وداع با آقای شهید ایران

۱۷ تیر ۱۴۰۵ - ۰۹:۲۸
کد مطلب: ۱۱۵۵۴۵۴

در فوتبال مدرن، همه چیز با مالکیت توپ، تعداد شوت یا کیفیت فنی بازیکنان توضیح داده نمی‌شود. گاهی مهم‌ترین نبرد، در ذهن بازیکنانی رخ می‌دهد که باید در چند دهم ثانیه تصمیم بگیرند، هیجان خود را مدیریت کنند و زیر فشار، همچنان بهترین انتخاب را انجام دهند.

زمان مطالعه: ۲ دقیقه

در فوتبال مدرن، همه چیز با مالکیت توپ، تعداد شوت یا کیفیت فنی بازیکنان توضیح داده نمی‌شود. گاهی مهم‌ترین نبرد، در ذهن بازیکنانی رخ می‌دهد که باید در چند دهم ثانیه تصمیم بگیرند، هیجان خود را مدیریت کنند و زیر فشار، همچنان بهترین انتخاب را انجام دهند. دیدار فرانسه و پاراگوئه در مرحله حذفی جام جهانی ۲۰۲۶، نمونه‌ای روشن از همین نبرد پنهان بود.
در ظاهر، خروس ها(لقب‌فرانسوی ها) تیم برتر میدان بودند، اما پاراگوئه از همان ابتدای مسابقه تلاش کرد قواعد بازی را تغییر دهد. دفاع فشرده، درگیری‌های فیزیکی، توقف‌های مکرر و محدود کردن فضای تصمیم‌گیری موجب شد فرانسه نتواند ریتم همیشگی خود را پیدا کند. این موفقیتی بود که شاید در آمار مسابقه دیده نشود، اما در کیفیت تصمیم‌های بازیکنان فرانسه کاملاً مشهود بود.
در روان‌شناسی ورزش، سال‌هاست بر این نکته تأکید می‌شود که تیم‌ها فقط برای تصاحب توپ رقابت نمی‌کنند؛ بلکه برای کنترل فضای روانی مسابقه نیز می‌جنگند. تیمی که بتواند حریف را از الگوی ذهنی و ریتم طبیعی خود خارج کند، بخش مهمی از مسیر موفقیت را طی کرده است. پاراگوئه دقیقاً چنین راهبردی را دنبال می‌کرد؛ نه حذف برتری فنی فرانسه، بلکه افزایش هزینه ذهنی استفاده از این برتری.
این موضوع با نظریه «بار شناختی» جان سوئلر (۱۹۸۸) قابل تبیین است. بر اساس این نظریه، ظرفیت پردازش اطلاعات در ذهن انسان محدود است. هرچه محرک‌های همزمان بیشتر شوند، بخشی از منابع شناختی از وظیفه اصلی منحرف می‌شود. در فوتبال، بازیکن باید همزمان موقعیت هم‌تیمی‌ها، آرایش حریف، فضا، زمان و سرعت بازی را پردازش کند. وقتی فشار مسابقه، برخوردهای فیزیکی و وقفه‌های مکرر نیز به این شرایط اضافه شود، کیفیت تصمیم‌گیری به‌طور طبیعی کاهش می‌یابد.
همین اتفاق در نیمه نخست برای فرانسه رخ داد. مهاجمان این تیم کمتر در موقعیت‌های مطلوب قرار گرفتند، سرعت گردش توپ کاهش یافت و تصمیم‌ها با مکث بیشتری همراه شد. مشکل فقط کمبود فضا نبود؛ بخشی از منابع ذهنی بازیکنان صرف مدیریت شرایط مسابقه شده بود، نه اجرای برنامه تاکتیکی.
اما مسابقات بزرگ تنها با ایجاد فشار تعیین نمی‌شوند؛ آنچه نتیجه را رقم می‌زند، نحوه واکنش تیم تحت فشار است. فرانسه در نیمه دوم، بدون آنکه شدت بازی پاراگوئه کاهش یافته باشد، آرام‌آرام نظم ذهنی خود را بازیافت. اعتراض‌ها کمتر شد، تصمیم‌های عجولانه جای خود را به صبر داد و بازیکنان دوباره بر گردش توپ، جابه‌جایی‌های هدفمند و اجرای برنامه تاکتیکی تمرکز کردند.این تغییر، پیش از آنکه تاکتیکی باشد، یک تغییر شناختی بود. بازیکنان به جای جنگیدن با شرایط، آن را پذیرفتند و منابع ذهنی خود را دوباره بر وظیفه اصلی متمرکز کردند. این موضوع با یافته‌های جونز، هانتون و کاناتون (۲۰۰۲) نیز همخوانی دارد؛ پژوهشی که نشان می‌دهد ورزشکاران نخبه الزاماً استرس کمتری را تجربه نمی‌کنند، بلکه در بازگشت سریع‌تر به عملکرد مطلوب پس از تجربه فشار، از دیگران متمایز می‌شوند.
البته عملکرد پاراگوئه نیز از منظر روان‌شناسی ورزش قابل توجه بود. این تیم با اتکا به انسجام ذهنی، نظم دفاعی و اجرای منظم یک راهبرد روان‌شناختی، اختلاف کیفیت فردی را تا حد زیادی کاهش داد. چنین سبکی مستلزم تمرکز پایدار است، زیرا کوچک‌ترین افت توجه می‌تواند کل ساختار دفاعی تیم را از هم بپاشد.
در نهایت، تفاوت اصلی دو تیم در کیفیت مدیریت فشار نمایان شد. فرانسه شاید هرگز نتوانست فوتبال روان و هجومی همیشگی خود را به نمایش بگذارد، اما اجازه هم نداد شرایط تحمیل‌شده از سوی حریف، هویت ذهنی و تصمیم‌گیری جمعی‌اش را مختل کند. این همان سرمایه روان‌شناختی تیم‌های بزرگ است؛ سرمایه‌ای که در آمارهای رسمی دیده نمی‌شود، اما در مسابقات بزرگ، تفاوت میان صعود و حذف را رقم می‌زند.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha