نقض مکرر و بدون هزینه آتشبس و تفاهم، چیزی جز نقض غرض نیست و به همان صلح مدنظر آسیب میزند؛ زیرا هم اعتماد را از بین میبرد، هم ضمانتهای احتمالی را باطل میکند و هم هزینه نقض را ناچیز نشان میدهد.
مهمتر از همه اینها، ملاحظات سیاسی برای حفظ تفاهم، تصور ترس و ضعف را بهوجود میآورد که خود مهمترین محرک برای شروع جنگ است. این یک قاعده کلی بود در بیان رهبر شهید انقلاب که «احساس ضعف شما، موجب تشویق دشمن به حمله به شماست؛ این یک قاعده کلی است». بنابراین رویکرد خوشبینانه به مذاکره و توافق نباید موجب غافل شدن از این مهم شود.
نقض مکرر آتشبس و تفاهمات و معاهداتش توسط آمریکا و اسرائیل البته امر غریبی نیست و توقع اعتماد و تعهد متقابل چنین دشمنی منطقی بهنظر نمیرسد. این نقضها نشان میدهد در تفاهمات فیمابین ضمانت عینی و کافی برای اجرا دیده نشده یا از آن ضمانتها بهدرستی استفاده نمیشود.
این روزها علاوه بر لبنان، جنوب ایران هم از نقضهای مکرر آتشبس بیبهره نمانده و در روزهای اخیر به بالاترین سطح تنش رسیده است. اما چنین تحرکاتی اگر بدون هزینه کافی به انجام برسد و پاسخ متوازنی دریافت نکند، به تدریج به «وضعیت عادی» تبدیل میشود. در این حالت، آتشبس دیگر به معنای توقف جنگ نیست، بلکه وضعیتی است که در آن درگیریهای محدود و عمدتاً نامتوازن بهطور مستمر ادامه خواهد داشت.
دشمن ابتدا با اقدامهای کوچک، میزان اراده و آستانه واکنش طرف مقابل را به آزمایش میگذارد و در صورت دریافت پاسخ قابل پیشبینی یا ضعیف، اقدامهای بعدی را گستردهتر میکند و وارد فازهای بعدی میشود.
اگر تهدیدها و تعرضها بهتدریج افزایش یابد، ممکن است تصمیمگیران به آن عادت کنند و زمانی متوجه خطر شوند که فرصت واکنش مؤثر از دست رفته باشد. این شاید روشنترین توصیف از عادیسازی تهدید و نقض آتشبس است. تنها پاسخ بهموقع، متناسب و مؤثر است که میتواند جلو این رویه را بگیرد تا به یک رفتار عادی تبدیل نشود.
این موضوع در نظریه بازیها با استراتژی «آبپز کردن قورباغه» شناخته میشود. یعنی افزایش تدریجی و نامحسوس دمای آب تا آستانه جوش، ممکن است قورباغه را از درک محیطش غافل کند. مثال دیگر در این زمینه برشهای کالباس است؛ یعنی مجموعهای از اقدامهای کوچک و تدریجی، مثل برشهای نازک متوالی روی کالباس، بدون عبور از آستانه تحریک، ممکن است وضعیت را بهتدریج به نفع طرف مقابل تغییر دهد.
تکرار این اقدامها بهمعنای پذیرفته شدن وضع موجود و تبدیل آن به هنجاری جدید و معتبر است که حالا تغییر آن مستلزم هزینههای زیادی خواهد بود. موضوعی که در پذیرش عملی اشغال جنوب لبنان در مقابل کاهش حجم آتش دشمن شاهدش بودیم.باید دانست که دشمن لزوماً راهبرد شکست فوری را برای رسیدن به اهدافش پیگیری نمیکند؛ بلکه ممکن است در پی فرسایش و تحلیل بردن تدریجی توان، منابع، روحیه یا اراده ما باشد. راهبردی که رژیم صهیونیستی پیش از این با عنوان «کشتن با هزار ضربه چاقو» برای تعریف نوع مواجهه خود با ایران تعریف کرده بود. نقضهای مکرر آتشبس نیز ممکن است در چارچوب یک راهبرد فرسایشی قابل توضیح باشد.
۲۴ تیر ۱۴۰۵ - ۰۴:۱۰
کد مطلب: ۱۱۵۶۶۴۲
نقض مکرر و بدون هزینه آتشبس و تفاهم، چیزی جز نقض غرض نیست و به همان صلح مدنظر آسیب میزند؛ زیرا هم اعتماد را از بین میبرد، هم ضمانتهای احتمالی را باطل میکند و هم هزینه نقض را ناچیز نشان میدهد.
زمان مطالعه: ۲ دقیقه
منبع: روزنامه قدس




نظر شما