«او حسینی بود، حسینی اندیشید، حسینی حرکت کرد و حسینی خون خود را در راه مکتب به پیشگاه حق تقدیم کرد...»؛ این عبارات، تنها توصیف یک مسیر فردی یا یک سوگواره عاطفی نیست، بلکه منشور زندگی رهبر و پیشوایی است که سیره عملیاش، ترجمان عینی واژه «مقاومت» در عصر جدید شد. در پیام حضرت آیتالله العظمی سیدمجتبی حسینی خامنهای در سوگ آن امام شهید، واژه «حسین(ع)» نه یک نام تاریخی محصور در سال ۶۱ هجری، که یک «مرام و مسلک» است؛ مرامی که در رگهای تاریخ تشیع جریان داشته و در عصر ما در کالبد آن شهید والامقام تجلی یافت. این همان مسیری است که تولیت آستان قدس رضوی، آیتالله احمد مروی نیز بر ضرورت تداوم آن و واکاوی اندیشههای این رهبر حکیم و فرزانه تأکید ویژهای دارد.
به مناسبت ایام عزای سیدالشهدا(ع) و در راستای تبیین معارف ناب ولایی، در این گزارش تفصیلی برآنیم با نگاهی تحلیلی و خلاقانه به کتاب ستایششده «همرزمان حسین(ع)»، زاویهای نو از اندیشههای آن مجاهد شهید درباره «عنصر مبارزه» در زندگی سلاله پاک پیامبر(ص) را بگشاییم. بنا به معرفی سایت دفتر نشر و حفظ آثار رهبر شهید، کتاب «همرزمان حسین(ع)» مجموعه سخنرانیهای حضرت آیتالله العظمی خامنهای در سال ۱۳۵۱ در هیئت انصارالحسین(ع) تهران است که به تحلیل رسالت و مبارزات سیاسی ائمه(ع) میپردازد. این کتاب مشتمل بر ۱۰ سخنرانی رهبر شهید انقلاب در ماه محرم سال ۵۱ است. ایشان بین سالهای ۴۶ تا ۵۵ بهطور متناوب در مناسبتهای مذهبی به تهران سفر میکردند و در جلسات مختلف به ایراد سخن میپرداختند.
خلق نظریه انسان ۲۵۰ ساله
این ۱۰ گفتار که در فضای ملتهب سیاسی-مذهبی پیش از انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ بیان شده، نه تنها یک اثر تاریخی، بلکه یک مانیفست سیاسی برای انسان معاصر است که میخواهد نسبت خود را با جبهه حق و باطل مشخص کند. اهمیت این اثر از سوی دیگر وابسته به این است که رهبر شهید به عنوان نظریهپرداز در این اثر به خلق نظریه انسان ۲۵۰ ساله پرداخته و از امام سجاد(ع) تا امام حسن عسکری(ع) را همرزمان امام حسین(ع) خواندهاند (همرزمان حسین(ع)، سایت آیتالله العظمی سید علی خامنهای). ناگفته نماند که ازجمله تفاوتهای این اثر با کتاب انسان ۲۵۰ ساله، وجود انسجام در مطالب و بیان نکات بیشتر در زمینه اخلاقی و تاریخی است (تفاوت کتابهای انسان ۲۵۰ساله و همرزمان حسین(ع)، سایت عقیق). خوب است بدانیم در تألیف اثر سعی شده کمتر در لحن گفتارگونه نویسنده تصرف شود تا خواننده ارتباط بهتری با متن پیدا کند.
معمای سرخ؛ چرا ائمه(ع) همگی شهید شدند؟
قرنهاست که یک پرسش مقدر و بنیادین در محافل اندیشهورزی، حوزههای علمیه و حتی در ذهن تودههای متدین مطرح است که اگر ائمه(ع) تنها به امور عبادی، بیان احکام شرعی، ذکر دعا و تبیین مسائل اخلاقی میپرداختند، چرا همگی مسیر شهادت را پیمودند؟ چرا دستگاههای حاکم زمانه، از امویان تا عباسیان، حضور این بزرگواران را برنمیتافتند. قائد شهید امت اسلام در گفتارهای خود با پاسخی قاطع و استدلالی، این گره ذهنی را میگشایند. ایشان به قاعده کلامی و تاریخی «ما مِنّا الّا مقتولٌ او مسموم» استناد کرده و با نگاهی جامعهشناختی به قدرت میگویند: «... موسی بن جعفر(ع) را زندان ابد کردند... امام باقر(ع) دوبار، امام صادق(ع) دوبار، امام سجاد(ع) دوبار تبعید شدند، امام علی بن موسیالرضا(ع) تبعید شد، امام جواد(ع) و امام هادی(ع) و امام عسکری(ع) هرکدام چندبار زندان و تبعید رفتند؛ به دلیل اینکه سه امام آخر ما یعنی امام جواد، امام هادی و امام عسکری(علیهم السلام) در بحبوحه جوانی کشته شدند... همین مقداری که بنده امروز گفتم کافی است که یک انسان منصف را معتقد کند که امام صادق(ع) مشغول مبارزه و جهاد بود، موسی بن جعفر(ع) مشغول مبارزه و جهاد بود...» (رج به بخش گفتار چهارم این کتاب).
از منظر ایشان شهادت، زندانهای طولانیمدت امام کاظم(ع) و تبعیدهای مکرر و تحتنظر بودنهای امامان پس از ایشان در سامرا، نه یک اتفاق تاریخی تصادفی، بلکه سندی غیرقابلانکار بر «مبارزه خستگی ناپذیر» آنهاست. ایشان معتقد بودند همین که امام جواد(ع)، امام هادی(ع) و امام عسکری(ع) در اوج جوانی به شهادت میرسند، برای هر انسان منصفی کافی است تا درک کند آنها در حال جهادی مداوم، تشکیلاتی و عمیق بودهاند. این شهادتها، «هزینه» مبارزهای است که هدفش براندازی طاغوت و اقامه قسط بود.
مفهوم «همرزمی»؛ وحدت رویه از کربلا تا مدینه و سامرا
یکی از شاهکلیدهای فکری و نوآوریهای تئوریک رهبری شهید در این کتاب، فروپاشیدن انگاره غلط «تفاوت در مبانی» یا «تعدد شخصیت» امامان است. متأسفانه در طول تاریخ، برخی به غلط تصور کردهاند سیره ائمه(ع) دچار گسست است؛ مثلاً سکوت و تقیه امام صادق(ع) را در تضاد با فریاد و قیام خونین امام حسین(ع) میبینند. اما کتاب «همرزمان حسین(ع)» با نگاهی استراتژیک و کلان، تمام ائمه(ع) را در یک جبهه واحد و به مثابه یک «انسان ۲۵۰ ساله» ترسیم میکند.
ایشان با بیانی شورانگیز و حماسی میفرمایند: «...امام صادق(ع)، همرزم حسین(ع) است. در میدان حسین(ع) است. موسی بن جعفر، امام جواد، امام هشتم(علیهم السلام) همرزم حسیناند، در میدان حسین و دوشادوش حسین(ع)... امام صادق(ع) دوشادوش حسین(ع) است، همرزم حسین(ع) است، در کنار حسین(ع) است و با همان دشمن میجنگد و مبارزه میکند؛ با همان دستی که حسین(ع) را شهید کردند، او را هم شهید کردند؛ منتها در دو میدان و مهم این است. اگر بنده همین اندازه هم بحث میکردم، باید مستمع ِ منصف و کسی که این مطلب حتی برایش اول بار مطرح میشود، معترف شود. درعین حال ما البته به تفصیل صحبت میکنیم...» (رج به بخش گفتار چهارم این کتاب).
این قرائت، ائمه(ع) را نه شخصیتهایی منفعل یا صرفاً معلمانی برای بیان حلال و حرام، بلکه فرماندهانی هوشمند میبیند که تنها «تاکتیک مبارزه»شان با توجه به اقتضائات زمانه، میزان آمادگی یاران و نوع خفقان حاکم تغییر کرده است، نه «اصل مبارزه». در این نگاه، درسهای امام صادق(ع) همانند شمشیر امام حسین(ع) بر پیکره طاغوت ضربه میزد.
بازتعریف جهاد؛ فراتر از شمشیر و سنگر نظامی
دقیقترین و کاربردیترین بخش از اندیشه این راهبر شهید، اصلاح درک عمومی و سطحی از واژه «جهاد» است. در نگاه سنتی و گاهی تحریفشده، جهاد صرفاً به معنای «جنگ مسلحانه» تعبیر میشد و اگر امامی دست به شمشیر نمیبرد، او را مجاهد نمیخواندند. از سوی دیگر، برخی هرگونه فعالیت علمی یا خیریه ساده را هم جهاد مینامیدند که موجب لوث شدن این واژه مقدس میشد.جهاد در لغتنامه فکری ایشان یک معنای مشخص و مرزبندیشده دارد: «تلاش و کوششی که با درگیری با دشمن همراه باشد» و در این باره میفرمایند: «...آنچه به نظر ما تفسیر واقعی کلمه جهاد است، این است: جهاد عبارت است از درگیری با یک دشمن- این دشمن هرکه میخواهد باشد- به یکی از شقوق ممکن. به عبارت دیگر، برای اینکه این تعریف، با معنای لغوی جهاد هم تناسبی داشته باشد- جهاد عبارت است از تلاش و کوشش در راه پیشبرد هدف، منتها آن تلاش و کوششی که با درگیری با دشمن همراه است. آن تلاشی که با درگیری با دشمن همراه نیست، اسمش جهاد نیست... پس اگر بخواهیم معنای جهاد را درست تشریح کنیم، درست بفهمیم، باید بگوییم جهاد بهطور مطلق یعنی درگیری و مبارزه با قدرتهای ارتجاعی ضدتعالی و تکامل انسانی- یعنی ضد اسلام و ضد قرآن – هر جوری که با اینها درگیری کردید، این در اسلام اسمش جهاد است...». همچنین ایشان تبیین میکنند که برای مجاهد بودن، سه شرط اساسی لازم است:
۱. تلاش و کوشش: صرف نیت کافی نیست، باید حرکت و عمل وجود داشته باشد.
۲. جهتمندی: این تلاش باید علیه قدرتهای ضدتکامل انسانی و طاغوتهای زمان باشد.
۳. درگیری: باید اصطکاک با دشمن وجود داشته باشد. اگر دشمن از کار شما راضی است، آن کار جهاد نیست.
ایشان با این خطکش تحلیلی، اثبات میکنند لازم نیست امام حتماً در میدان نبرد فیزیکی باشد؛ همین که کلمه، کادرسازی و اندیشهای را بنیان بگذارد که پایههای مشروعیت حکومت ظلم را بلرزاند، او یک «مجاهد» عیان است.
مبارزه ائمه(ع) در بسیاری از مقاطع، «مبارزه تشکیلاتی» بود. آنها به دنبال ایجاد یک شبکه منسجم از مؤمنان بودند تا در زمان مناسب، حاکمیت الهی را جایگزین حاکمیت غاصب کنند.
ضرورت بازخوانی کتاب در عصر حاضر
حال یک پرسش مطرح است؛ چرا امروز باید «همرزمان حسین(ع)» را خواند؟ امروز که جهان اسلام با چالشهای پیچیدهای ازجمله استکبار نوین، صهیونیسم و جریانهای تکفیری روبهرو است، درک سیره سیاسی ائمه(ع) به عنوان یک الگوی مبارزاتی، اهمیت ویژهای یافته است. این کتاب به ما میآموزد:
چگونه در شرایط سخت و خفقان، ناامید نشویم و به مبارزه ادامه دهیم.
چگونه میان آرمانگرایی و واقعبینی در عرصه سیاست تعادل برقرار کنیم.
چگونه دشمنشناس باشیم و فریب لبخندهای ظاهری قدرتهای باطل را نخوریم.
این اثر، غبار مظلومیت و انزوا را از چهره ائمه(ع) برمیدارد و آنها را به عنوان پیشروان حرکتهای آزادیبخش تاریخ معرفی میکند. ائمهای که نه فقط برای ثواب اخروی، بلکه برای تغییر سرنوشت انسان روی زمین مجاهدت کردند.
تداوم راه در پرتو اندیشه ناب
آنچنان که گفته شد کتاب «همرزمان حسین(ع)» که حاصل ۱۰ گفتار پرشور در سالهای سخت مبارزه با رژیم ستمشاهی پهلوی است، امروز بیش از هر زمان دیگری چراغ راه تبیین سیره سیاسی اهلبیت(ع) است. این اثر به ما میآموزد چگونه میتوان در هر لباسی، در هر جایگاهی و با هر ابزاری (از قلم و سخن گرفته تا هنر و فناوری)، «همرزم» حسین زمانه بود و در مسیر تکامل بشری، پنجه در پنجه ستم افکند.روح بلند آن امام شهید و آن رهبر فرزانه که خود مصداق اتمّ و اکمل این مجاهدت در عصر حاضر بودند و با خون خود حقانیت این مسیر را امضا کردند، شاد و راهشان پر رهرو باد. امید است با تمسک به این اندیشههای ناب بتوانیم در مسیر تمدنسازی نوین اسلامی، گامهای استواری برداریم و حقیقت «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا» را در پهنه گیتی متجلی کنیم. این کتاب، نه یک پایان، بلکه آغازی است برای کسانی که میخواهند نامشان در صفِ همرزمان حسین(ع) ثبت شود.





نظر شما