در سیاست خارجی آمریکا، نفوذ افراد گاهی به اندازه ساختارها اهمیت پیدا میکند. مرگ لیندسی گراهام، سناتور جمهوریخواه کارولینای جنوبی، برای اسرائیل چنین معنایی دارد؛ از دست دادن چهرهای که سالها نهتنها از سیاستهای این کشور دفاع میکرد، بلکه تلاش داشت مسیر تصمیمگیری واشنگتن را نیز در جهت منافع تلآویو شکل دهد.
به نوشته پولیتیکو، گراهام یکی از سرسختترین حامیان اسرائیل در کنگره آمریکا بود؛ سیاستمداری که از قراردادهای تسلیحاتی با اسرائیل، تلاش برای عادیسازی روابط این کشور با عربستان سعودی و مهمتر از همه، فشار برای مقابله نظامی با ایران حمایت میکرد.
اما اهمیت او برای اسرائیل فقط در مواضعش نبود. او در میان جمهوریخواهان نفوذ داشت، به دونالد ترامپ نزدیک بود و جایگاهی داشت که میتوانست در سیاستهای امنیتی و بودجههای دفاعی آمریکا اثرگذار باشد.
اکنون اسرائیل در شرایطی این متحد مهم را از دست داده که حمایت از این کشور در آمریکا بیش از گذشته محل اختلاف شده است.
صدایی که خواستار برخورد سخت با ایران بود
گراهام بیش از هر موضوع دیگری با مواضع سختگیرانهاش علیه ایران شناخته میشد؛ او بارها حتی در شرایطی که دونالد ترامپ نسبت به اقدام نظامی علیه تهران محتاط بود، از حملات نظامی حمایت میکرد. برای اسرائیل که حکومت ایران را تهدیدی مستقیم میداند، گراهام یکی از معدود سیاستمدارانی بود که بدون تردید از گزینه نظامی سخن میگفت.
یک تحلیلگر مسائل خاورمیانه که با مقامهای اسرائیلی ارتباط دارد، درباره اهمیت حضور او در واشنگتن گفت: «اسرائیلیها همیشه میدانستند که لیندسی تلاش میکند اسرائیل را در منطقه ادغام کند و با نفوذ ایران مقابله کند. از دست دادن این موضوع بهعنوان یک عنصر دائمی ــ کسی که در تلویزیون ظاهر میشد و با اقتدار جایگاهش از این مواضع دفاع میکرد ــ آسیبزننده است.»
این نگرانی فقط در تلآویو وجود ندارد. دونالد ترامپ نیز پس از مرگ گراهام گفت اسرائیل از جمله طرفهایی است که «واقعاً ضرر کردهاند».
بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، نیز از سناتور فقید تمجید کرد و گفت او «هرگز تردید نکرد»؛ از جمله در موضوع جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای.
با این حال، کاخ سفید تأکید کرد که سیاست ترامپ درباره ایران تنها بر اساس دیدگاه یک فرد تعیین نمیشود. «آنا کلی»، سخنگوی کاخ سفید، گفت رئیسجمهور به دیدگاههای مختلف گوش میدهد، اما در نهایت بر اساس تشخیص خود درباره منافع کشور تصمیم میگیرد.
این اظهارنظر نشان میدهد که حتی با وجود نفوذ گراهام، تصمیم نهایی همچنان در اختیار رئیسجمهور آمریکا باقی میماند.
نبردی فراتر از ایران؛ پروژه ناتمام عادیسازی با عربستان
البته نفوذ گراهام برای اسرائیل تنها به پرونده ایران محدود نبود؛ او یکی از حامیان اصلی تلاشها برای ایجاد روابط رسمی میان اسرائیل و عربستان سعودی بود؛ هدفی که نتانیاهو آن را یکی از مهمترین دستاوردهای احتمالی سیاست خارجی خود میدانست.
تام نایدز، سفیر پیشین آمریکا در اسرائیل در دولت جو بایدن، گفت گراهام نقش مهمی در پیشبرد این مسیر داشت.
