تحولات منطقه

۲۴ تیر ۱۴۰۵ - ۰۵:۰۰
کد مطلب: ۱۱۵۶۶۴۸

در سه یادداشتی که پیش از این منتشر شد، ابعاد معنایی و محتوایی اجتماع عظیم و خیزش میلیونی و تمدنی مردم در تشییع امام امت را بررسی کردیم.

زمان مطالعه: ۳ دقیقه

در سه یادداشتی که پیش از این منتشر شد، ابعاد معنایی و محتوایی اجتماع عظیم و خیزش میلیونی و تمدنی مردم در تشییع امام امت را بررسی کردیم. در یک نگاه کلی می‌توان گفت نخست جغرافیای نمادین مسیر تشییع را به‌عنوان روایت چهارگانه تمدن تشریح و در گام دوم تولید سرمایه اجتماعی کلان را به‌عنوان نخستین دستاورد عملیاتی تشییع تبیین کردیم و این کلان رویداد را ابزاری برای بازخوانی و معرفی اندیشه تمدنی انقلاب اسلامی دانستیم که به حرکت تمدنی ما شتابی ویژه می‌بخشد. در سومین یادداشت نیز پیوند هویتی میان امام و امت را عامل ایجاد بازدارندگی مردمی خواندیم و آثار نمادهای زنده در این رزمایش تمام‌عیار قدرت نرم و رابطه آن با بقای تمدن و حیات تاریخی را تشریح کردیم و وظیفه عملیات هویتی تشییع را بازتولیدِ «ما»ی جمعی دانستیم و با معرفی مردم به‌عنوان مؤسسان بازتولید مشروعیت جمعی، به نقش دولت و مردم در نمایش توانمندی ساختاری و انضباط عملیاتی حاکمیت در این تشییع باشکوه و منظم پرداختیم.
یادداشت پیش رو آخرین بخش از ابعاد معنایی این رویداد تاریخی و هویتی از منظر داخلی است.

بُعد تاریخ‌ساز؛ تشییع، آغاز مرحله‌ای تازه و نقطه مرجع تاریخی برای آیندگان

این رویداد، در واقع «معماری حافظه‌ تاریخی» برای دهه‌های آینده ملت ایران است. در منطق عادی حیات بشری، مرگ یک رهبر به معنای پایان یک دوره و فروپاشی محورِ انسجام است؛ اما در منطق انقلاب اسلامی، فقدان فیزیکی رهبر، نه‌تنها پایان کار نیست؛ بلکه دقیقاً آغاز مرحله‌ای تازه از حیات معنوی و اجتماعی است.
«نقطه مرجع» در فلسفه تاریخ، همان «لنگرگاه معنایی» است که جامعه پس از عبور از حوادث سهمگین، برای بازخوانی هویت و جهت‌گیری‌های کلان خود به آن رجوع می‌کند؛ در واقع، رویداد تشییع با تبدیل شدن به چنین نقطه‌ای، از یک سوگ عاطفی به یک سند تمدنی ارتقا می‌یابد و به مثابه یک متر و معیار دقیق عمل می‌کند که نسل‌های آینده با آن، میزان وفاداری، پایداری آرمان‌ها و پیوند قلبی خود با مسیرِ انقلاب را می‌سنجند. این رویداد، با تثبیت «ما»ی انقلابی در حافظه‌ تاریخی، به آن «دال مرکزی هستی‌شناختی» بدل می‌شود که هرگاه جامعه در بزنگاه‌های بعدی دچار تشتت یا تردید شود، با بازگشت به خاطره آن شکوه و همبستگی، بار دیگر قطب‌نمای حرکت تمدنی‌اش را تنظیم و از غیبت فیزیکی رهبر به حضور فعال اندیشه‌ او عبور می‌کند. از این رو تشییع، نه پایان خط؛ که تولید همان نقطه ثقل تاریخی است که استمرار نهضت را در پیچ‌ و خم‌های آینده تضمین می‌کند.

بُعد نسلی؛ وقتی نسل جدید، زبان خود را به میدان می‌آورد

اگر به رسانه‌ها و تحلیل‌های جبهه مقابل در این سال‌ها نگاه کنید، یک خط خبری پررنگ و مستمر را می‌بینید؛ تلاش برای اثبات این ادعا که نسل جدید، راهش را از نسل انقلاب جدا کرده است. دشمن تمام توان رسانه‌ای خود را به کار گرفته تا نشان دهد میان نسلی که انقلاب را شروع کرد، نسلی که آن را پیش برد و نسلی که امروز قرار است آینده را بسازد، یک شکاف عمیق هویتی و اعتقادی وجود دارد. آن‌ها می‌خواهند ما باور کنیم که زنجیره انتقال ارزش‌ها پاره شده؛ اما درست در نقطه مقابل این طراحی سنگین، کارکرد تمدنی این تشییع، ورق را برگرداند. این رویداد نشان می‌دهد آن شکاف‌های پر سر و صدایی که در رسانه‌ها ساخته می‌شود، چقدر سطحی و ظاهری هستند.
تشییع پیکرِ رهبر شهید، به یک «نقطه پیوند معنوی» تبدیل شد؛ جایی که نسل‌های سوم و چهارم انقلاب، دوشادوش نسل‌های اول و دوم ایستادند. این حضور همزمان، یک پیام واضح به دنیا مخابره کرد؛ ارتباط معنایی و معنوی نسل‌ها در بستر حرکت انقلاب نه تنها قطع نشده؛ بلکه در اعماق جامعه همچنان زنده و تپنده است. این یعنی ایدئولوژی این نظام، ریشه در فطرت انسان‌ها دارد و به همین دلیل، از هژمونی فرهنگی غرب عبور کرده و خودش را در دل نسل جدید بازتولید می‌کند.

این حضور نسل‌های مختلف، چند پیام بزرگ برای دنیای امروز دارد:

۱. پر کردن شکاف‌های خیالی: دشمن همیشه تلاش می‌کند با رسانه‌ها و فرهنگ غرب میان نسل‌های مختلف ما یک دیوار بکشد و بگوید: «جوانان با آرمان‌های انقلاب بیگانه هستند»؛ اما وقتی در این تشییع، هم پیر، هم جوان و هم خانواده‌ها را کنار هم می‌بینیم، این دیوار فرو می‌ریزد. این حضور نشان می‌دهد اندیشه‌ انقلاب نه تنها کهنه نشده؛ بلکه هنوز هم برای جوانان «فطری» و «جذاب» است.
۲. تولید آینده: وقتی نسل جوان با خودش می‌گوید: «من هم بخشی از این جمعیت هستم»، در واقع دارد هویت خودش را پیدا می‌کند. این مراسم، در واقع در حال «تولید سربازان آینده» است؛ نه سربازان جنگی؛ بلکه سربازان اندیشه و تمدن.
۳. اثبات حیات اندیشه: این نشان می‌دهد رهبر شهید، نه تنها یک مدیر سیاسی؛ بلکه یک «پدربزرگ معنوی» برای این ملت بودند که توانستند در دل نسل‌های مختلف جاری شوند و فرزندانشان را (از نظر فکری و اعتقادی) تربیت کنند.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha