هفتم صفر، روزی است که آسمان مدینه، سنگین از غبار حزن و اندوه است؛ روزی که در سوگ کریمترین فرزندان آدم، امام حسن مجتبی(ع) نشست؛ همان آقایی که در عین شکوه مقام، در میان کینهها و تهمتها غریب ماند. اکنون زمان آن است که در برابر شکوه صلح و حلم بیکران امام دوم سر فرود آوریم. در روزگاری که تندی زبان و تلافیجویی، میان دلها فاصله انداخته و آرامش را از برخی کانونهای خانواده رانده است، بازخوانی مشی حلم حسنی نه یک توصیه اخلاقی، که یک ضرورت برای بقای سلامت روان و پایداری پیوندهای انسانی است. اما این بردباری قدرتمند چگونه میتواند گرههای کور زندگی مدرن ما را باز کند؟ حجتالاسلام والمسلمین سیدحسین مؤمنی، کارشناس دینی در گفتوگویی ضمن واکاوی این سیره، نقبی به ناگفتههای زندگی غریبانه این امام همام زده است که در ادامه میخوانید.

حلم؛ مدیریت هوشمندانه قدرت، نه انفعال
حجتالاسلام مؤمنی با تأکید بر اینکه حلم به معنای ضعف نیست، تصریح میکند: بردباری حسنی یعنی انسان با وجود قدرت بر انتقام و توانایی مقابلهبهمثل، به خاطر مصلحتی بالاتر و لبیک به رضای الهی، از حق شخصی خود میگذرد. بسیاری از مرافعههای خانگی و گسستهای عاطفی، محصول فقدان همین نگاه است. اگر در کانون خانواده، هر دو طرف بخواهند فاز باشند، نتیجهای جز انفجار و تنش نخواهد داشت؛ برای روشنایی زندگی، یکی باید فاز باشد و دیگری نول تا نور جاری شود. امام مجتبی(ع) در کوی و برزن مدینه، آماج رکیکترین توهینها از سوی دشمنان قرار میگرفتند، اما برای حفظ کیان اسلام و جلوگیری از تشتت امت، از حق خود میگذشتند. این سیره، الگویی عملی برای جامعه امروز است؛ جایی که مردم به جای بازتولید خشم، میتوانند با تمرین نشنیده گرفتن و پاسخ ندادن به بدی با بدی، آرامش را به فضای عمومی تزریق کنند. چنانکه امام صادق(ع) به عنوان بصری توصیه فرمودند اگر کسی تو را دشنام داد، در پاسخ بگو اگر من چنانم که میگویی خدا مرا اصلاح کند و اگر نیستم، خدا تو را هدایت فرماید.
فقدان مکارم اخلاق در هیاهوی اخبار
وی اضافه میکند: این نگاه مؤمنانه به روابط انسانی، ریشه در تربیت نبوی دارد. امام حسن(ع) در برابر جسارتهای بیپایان، نه تنها از دایره اخلاق خارج نمیشدند، بلکه با کرامت خویش، دشمن را در برابر عظمت روحیاش خلع سلاح میکردند. در روایتی از وجود مقدس امام صادق(ع) در کتاب شریف کافی آمده است ایشان فرمودند: «خداوند عزوجل پیامبرش را به مکارم اخلاق مخصوص گردانید، پس هر کس اینها را در خود یافت، خدای را سپاس گوید و هر کس نداشت از خدا بخواهد» (کافی، ج ۲، ص ۵۶). حلم حسنی همان مکارم اخلاقی است که امروز در هیاهوی اخبار و فشارهای معیشتی، نایاب شده است. بسیاری از ما در محیط کار یا فضای مجازی، به محض شنیدن یک کلام ناخوشایند، درصدد تلافی برمیآییم؛ در حالی که امام حسن(ع) به ما میآموزند قدرت واقعی در کنترل خشم است، نه در تخلیه آن.
