علی روئینتن، کارگردان و تهیهکننده سینما با اشاره به وداع پرشور مردم با رهبر شهید و مشاهدات خود از مراسم وداع و تشییع در مصلای تهران میگوید: این روزها مردم با همه وجود برای وداع آمده بودند، اما من حیران حال خودم بودم و به این میاندیشیدم که زندگی بیپایان نیست و همه ما یک روز متولد میشویم و یک روز از دنیا میرویم. اما این آدمهایی که میآیند بیعت میکنند یا برای وداع میآیند، با چه چیزی وداع میکنند؟ شاید اساساً وداعی در کار نباشد و باید دوباره رفت و سلام کرد.
شیعه، باورِ کیفیت است نه کمیت
وی با بیان اینکه شیعه، باورِ کیفیت است نه کمیت؛ تصریح میکند: برخلاف عدهای که میگویند ما ایشان را به آسمان میسپاریم، من این تعبیر را نمیفهمم. من به قرآن رجوع میکنم و میگویم: «إنا لله و إنا إلیه راجعون». همه ما از خاک آمدهایم و به خاک بازمیگردیم. اما در این میان یک مسئله مهم وجود دارد؛ آن چیزی که میماند و زیر خاک نمیرود، تکثیر باورها و آرمانهایی است که یک رهبر، یک بزرگ و یک قائد در طول زیست خود داشته است؛ انسانها از دنیا میروند، اما باورها و آرمانهایشان میتواند به حیات خود ادامه دهد. به همین دلیل است که میگویم او تمام نمیشود. نه به این معنا که به آسمان میرود، بلکه به این معنا که در تاریخ، در حافظه جمعی و در استمرار اندیشه و باور باقی میماند.
گذر زمان به ما ثابت خواهد کرد چه اتفاقی افتاده است
روئینتن ادامه میدهد: عاقبت بهخیری یعنی انسان همان گونه که میگوید زندگی کند و به همان چیزی که به آن میاندیشد برسد. این اتفاق برای امام شهید افتاده و به نظرم اتفاق عجیبی است. به همین دلیل، اگر چنین شخصیتی ساده تشییع شود، همان اندازه تأثیر دارد که باشکوه و عظمت تشییع شود. ما میگوییم بزرگ ما امام حسین(ع) است که به شکلی عجیب تشییع شد، یا حضرت زهرا(س) که اساساً تشییع آشکاری نداشت. مسئله اصلی این است که ایشان نیز باور خود را با اهل بیت(ع) گره زده بودند و تلاش کردند مانند آنان زندگی کنند، سخن بگویند و عمل کنند. حرف و عمل ایشان نیز به یک نتیجه و انجام رسیده است. گذر زمان به ما ثابت خواهد کرد چه اتفاقی رخ داده و کدام باورها تکثیر میشوند.
کارگردان «دلشکسته» در ادامه میافزاید: ایشان در همه مباحث هنگامی که سخن میگفتند، بر این باور بودند که مردم باید مردم باشند، وحدت داشته باشند و براساس اصول خود زندگی کنند. خود ایشان نیز هرگز از اصولشان تخطی نکردند و این اصول را برای جلب رضایت افکار عمومی، عوامپسندانه نکردند. به قول معروف، آنچه پیر در خشت خام میبیند، جوان در آینه نمیبیند و آنچه جوان در آینه میبیند، پیر در خشت خام میبیند.
برای این گونه رهبری کردن، جرئت زیادی لازم است
روئینتن با اشاره به ویژگیهای شخصیتی رهبر شهید تأکید میکند: ایشان خود را مکلف به تکلیف میدانستند. هیچ گاه در موضع پاسخگویی یا جلب نظر جهان قرار نگرفتند. اما یک بار در طول زندگی خود در یک سخنرانی معروف، گزارشی ارائه و آن را به پیشگاه امام زمان(عج) عرضه کردند و نتیجه این نگاه را نیز گرفتند. برای چنین سخن گفتن و چنین رهبری کردن، جرئت زیادی لازم است. تمام تلاش ایشان اجرای مبانی و اصولی بود که به آنها اعتقاد داشتند و همه توان خود را صرف تحقق این مبانی کردند و این برای من جذاب است که در مواضع مختلف، از اصول خود کوتاه نمیآمدند.
این کارگردان در بخش دیگری از سخنان خود اظهار میکند: ما غمگین هستیم و گریه میکنیم، اما این حال شخصی ماست و ارتباطی با حال ایشان ندارد. آیا اتفاقی که برای رهبر شهیدمان رخ داده، برای خود ایشان اتفاق ناگواری است؟ خیر؛ این جاودانگی است. این همان آرزویی بود که بارها از آن سخن گفته بودند؛ از شهادت، جانفشانی و فدا شدن در مسیر باورها.
به نظرم اکنون فضای سیاسی آن قدر ملتهب است که نمیتوان تحلیل دقیق و منصفانهای ارائه داد. باید زمان بگذرد. احساس میکنم در گذر زمان، امکان فهم عمیقتری از این ماجرا فراهم خواهد شد؛ به شرط آنکه شأن و منزلت انسانهای بزرگ و حال و هوای عارفان را ژورنالیستی، سطحی و در حد یک خبر تقلیل ندهیم؛ چراکه این جریانها نیازمند تحلیل هستند، نه صرفاً گزارش.
با اندیشه تکثیر شده رهبر شهید، آینده ایران بیمه است
وی با بیان اینکه شاید همه مردم ما به یک اندازه با رهبر شهید ارتباط فکری نداشته باشند، تأکید میکند: اما اگر از میان کسانی که در کنار ایشان بودند و در درس و بحثشان شرکت میکردند، پنج نفر شبیه ایشان تربیت شده باشند و این اندیشه تکثیر شده باشد، ایران خوشبخت است و آینده ایران بیمه خواهد بود. وی با بیان اینکه رسیدن به چنین جایگاهی قدرت و ظرفیت بزرگی میخواهد، ادامه میدهد: تاریخ انقلاب در نهایت به دو نام میرسد؛ امام خمینی(ره) و آیتالله العظمی خامنهای. این دو برای من آدمهای معمولی نبودند. درباره امام، زندهیاد نصرالله مردانی شعری گفت و حتی از شعر خودش هم فراتر رفت؛ آنجا که گفت: «آئینه زمان است این پیر در جماران». اما فکر نمیکنم هنوز شعری درباره شهید آیتالله خامنهای سروده شده باشد که بتواند شأن و جایگاه ایشان را بهدرستی بازتاب دهد.
این یک داغ حماسی است
وی با بیان اینکه این داغ، داغ بزرگی است، اما گریه و زاری ندارد، تأکید میکند که این یک داغ حماسی است و این طور ادامه میدهد: روزی که در مصلای تهران و مراسم وداع حضور داشتم، احساس میکردم تا دورترین نقطه نقشه ایران، درختان حماسی سر برآوردهاند. انگار باید به سمتی رفت که این درختان حماسی پیداست. من امروز چنین تصویری را میبینم و این جریان بسیار بزرگتر و پیچیدهتر از آن است که در نگاه نخست به نظر میرسد.
شما در کجا و در کدام نظام سیاسی جهان دیدهاید که برای برپا ماندن و بقای یک نظام، این همه انسان کشته و شهید شوند و با این حال آن نظام همچنان برپا بماند؟ زمانی که شهید مطهری، شهید بهشتی و حضرت امام از میان ما رفتند، بسیاری تصور کردند گوشهای از انقلاب فرو ریخته است. اما وقتی شما چیزهای خوب را میآموزید، آیندگان آن آموختهها را تکثیر میکنند. این آموختهها آن قدر جاری میشوند که دیگر به فرد محدود نمیمانند و از فرد عبور میکنند. به نظرم کسانی که گریه میکنند، شاید بخشی از این گریه برای حال خودشان باشد؛ زیرا همروزگار و همزیست با کسی بودهاند اما نتوانستهاند بهرهای را که باید از او ببرند. همان طور که برخی رسانهها و خبرگزاریهای خارجی تحلیل میکنند، نظام فقهی و حکمرانیای که ایشان از آن سخن میگفتند، چیزی نیست که با تحلیلهای دودوتا چهارتایی، گزارشی و تلویزیونی فهمیده شود.
بزرگترین انتقام از دشمن، نشر اندیشههای رهبر شهید است
روئینتن تصریح میکند: ارزش خون ایشان چقدر است؟ ما میخواهیم انتقام چه چیزی را بگیریم؟ بزرگترین انتقامی که توانستیم از آلسفیان و معاویه بگیریم چه بود؛ نشر اندیشه و عدالت علی(ع)!
این بار هم روزگار انتقام ما را خواهد گرفت. ما باید به آرمانهای رهبر شهید بها بدهیم و باور ایشان را در زندگی خود و جهان جاری کنیم. شیعه اساساً احتیاجی به انتقام ندارد. ما مردمان بخشایشگری هستیم اما فراموش نمیکنیم و بزرگترین تیری که میتوانیم رها کنیم، گسترش اندیشه است. وگرنه کشتن نتانیاهو یا ترامپ ـ که به تعبیر من در حد نعلین ایشان هم نیستند ـ مسئلهای را حل نخواهد کرد؛ آنچه ماندگار است، اندیشهای است که باید تکثیر شود و به حیات خود ادامه دهد.





نظر شما