«... خطراتی که اسلام را به عنوان یک پدیده عزیز تهدید میکند، از قبل از پدید آمدن و یا از آغاز پدید آمدنش از طرف پروردگار، پیشبینی شده است و وسیله مقابله با آن خطرات هم ملاحظه شده و در خود اسلام و در خود این مجموعه، کار گذاشته شده است...». این بخشی از بیانات رهبر حکیم و شهید انقلاب اسلامی در جمع برخی از پاسداران انقلاب اسلامی در تاریخ ششم بهمن سال۱۳۷۱ شمسی است. (منبع: دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیتالله العظمی امام شهید خامنهای(ره)). به مناسبت ایام سوگواری سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین(ع) در این گزارش به مرور برخی از بیانات رهبر شهید انقلاب اسلامی امام خامنهای(ره) درخصوص بخشهایی از زندگی سیاسی و مبارزاتی حضرت امام حسین(ع) با نگاهی به کتاب ارزشمند انسان ۲۵۰ ساله که اختصاص به بیانات رهبر شهید(ره) در دوران حیات مبارکشان، درباره زندگی سیاسی و مبارزاتی ائمه معصومین(ع) دارد، به اختصار پرداختهایم. در ادامه با ما همراه باشید.
خطر «دشمنان خارجی» و خطر «اضمحلال داخلی»
خیلی از افراد ممکن است با بررسی حوادث تاریخ اسلام و علل وقوع آنها، این گونه بپندارند که دشمنان خارج از نظام اسلامی تنها عامل دشمنی یا عامل خطر برای دین مبین اسلام و اهداف اسلامی بوده و به همین دلیل سعی و تلاش خود را تنها در راستای از بین بردن این عامل خارجی معطوف میکنند، اما امام مجاهد شهید(ره) در فصل ششم این کتاب موضوع «اضمحلال داخلی» را هم به عنوان خطر دیگری در این زمینه مطرح میکنند، ایشان در این باره میفرمایند: «... خطراتی که اسلام را به عنوان یک پدیده عزیز تهدید میکند، از قبل از پدید آمدن و یا از آغاز پدید آمدنش از طرف پروردگار، پیشبینی شده است و وسیله مقابله با آن خطرات هم ملاحظه شده و در خود اسلام و در خود این مجموعه، کار گذاشته شده است. مثل یک بدن سالم، که خدای متعال قدرت دفاعیاش را در خود آن کار گذاشته است، یا مثل یک ماشین سالم، که مهندس و سازنده آن، وسیله تعمیرش را با خود آن همراه کرده است. اسلام یک پدیده است و مثل همه پدیدهها، خطراتی آن را تهدید میکند و وسیلهای برای مقابله لازم دارد. خدای متعال این وسیله را، در خود اسلام گذاشت...».
«اما آن خطر چیست؟ دو خطر عمده، اسلام را تهدید میکند که یکی خطر دشمنان خارجی و دیگری خطر اضمحلال داخلی است. دشمن خارجی یعنی کسی که از بیرون مرزها، با انواع سلاحها، موجودیت یک نظام را با فکرش و دستگاه زیربنایی عقیدتیاش و قوانینش و همه چیزش هدف قرار میدهد... از بیرون یعنی چه؟ نه از بیرون کشور. از بیرون نظام، ولو در داخل کشور. دشمنانی هستند که خودشان را از نظام، بیگانه میدانند و با آن مخالفاند. اینها بیروناند. اینها غریبهاند. اینها برای اینکه نظامی را نابود کنند و از بین ببرند، تلاش میکنند. با شمشیر، با سلاح آتشین، با مدرنترین سلاحهای مادی و با تبلیغات و پول و هر چه در اختیارشان باشد. این، یک نوع دشمن است».
«دشمن و آفت دوم، آفت «اضمحلال درونی» است. یعنی در درون نظام، که این مال غریبهها نیست؛ این مال خودیهاست. خودیها ممکن است در یک نظام، بر اثر خستگی، بر اثر اشتباه در فهم راه درست، بر اثر مغلوب احساسات نفسانی شدن و بر اثر نگاه کردن به جلوههای مادی و بزرگ انگاشتن آنها، ناگهان در درون، دچار آفتزدگی شوند. این، البته خطرش بیشتر از خطر اولی است».
«این دو نوع دشمن - آفت برونی و آفت درونی - برای هر نظامی، برای هر تشکیلاتی و برای هر پدیدهای وجود دارد. اسلام برای مقابله با هر دو آفت، علاج معین کرده و جهاد را گذاشته است».
«ماجرای امام حسین(ع) تلفیق این دو بخش است. یعنی آنجایی که هم جهاد با دشمن و هم جهاد با نفس، در اعلی مرتبه آن تجلی پیدا کرد، ماجرای عاشورا بود. یعنی خدای متعال میداند که این حادثه پیش میآید و نمونه اعلایی باید ارائه شود و آن نمونه اعلی، الگو قرار گیرد».
هدف قیام امام حسین(ع)
تا به حال با خود اندیشیدهاید که به کدام واجب دینی در زمان قیام حضرت امام حسین(ع) علیه حکومت ظالمانه دستگاه بنیامیه و حاکمان جائر و فاسقش توسط سالار شهیدان عمل شد و به انجام رسید که حتی در زمان رسول خدا(ص) و دوران امیرالمؤمنین(ع) عمل به آن وظیفه، واجب و لازم نبوده است؟ رهبر فرزانه و شهید انقلاب در بخشهایی از فصل ششم این کتاب در این باره و در زمینه بیان هدف از قیام امام حسین(ع)، اظهار میکنند:
«... اگر این حادثه را دقیق در نظر بگیرید، شاید بشود گفت، انسان میتواند در حرکت چند ماهه حضرت ابیعبدالله(ع)، از آن روزی که از مدینه خارج شد و به طرف مکه آمد، تا آن روزی که در کربلا شربت گوارای شهادت نوشید، بیش از صد درس مهم بشمارد...».
«...باید این طور بگویم که هدف آن بزرگوار عبارت بود از انجام دادن یک واجب عظیم از واجبات دین که آن واجب عظیم را هیچ کس قبل از امام حسین(ع)، حتی خود پیغمبر(ص) انجام نداده بود...».
«... پس هدف، عبارت شد از انجام این واجب که حالا شرح میدهم این واجب چیست؟...، پس امام حسین(ع) باید قیام کند، زیرا انحراف پیدا شده است. برای اینکه بعد از معاویه کسی به حکومت رسیده است که حتی ظواهر اسلام را هم رعایت نمیکند، شرب خمر و کارهای خلاف میکند، علیه قرآن حرف میزند. علناً مخالف با اسلام است. او عامل به اسلام، علاقهمند و دلسوز به اسلام نیست...، خب امام حسین(ع) هم در مقابل چنین انحرافی قرار گرفته است. پس باید آن تکلیف را انجام دهد، موقعیت هم مناسب است. پس دیگر عذری وجود ندارد... پس هدف، عبارت شد از بازگرداندن جامعه اسلامی به خط صحیح، چه زمانی؟ آن وقتی که راه، عوضی شده است و جهالت و ظلم و استبداد و خیانت کسانی، مسلمین را منحرف کرده و زمینه و شرایط هم آماده است...».
«.... این، آن کاری بود که امام حسین(ع) انجام داد. منتها امام حسین(ع)، آن کسی بود که برای اولین بار، این حرکت را انجام داد. قبل از او انجام نشده بود. چون قبل از او در زمان پیغمبر(ص) و امیرالمؤمنین(ع) چنین زمینه و انحرافی به وجود نیامده بود، یا اگر هم در مواردی انحرافی بود زمینه مناسب و مقتضی نبود. زمان امام حسین(ع) هر دو وجود داشت. در باب نهضت امام حسین(ع) این اصل قضیه است...».
«... پس میتوانیم این طور جمعبندی کنیم، بگوییم امام حسین(ع) قیام کرد تا آن واجب بزرگی را که عبارت از تجدید بنای نظام و جامعه اسلامی یا قیام در مقابل انحرافات بزرگ در جامعه اسلامی است، انجام دهد. این از طریق قیام و از طریق امر به معروف و نهی از منکر است، بلکه خودش یک مصداق بزرگ امر به معروف و نهی از منکر است...».
امام حسین(ع) پاسدار اسلام است
حتماً بارها شنیدهاید که روز تولد حضرت سالار شهیدان امام حسین(ع) به عنوان روز پاسدار در تقویم تاریخ رسمی کشور ثبت شده است. اینکه آن حضرت(ع) بزرگترین پاسدار دین مبین اسلام بوده و هست، شکی در آن نیست، اما تبیین و تفهیم صحیح این موضوع از اهمیت بسزایی برخوردار است. پدر شهید امت اسلام(ره) در بخش دیگری از فصل ششم این کتاب در این باره میفرمایند: «...حسین بن علی(ع) کاری کرد که در همه دورانهای حکومت طواغیت، کسانی پیدا شدند و با اینکه از دوران صدر اسلام دورتر بودند، ارادهشان از دوران امام حسن مجتبی(ع) برای مبارزه با دستگاه ظلم و فساد بیشتر بود. همه هم سرکوب شدند. از قضیه قیام مردم مدینه که به «حَرّه» معروف است، شروع کنید تا قضایای بعدی و قضایای توابین و مختار، تا دوران بنیامیه و بنیعباس، مرتب در داخل ملتها قیام به وجود آمد. این قیامها را چه کسی به وجود آورد؟ حسین بن علی(ع). اگر امام حسین(ع) قیام نمیکرد، آیا روحیه تنبلی و گریز از مسئولیت تبدیل به روحیه ظلمستیزی و مسئولیتپذیری میشد؟ چرا میگوییم روحیه مسئولیتپذیری مُرده بود؟ به دلیل اینکه امام حسین(ع) از مدینه که مرکز بزرگزادگان اسلام بود، به مکه رفت. فرزند عباس، فرزند زبیر، فرزند عمر، فرزند خلفای صدر اسلام، همه اینها در مدینه جمع بودند و هیچ کس حاضر نشد در آن قیام خونین و تاریخی به امام حسین(ع) کمک کند، پس تا قبل از شروع قیام امام حسین(ع) خواص هم حاضر نبودند قدمی بردارند. اما بعد از قیام امام حسین(ع)، این روحیه زنده شد. این، آن درس بزرگی است که در ماجرای عاشورا، در کنار درسهای دیگر باید بدانیم. عظمت ماجرا این است....
لذا شما امروز وقتی نگاه میکنید، اسلام را زنده شده حسین بن علی(ع) میدانید. او را پاسدار اسلام میدانید...».





نظر شما