قدرت و امنیت، دو مفهوم بنیادین در دانش سیاسی هستند که نسبت میان آنها همواره از پرسشهای اساسی اندیشه سیاسی به شمار رفته است. در اندیشه رهبر شهید آیتالله خامنهای، این دو مفهوم در چارچوبی اسلامی و قرآنی، معنایی متعالی مییابند. قدرت متعالی بر «علم و اراده» الهی استوار است و امنیت متعالی، «ایمان همراه با مبارزه با ظلم» تعریف میشود. رهبر شهید با استناد به روایت «اَلقُدرَةُ تُذهِبُ الحَفیظَةَ» (قدرت، کینه را از بین میبرد)، بر این نکته تأکید دارند که ناتوانی و ضعف، علت ظلم و ناامنی است و امنیت، معلول قدرت است. قرآن کریم نیز میفرماید: «وَأَطِیعُوا اللَّهَ وَالرَّسُولَ لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ» (آل عمران: ۱۳۲) که نشان میدهد اطاعت از قدرت الهی، مقدمه رحمت و امنیت است. در این نگاه، قدرت نه یک هدف، بلکه ابزاری برای تحقق امنیت و عدالت است و هرگونه قدرتی که بدون ایمان و عدالت باشد، نه تنها امنیتآفرین نیست، بلکه خود منشأ ظلم و ناامنی خواهد بود.
در اندیشه رهبر شهید، میان قدرت و امنیت چهار نوع نسبت قابل شناسایی است. نخست، نسبت علی و معلولی که قدرت، پدیدآورنده امنیت است و ضعف، منشأ ناامنی. ایشان با اشاره به آیه «وَاذْکُرُوا إِذْ أَنْتُمْ قَلِیلٌ مُسْتَضْعَفُونَ» (انفال: ۲۶)، بر این نکته تأکید دارند که استضعاف، زمینهساز سلطه دشمن است. دوم، نسبت همافزایی که افزایش امنیت، افزایش قدرت را به دنبال دارد و بالعکس. سوم، نسبت معکوس که هرچه قدرت متعالی بیشتر باشد، ناامنی کاهش مییابد و برعکس. چهارم، نسبت وسیله و هدف که در آن قدرت ابزار است و امنیت، هدف فعل سیاسی محسوب میشود. رهبر شهید با استناد به نهجالبلاغه که میفرماید: «کونا لِلظَّالِمِ خَصْمًا وَلِلْمَظْلُومِ عَوْنًا» (نامه ۴۷)، بر این نکته تأکید دارند که قدرت باید در خدمت حمایت از مظلوم و تأمین امنیت باشد. این چهار نسبت، نشاندهنده پیچیدگی و چندلایگی رابطه قدرت و امنیت در اندیشه سیاسی ایشان است که با نگاهی جامع و مبتنی بر قرآن و سنت ترسیم شده است.
دوران پیش از انقلاب، نماد «قدرت منفعل» و وابسته است. اشغال ایران در شهریور ۱۳۲۰، توقیف و غارت نفتکشهای ایران توسط انگلیسیها، وابستگی نظامی ایران به آمریکا در دهه چهل، و جدایی بحرین از ایران در دهه پنجاه، نشانههای این ضعف و انفعال است. رهبر شهید فرمودهاند که روزگاری کسی در دنیا به ملت ایران اعتنا نمیکرد و آنهایی که به اینجا میآمدند، از خود این ملت حق توحش میگرفتند (بیانات ۱۳۷۴/۱۱/۲۰). بر اساس اسناد لانه جاسوسی، وابستگی نظامی ایران به آمریکا به اندازهای بود که اگر پشتیبانی آمریکا از نیروهای مسلح ایران نباشد، آنها قادر نخواهند بود در مقابل دشمن بیش از دو هفته دوام بیاورند (اسناد لانه جاسوسی، ۱۳۷۰، ج۸، ص ۲۰۰). در این دوره، رابطه قدرت و امنیت به صورت نسبت معکوس برقرار بود: کاهش قدرت، برابر با افزایش ناامنی و افزایش ناامنی، برابر با کاهش قدرت بود. این وضعیت، نتیجه طبیعی قدرتی بود که نه بر ایمان و استقلال، که بر وابستگی و سلطهپذیری استوار بود و به تبع آن، امنیت ملی نیز در گرو حمایت بیگانگان قرار گرفته بود.