این نوشته تنها یک گزارش خبری نیست، روایت درد مردمی است که در پهناورترین استان کشور زندگی میکنند، مردمی که سالهاست با محرومیت، فاصلههای طولانی، کمبود امکانات و مشکلات اقتصادی دست و پنجه نرم میکنند و امروز با نگرانی تازهای روبهرو شدهاند؛ نگرانی تأمین سوخت برای پیمودن مسیرهایی که گاهی از بسیاری از سفرهای بیناستانی کشور طولانیتر است.
سیستان و بلوچستان استانی است که وسعت آن را نمیتوان با بسیاری از استانهای دیگر مقایسه کرد. در برخی نقاط جنوبی، شرقی و جنوب شرقی استان، فاصله تا مرکز استان (زاهدان) به حدود هزار کیلومتر میرسد.
حال پرسش مردم این است آیا ۱۳۰ لیتر بنزین پاسخگوی چنین مسافتی است؟ این پرسش سادهای نیست؛ پشت این پرسش، هزاران درد و نگرانی نهفته است، پشت این پرسش پدری قرار دارد که برای درمان فرزند بیمارش باید راهی زاهدان شود، مادری قرار دارد که برای پیگیری امور درمانی خود ناچار است صدها کیلومتر در جادههای طولانی استان سفر کند، دانشجویی قرار دارد که برای امور دانشگاهی باید بارها این مسیرها را طی کند و کارگری که برای پیگیری مشکلات معیشتی خود راهی مرکز استان میشود.
وقتی یک شهروند برای انجام سادهترین امور زندگی خود ناچار است ۲هزار کیلومتر رفت و برگشت داشته باشد، ۱۳۰ لیتر بنزین چگونه میتواند پاسخگوی نیاز او باشد؟ حتی خودروهای کممصرف نیز برای چنین مسافتی به سوخت بیشتری نیاز دارند. بسیاری از مردم استان نیز خودروهای قدیمی و فرسوده دارند که مصرف سوخت آنها بالاتر است. این خودروها نه از روی انتخاب، بلکه از سر اجبار اقتصادی در اختیار مردم قرار دارند.
امروز گرانی قطعات خودرو، هزینه تعمیرات، قیمت لاستیک، روغن موتور و سایر هزینههای حمل و نقل فشار سنگینی بر خانوادهها وارد کرده است. حال اگر محدودیت سوخت نیز به این مشکلات افزوده شود، فشار مضاعفی بر دوش مردمی خواهد بود که سالهاست با کمبود امکانات و فرصتهای اقتصادی روبهرو بودهاند.
درد مردم تنها بنزین نیست. درد آنها دیده نشدن است. درد آنها این است که گاهی احساس میکنند شرایط خاص زندگیشان در تصمیمگیریها مورد توجه قرار نمیگیرد. آنها میخواهند مسئولان صدای آنان را بشنوند و واقعیت زندگی در این استان را از نزدیک ببینند.
بیایید تصور کنیم بیماری در یکی از شهرهای دورافتاده استان نیازمند مراجعه به مرکز درمانی تخصصی در زاهدان باشد. خانواده او باید هزینه رفت و برگشت، اسکان، غذا و سوخت را تأمین کند. اگر تأمین سوخت نیز به یک دغدغه تبدیل شود، آیا این خانواده توان ادامه این مسیر را خواهد داشت؟
بیایید به دانشآموزان و دانشجویانی فکر کنیم که برای آزمونها، ثبتنامها یا امور آموزشی مجبور به سفر هستند، به کشاورزان و دامدارانی فکر کنیم که برای پیگیری مشکلات خود به مراکز اداری مراجعه میکنند و به زنان سرپرست خانوار و سالمندانی فکر کنیم که هر سفر برای آنان یک چالش بزرگ است.
آنها خطاب به استاندار سیستان و بلوچستان بیان میکنند: مردم سیستان و بلوچستان انتظار معجزه ندارند. آنان تنها خواهان عدالت هستند. آنان میخواهند شرایط خاص استانشان دیده شود. میخواهند هنگام تصمیمگیری درباره سوخت، فاصله هزار کیلومتری برخی مناطق تا مرکز استان نیز در نظر گرفته شود. میخواهند کسی درد راههای طولانی، محرومیتهای تاریخی و مشکلات معیشتی آنان را بفهمد.
شاید برای بسیاری از مردم کشور، ۱۳۰لیتر بنزین عددی قابل قبول باشد، اما برای خانوادهای که ناچار است ۲هزار کیلومتر مسیر رفت و برگشت را در این گرمای طاقتفرسا طی کند، این عدد معنای دیگری دارد. این عدد میتواند به معنای لغو یک سفر درمانی، به تأخیر افتادن یک مراجعه ضروری یا افزایش فشار اقتصادی بر خانوادهای محروم باشد.
مردم این استان همواره نجیبانه و صبورانه مشکلات را تحمل کردهاند، آنان در سختترین شرایط کنار کشور ایستادهاند، آنان امنیت، وحدت و آرامش را پاس داشتهاند و اکنون انتظار دارند مسئولان نیز در کنار آنان باشند و صدای مطالبه بحقشان را بشنوند.
خبرنگار: حسین سپاهی



نظر شما