بهگزارش قدس آنلاین، تنش نظامی بر سر حاکمیت تنگه هرمز در صد و سی و ششمین روز تقابل شدت بیشتری گرفت. دونالد ترامپ با ادعای اینکه آمریکا «نگهبان» تنگه هرمز خواهد شد و بابت این نقش باید پول دریافت کند، نشان داد واشنگتن دیگر فقط از آزادی کشتیرانی سخن نمیگوید؛ بلکه میخواهد کنترل نظامی این آبراه را به پروژهای سیاسی و اقتصادی تبدیل کند. در برابر این روحیه امپریالیستی نهادینه شده در آمریکا، فرماندهی نیروهای مسلح ایران اعلام کرد جمهوری اسلامی اجازه دخالت آمریکا در مدیریت هرمز را نخواهد داد و هر گونه همکاری لجستیکی با ارتش آمریکا، جنگ علیه حاکمیت و امنیت ملی ایران تلقی میشود. همزمان، حملات تازه آمریکا به ایران، پاسخ موشکی و پهپادی نیروهای مسلح ایران به پایگاههای مرتبط با آمریکا در منطقه، شلیک هشدار به دو کشتی در هرمز و بحران فرودگاه صنعا نشان داد جنگ از خلیج فارس به یک میدان به هم پیوسته منطقهای تبدیل شده است.
هرمز؛ حاکمیت در برابر نگهبانی پولی
مهمترین تحول روز، صراحت بیسابقه ترامپ درباره نقش آمریکا در هرمز بود. او گفت آمریکا تنگه را «اداره» خواهد کرد و از کشورهای ثروتمند منطقه بابت آن پول خواهد گرفت. برای تحلیلگران زبده، این سخن نه یک اظهارنظر تبلیغاتی، بلکه اعتراف به هدف واقعی واشنگتن تلقی میشود. خارج کردن ایران از معادله امنیتی آبراهی که بخش مهمی از انرژی جهان از آن عبور میکند.
پاسخ ایران متناسب با همین سطح تهدید بود. قرارگاه خاتمالانبیا(ص) اعلام کرد هر گونه عبور خارج از مسیر تعیینشده ایران با برخورد شدید روبهرو میشود. شلیک هشدار سپاه به دو کشتی که به گفته ایران قصد عبور غیرقانونی داشتند، نشان داد مدیریت هرمز از نگاه جمهوری اسلامی دیگر فقط موضوع مذاکره فنی نیست؛ قاعده عملیاتی حاکمیت است. همزمان، دادههای کشتیرانی نیز نشان داد ادعای واشنگتن درباره باز بودن عادی تنگه با واقعیت میدان فاصله دارد. تردد کشتیها به پایینترین سطح چند هفته اخیر رسید.
حملات آمریکا و پاسخ منطقهای ایران
در سطح نظامی، آمریکا موج تازهای از حملات را علیه ایران انجام داد. سنتکام از هدف قرار دادن سامانههای پدافندی، رادارهای ساحلی، توان موشکی و پهپادی و قایقهای کوچک خبر داد. گزارشها از حمله به خوزستان، بندرعباس، قشم، جاسک، آبادان و نائین حکایت داشت. در برخی نقاط از جمله ایستگاه پمپاژ آب کشاورزی در ماهشهر و پایگاهی در نائین، تلفات انسانی گزارش شد.
پاسخ ایران چندلایه و منطقهای بود. سپاه و ارتش از حمله به اهدافی در اردن، بحرین، کویت و عمان سخن گفتند. پیام ایران روشن است؛ اگر آمریکا از شبکه پایگاههای منطقهای برای حمله به ایران استفاده کند، همان شبکه به عمق آسیبپذیر آمریکا تبدیل خواهد شد. اعتراض بحرین، کویت، اردن و مواضع اروپاییها نیز از منظر ایران اصل مسئله را تغییر نمیدهد؛ امنیت منطقه با میزبانی پایگاههای آمریکا و ادعای بیطرفی جمع نمیشود.
یمن؛ گسترش میدان تا صنعا
تحول مهم دیگر، ورود جدیتر پرونده یمن به زنجیره بحران بود. دولت مورد حمایت آمریکا و عربستان در یمن اعلام کرد باند فرودگاه صنعا را هدف قرار داده تا مانع فرود یک هواپیمای ایرانی شود، گرچه موفق نبود. اهمیت این رخداد در آن است که جنگ هرمز را به محور دریایی محدود نمیگذارد. مسیرهای هوایی، فرودگاههای تحت کنترل انصارالله و ارتباط ایران با متحدان منطقهای نیز وارد منطق فشار و پاسخ شدهاند. ایران این روند را بخشی از تلاش برای قطع پیوندهای جبهه مقاومت میبیند. آنچه مشخص است این است که صنعا دیگر حاشیه بحران نیست؛ حلقهای از زنجیره جنگ منطقهای است.
ایستگاه صد و سی و ششم؛ رقابت بر سر حاکمیت هرمز
اکنون با تقابل دو تعریف از امنیت روبهرو هستیم. آمریکا میخواهد خود را نگهبان پولی هرمز معرفی کند؛ ایران میخواهد حاکمیت ساحلی و حق مدیریت تنگه را تثبیت کند. آمریکا با حمله میکوشد توان اخلال ایران را کاهش دهد؛ ایران با پاسخ منطقهای نشان میدهد هزینه این راهبرد فقط در خاک ایران پرداخت نخواهد شد.
بحران دیگر فقط بر سر عبور چند کشتی نیست. مسئله این است که چه کسی نظم امنیتی خلیج فارس و مسیرهای پیوند منطقهای را تعریف میکند. در حالی که واشنگتن نگهبانی هرمز را به پروژه سلطه تبدیل میکند، ایران نیز هرمز را نه امتیاز مذاکراتی، بلکه خط حاکمیت و ستون بازدارندگی خود میداند؛ خطی که عبور از آن، جنگ را فرسایشیتر و منطقهایتر میکند.



نظر شما