مدیریت هوشمندانه میدان
این کارشناس دینی توضیح میدهد: حلیم بودن به معنای ناتوانی نیست، بلکه به معنای مدیریت هوشمندانه موقعیتهاست. وقتی کسی به شما جسارت میکند، پاسخ ندادن به معنای حقارت شما نیست، بلکه به معنای بزرگی و عزت نفس شماست. اگر در زندگی مشترک، هرگاه همسرتان در لحظهای از عصبانیت حرفی زد، شما نیز همان را با شدت بیشتر بازگردانید، نتیجهاش جز ویرانی بنیان خانواده نخواهد بود. امام حسن(ع) با وجود اینکه میتوانستند با یک اشاره، پاسخ دندانشکنی به جسارتکنندگان بدهند، اما به خاطر حفظ مصلحت عالیتر که همان بقای دین و جلوگیری از خونریزی میان مسلمانان بود، سکوت اختیار میکردند. این همان درسی است که باید در زندگی نصبالعین قرار دهیم. چه بسیار دعواهایی که با یک جمله «بگذریم» به پایان میرسید، اما به دلیل اصرار بر مقابلهبهمثل، به جداییهای تلخ منجر شد.
حجتالاسلام مؤمنی در ادامه تأکید میکند: امام مجتبی(ع) در کوچه و بازار مدینه، آماج رکیکترین الفاظ بودند، اما ایشان با سعهصدر، از حق شخصی خود گذشتند. این گذشت، از سر ترس نبود، بلکه از سر اشراف کامل بر اهداف دشمن بود. دشمن میخواست امام را از کوره در ببرد تا بهانهای برای تخریب چهره ایشان داشته باشد، اما حلم حسنی، نقشه دشمن را نقش بر آب کرد. این سیره باید در جامعه ما تکثیر شود. اگر در جامعه امروز، کسی به ما تعرض کلامی کرد، ما نباید همانگونه پاسخ دهیم. حلم یعنی قدرت بر تلافی داشتن اما تلافی نکردن. این همان نکتهای است که در سیره امام مجتبی(ع) به وضوح دیده میشود. اگر این سیره را در جامعه پیاده کنیم، بسیاری از برخوردهای فیزیکی و لفظی که در خیابانها شاهد هستیم، جای خود را به گذشت و مدارا خواهد داد.
هوشیاری در دار غفلت
این استاد حوزه با استناد به کلام نورانی امام مجتبی(ع) که میفرمایند «الناس فی دار سهو و غفلت» هشدار میدهد: ما در خانهای زندگی میکنیم که با غفلت از سرمایههای وجودیمان عجین شده است. مشکل اینجاست که ما ابتدا عمل میکنیم و بعد میاندیشیم؛ در حالی که عقلانیت حکم میکند پیش از هر کنش و سخنی، پیامدهای دنیوی و اخروی آن را بسنجیم. قرآن کریم نیز در دعای «رَبَّنَا آتِنَا فِی الدُّنْیَا حَسَنَةً وَفِی الْآخِرَةِ حَسَنَةً» (بقره/۲۰۱) به ما یادآوری میکند دنیا تجارتخانه اولیای خداست و نباید از فرصتهای آن غافل شد. امام مجتبی(ع) میفرمایند مردم در دنیا کار میکنند بدون آنکه علم و آگاهی کافی داشته باشند، اما وقتی پردهها کنار میرود و به سرای آخرت میرسند، به علم میرسند اما دیگر راهی برای عمل وجود ندارد. این هشدار، زنگ خطری است برای کسانی که عمر و سلامتی را به ثمن بخس از دست میدهند.
استاد مؤمنی با تحلیل عمیقتر این کلام میگوید: «الناس فی دار سهو» یعنی مردم در خانهای هستند که در آن، عقل بهدرستی به کار گرفته نمیشود. ما در زندگی مدام در حال عمل کردن هستیم، اما آیا قبل از هر عمل، اندیشیدهایم؟ بسیاری از ما پس از انجام کار، تازه به فکر میافتیم که چه کردیم و چقدر اشتباه کردیم. امام مجتبی(ع) میفرمایند ابتدا باید اندیشید، سپس اقدام کرد. وقتی میخواهیم سخنی بگوییم یا فعلی انجام دهیم، باید با خود فکر کنیم آیا این کار، دنیای مرا آباد میکند؟ آیا آخرت مرا میسازد؟ اگر فقط به فکر دنیا باشیم که غفلت است و اگر فقط به فکر آخرت باشیم و دنیا را رها کنیم، باز هم از مسیر تعادل خارج شدهایم. دین ما دین عافیت و تعادل است. همانگونه که امیرالمؤمنین(ع) فرمودند دنیا تجارتخانه اولیاست، ما باید از این دنیا برای آخرت توشه برگیریم.
«یعملون و لایعلمون»؛ هشدار امام حسن(ع) به واکنشهای نسنجیده
وی با اشاره به گذر شتابان عمر و پایان ایام عزاداری، تأکید میکند: فرصتها همچون برف در تابستان رو به زوالاند. در تبیین این غفلت، امام حسن مجتبی(ع) فرمودند: «النّاسُ فِی دارِ سَهْوٍ وَ غَفْلَةٍ یَعْمَلُونَ وَلا یَعْلَمُونَ، فَاِذا صارُوا اِلی الآخِرَةِ صارُوا اِلی دارِ یَقینٍ یَعْلَمُونَ وَ لا یَعْمَلُونَ» (مردم در این دنیا در سرای غفلت به سر میبرند؛ عمل میکنند اما از ثمره آن بیخبرند و چون به آخرت رسند، به سرای یقین درمیآیند؛ آنجا حقیقت را میدانند اما دیگر فرصت عمل ندارند). این کلام نورانی هشدار میدهد در آخرت، پردهها کنار میرود و حسرت «بازگشت برای عمل» سودی نخواهد داشت. بنابراین باید سرمایههایی چون جوانی و سلامتی را پیش از آنکه بهسادگی از دست بروند، غنیمت شمرد. راهکار خروج از این غفلت، حاکم دانستن خداوند بر تمام لحظات است؛ بهگونهای که پیش از هر اقدام، رضایت او را بسنجیم. هدف نهایی این است که از مرحله «یعملون و لا یعلمون» (عمل ناآگاهانه) به جایگاه «یعملون و یعلمون» (عمل آگاهانه و بصیرانه) ارتقا یابیم. این بصیرت، همان اکسیر اهلبیت(ع) است که اضطرابهای زندگی را به آرامش و گرههای آن را به گشایش بدل میکند.
تراژدی غربت؛ از طعنه یاران تا تیرباران پیکر
حجتالاسلام مؤمنی در پایان با اشاره به مظلومیت مضاعف امام حسن مجتبی(ع) خاطرنشان میکند: غربت حضرت تنها در کوچه و بازار نبود، بلکه در خانه نیز میان نزدیکترین کسانشان غریب بودند؛ تا آنجا که همسرشان عامل شهادت ایشان شد. این غربت جانکاه تا لحظه شهادت استمرار یافت، بهطوری که طبیب پس از معاینه پیکر مسموم حضرت، با اندوه به امام حسین(ع) گفت زهر، جگر مبارک را پارهپاره کرده و امیدی به ماندن نیست. در آن لحظات آکنده از درد، امام حسن(ع) با نگاهی به آینده برادر، جملهای تاریخی فرمودند که بر تارک مظلومیت میدرخشد: «لا یَوْمَ کَیَوْمِکَ یا اَباعَبْدِاللّهِ». ایشان با وجود رنج شهادت، نگرانِ تنهایی برادر در کربلا بودند. اوج این غربت در تشییع پیکر ایشان نمایان شد؛ جایی که دشمنان، پیکر مطهر را آماج تیرها قرار دادند. گواه این رخداد، فرازی از زیارت است که خطاب به آن حضرت میگوییم: «السَّلامُ عَلَی الْمُغَیَّبِ فی اَکْفانِهِ بِسِهامِ الْاَعْداءِ»؛ سلام بر آن آقایی که در کفنش با تیرهای دشمنان پنهان شد. این ایثار تاریخی، پیامی است برای ما که در روزگار غفلت، با تکیه بر معرفت حسنی، مسیر بندگی را بیابیم و از سردرگمیها رهایی یابیم.




نظر شما