تحولات منطقه

رهبر شهید انقلاب اسلامی، حضرت آیت‌الله‌العظمی سید علی خامنه‌ای، به عنوان رهبر ایران و یک شخصیت برجسته و تأثیرگذار در تاریخ معاصر ایران، در طول دوران رهبری خود، دیدارهای مختلفی با اقشار گوناگون جامعه داشتند.

خرده روایت‌هایی از دیدار با رهبر شهید/ همیشه حق با رهبر بود، باید قافیه را عوض می‌کردم
زمان مطالعه: ۶ دقیقه

رهبر شهید انقلاب اسلامی، حضرت آیت‌الله‌العظمی سید علی خامنه‌ای، به عنوان رهبر ایران و یک شخصیت برجسته و تأثیرگذار در تاریخ معاصر ایران، در طول دوران رهبری خود، دیدارهای مختلفی با اقشار گوناگون جامعه داشتند. دیدارهایی با جوانان، دانشجویان، هنرمندان، معلمان، خانواده‌های شهدا و...، که در این میان، دیدارهای نوروزی و شب شعرهای ایشان از جمله دیدارهایی بود که علاوه ‌بر اثرات و تبعات معمول چنین دیدارهایی بر تقویت روحیه همبستگی و وحدت میان مردم، خاطرات ویژه‌ای از ابعاد متفاوت شخصیتی رهبر شهید انقلاب را بر جای گذاشت و بسیاری از افرادی که هیچ دیداری تاکنون با رهبر نداشتند به واسطه محتوای خروجی این جلسات، شیفته منش و بینش ایشان شدند و اکنون که دیگر خبری از آن جلسات نیست، حسرت نداشتن این دیدارها بر دل افراد بسیاری مانده است.

این گزارش به روایت خاطرات افرادی می‌پردازد که دیدارهایی با رهبر شهید ایران داشتند.

میلاد عرفان‌پور، شاعر شعر معروف «علی الاصول، امام شهید، خامنه‌ای/ برای مردم ما روز و شب دعا کرده است» / محکم باشید و به راه خود ادامه دهید

خداوند متعال را شاکرم که در این سال‌ها توفیق دیدار با رهبر عزیزمان نصیب بنده حقیر شده است. خاطرات بسیاری از این دیدارها در ذهنم باقی مانده، اما یکی از آن‌ها که به ماه‌های آخر زندگی امام شهیدمان مربوط می‌شود، به یاد ماندنی‌تر است. تقریباً ۱۰ ماه پیش از شهادت ایشان، در یکی از روزها هنگام نماز ظهر، توفیق یافتم که در محضر مبارک رهبر معظم انقلاب حضور داشته باشم. در آن دیدار، خدمت ایشان عرض کردم: «حضرت آقا، مسئولیت‌ها و وظایفی بر دوش من است و انتظاراتی نسبت به من وجود دارد. نگرانم که نتوانم از پس این مسئولیت‌ها برآیم و شرمنده شما و شهدا شوم. دعا کنید که این اتفاق نیفتد». ایشان با محبت و پدرانه به من توجه کردند و دعا فرمودند. همچنین توصیه‌ای داشتند که بسیار برایم ارزشمند بود. ایشان گفتند: «مدام بخوان و از ته دل بخوان. قو علی خدمتک جوارحی و اشدد علی العظیمة جوانحی» من هم این توصیه ایشان را به همه عزیزانم هدیه می‌کنم. ان‌شاءالله خداوند به ما توفیق دهد تا در مسیر شریف و روشن انقلاب اسلامی و پیروی از آن بزرگمرد و امام کبیر انقلاب و در سایه اطاعت از رهبر عزیزمان، حضرت آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای، با ثبات قدم پیش برویم و هیچ مانع و چالشی ما را از ادامه راه باز ندارد. در دیدارهای مکرر با ایشان، همواره به ما توصیه می‌کردند که سفت و محکم باشید.