این در حالی بود که رابطه گراهام با عربستان همیشه مثبت نبود. او پیشتر مواضع تندی علیه محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان، به دلیل اتهام نقش داشتن در قتل جمال خاشقجی، روزنامهنگار سعودی، اتخاذ کرده بود.
اما پس از مذاکراتی با مقامهای دولت بایدن، گراهام در سال ۲۰۲۳ رابطه خود با ولیعهد عربستان را بهبود بخشید و به یکی از حامیان عادیسازی روابط اسرائیل و عربستان تبدیل شد.
جنگ اسرائیل و حماس در غزه اما این پروژه را تا حد زیادی متوقف کرد. عربستان اعلام کرده بود که هرگونه توافق با اسرائیل باید با مسیری مشخص برای تشکیل کشور فلسطینی همراه باشد؛ شرطی که دولت نتانیاهو تمایلی به پذیرش کامل آن ندارد.
چه کسی جای خالی گراهام را پر خواهد کرد؟
اکنون پرسش اصلی برای اسرائیل این است که چه کسی میتواند نقش مشابهی در واشنگتن ایفا کند.
برخی تحلیلگران به سناتور «تد کروز» از تگزاس و «تام کاتن» از آرکانزاس اشاره کردهاند؛ دو جمهوریخواهی که مانند گراهام در مسائل امنیت ملی مواضع سختگیرانه دارند و در برابر ایران رویکردی تهاجمی اتخاذ میکنند.
اما تفاوت مهم این است که هیچیک از آنها رابطه شخصی مشابهی با ترامپ ندارند؛ «تام نایدز» درباره جایگاه ویژه گراهام گفت: «گراهام چهرهای غیرمعمول بود، چون دموکراتها هم او را دوست داشتند. یعنی از دست او عصبانی میشدند، اما دوستش داشتند.»
همین توانایی ایجاد ارتباط میان جناحهای مختلف، یکی از دلایلی بود که گراهام را برای اسرائیل به یک متحد ارزشمند تبدیل کرده بود.
«فِرِد فلیتز»، مقام پیشین شورای امنیت ملی آمریکا در دولت نخست ترامپ، نیز گفت رئیسجمهور به گراهام گوش میکرد.
او گفت: «ترامپ به افراد زیادی گوش میدهد، اما بهوضوح به سناتور گراهام گوش میکرد. او برای مشورت با گراهام تماس میگرفت و گراهام نیز دائماً با او تماس میگرفت تا دیدگاههای خود را ارائه کند.»
آینده نفوذ اسرائیل در واشنگتن پس از گراهام
مرگ گراهام در زمانی رخ داده که اسرائیل با یکی از دشوارترین دورههای خود در روابط عمومی و سیاسی آمریکا روبهرو است. جنگ غزه باعث افزایش انتقادها در میان هر دو حزب آمریکا شده و حتی برخی جمهوریخواهان نیز نسبت به سیاستهای دولت نتانیاهو پرسشهایی مطرح کردهاند.
در چنین شرایطی، نبود یک چهره بانفوذ مانند گراهام میتواند برای اسرائیل هزینه سیاسی داشته باشد.
اما مسئله بزرگتر، وابستگی سیاست خارجی اسرائیل به روابط شخصی در واشنگتن است. گراهام نمونهای از نسلی از سیاستمداران آمریکایی بود که حمایت از اسرائیل را بخشی از هویت سیاسی خود میدانستند. اکنون تلآویو باید با واقعیتی جدید روبهرو شود: اینکه نفوذ در واشنگتن دیگر تنها با روابط سنتی و حمایتهای حزبی تضمین نمیشود.
خلأیی که گراهام بر جای گذاشته، فقط یک صندلی خالی در سنا نیست؛ شکافی است در شبکهای از روابط سیاسی که سالها برای اسرائیل در آمریکا کارکرد داشت.




نظر شما