وداع با آقای شهید ایران

چند روز پیش، ایران و جهان اسلام شاهد وداعی تاریخی با رهبر شهید انقلاب و همراهان بزرگوارشان بود.

‏خون شهید و حماسه انتصار
زمان مطالعه: ۷ دقیقه

چند روز پیش، ایران و جهان اسلام شاهد وداعی تاریخی با رهبر شهید انقلاب و همراهان بزرگوارشان بود. از خیابان آزادی تهران و بولوار پیامبر اعظم(ص) قم تا شهرهای نجف و کربلا و در نهایت مسیرهای منتهی به حرم مطهر رضوی؛ خروش میلیون‌ها عزادار سیاه‌پوش، صحنه‌ای بی‌نظیر از اشک، حماسه و وفاداری را رقم زد. این حضور گسترده و بی‌سابقه مردم، پیامی روشن از تداوم نهضت اسلامی و پایداری آرمان‌های انقلاب به جهانیان مخابره کرد. در همین راستا، حضرت آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای، رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیامی که روز گذشته منتشر شد، ضمن قدردانی از حضور ده‌ها میلیونی، اعجاب‌برانگیز، دشمن‌شکن و تاریخی مردم در شهرها و روستاهای ایران و عراق، شهادت رهبر معظم انقلاب را به غوغای حیات‌بخشی تعبیر کردند که انعکاس ندای مظلومیت حسین(ع) و ندای «هل من ناصر ینصرنی» او را در ایران و پس از آن در عراق و سایر کشورها به‌پا می‌کند و زلزله در باطل می‌اندازد. ایشان با تأکید بر مطالبه امت، عهد بستند: «انتقام خون پاک شما و همه شهیدان این دو جنگ را از قاتلین جنایتکار و بی‌آبرو بگیریم. این انتقام، خواست امت ما است و به‌طور حتمی باید صورت بگیرد». این حماسه عظیم مردمی، زیر خروش میلیون‌ها عزادار به جهانیان نشان داد ملت ایران، شهادت رهبر خود را نه پایان راه، بلکه آغاز فصلی جدید برای تحقق وعده‌های الهی و مقابله با استکبار می‌داند. اگرچه فضای مراسم با سوگ و سیاهی همراه بود، اما آنچه بیش از هر چیز به چشم می‌آمد، پرچم‌های سرخ با شعارهای «یا لثارات الحسین» و «یا لثارات الخامنه‌ای» بود؛ نمادی صریح از مطالبه قطعی مردم برای انتقام و خونخواهی. در این میان، همان‌طور که حجت‌الاسلام والمسلمین سید علی خمینی، یادگار امام راحل(ره) در آیین بزرگداشت رهبر شهید تأکید کرد «مسئولان نباید از مطالبه انتقام غفلت کنند و هر مسئولی که خود را وفادار به امام شهید می‌داند، باید این مطالبه را در اولویت بداند». اما این مطالبه عمیق چگونه باید در چارچوب مکتب اهل‌بیت(ع) و حکمت قرآنی، به یک دکترین عمل‌گرایانه و سازنده برای عزت و وحدت ملی تبدیل شود؟

‏تمایز «انتقام» و «انتصار»: نگاهی قرآنی

برای فهم عمیق «انتقام» لازم است به ریشه‌های قرآنی آن و مفاهیم مرتبط بپردازیم. واژه «انتقام» از ماده «نقم» به معنای انکار یک چیز و عیب‌گیری از آن است که گاه با عقوبت و کیفر همراه می‌شود. اما در نگاه قرآنی و فقهی، میان «انتقام» صرف و «انتصار» تفاوت ماهوی وجود دارد. آیت‌الله العظمی جوادی آملی، مفسر گرانقدر قرآن کریم، «انتصار» را به معنای «بازستاندن حق» و «ستم‌ناپذیری» تبیین می‌کند. این مفهوم، فراتر از تلافی‌جویی احساسی و شخصی است و به مثابه دکترین بازدارندگی نظام اسلامی عمل می‌کند. خداوند در قرآن کریم می‌فرماید: ‏«وَالَّذِینَ إِذَا أَصَابَهُمُ الْبَغْیُ هُمْ یَنْتَصِرُونَ» (سوره شوری، آیه ۳۹). این آیه، مردان الهی را کسانی توصیف می‌کند که اهل «انتصار» هستند؛ یعنی حق خود را بازمی‌ستانند و زیر بار ظلم نمی‌روند. این همان منطق عزتمدارانه‌ای است که می‌گوید: «لا یَحْتَمِلُ الظُّلْمَ إِلَّا الذَّلِیلُ» (جز شخص ذلیل، کسی بار ظلم را بر دوش نمی‌کشد). بنابراین، انتقام ما باید در چارچوب «انتصار» باشد؛ یعنی مقابله‌ای فعال و هوشمندانه برای بازپس‌گیری حق، رفع ظلم و تثبیت عزت، نه صرفاً واکنشی هیجانی. این رویکرد، ما را از آغازگر تهاجم بودن برحذر می‌دارد، اما در برابر ستم و تعدی، منفعل نیز نخواهد بود.