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، ایران توانست از مرحله قدرت منفعل خارج شده و به «قدرت دفاعی» دست یابد. دوران دفاع مقدس هشتساله، نقطه عطف این تحول بود. رهبر شهید فرمودهاند که در طول دویست سال، این تنها جنگی بود که ایران تمامیت ارضی خود را حفظ نمود و ذرهای از خاک خود را به دشمن واگذار نکرد؛ دشمن با کمک همه دنیا به ایران اسلامی حمله کرد و میخواست بخشی از خاک این کشور را بگیرد اما شکست خورد و بینیاش به خاک مالیده شد (بیانات ۱۳۷۹/۷/۶). این پیروزی، نشاندهنده قدرت ایمان و رهبری ولایت فقیه بود که توانست ایران را از زیر چکمه ظالمان نجات دهد. امام خمینی(ره) نیز در این باره فرموده بودند که بحمدالله تا به اینجا رسیدهایم که امروز مورد توجه تمام قدرتهای بزرگ هستیم (صحیفه امام، ج۱۳، ص ۱۱۸). در مرحله بعد، ایران به «قدرت بازدارندگی» دست یافت. تولید موشک شهاب در دهه هفتاد و هشتاد شمسی، نماد این تحول بود. رهبر شهید تأکید کردهاند که قدرت بازدارنده نه در موضع تجاوز، ظلم، سلطهطلبی و دستاندازی به ملتهاست، نه در موضع انفعال و فرورفتن در لاک دفاعی و سازش با ظالم، بلکه در موضع مقاومت قدرتبنیاد و بازدارنده قرار دارد (بیانات ۱۳۹۸/۷/۲۱ و ۱۳۹۶/۲/۲۰). ایشان با استناد به آیه ۶۰ سوره انفال («وَاَعِدُوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ...») بر لزوم آمادگی در ابعاد مختلف از جمله قدرت سازمانی، علمی، تاکتیکی، عزم راسخ، ایمان قوی و انگیزه روزافزون تأکید دارند و ابزارهای قدرت را باید پیشرفته، مستقل، بهروز، متنوع و متناسب با همه عرصهها از جمله فضای مجازی دانستهاند.
در دهههای اخیر، ایران به «قدرت ضربت متقابل» نیز دست یافته است. توقیف نفتکش انگلیسی در خلیج فارس در تیرماه ۱۳۹۸، موشکباران پایگاه عینالاسد در پاسخ به ترور سپهبد سلیمانی، و نیز عملیاتهای وعده صادق یک و دو، نمونههای عینی این سطح از قدرت هستند که نشاندهنده توانایی جمهوری اسلامی در پاسخدهی مستقیم و قاطع به تهدیدات فراتر از مرزهاست. همچنین رویدادهای موسوم به جنگ تحمیلی دوم و سوم، نشاندهنده ارتقای توانایی بازدارندگی و واکنش سریع در مواجهه با تهدیدات فرامنطقهای است. رهبر شهید با عبارت «دوران بزن و در رو تمام شد» (بیانات ۱۳۹۴/۲/۱۶) و «اگر یکی بزنید ده تا میخورید» (بیانات ۱۳۹۷/۳/۱۴)، بر ورود رسمی ایران به این مرحله از قدرت تأکید فرمودهاند. ایشان تصریح کردهاند که موشک، مایه امنیت و نقطه قوت است و از کسانی که با دشمن همصدا شده و قدرت موشکی را بیفایده میخوانند، اظهار تأسف کردهاند (بیانات ۱۳۹۷/۳/۱۴). در عالیترین سطح، «قدرت حلقه اول» با فتوای جهاد ابتدایی در زمان غیبت ترسیم شده است که ایشان فرمودهاند بعید نیست حکم به جهاد ابتدایی توسط فقیه جامعالشرایطی که متصدی ولایت امر مسلمین است، در صورتی که مصلحت آن را اقتضا کند، جایز باشد؛ بلکه این نظر اقوی است (استفتاء از مقام معظم رهبری، س۸۴۹۱).
در کنار این، فتوای تاریخی تحریم سلاحهای هستهای در ۲۱ آذر ۱۳۸۹ صادر شده که کاربرد سلاحهای کشتار جمعی را حرام اعلام میکند. رهبر شهید با توجه به آیه «وَ لَا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لَا یُحِبُّ الْمُعْتَدِینَ» (بقره: ۱۹۰)، اطلاق آیه ۶۰ سوره انفال را مقید ساخته و تأکید فرمودهاند که «به اعتقاد ما افزودن بر سلاح هستهای، دیگر انواع سلاحهای کشتار جمعی، نظیر سلاح شیمیایی و سلاح میکروبی نیز تهدیدی جدید علیه بشریت تلقی میشوند» و «ما کاربرد این سلاحها را حرام و تلاش برای مصونیت بخشیدن ابناء بشر از این بلای بزرگ را وظیفه همگان میدانیم» (متن فتوای ۲۱ آذر ۱۳۸۹). تحریم بمب اتم، بزرگترین نماد قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران در سطح جهان است؛ زیرا گویای مهر و محبت ایران به محیط زیست، گلها، پرندگان، پروانهها و همه موجودات، به ویژه زنان، کودکان و انسانهای بیگناهی است که بسیاری از آنها خود قربانی طاغوتها و مستکبران عالم شدهاند. این فتوا نشان میدهد که خشم ایران تنها بر سر دیوان پلید و اهریمنان نابهکار فرود میآید و بیگناهان را نمیسوزاند. رهبر شهید با اشاره به دیدگاه کسانی که میگویند سلاح هستهای بسازیم اما استفاده نکنیم، چنین کاری را اشتباه خوانده و فرمودهاند که هزینه دارد و طرفهای ایران هم میدانند که از این سلاحها استفاده نخواهد شد؛ همچنین بر این باورند که «سلاح هستهای قدرتآفرین نیست» (بیانات ۱۳۹۰/۱۲/۳). این فتوا که در سازمان ملل نیز به ثبت رسیده است، نشان میدهد که کسب قدرت در اندیشه ایشان، هرگز به معنای دستیابی به هر نوع سلاحی نیست، بلکه قدرتی متعالی و مبتنی بر ارزشهای انسانی و اسلامی است که در آن سیاست و اخلاق، چونان شیر و شکر به آمیختهاند و قدرت، نه تنها فسادآور نیست، بلکه فسادستیز و صلاح و فلاحآفرین است.
بر اساس اندیشه رهبر شهید، نسبت میان قدرت و امنیت، نسبتی پیچیده و چندلایه است که در چهار سطح علی و معلولی، همافزایی، معکوس، و وسیله و هدف قابل تحلیل است. ایران معاصر، با عبور از مرحله قدرت منفعل در دوران پیش از انقلاب، به تدریج به قدرت دفاعی (دفاع مقدس)، قدرت بازدارندگی (تولید موشک شهاب)، قدرت ضربت متقابل (موشکباران عینالاسد، وعده صادق یک و دو، و توقیف نفتکش انگلیسی)، و در نهایت به قدرت حلقه اول (فتوای جهاد ابتدایی) دست یافته است. در عین حال، تأکید بر حرمت شرعی سلاحهای کشتار جمعی (فتوای ۲۱ آذر ۱۳۸۹) مرزهای اخلاقی این قدرت را ترسیم میکند و نشان میدهد که قدرت متعالی در اندیشه ایشان، هرگز به بهای نادیده گرفتن ارزشهای انسانی و اسلامی به دست نمیآید. به فرموده رهبر شهید، باید همواره این واقعیت را به یاد داشت که زمانی ایران مستضعف و زیردست بود و اکنون خدای متعال دست آنها را قوی نموده است (بیانات ۱۳۸۲/۱۲/۱۲). این تحول، نه تنها دستاوردی تاریخی برای ایران اسلامی، بلکه الگویی برای سایر ملتهای مسلمان در مسیر استقلال، عزت و امنیت پایدار است.




نظر شما