محمدجواد و محمودرضا دهقانی تفتی، طلبه‌های مشهدی معروف به حاجی دوقلو/ همان غذایی که رهبر می‌خوردند را به ما هم دادند

وقتی کسی به پادشاهی می‌رسد، معمولاً اقداماتی انجام می‌دهد که نشان‌دهنده قدرت و مقام اوست اما رهبر ما هیچ‌یک از این کارها را نکرده است. برخی از مردم ما تازه متوجه شدند داماد و عروس ایشان چه کسانی هستند و حتی بسیاری از مردم عکس‌های فرزندان ایشان را ندیده‌اند. ۲۰ روز همسر نفر اول مملکت جمهوری اسلامی ایران به بیمارستان رفته و حتی کارکنان بیمارستان نمی‌دانستند که ایشان همسر رهبر است. نکته‌ای که اینجا مطرح است این است که رهبر ما هیچ‌گاه دستور ندادند عکسشان روی پول‌ها قرار گیرد یا باغ و کاخی برای خود بسازند. در دیداری که چهار سال پیش با رهبری در حرم داشتیم، به چشم خود دیدیم همان غذایی که ایشان می‌خوردند، غذایی بود که به همه داده می‌شد. رهبر هیچ‌گاه نگفتند باید غذایشان متفاوت باشد یا کمتر یا بیشتر از دیگران باشد. این نکته برای من جالب بود که حتی نحوه غذا خوردن و صندلی‌هایی که برای نشستن استفاده می‌شود، بسیار معمولی و عادی بود. اگر این ویژگی‌ها نبود، رهبر ما این‌قدر در دل مردم عزیز نبودند. جمعیت زیادی در مشهد گرد هم آمدند که در قاب دوربین‌ها نمی‌گنجید. کوچه پسکوچه‌ها، مساجد، حسینیه‌ها و خانه‌هایی که مردم برای حمایت از زائران رهبر شهید در اختیار گذاشته بودند، نشان‌دهنده ارادت آن‌ها به رهبری است که به همه رهبران دنیا شرف داشتند و ما چنین رهبری را از دست دادیم.

سید ابوطالب مظفری، شاعر مهاجر افغانستانی / باید «تاری» را تغییر می‌دادم

زمانی که تازه شعر گفتن را آغاز کرده بودم و تقریباً سه یا چهار شعر سروده بودم، امام فوت کردند و من یک مثنوی برای ایشان نوشتم. فوت امام در سال ۶۹ بود و ملاقاتی که می‌خواهم به آن اشاره کنم، در سال ۷۰ اتفاق افتاد. در آن زمان، حضرت آقا به مشهد سفر کرده و در تالار آینه یک جلسه با شاعران برگزار کردند، من نیز در این ملاقات حضور داشتم. در این جلسه، تعدادی از شعرها خوانده شد و من نیز شعری که برای حضرت امام(ره) سروده بودم را خواندم. در یکی از ابیات این شعر، گفته بودم: «امشب فضای کومه دل سرد و تاری است، یک آسمان غم بر سر فیضیّه جاری است». پس از خواندن شعر، رهبر شهید به من گفتند کلمه «تاری است» در قافیه قدیمی است و بهتر است آن را تغییر دهم. این نقد ایشان در ذهنم ماند، اما به دلیل اینکه شعر قبلاً پخش شده بود، نتوانستم آن قافیه را تغییر دهم. ولی همین حالا که به آن نگاه می‌کنم، متوجه می‌شوم که همیشه حق با ایشان بوده و باید قافیه را تغییر می‌دادم اما به خاطر مصرع دوم یعنی «جاری است» نتوانستم این کار را انجام دهم. این خاطره را به یاد دارم چون نقدهای حضرت آقا در شعرها همیشه دقیق و تخصصی بودند. بعدها هم در جلسات شعر، نظرات و نقدهای ایشان همواره بر پایه تخصص بود.

مریم قربان‌زاده، نویسنده کتاب خاتون و قوماندان / از دستخط آقا که اسمم را نوشتند، همه جا استفاده می‌کنم

پیش از اینکه هیچ‌گونه تقریظ مکتوبی وجود داشته باشد، از سوی دفتر حضرت آقا تماسی برقرار و سلام ایشان به من رسانده شد. در این تماس گفته شد حضرت آقا فرمودند: «این کتاب چه کار خوبی است!» ایشان همچنین اعلام کردند «برای ما دعا کرده و دعا می‌کنند». این جمله هنوز که هنوز است در گوش من زنگ می‌زند. هرگاه در زندگی، نوشتن و تفکر با چالش مواجه می‌شوم و احساس خستگی می‌کنم، به یاد این دعاها می‌افتم و با خودم فکر می‌کنم وقتی شخصیتی چون حضرت آقا پشت سرم است، مثل همه مردم ایران که آقا همیشه می‌گفتند برای همه مردم دعا می‌کنند، انسان نه کم می‌آورد و نه خسته می‌شود. این حرف، تعارف نیست. هر بار که عکس ایشان را می‌بینم، اولین چیزی که به ذهنم می‌آید، دعای ایشان است که روزی من را دعا کرده‌اند و مرا با ذکر اسم نام بردند. جمله زیبایی که در جلد قرآن نوشته و به من اهدا کردند، برایم بسیار ارزشمند است: «اهدا به مریم قربان‌زاده، نویسنده خوش‌سلیقه خاتون و قوماندان». و حالا من از اسم خودم با دستخط آقا، برچسب مریم قربان‌زاده را تهیه کرده و روی کتاب‌ها، میزکار، خودکارها و همه وسایلم استفاده می‌کنم. این دستخط حضرت آقا علاوه بر ارتباط‌های عاطفی، ملی، مذهبی و سیاسی که همه ما با ایشان داریم، برای من اهمیت ویژه‌ای دارد. من همیشه بر این باورم که خوب است ارتباط شخصی با آقا داشته باشیم و این ارتباط شخصی برای هر فردی ضروری است و این دستخط برای من همین حکم را دارد.

علیرضا دلبریان، رزمنده و راوی دفاع مقدس / در بیان خاطرات دفاع مقدس بزرگ‌نمایی نکنید

در دیداری که در تاریخ ۳۰ آبان ۱۳۹۸ با راویان دفاع مقدس برگزار شد رهبر شهید انقلاب فرمودند وقتی جنگ به پایان می‌رسد، رزمنده‌ها باید به یاد داشته باشند مأموریت آن‌ها تنها با تحویل سلاح به پایان نمی‌رسد. مأموریت آن‌ها زمانی تمام می‌شود که تمام خاطرات، مشاهدات و وقایع جبهه را بدون کم و کاست و صادقانه، به صورت شفاهی یا مکتوب ثبت کنند تا در سینه‌ها نمانند. آقای شهید ایران تأکید کردند تا زمانی که شما هستید، باید حقایق جنگ را بیان کنید تا از تحریف تاریخ جلوگیری شود. امروز دشمن در تلاش است تاریخ را منحرف کند. همچنین ایشان فرمودند نباید در بیان واقعیت‌ها اغراق کرد؛ نیازی نیست که ما بخواهیم اتفاقات دفاع مقدس را بزرگ‌نمایی کنیم. در پایان دیدار، از حضرت آقا خواستم انگشتری برای بچه‌ها بیاورند، ایشان هم قبول کردند و با اینکه دیدار طولانی شده بود باز از ایشان خواستیم که عکسی دسته‌جمعی با ایشان بگیریم، هرچند ممکن بود این کار در آن لحظه چندان مناسب نبوده باشد، اما رهبر شهیدمان با اینکه عجله داشتند قبول کردند. در آن دیدار احساس کردم چقدر رهبر عزیز و شهیدمان به طبع دل ما راه می‌روند و به درخواست‌های ما توجه دارند. واقعاً دیدن این روحیه و حمایت ایشان بسیار برایمان دلگرم‌کننده بود.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha