«احمدرضایی» فرزند شهیدی است که پیش از تولدش، پدرش در دفاع مقدس به شهادت رسید.
او ۶ ماه پس از شهادت پدر به دنیا آمد و هنوز یک سال و نیمه نشده بود که مادرش را نیز از دست داد. کودکیاش با تنهایی آغاز شد و سالهای زندگیاش با سختی سپری شد.
امروز نیز زندگی برای او آسان نیست. نارسایی کلیوی دارد و برای ادامه حیات باید به طور منظم دیالیز شود؛ اما وقتی خبر برگزاری مراسم تشییع رهبر انقلاب را شنید، تصمیمی گرفت که بسیاری آن را غیرممکن میدانستند.
بدون آنکه توان مالی سفر داشته باشد، با تنها داراییاش؛ یک موتورسیکلت هوندا ۱۲۵، مسیر نزدیک به ۱۷۰۰ کیلومتری لامِرد فارس تا مشهد را پشت سر گذاشت تا خود را به مراسم، برساند.
او، میگوید: «این سعادت شاید نصیب هر کسی نشود. با خودم گفتم اگر قرار است بروم، با همین موتور میروم.»
اما این سفر، فشار سنگینی بر جسم بیمار او وارد کرد که روزهایش با دیالیز گرهخورده بود.
پس از ورود به مشهد، برای انجام دیالیز و ادامه درمان به چند مرکز درمانی مراجعه کرد، اما به دلایل مختلف امکانپذیرش و ارائه خدمات برای او فراهم نشد.
ساعتها گذشت و حالش لحظهبهلحظه وخیمتر شد. سرفههای شدید، تنگی نفس و ضعف شدید، دیگر توان ادامه را از او گرفته بود.
در همین روزها، بیمارستان فوقتخصصی رضوی باهدف خدمترسانی به زائران و شرکتکنندگان در مراسم تشییع، مصوبهای ویژه را اجرا کرده بود؛ بر اساس این تصمیم، هر زائری که در جریان این مراسم دچار مشکل پزشکی میشد، بدون دریافت هزینه و بدون هیچ چشمداشتی از خدمات درمانی بیمارستان بهرهمند شود.
همراه احمد، «علی طوسی» که در مسیر سفر با او آشنا شده بود، وقتی وخامت حالش را دید، با اورژانس ۱۱۵ تماس گرفت. نیروهای اورژانس بلافاصله او را به بیمارستان فوقتخصصی رضوی، منتقل کردند.
دکتر آزاده شیرین زاده، رئیس بخش اورژانس بیمارستان فوقتخصصی رضوی، درباره لحظه ورود این زائر میگوید: «بیمار در شرایط بسیار بحرانی به اورژانس منتقل شد. وی به دلیل نارسایی کلیوی، دیالیز خود را انجام نداده بود و با سطح هوشیاری بسیار پایین، علائم حیاتی ناپایدار و در وضعیت کما به بیمارستان رسید.
همچنین به علت درگیری شدید ریوی، وضعیت تنفسی بسیار نامناسبی داشت و بلافاصله تحت اقدامات احیا و درمانهای تخصصی قرار گرفت.»
وی ادامه میدهد: «از همان لحظه ورود، گروه مجهز اورژانس بیمارستان فوقتخصصی رضوی با تمام توان وارد عمل شد. برای ما تنها یک موضوع اهمیت داشت؛ نجات جان بیماری که پس از تحمل رنج یک سفر طولانی، در شرایطی بسیار سخت به بیمارستان رسیده بود»
به گفته رئیس اورژانس بیمارستان رضوی، تلاش مستمر پزشکان، پرستاران و کادر درمان نتیجه داد و روند درمان بهسرعت آغاز شد.
دکتر شیرین زاده میافزاید: «خوشبختانه صبح امروز بیمار از حالت کما خارج شد، از دستگاه کمک تنفسی جدا شد و اکنون تنفس خودبهخودی دارد. وضعیت عمومی ایشان نسبت به زمان ورود به طور قابلتوجهی بهتر شده و همچنان تحت مراقبت کامل تیمهای تخصصی قرار دارد.»
وی با اشاره به برنامه ویژه بیمارستان در ایام برگزاری مراسم تشییع گفت: «بر اساس مصوبه بیمارستان، تمامی زائران و شرکتکنندگانی که در این ایام دچار مشکل پزشکی شوند، بدون هیچگونه دغدغه مالی و بدون دریافت هزینه تحت درمان قرار میگیرند.
رسالت ما خدمت به زائران حضرت رضا (ع) و کمک به انسانهایی است که در این مسیر نیازمند خدمات درمانی هستند.»
احمدرضایی امروز روی تخت بیمارستان، با بدنی که هنوز آثار آن سفر سخت را بر خود دارد، تنها یک جمله میگوید: «اگر دوباره به عقب برگردم، باز هم با همین موتور میآیم.»
شاید این جمله، خلاصه تمام این روایت باشد؛ روایت فرزند شهیدی که با بیماری، تنهایی و تنگدستی جنگید تا خود را به مشهد برساند؛ روایتی که در میانه راه، با دستان پرمهر پزشکان و پرستاران بیمارستان فوقتخصصی رضوی ادامه پیدا کرد.
گاهی قهرمانها روی سکوهای افتخار نیستند؛ گاهی با یک هوندا ۱۲۵، هزاران کیلومتر جاده را پشت سر میگذارند و گاهی با روپوش سفید، بیادعا، جان همان قهرمانها را نجات میدهند.
این گزارش، تنها روایت یک بیمار نیست؛ روایت تلاقی ایثار، عشق و خدمت بیمنت است؛ روایتی که نشان میدهد گاهی یک تصمیم از سر عشق، و یک اقدام از سر انسانیت، میتواند زندگی را دوباره به جریان بیندازد.




نظر شما