‏‏انتقام فقهی، شاخصه‌های مکتبی

اولین و مهم‌ترین نوع، انتقام پسندیده و لازم است. اسلام با هرگونه ظلم و تعدی به فرد یا جامعه مخالف بوده و مقابله با ستمگران و گرفتن حق مظلومان را امری ممدوح و گاه واجب می‌شمارد. قرآن کریم در آیات ۱۴ و ۱۵ سوره توبه، به مسلمانان فرمان می‌دهد با کافران و مشرکان نبرد کنند تا خشم مؤمنان ستمدیده فرو نشسته و دل‌های آنان تشفی یابد. این نوع انتقام، برای جلوگیری از گستاخی ظالمان، پایمالی حقوق و گسترش فساد در جامعه ضروری است. انتقام خون رهبر شهید و اخراج نیروهای متجاوز از منطقه، دقیقاً در همین دسته جای می‌گیرد. خداوند می‌فرماید: ‏«قَاتِلُوهُمْ یُعَذِّبْهُمُ اللَّهُ بِأَیْدِیکُمْ وَیُخْزِهِمْ وَیَنْصُرْکُمْ عَلَیْهِمْ وَیَشْفِ صُدُورَ قَوْمٍ مُؤْمِنِینَ/وَیُذْهِبْ غَیْظَ قُلُوبِهِمْ وَیَتُوبُ اللَّهُ عَلَی مَنْ یَشَاءُ وَاللَّهُ عَلِیمٌ حَکِیمٌ»(سوره توبه، آیات ۱۴ و ۱۵). این آیات به‌صراحت جنگ با دشمنان و فرونشاندن خشم مؤمنان را به عنوان یک هدف الهی معرفی می‌کند. در کنار این، نوع دیگری از انتقام وجود دارد که انتقام مجاز نامیده می‌شود. این حالت زمانی است که ستم و تجاوز متوجه شخص انسان شده باشد و انتقام گرفتن او پیامدی برای دیگران نداشته باشد. در این‌گونه موارد، انسان میان گرفتن انتقام از ظالم یا عفو او مخیّر است، البته همواره در چارچوب احکام و موازین اسلام. در مقابل این دو، انتقام مذموم و ناروا قرار می‌گیرد. این نوع انتقام، اگر برخاسته از تعصب‌های جاهلانه، دشمنی‌های نابجا و همراه تجاوز و تعدی باشد، نه تنها حقی را بازنمی‌ستاند، بلکه خود موجب پایمالی حقوق دیگران و منشأ ظلم و فساد می‌شود. انتقامی که در روایات اخلاقی از رذائل شمرده شده و مؤمنان از آن نهی شده‌اند، دقیقاً همین قسم است. بنابراین، مطالبه انتقام امروز ما، از نوع پسندیده و لازم است که باید با حکمت و بصیرت و به دور از هرگونه افراط و تفریط پیگیری شود.

‏انتقام مکتبی امام سجاد(ع)

در این ماه محرم و ایام عزای سیدالشهدا(ع)، بهترین الگو برای درک انتقام حقیقی، سیره امام سجاد(ع) پس از واقعه کربلاست. وقتی از امام پرسیدند: «در این نبرد، چه کسی پیروز شد؟» امام در پاسخی کوتاه اما راهبردی، شاخصی برای تمام اعصار ارائه کردند: «إِذَا دَخَلَ وَقْتُ الصَّلَاةِ فَأذِّنْ وَأَقِمْ، تَعْرِفُ الغَالِبَ» (هرگاه وقت نماز فرارسید، اذان و اقامه بگو تا بدانی پیروز واقعی کیست). این پاسخ، تنها یک جواب مذهبی نبود؛ بلکه تغییر جهت قطب‌نمای حقیقت بود. امام(ع) به جای اشاره به سرنوشت شمشیرها، به سرنوشت «کلمه» نیز توجه کردند. پیروزی یعنی برافراشته ماندن بیرق توحید و طنین‌انداز شدن نام پیامبر(ص) بر مأذنه‌ها؛ هدفی که امویان برای دفن کردن آن شمشیر کشیده بودند. این سیره به ما می‌آموزد انتقام حقیقی، تنها در گرو نابودی فیزیکی دشمن نیست، بلکه در غلبه مکتب و آرمان است. دیپلماسی افشاگری امام سجاد(ع) و حضرت زینب(س) در کوفه و شام، پیروزی نظامی دشمن را به شکستی اخلاقی و رسانه‌ای تبدیل کرد. قیام‌های پس از عاشورا با شعار «یا لثارات الحسین» گواه آن بود که خون مقتول، بُرنده‌تر از شمشیر قاتل ظاهر شده است. الگوی انتقام ما نیز باید این‌گونه باشد: انتقامی که هدفش نه صرفاً یک اقدام تلافی‌جویانه محدود، بلکه نابودی ریشه‌های ظلم، افول هژمونی استکبار و تثبیت مکتب اسلام ناب محمدی در منطقه و جهان است.

انسجام ملی؛ شریان حیاتی انتقام

در شرایط حساس کنونی که جامعه ما در غم از دست دادن رهبر عزیز خود و در تب و تاب مطالبه انتقام بحق است، حفظ انسجام ملی و همدلی اجتماعی از هر زمان دیگری حیاتی‌تر است. همان‌طور که رهبر معظم انقلاب، حضرت آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای در پیام خود به حماسه «ده‌ها میلیونی، اعجاب‌برانگیز، دشمن‌شکن و تاریخی» مردم اشاره کردند، این ملت بصیر، مسیر خود را شناخته و بر همان راهی که امام راحل و رهبر شهید انقلاب ترسیم کرده بودند، استوار مانده است. این مردم، همان‌هایی هستند که در بزنگاه‌ها، با حضور در میدان‌های دفاع و پشتیبانی از نیروهای مسلح، همه آرزوهای کج‌اندیشان را باطل کردند. امروز نیز، همین مردم، سرمایه اصلی و بزرگ‌ترین پشتوانه جمهوری اسلامی ایران در ادامه مسیر انقلاب و تحقق انتقام امام شهید و همچنین شهدای جنگ هستند. دشمن بیش از هر چیز به دنبال ایجاد تفرقه و از بین بردن وحدت ملی است. انتقام از دشمن، تنها با عملیات نظامی یا سیاسی محقق نمی‌شود؛ بلکه نیازمند استحکام درونی جامعه، همدلی و مراعات یکدیگر است. وقتی جامعه‌ای در اوج همبستگی و همدلی قرار دارد، هیچ قدرتی نمی‌تواند به آن آسیب برساند. مراعات حال یکدیگر، کمک به نیازمندان، تقویت ارزش‌های اخلاقی و اجتماعی و پرهیز از هرگونه تفرقه و اختلاف، همگی اجزای جدایی‌ناپذیر انتقام حقیقی هستند. این انسجام، همان قدرت ملی و عزت ایمانی است که هژمونی دشمن را درهم می‌شکند و مسیر رسیدن به عصر ظهور را هموار می‌کند.

‏انتقام؛ بصیرت و وحدت

مطالبه خون رهبر شهید، بی‌شک حق مسلم و وظیفه‌ای مکتبی بر دوش امت اسلامی است. این انتقام، آن‌گونه که در سیره نورانی اهل‌بیت(ع) و آموزه‌های قرآنی انتصار تبیین شده، نه یک اقصاص بر حق، که اقدامی حساب‌شده و استراتژیک است که غایت آن، اخراج کامل آمریکا از منطقه، نابودی رژیم صهیونیستی و تثبیت حاکمیت اسلام ناب محمدی در پهنه گیتی است. همان‌طور که حضرت آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای در پیام خود تأکید فرمودند «این انتقام، خواست امت ما است و به‌طور حتمی باید صورت بگیرد». ایشان با اطمینان تصریح کردند «این امر، متوقف بر وجود شخص من یا سایر مسئولان نیست. ما باشیم یا نباشیم، این مطلب محقق خواهد شد و به‌زودی آحادی از آزادگان در سراسر دنیا هر یک بخشی از این مأموریت الهی را انجام خواهند داد». این وعده الهی، مسیر پرعزت را نیازمند صبر استراتژیک، بصیرت عمیق و از همه مهم‌تر، حفظ و تقویت وحدت و انسجام ملی می‌داند. تنها با همدلی، تکیه بر حکمت الهی و پیگیری استوار مکتب شهید است که می‌توانیم این انتقام بزرگ را به سرانجام رسانیم و پرچم عزت و اقتدار را برافراشته نگه داریم، تا ان‌شاءالله زمینه ظهور منتقم حقیقی عالم، حضرت بقیةالله الاعظم(عج) فراهم آید.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha