وداع با آقای شهید ایران

۲۰ تیر ۱۴۰۵ - ۱۱:۳۲
کد مطلب: ۱۱۵۵۹۷۰

جنگ اخیر ایران، اسرائیل و آمریکا تنها صحنه تقابل موشک‌ها نبود. در پس این رویارویی، رقابتی آرام اما تعیین‌کننده بر سر زیرساخت‌های هوش مصنوعی در جریان است؛ رقابتی که مراکز داده را به یکی از مهم‌ترین دارایی‌های ژئوپلیتیکی و امنیتی جهان تبدیل کرده است.

از نفت تا قدرت محاسباتی؛ تغییر پارادایم ژئوپلیتیک؛ جغرافیای جدید قدرت در خاورمیانه
زمان مطالعه: ۴ دقیقه

برای دهه‌ها، میدان‌های نفتی، پایانه‌های صادرات انرژی، پایگاه‌های نظامی و تنگه‌های راهبردی، مهم‌ترین اهداف جنگ‌ها در غرب آسیا بودند. کنترل این زیرساخت‌ها، توازن قدرت را در منطقه تعیین می‌کرد و بخش مهمی از رقابت قدرت‌های بزرگ را شکل می‌داد.

اما جنگ اخیر آمریکا و اسرائیل علیه ایران، از ظهور لایه‌ای جدید در رقابت‌های ژئوپلیتیکی پرده برداشت؛ لایه‌ای که کمتر دیده می‌شود اما به همان اندازه تعیین‌کننده است. در حالی که نگاه افکار عمومی به تبادل موشک‌ها، سامانه‌های پدافندی و احتمال گسترش جنگ معطوف بود، رقابت بر سر زیرساخت‌های دیجیتال و ظرفیت محاسباتی نیز بیش از هر زمان دیگری اهمیت پیدا کرد.

تحولات چند سال اخیر نشان می‌دهد مراکز داده، شبکه‌های پردازش اطلاعات و زیرساخت‌های هوش مصنوعی، به تدریج در کنار نفت و انرژی، به بخشی از معادلات امنیت ملی کشورها تبدیل شده‌اند.

از نفت تا قدرت محاسباتی؛ تغییر پارادایم ژئوپلیتیک

اگر قرن بیستم با نفت تعریف می‌شد، قرن بیست‌ویکم به تدریج با «قدرت محاسباتی» تعریف خواهد شد. هوش مصنوعی دیگر تنها یک فناوری نرم‌افزاری نیست. این فناوری به برق پایدار، مراکز داده عظیم، تراشه‌های پیشرفته، شبکه‌های فیبر نوری و سامانه‌های ارتباطی وابسته است؛ زیرساخت‌هایی که بدون آنها، نه اقتصاد دیجیتال و نه دولت‌های مدرن قادر به ادامه فعالیت نخواهند بود.

فاتح بیرول، مدیر اجرایی آژانس بین‌المللی انرژی، سال گذشته به همین واقعیت اشاره کرد و گفت: «هوش مصنوعی بدون انرژی و به‌طور مشخص برق ، وجود ندارد.»

همین وابستگی، اهمیت ژئوپلیتیکی جدیدی به کشورهایی داده که از منابع عظیم انرژی و ظرفیت سرمایه‌گذاری برخوردارند. غرب آسیا اکنون به دلیل برخورداری از انرژی ارزان، صندوق‌های ثروت ملی، سرمایه‌گذاری دولتی و موقعیت جغرافیایی میان اروپا، آسیا و آفریقا، به یکی از مهم‌ترین مقاصد توسعه زیرساخت‌های هوش مصنوعی تبدیل شده است.

به همین دلیل، رقابت قدرت‌های بزرگ دیگر تنها بر سر کنترل نفت یا مسیرهای دریایی نیست؛ بلکه بر سر ساخت، تأمین مالی و حفاظت از زیرساخت‌هایی است که آینده هوش مصنوعی را ممکن می‌کنند.

رقابت واشنگتن و پکن از تراشه تا مراکز داده

رقابت آمریکا و چین وارد مرحله‌ای شده که دیگر تنها به فناوری محدود نیست و به زیرساخت‌های پشتیبان آن نیز گسترش یافته است.

واشنگتن تلاش می‌کند برتری خود را از طریق کنترل زنجیره تأمین نیمه‌هادی‌ها، توسعه مراکز داده، رایانش ابری و مشارکت‌های فناورانه حفظ کند؛ در مقابل، چین نفوذ خود را با توسعه پروژه «جاده ابریشم دیجیتال» افزایش داده است؛ پروژه‌ای که شامل توسعه بنادر، شبکه‌های مخابراتی، کابل‌های فیبر نوری و شهرهای هوشمند در کشورهای مختلف، از جمله غرب آسیاست.

در این میان، دولت‌های منطقه نیز دیگر تنها میزبان این رقابت نیستند. ماه گذشته، همزمان با تأسیس «سازمان هوش مصنوعی و داده» در امارات، شیخ محمد بن راشد آل مکتوم اعلام کرد: «هدف ما دولتی است که سریع‌تر، هوشمندتر و همواره یک گام جلوتر باشد؛ دولتی که از فناوری برای خدمت به مردم و ساخت آینده‌ای بهتر برای نسل‌های آینده استفاده کند».

عمر سلطان العلماء، وزیر مشاور امارات در امور هوش مصنوعی، نیز در نشست سازمان ملل در ژنو تأکید کرد: «هوش مصنوعی بسیار فراتر از یک پیشرفت فناورانه است.»

این اظهارات نشان می‌دهد دولت‌های منطقه، هوش مصنوعی را نه صرفاً یک فناوری، بلکه ابزاری برای افزایش قدرت اقتصادی و نفوذ ژئوپلیتیکی می‌دانند.

مراکز داده؛ هدف جدید جنگ‌های آینده

اهمیت مراکز داده تنها در ذخیره اطلاعات نیست. این مراکز ستون فقرات نظام مالی، خدمات عمومی، سامانه‌های اطلاعاتی، فرماندهی نظامی، لجستیک و حتی مدیریت دولت‌های مدرن محسوب می‌شوند.

مدنی، مدیر مؤسسه آب، محیط زیست و سلامت دانشگاه سازمان ملل، در توصیف این تحول می‌گوید:«بحث عمومی همچنان هوش مصنوعی را نرم‌افزار می‌داند، اما هوش مصنوعی در عین حال یک زیرساخت فیزیکی است؛ شامل مراکز داده، تولید برق، سامانه‌های سرمایش، شبکه‌های انتقال، تراشه‌ها، مواد معدنی، زمین و آب.»

همین وابستگی، منطق جنگ را نیز تغییر می‌دهد. در گذشته، ارتش‌ها برای فلج کردن رقیب، فرودگاه‌ها، بنادر، پالایشگاه‌ها، نیروگاه‌ها یا پل‌ها را هدف قرار می‌دادند؛ اما در جنگ‌های آینده، زیرساخت‌های دیجیتال نیز می‌توانند به اهدافی هم‌سنگ تأسیسات انرژی تبدیل شوند.

هدف، لزوماً تخریب فیزیکی نخواهد بود، بلکه ایجاد فلج راهبردی از طریق اختلال در ظرفیت محاسباتی، سامانه‌های فرماندهی، خدمات عمومی و زیرساخت‌های دیجیتال خواهد بود.

جنگ اخیر نیز نشانه‌ای از همین تغییر بود. هرچند موشک‌ها در مرکز توجه رسانه‌ها قرار داشتند، اما این درگیری نشان داد که عملکرد دولت‌ها، ارتش‌ها و اقتصادها بیش از هر زمان دیگری به تداوم فعالیت زیرساخت‌های دیجیتال وابسته است.

غرب آسیا؛ از صادرکننده انرژی تا تولیدکننده قدرت محاسباتی

تحول جاری، فرصتی کم‌سابقه برای کشورهای منطقه ایجاد کرده است؛ عربستان سعودی، امارات، قطر، ترکیه و ایران، هر یک به دنبال توسعه زیرساخت‌های هوش مصنوعی و تبدیل شدن به بازیگرانی تأثیرگذار در اقتصاد دیجیتال هستند.

این تغییر، جایگاه سنتی غرب آسیا را نیز دگرگون می‌کند. منطقه‌ای که برای دهه‌ها با نفت شناخته می‌شد، اکنون می‌کوشد به تولیدکننده «قدرت محاسباتی» نیز تبدیل شود. اما این مسیر تنها به سرمایه‌گذاری ختم نمی‌شود. حفاظت از مراکز داده، امنیت سایبری، پایداری شبکه برق، امنیت زنجیره تأمین تراشه‌ها و تاب‌آوری زیرساخت‌ها، به همان اندازه اهمیت خواهد داشت. به همین دلیل، رقابت آینده تنها میان شرکت‌های فناوری یا سرمایه‌گذاران نخواهد بود؛ بلکه به بخشی از رقابت‌های ژئوپلیتیکی و امنیتی جهان تبدیل می‌شود.

غرب آسیا همچنان یکی از مهم‌ترین تأمین‌کنندگان انرژی جهان باقی خواهد ماند، اما در کنار آن، به تدریج به میزبان زیرساخت‌هایی تبدیل می‌شود که اقتصاد و قدرت قرن بیست‌ویکم بر آنها استوار است. اگر قرن گذشته با رقابت بر سر نفت تعریف می‌شد، اکنون نشانه‌های روشنی وجود دارد که قرن جدید با رقابت بر سر ظرفیت محاسباتی، مراکز داده و زیرساخت‌های هوش مصنوعی تعریف خواهد شد؛ رقابتی که غرب آسیا دیگر در آن تنها یک تماشاگر نیست، بلکه به یکی از میدان‌های اصلی آن تبدیل شده است.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha