تحولات منطقه

جنگ اخیر اسرائیل علیه لبنان دیگر تنها یک رویارویی میان ارتش اسرائیل و حزب‌الله نیست؛ این بحران، نشانه‌ای از تغییر در شیوه اعمال قدرت، نقش فناوری در جنگ و فرسایش تدریجی اصول سنتی حاکمیت و تمامیت ارضی در جهان است.

لبنان در سایه «کنترل بدون اشغال»؛ دکترین تازه اسرائیل و فرسایش مرزهای حاکمیت
زمان مطالعه: ۴ دقیقه

جنگ در خاورمیانه وارد مرحله‌ای شده که در آن مرز میان عملیات نظامی، اشغال سرزمینی و بازتعریف نظم سیاسی بیش از گذشته مبهم به نظر می‌رسد. لبنان که سال‌ها درگیر بحران‌های داخلی و منطقه‌ای بوده، اکنون بار دیگر به یکی از مهم‌ترین میدان‌های رقابت میان اسرائیل، محور مقاومت و قدرت‌های جهانی تبدیل شده است.

به گزارش وبگاه دیپلماسی مدرن، تحولات اخیر در لبنان را نمی‌توان صرفاً در چارچوب مقابله اسرائیل با حزب‌الله تحلیل کرد؛ زیرا همزمانی عملیات نظامی گسترده، تغییر در دکترین دفاعی اسرائیل، استفاده فزاینده از هوش مصنوعی در هدف‌گیری و تلاش برای حفظ «آزادی عمل» فراتر از مرزها، پرسش‌های گسترده‌تری درباره آینده نظم امنیتی خاورمیانه ایجاد کرده است.

از آتش‌بس شکننده تا جنگی با ابعاد منطقه‌ای

آتش‌بس نوامبر ۲۰۲۴ میان لبنان و اسرائیل که قرار بود نقطه پایانی بر درگیری‌های مرزی باشد، پیش از خروج نیروهای اسرائیلی بارها نقض شد. با این حال، بسیاری آن را فرصتی برای کاهش تنش‌ها می‌دانستند.

اما تحولات بعدی مسیر دیگری را رقم زد. آنگونه که وبگاه دیپلماسی مدرن می‌نویسد، ترور آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر عالی ایران، در فوریه ۲۰۲۶ و واکنش نظامی حزب‌الله، لبنان را به درگیری گسترده‌تری کشاند.

این گزارش با اشاره به آمارهای منتشرشده، این مرحله از عملیات اسرائیل در لبنان را هفتمین اشغال این کشور از سال ۱۹۴۸ تاکنون توصیف می‌کند؛ مرحله‌ای که از نظر میزان تلفات روزانه، مرگبارترین دوره پس از پایان جنگ داخلی لبنان در سال ۱۹۹۰ به شمار می‌رود.

بر اساس این داده‌ها، میانگین تلفات روزانه به ۵۴.۴ نفر رسیده و حملات اسرائیل بیش از یک میلیون نفر را در لبنان آواره کرده است؛ ۳۵ درصد از این افراد کودک هستند.

اظهارات اسرائیل کاتس، وزیر دفاع اسرائیل، درباره نابودی روستاهای مرزی لبنان و حفظ کنترل سرزمینی تا رود لیتانی، یکی از بحث‌برانگیزترین بخش‌های این تحولات بوده است. منتقدان معتقدند چنین مواضعی بیش از آنکه به ایجاد یک منطقه حائل موقت شباهت داشته باشد، به ادبیات اشغال طولانی‌مدت نزدیک است.

حزب‌الله؛ بازیگری فراتر از یک نیروی نیابتی

یکی از محورهای اصلی، پیچیدگی جایگاه حزب‌الله در ساختار سیاسی لبنان است. این گروه تنها یک سازمان نظامی نیست، بلکه همزمان یک حزب سیاسی، شبکه اجتماعی، ارائه‌دهنده خدمات رفاهی و متحد نزدیک ایران محسوب می‌شود.

حزب‌الله که در دهه ۱۹۸۰ خواستار تشکیل حکومت اسلامی در لبنان بود، از دهه ۱۹۹۰ وارد ساختار سیاسی کشور شد و در انتخابات و ائتلاف‌های پارلمانی مشارکت کرد.

همین ویژگی باعث شده تحلیل این گروه صرفاً به‌عنوان یک «نیروی نیابتی ایران» تصویری ناقص ارائه دهد. حزب‌الله در بخشی از جامعه لبنان دارای پایگاه اجتماعی است، اما در مقابل، مخالفان آن را مسئول کشاندن لبنان به جنگ‌های ویرانگر می‌دانند.

در سوی دیگر، اسرائیل نیز رویکرد امنیتی خود را بر مقابله با تهدیدهای منطقه‌ای بنا کرده است؛ اما منتقدان معتقدند این رویکرد در سال‌های اخیر از دفاع صرف عبور کرده و به سمت ایجاد کنترل فعال بر محیط پیرامونی حرکت کرده است.

از «اسرائیل بزرگ» تا دکترین کنترل منطقه‌ای

یکی از بحث‌های مهم در تحلیل تحولات اخیر، ارتباط میان اقدامات نظامی اسرائیل و برخی جریان‌های فکری درون این کشور است که بر مفهوم «اسرائیل بزرگ» تأکید دارند.

حزب لیکود که ریشه‌های آن به جریان صهیونیسم تجدیدنظرطلب بازمی‌گردد، از دهه ۱۹۷۰ بر مفهوم «سرزمین کامل اسرائیل» تأکید داشته است.

در سال ۲۰۲۴، بزالل اسموتریچ، وزیر دارایی اسرائیل، از گسترش احتمالی اسرائیل به مناطقی فراتر از فلسطین سخن گفت و بنیامین نتانیاهو نیز در سال ۲۰۲۵ اعلام کرد که با ایده اسرائیل بزرگ احساس نزدیکی می‌کند.

در همین چارچوب، مقاله‌ای از دو افسر سابق ارتش اسرائیل برای مؤسسه راهبردی ارتش این رژیم، از تغییر در دکترین نظامی اسرائیل سخن می‌گوید؛ تغییری که بر «کنترل عملیاتی» مناطق تهدیدزا مانند غزه، لبنان و سوریه، حتی بدون اشغال رسمی، تأکید دارد.

این تغییر نگاه، پرسشی اساسی ایجاد می‌کند؛ آیا هدف تنها حذف تهدیدهای امنیتی است یا ایجاد نظم منطقه‌ای جدیدی که در آن اسرائیل نقش تعیین‌کننده‌تری داشته باشد؟

جنگی که با هوش مصنوعی هدایت می‌شود

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های جنگ کنونی، ورود گسترده فناوری‌های هوشمند به فرآیند هدف‌گیری نظامی است.

شرکت ال‌بیت سیستمز، بزرگ‌ترین تولیدکننده داخلی تجهیزات نظامی اسرائیل، سامانه‌هایی مانند «هانتر» را برای ارتش این کشور توسعه داده که از هوش مصنوعی برای شناسایی اهداف استفاده می‌کند.

شرکت ال‌بیت اعلام کرده سامانه هانتر تاکنون ۸۵۰ هزار هدف نظامی مشروع را شناسایی کرده است؛ ادعایی که با نگرانی‌های جدی درباره نظارت انسانی و احتمال افزایش تلفات غیرنظامیان همراه شده است.

یک افسر سابق ارتش آمریکا هشدار داده است که بررسی دقیق هزار هدف در روز، چه رسد به صدها هزار هدف، عملاً غیرممکن است. همچنین یک افسر اطلاعاتی اسرائیل گفته است برخی اهداف شناسایی‌شده توسط سامانه لاوندر تنها حدود ۲۰ ثانیه توسط انسان بررسی می‌شدند.

منتقدان می‌گویند واگذاری بخشی از تصمیم‌های مرگبار جنگ به الگوریتم‌ها، خطر کاهش مسئولیت انسانی و تبدیل تلفات غیرنظامیان به پیامد عادی عملیات نظامی را افزایش می‌دهد.

آینده‌ای میان مذاکره و تغییر قواعد بازی

اسرائیل و لبنان قرار است مذاکراتی را در رم ادامه دهند، اما تجربه آتش‌بس‌های پیشین، چشم‌انداز دستیابی به توافقی پایدار را دشوار کرده است. لبنان خواهان خروج نیروهای اسرائیلی و استقرار کامل ارتش خود در جنوب کشور است، در حالی که اسرائیل خروج را به خلع سلاح کامل حزب‌الله مرتبط کرده است.

در نهایت، مسئله لبنان تنها به مرزها یا یک گروه مسلح محدود نمی‌شود. آنچه در این بحران در حال شکل‌گیری است، نبردی بر سر تعریف قدرت، حاکمیت و قواعد نظم بین‌المللی است. اگر کشورها بتوانند برای خود «آزادی عمل» فراتر از مرزهایشان قائل شوند، اصل برابری حاکمیت دولت‌ها که یکی از پایه‌های نظام بین‌الملل پس از جنگ جهانی دوم بوده، بیش از گذشته تحت فشار قرار خواهد گرفت.

بحران لبنان شاید بیش از آنکه پایان یک درگیری باشد، نشانه آغاز دوره‌ای باشد که در آن مرز میان امنیت، قدرت و سلطه هر روز کم‌رنگ‌تر می‌شود.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha