کن، اضافه اش میماند» بخشی از فرهنگ آشپزی است. نتیجه این نگاه، قابلمه هایی است که همیشه بزرگ تر از تعداد افراد خانواده اند و یخچالهایی که مواد غذایی در آنها پیش از مصرف فاسد میشوند.
دکتر طاهره رستمی، جامعه شناس و عضو پژوهشکده علوم بهداشتی جهاد دانشگاهی، معتقد است ریشه این رفتارها در فرهنگ مهمان نوازی ایرانی نهفته است؛ فرهنگی که به مرور زمان از «سخاوت» به «اسراف» تغییر مسیر داده است.
او میگوید:سال ها به ما آموزش داده شده که همیشه خانه باید پر از مواد غذایی باشد؛ شاید مهمانی آمد یا اتفاقی افتاد؛ اما شرایط امروز با گذشته تفاوت کرده است. منابع آب محدود شده، هزینه تولید غذا افزایش یافته و دیگر نمیتوان با الگوهای مصرف دهه های گذشته زندگی کرد.
به اعتقاد این جامعه شناس، بسیاری از رفتارهای مصرفی ما نه براساس نیاز واقعی، بلکه برای نمایش جایگاه اجتماعی شکل گرفته است؛ میزهای پر از غذا در مهمانیها، سفره های رنگین در مراسم و حتی خرید بیش از اندازه از فروشگاهها، گاهی بیش از آنکه پاسخ به نیاز باشد، تلاشی برای نمایش رفاه و احترام به مهمان است.
از سوی دیگر، تبلیغات گسترده، فروشهای ویژه فروشگاهها، بسته بندیهای بزرگ و نبود برنامه ریزی برای خرید نیز این چرخه را تشدید میکند. بسیاری از خانواده ها بدون تهیه فهرست خرید وارد فروشگاه میشوند و در نهایت مواد غذایی بیشتری از نیاز واقعی خود تهیه میکنند؛ موادی که بخش قابل توجهی از آنها هرگز مصرف نمیشود.
کارشناسان تغذیه معتقدند افزایش مصرف غذاهای آماده، سفارش بیش از اندازه در رستوران ها و استفاده گسترده از اپلیکیشنهای سفارش غذا نیز در سال های اخیر سهم قابل توجهی در افزایش دورریز مواد غذایی داشته است؛ موضوعی که کمتر مورد توجه سیاست گذاران قرار گرفته است.
وقتی غذا دور ریخته میشود، فقط غذا از بین نمیرود
شاید بزرگ ترین اشتباه در نگاه به دورریز غذا این باشد که تصور کنیم تنها چند کیلو برنج، نان یا میوه از بین رفته است؛ در حالی که پشت هر محصول غذایی، زنجیره ای از منابع طبیعی، انرژی و سرمایه نهفته است که با دور ریخته شدن غذا، همه آنها نیز نابود میشوند.
در کشوری مانند ایران که سال هاست با بحران کمآبی روبه روست، دورریز مواد غذایی به معنای هدررفت میلیونها مترمکعب آب است. برای نمونه، تولید هر کیلوگرم برنج به طور متوسط بیش از ۲۵۰۰ لیتر آب نیاز دارد؛ بنابراین وقتی برنج پخته یا حتی خام دور ریخته میشود، در واقع هزاران لیتر آب نیز بیدلیل از دست رفته است؛ آبی که میتوانست صرف تولید محصولات دیگر یا حتی تأمین آب شرب شود.
ماجرا تنها به آب ختم نمیشود. زمینهای کشاورزی، کود، سم، سوخت ماشینآلات، برق، حمل ونقل، نیروی انسانی، بسته بندی و انبارداری نیز بخشی از هزینه تولید مواد غذایی هستند. به همین دلیل کارشناسان معتقدند دورریز غذا، یکی از پنهان ترین اما پرهزینه ترین اشکال اتلاف سرمایه در اقتصاد ایران است.
از سوی دیگر، دفن مواد غذایی در مراکز دفن زباله، تولید گاز متان را افزایش میدهد؛ گازی که قدرت گرمایش آن چندین برابر دی اکسید کربن است و نقش مهمی در تشدید تغییرات اقلیمی دارد. به بیان دیگر، هر غذای دورریخته شده نه تنها منابع طبیعی را نابود میکند، بلکه به گرم تر شدن زمین نیز دامن میزند.
از مزرعه تا سفره، زنجیرهای از هدررفت
اگرچه بخش قابل توجهی از دورریز غذا در خانه ها اتفاق میافتد، اما کارشناسان معتقدند نباید تمام مسئولیت را متوجه مصرف کنندگان دانست.
دکتر عادل میرمجیدی هشتجین، عضو هیأت علمی مؤسسه تحقیقات فنی و مهندسی کشاورزی، تأکید میکند که در کشورهای در حال توسعه، از جمله ایران، بخش مهمی از ضایعات در مراحل برداشت، حمل ونقل، نگهداری و فرآوری محصولات رخ میدهد.
به گفته او، بررسیهای انجام شده نشان میدهد انگور، گندم و نان، گوجه فرنگی، کاهو، هلو، شلیل، آلو و زردآلو از جمله محصولاتی هستند که بیشترین میزان ضایعات را در کشور دارند.
میرمجیدی معتقد است کاهش ضایعات تنها با فرهنگ سازی ممکن نیست و باید زیرساخت های نگهداری محصولات نیز اصلاح شود. توسعه سردخانهها، نوسازی ماشین آلات کشاورزی، بهبود بسته بندی، اصلاح انبارها و استفاده از فناوری های نوین میتواند بخش بزرگی از این هدررفت را کاهش دهد.
همین نگاه را اکبر فتحی، معاون برنامه ریزی و اقتصادی وزیر جهاد کشاورزی نیز دارد. او با اشاره به اینکه سالانه حدود یک میلیارد تن غذا در جهان هدر میرود، اعلام کرده است ایران در قالب «سند ملی دانشبنیان امنیت غذایی» هدف گذاری کرده تا سال ۲۰۳۲ میزان ضایعات غذایی را به نصف کاهش دهد.
به گفته فتحی، توسعه زنجیره سرد، استفاده از حسگرهای هوشمند، اینترنت اشیا، فناوریهای نوین بسته بندی و نوسازی زیرساختهای نگهداری محصولات، از مهم ترین برنامه های وزارت جهاد کشاورزی برای کاهش ضایعات است.
اصلاح یک فرهنگ؛ازآشپزخانه خانهها تا سیاست گذاری ملی
کارشناسان معتقدند حل این بحران، تنها با توصیه های اخلاقی امکان پذیر نیست؛کاهش دورریز غذا نیازمند مجموعه ای از اقدامات فرهنگی، آموزشی، اقتصادی و مدیریتی است.
آموزش مصرف مسئولانه از مدارس، اصلاح الگوی خرید خانوار، کوچک تر شدن حجم بسته بندی محصولات غذایی، توسعه بانک های غذا، اهدای غذای مازاد رستورانها به نیازمندان، حمایت از استارتاپهای مدیریت غذای مازاد، اصلاح قوانین مربوط به پسماند غذایی و سرمایه گذاری در زیرساخت های نگهداری محصولات، از جمله راهکارهایی است که در بسیاری از کشورهای دنیا نتایج موفقی به همراه داشته است.
از سوی دیگر، رسانه ها نیز میتوانند نقش مهمی در تغییر نگرش جامعه ایفا کنند؛ همان گونه که فرهنگ صرفه جویی در مصرف آب و برق طی سال های گذشته تا حدی در جامعه نهادینه شده، میتوان با آموزش مستمر، «دور نریختن غذا» را نیز به یک ارزش اجتماعی تبدیل کرد.
شاید هیچ کس هنگام خالی کردن باقی مانده غذا در سطل زباله، به میلیاردها لیتر آب، زحمات کشاورزان یا میلیاردها دلار سرمایه از دست رفته فکر نکند؛ اما واقعیت این است که دورریز غذا دیگر یک رفتار شخصی نیست، بلکه مسئله ای ملی است؛ مسئله ای که مستقیماً با امنیت غذایی، بحران آب، اقتصاد خانوار، محیط زیست و حتی عدالت اجتماعی گره خورده است.
در روزگاری که بسیاری از خانوادهها زیر فشار تورم، هر روز کوچک تر شدن سفره هایشان را تجربه میکنند، ادامه این روند یک تناقض تلخ است؛ از یک سو، میلیونها تن غذا هر سال از بین میرود و از سوی دیگر، میلیون ها نفر توان تأمین یک وعده غذای کامل را ندارند.
شاید وقت آن رسیده باشد که معیار سخاوت، پر بودن سفره نباشد؛ بلکه مصرف مسئولانه و احترام به ارزش هر لقمه غذایی باشد. زیرا غذایی که امروز بیتفاوت دور ریخته میشود، تنها یک وعده از دسترفته نیست؛ بخشی از آیندهای است که میتوانست برای نسلهای بعد باقی بماند.





نظر شما