امروز ۲۹ محرم، دلهایمان در هوای شام میسوزد. در این سالروز جانگداز، یاد کاروان رنجدیده اهلبیت(ع) که پس از فاجعه کربلا، با پیکرهای خسته و قلبهای مجروح، اما استوار و سرافراز، قدم به کوچه پسکوچههای شام نهادند، هر شیعهای را به سوگ مینشاند. دیدن کودکان یتیم، بانوان داغدار و امامی در بند، صحنهای است که هرگز از خاطر تاریخ محو نخواهد شد. اما در میان این اندوه عمیق، نگاهی نو و حماسی به این واقعه وجود دارد که عظمت و رسالت این کاروان را فراتر از تصور اسارت میبیند. آیتالله علوی تهرانی در تفسیری روشنگرانه تأکید میکند این کاروان حسینی، نه اسیر، بلکه فاتحانی بودند که با هر گام خود، پرچم هدایت و بیداری را در قلب دشمن برافراشتند و با خون شهدا، نهضت عاشورا را جاودانه کردند. تحلیل زیر روایتی سرافرازانه از اوج مقاومت و رسالت الهی اهلبیت(ع) است. توضیحات آیتالله سیدمحمدباقر علوی تهرانی را در ادامه میخوانید.
قیام حسینی؛ حرکتی هدایتمحور
آیتالله علوی تهرانی در ابتدا با تأکید بر اینکه باید کاروان حسینی را فاتحان کربلا بنامیم، توضیح میدهد: قیام امام حسین(ع) هرگز برای کسب قدرت یا حکومت دنیوی نبود. عاشورا، حرکتی هدایتمحور و امتداد خط ولایت و الگوی نبوی است. امام(ع) جنگ خود را برای هدایت بشر آغاز کرد، نه برای سلطه بر آن. اگر هدف امام تنها حکومت بود، نیازی به آن همه اتمام حجت و خطبههای معرفتی نبود؛ در حالی که هدف حقیقی، بیداری وجدانها بود. همانطور که پس از رحلت پیامبر اکرم(ص)، مردم به دنبال خلافت و قدرت بودند، اما امیرالمؤمنین علی(ع) نگاهی فراتر، نگاه هدایت داشتند. این همان امتداد راهی است که در کربلا تجلی یافت؛ خاندان هدایت، نه خاندان حکومت.
این کارشناس دینی برای درک عمق این حرکت هدایتی تأکید میکند: باید به ریشهها بازگشت. با استناد به آیات قرآن و روایات، امیرالمؤمنین علی(ع) شاخص و میزان حق است. همچنان که پیامبر اکرم(ص) فرمودند «یا علی، أنتَ العَلَمُ بَینی و بین أُمّتی بعدی»؛ ای علی، تو پس از من نشانه و معیار میان من و امت من هستی. از این رو، مقاتله با امیرالمؤمنین(ع) در منطق نبوی، مواجهه با خود رسول خدا(ص) است و همردیف با کفر قرار میگیرد. در آیه ۸۱ سوره بقره نیز آمده است «بَلَی مَن کَسَبَ سَیّئَةً وَأَحَاطَتْ به خَطیئَتُهُ فَأُولَئکَ أَصْحَابُ النَّار هُمْ فیهَا خَالدُونَ»؛ آری، کسانی که مرتکب گناه شوند و آن گناه سراسر وجودشان را فرا گیرد... چنین کسانی اهل آتشاند و در آن جاودانه خواهند بود. در تفسیری از این آیه، پیامبر(ص) فرمودند: «مَن قاتَلَ عَلیّاً بَعدی، فأولئک أصحابُ النار»؛ کسانی که بعد از من با علی بجنگند، آنان اهل آتشاند. این مبنا، روشن میکند که حرکت امام حسین(ع) نیز ادامه همین خط حق و هدایت بود و هر کس در برابر او ایستاد، از این مسیر نورانی خارج شد.
۲۹ محرم؛ فتحی در شام
آیتالله علوی تهرانی یکی از برجستهترین نکات در تفسیر وقایع پس از عاشورا را تغییر نگاه به کاروان اهلبیت(ع) ذکر کرده و میگوید: از این مجموعه با عنوان اسرا یاد نمیکنیم؛ زیرا آنان اسیر نبودند، بلکه فاتح بودند. اسیر کسی است که هیچ اثر خارجی از خود بر جا نگذارد و توانایی اثرگذاری را از دست بدهد. اما آیا این توصیف با حقیقت کاروان کربلا سازگار است؟ شخصیتهایی چون امام زینالعابدین(ع) و حضرت زینب(س) که از کربلا به کوفه و از کوفه به شام رفتند، کاملاً اثرگذار بودند. آنها با خطبههای کوبنده و روشنگر خود، پرده از چهره پلید یزیدیان برداشتند، وجدانهای خفته را بیدار کردند و مسیر تاریخ را تغییر دادند. این اثرگذاری عظیم، نشان از قدرت روحی و رسالت الهی آنهاست که با هیچ بندی نمیتوان آن را محدود کرد. آنان با وجود دستهای بسته، فاتحان حقیقی میدان بیداری و اتمام حجت بودند. این همان کاروان فاتحان است که با هر گام، بذر آگاهی و اعتراض را در دلها کاشتند و این مسیر، در ۲۹ محرم با ورود به شام به اوج خود رسید.
وی تصریح میکند: امام حسین(ع) حتی در اوج نبرد، میدان جنگ را به صحنه موعظه و هدایت تبدیل کردند. خطبههای امام(ع) و اتمام حجتهای ایشان با سپاه یزید بیاثر نبود. شاهد این مدعا، جدا شدن عدهای از لشکر ابنسعد و پیوستنشان به سیدالشهدا(ع) است؛ مانند حر بن یزید ریاحی و یارانش. این اتمام حجتها، تنها به پیوستن به کاروان سعادت منجر نشد، بلکه عدهای نیز از شقاوت مطلق رهایی یافتند. این نشان میدهد هدف امام(ع) حتی در آن لحظات پایانی، بیدار کردن وجدانها و هدایت انسانها بود. شهدای کربلا را میتوان به گروههایی که پیش از عاشورا در نبردهای گروهی و انفرادی عاشورا و حتی پس از شهادت امام(ع) به شهادت رسیدند، تقسیم کرد. این دستهبندی نشاندهنده ابعاد گسترده فداکاری و از خودگذشتگی یاران امام است که هر یک به شیوهای، خود را فدای راه حق و هدایت کردند.
وداع حسینی؛ میراثی برای سالکان راه حق
آیتالله علوی تهرانی به لحظات پرمعنای وداع امام حسین(ع) با فرزندشان امام زینالعابدین(ع) اشاره کرده و توضیح میدهد: امام(ع) در این لحظات حساس، سفارشی بسیار مهم به فرزندشان داشتند و دعایی را به ایشان سپردند؛ گنجینهای الهی که از مادرشان فاطمه زهرا(س) و رسول اکرم(ص) به یادگار مانده بود. این دعا، دعای ارتباط با امام زمان(عج) و دعای بیعت با ایشان است و یادآور این حقیقت که غمی بزرگتر از غم دوری و غربت صاحبالزمان(عج) وجود ندارد. به همین دلیل در باب استجابت دعا به راهکار دعا برای دیگران اشاره و سفارش شده است برای برآورده شدن حاجت خود، در قنوت نماز وتر یا پس از نماز، ۴۰ نفر را دعا کنید تا دعای خودتان نیز سریعتر مستجاب شود.
این کارشناس دینی در تبیین پیام کربلا، به خطبههای کوتاه اما پرمحتوای امام حسین(ع) پیش از شهادت اشاره کرده و میگوید: امام حسین(ع) پیش از شهادت، در خطبهای کوتاه و پرمحتوا فرمودند: «عباد الله! اتقوا الله»؛ ای بندگان خدا، از خدا پروا داشته باشید. تقوا در کلام امام به معنای حیا از پیشگاه پروردگار تفسیر میشود. همچنین، در مورد حقیقت دنیا و بیبنیانی آن، امام(ع) در آن لحظات حساس با بیانی تکاندهنده، ماهیت فانی دنیا را روشن کرده و هشدار دادند: «کونوا من الدنیا علی حذر»؛ از دنیا بر حذر باشید. خداوند دنیا را برای آزمایش آفرید، نه برای ماندگاری «خلق الدنیا للبالء لا للبقاء». از این رو، دنیا محل فنا بوده و بهترین توشه برای این مسیر، همان تقواست؛ چنانکه قرآن کریم میفرماید: «وَتَزَوَّدُوا فَإنَّ خَیْرَ الزَّاد التَّقْوی» (سوره بقره، آیه ۱۹۷)؛ و توشه بردارید که بهترین توشه، تقواست.
فاتحان همیشه جاوید، پیامآوران بیداری
آیتالله علوی تهرانی در پایان به یکی از پرسشهای کلیدی درباره حضور خانواده امام حسین(ع) در کربلا پرداخته و توضیح میدهد: این حضور در امتداد الگوی قرآنی تحلیل میشود. در آیه ۲۱ سوره احزاب آمده است «لَقَدْ کَانَ لَکُمْ فِی رَسُول اللَّه أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ»؛ در رسول خدا الگوی نیکویی است. زمانی که پیامبر(ص) برای حمایت از دین، عزیزترین اعضای خانوادهاش را به میدان مباهله آورد، این حضور، نشاندهنده این بود که حمایت از حق، با تمام هستی و با تمام خانواده صورت میگیرد. بنابراین، حضور خانواده در کربلا، دقیقاً همان الگوی نبوی است. حضور خاندان سیدالشهدا(ع) در میدان کربلا، نه یک حادثه از سر تقدیر، بلکه انتخابی راهبردی و تداوم همان خطی بود که رسول خدا(ص) در مباهله ترسیم کردند. این جنگ، جنگ هدایت است و خانواده امام حسین(ع) نیز بخشی جداییناپذیر از پروژه هدایت بشر بودند تا نشان دهند برای هدایت بشریت، حتی خانواده نیز فدای حق میشود.
این کاروان با هر گام در مسیر پرمشقت شام، تعریفی نوین از پیروزی را به تاریخ بخشید؛ فتوحاتی که نه با شمشیر، بلکه با استواری ایمان و رسالت الهی، قلوب بشریت را تسخیر کرد. میراث جاودان آنها، تا ابد بر تاریکی جهل و ستم میتابد و الهامبخش هر حرکت بیدارگرانه برای رسیدن به حق خواهد بود.





نظر شما