بهگزارش قدس آنلاین، اظهارات اخیر جوزف عون، رئیس جمهور لبنان در دیدار با هیئت «مجمع ارتدوکس» نشاندهنده شکافی عمیق میان تحلیل جریان حاکم در لبنان و واقعیتهای آشکار میدانی است. او با ادبیاتی خوشبینانه مدعی شده «توافق چارچوب» آغاز به نتیجه دادن کرده و واشنگتن اکنون مواضع بیروت را با دقت بیشتری میشنود. اما برای ناظران و منتقدان حتی مستقل، این اظهارات چیزی جز تلاشی برای توجیه عقبنشینیهای راهبردی و پوشاندن هزینههای سیاسی یک توافق ننگین نیست.
عون از کدام دستاورد میگوید؟
رئیسجمهور لبنان میگوید «توافق در حال ثمر دادن است»، اما پرسش این است که او از کدام ثمره و دستاورد میگوید؟ آیا میتواند آن را نشان دهد؟ پاسخ این پرسش را نه در راهروهای کاخ بعبدا، بلکه باید در مرزهای خونین جنوب لبنان جستوجو کرد. در حالی که رئیسجمهور لبنان از شنیده شدن صدای بیروت در واشنگتن سخن میگوید، یسرائیل کاتس، وزیر جنگ رژیم صهیونیستی با صراحت اعلام کرده ارتش این رژیم الگوی ویرانگر غزه را در جنوب لبنان نیز اجرا کرده است.
تخریب سازمانیافته ۱۵ تا ۲۰هزار خانه مسکونی در ۲۴روستای مرزی با استفاده از بولدزر و مواد منفجره، ایجاد منطقه امنیتی خالی از سکنه و تلاش برای تثبیت پایگاههای نظامی دائمی برای این رژیم، تصویری متفاوت از آن چیزی ارائه میدهد که در تبلیغات عون به عنوان دستاورد دیپلماتیک معرفی میشود.
حامیان توافق، از جمله جریان نزدیک به ریاستجمهوری لبنان، تلاش کردهاند عقبنشینیهای ادعایی اسرائیل از برخی مناطق را نشانه موفقیت مذاکرات معرفی کنند، اما بررسی دقیق نقشههای مختلف استقرار و نفوذ نظامی اسرائیل در جنوب لبنان شامل اشغال زمینی، کنترل آتش، مناطق هدفگذاریشده و مناطق آزمایشی تصویر پیچیدهتری ارائه میدهد.در این تصویر، آنچه به عنوان «عقبنشینی آزمایشی» معرفی میشود، الزاماً به معنای پایان حضور و نفوذ اسرائیل نیست. نقاط راهبردی مانند ارتفاعات شقیف، تپههای علی طاهر و منطقه مجدل زون که از ارزش اطلاعاتی و نظارتی بالایی برخوردارند، همچنان در مرکز توجه نظامی رژیم صهیونیستی قرار دارند.در واقع آنچه به عنوان یک موفقیت دیپلماتیک به افکار عمومی لبنان فروخته میشود، بازآرایی نیروهای رژیم اشغالگر در مناطق محدودتر و حفظ امکان عملیات نظامی گسترده در سراسر جنوب است. در چنین مدلی، ارتش رژیم صهیونیستی بدون تحمل هزینه نگهداری گسترده نیروهای زمینی، از طریق پهپادها، سامانههای آتش و کنترل هوایی، توان اعمال فشار بر منطقه را حفظ میکند و توافق چارچوب نیز به این الگوی جدید مشروعیت سیاسی میبخشد.
از سادات تا عون؛ بازگشت سایه سازش
تجربه تاریخی منطقه نشان داده توافقهایی که در شرایط نابرابر قدرت شکل میگیرند، همواره به صلح پایدار منجر نشدهاند. منتقدان توافق چارچوب نیز با اشاره به تجربه انور سادات و پیمان کمپدیوید معتقدند آن توافق نهتنها معادلات منطقهای را تغییر داد، بلکه ساختار سیاسی و اقتصادی مصر را نیز وارد مرحلهای تازه کرد؛ مرحلهای که به باور آنان با افزایش وابستگی به غرب و تغییر اولویتهای راهبردی همراه شد.از همین زاویه، توافق چارچوب لبنان نیز صرفاً یک توافق امنیتی برای پایان درگیری نیست، بلکه میتواند مقدمه تغییرات گستردهتر در ساختار سیاسی، امنیتی و اجتماعی لبنان باشد؛ تغییراتی که به گفته بسیاری با هدف محدود کردن نقش نیروهای مقاومت و بازتعریف معادلات داخلی کشور دنبال میشود.
در همین چارچوب، برخی جریانهای سیاسی و اقتصادی لبنان که آینده خود را در نزدیکی بیشتر به محور غربی و حمایتهای مالی خارجی تعریف میکنند، شرایط پس از جنگ را فرصتی برای تغییر معادلات داخلی میدانند. منتقدان معتقدند خطر اصلی آنجاست که بازسازی اقتصادی لبنان به جای تکیه بر استقلال تصمیمگیری ملی، به اهرمی برای پذیرش شروط سیاسی و امنیتی خارجی تبدیل شود.اظهارات جوزف عون درباره «شنیده شدن صدای لبنان» در واشنگتن، زمانی میتواند معنا پیدا کند که این صدا در میدان نیز شنیده شود؛ اما تا زمانی که مرزهای جنوب زیر سایه تهدیدهای اسرائیل، خانههای ویرانشده و حضور نظامی این رژیم قرار دارد، سخن گفتن از دستاورد، بیشتر شبیه تلاش برای بزک کردن واقعیتی تلخ است.




نظر شما