تحولات منطقه

تاریخ اسلام تنها با شرح نبردها و فتوحات تعریف نمی‌شود؛ بلکه با چهره‌هایی هویت می‌یابد که در تندباد حوادث، همچون قطب‌نما، مسیر حقیقت را به جامعه نشان دادند. جناب عمار بن یاسر، بی‌شک یکی از درخشان‌ترین این چهره‌هاست.

مروری بر زیست بصیرت‌آمیز عمار یاسر؛ معیاری برای حق در غبار فتنه‌ها/ صدای رسای حقیقت در گلوگاه تاریخ
زمان مطالعه: ۶ دقیقه

تاریخ اسلام تنها با شرح نبردها و فتوحات تعریف نمی‌شود؛ بلکه با چهره‌هایی هویت می‌یابد که در تندباد حوادث، همچون قطب‌نما، مسیر حقیقت را به جامعه نشان دادند. جناب عمار بن یاسر، بی‌شک یکی از درخشان‌ترین این چهره‌هاست. او که از نخستین ایمان‌آورندگان به دعوت پیامبر(ص) بود، زندگی‌اش را با رنج شکنجه در مکه آغاز کرد و با شهادت در رکاب امیرالمؤمنین(ع) در صفین به پایان برد. اما اهمیت عمار تنها در سابقه طولانی او نیست، بلکه در بصیرتی است که او را در پیچیده‌ترین فتنه‌های پس از رحلت رسول خدا(ص)، ثابت‌قدم نگه داشت. در نبرد صفین، جایی که شمشیرها میان مسلمانان به حرکت درآمد و غبار شبهه، تشخیص حق از باطل را برای بسیاری دشوار کرده بود، وجود عمار فراتر از یک فرمانده نظامی، به عنوان یک حجت الهی و نشانه نبوی عمل کرد. او کسی بود که پیامبر(ص) درباره‌اش فرموده بودند: «عمار با حق است و حق با عمار»؛ لذا حضور او در سپاه امام علی(ع)، برای طالبان حقیقت، سندی گویا بر حقانیت آن جبهه بود. عمار در صفین، نه با هیاهو، بلکه با استدلال و تکیه بر آگاهی، نقاب از چهره نفاق برداشت و با خون خود، مرزی ابدی میان اسلام ناب و غیر آن ترسیم کرد. در ادامه مروری داریم بر زیست و عملکرد این شخصیت در زندگی پربارش.

از شکنجه مکه تا آرامش ایمان؛ ریشه‌های یک استواری

عمار بن یاسر فرزند یاسر و سمیه بود؛ خانواده‌ای که نامشان با نخستین شهیدان اسلام گره خورده است. او در مکه‌ای رشد کرد که پذیرش توحید به معنای پذیرش هرگونه آزار و اذیت کفار بود. شکنجه‌های وحشیانه بنی‌مخزوم بر پیکر عمار، نه تنها او را به عقب نراند، بلکه از او پولادی آبدیده ساخت. ماجرای تقیه او و نزول آیه «إِلّا مَن أُکرِهَ وَقَلبُهُ مُطمَئِنٌّ بِالإیمان؛ آن که او را به زور واداشته‌اند تا اظهار کفر کند و حال آنکه دلش به ایمان خویش مطمئن است» نشان داد ایمان عمار، فراتر از الفاظ، در ژرفای جانش ریشه دوانده است. پیامبر اکرم(ص) با تأیید ایمان او، درواقع عمار را به عنوان الگوی ثبات قدم به جامعه معرفی کرد. این پیشینه تاریخی، عمار را در چشم مسلمانان به نماد اخلاص تبدیل کرد. مردی که برای دین خدا از عزیزترین کسانش گذشته بود، نمی‌توانست در پیری و در میانه میدان صفین، راه را به خطا برود. این ریشه استوار، همان چیزی بود که در سال‌های بعد، وقتی فتنه همچون پاره‌های شب تاریک فرا رسید، چراغ راه او و اطرافیانش شد.

عمار در عصر نبوی؛ فراتر از یک صحابی، یک نشانه

در دوران هجرت و بنای تمدن اسلامی در مدینه، عمار همواره در صف مقدم بود. او نه تنها در غزوه‌ها شمشیر می‌زد، بلکه در تأسیس جامعه اسلامی نیز پیش‌قدم بود. روایت شده در زمان ساخت مسجد مدینه، عمار بیش از دیگران کار می‌کرد و سنگ بر دوش می‌کشید. در همین روزها بود که پیامبر(ص) با دیدن تلاش‌های صادقانه او، پیشگویی تکان‌دهنده‌ای را مطرح کرد: «تو را گروهی بیدادگر خواهند کشت». این کلام نبوی درواقع شناسنامه سیاسی عمار را برای دهه‌های بعد صادر کرد. عمار در تمام سال‌های پس از رحلت پیامبر(ص) با این مدال افتخار زندگی کرد؛ مدالی که مسئولیت او را سنگین‌تر می‌کرد. او می‌دانست زندگی و مرگش، معیار قضاوت تاریخ درباره جبهه‌های سیاسی خواهد بود. از این رو، هر موضع‌گیری او، با دقت توسط جامعه رصد می‌شد. او در مدینه فقط یک شهروند یا پیشکسوت نبود؛ او حافظه زنده وحی بود که هر جا می‌ایستاد، بوی پیامبر(ص) و راه او را به یادها می‌آورد.

صفین؛ میدان نبرد روایت‌ها و غبار شبهه

جنگ صفین صرفاً برخورد دو ارتش نبود، بلکه نبرد میان دو نوع نگاه به دین و حکومت بود. معاویه با زیرکی، شعار خونخواهی عثمان را سر داده بود تا بیعت‌شکنی خود را توجیه کند. او با استفاده از قدرت تبلیغات توانسته بود بخشی از جامعه شام را متقاعد کند که امام علی(ع) در قتل خلیفه سوم نقش داشته یا از قاتلان حمایت می‌کند. این شبهه به‌قدری سنگین بود که بسیاری دچار تردید شده بودند. در چنین فضایی، عمار یاسر به عنوان کسی که خود از مخالفان جدی انحرافات دوران عثمان بود، اما هرگز از مسیر عدل خارج نشد، بهترین فرد برای روشنگری بود. عمار به‌خوبی درک کرده بود خونخواهی عثمان، تنها پوششی برای بازگشت به دوران جاهلیت و اشرافیت قبیله‌ای است. او با تکیه بر بصیرت نافذ خود، به مردم یادآوری می‌کرد دشمن امروز، همان دشمن جنگ‌های بدر و احد است که تنها پوشش خود را عوض کرده است.

حضور عمار در جبهه علی(ع)؛ سندی بر حقانیت

در جبهه صفین، حضور عمار برای سپاهیان امام علی(ع) مایه آرامش و برای سپاه شام منشأ اضطراب بود. بسیاری از شامیان که هنوز رگه‌هایی از ایمان در دل داشتند، با دیدن عمار در صف مقابل، به لرزه می‌افتادند؛ چرا که حدیث «فئة باغیه» پیامبر(ص) را شنیده بودند. عمار در میدان نبرد، با وجود کهولت سن همچون جوانی پرشور حاضر می‌شد. او به میان قبایل می‌رفت، خطبه می‌خواند و با تبیین دقیق وقایع، پرده‌های نفاق را کنار می‌زد. او می‌گفت: «ما سرِ تأویل قرآن با اینان می‌جنگیم، همان‌گونه که روزی در کنار پیامبر(ص) بر سرِ تنزیل آن می‌جنگیدیم». این جمله، عمق نگاه عمار را نشان می‌داد؛ او می‌فهمید جنگ با نفاق، به مراتب دشوارتر از جنگ با کفر آشکار است. حضور او ثابت می‌کرد که جبهه علی(ع) استمرار مستقیم راه رسول‌الله(ص) است و هر که در برابر آن بایستد، در حقیقت در برابر پیامبر(ص) ایستاده است.

شهادت عمار؛ لحظه فرو ریختن نقاب‌ها

لحظه شهادت عمار یاسر در صفین، یکی از دراماتیک‌ترین و در عین حال روشنگرترین لحظات تاریخ اسلام است. او که نود و چند سال از عمرش می‌گذشت، پس از نبردی دلاورانه، با نوشیدن جرعه‌ای شیر که پیامبر(ص) وعده داده بود آخرین توشه او است، به آرزوی دیرینه‌اش رسید. خبر شهادت او همچون صاعقه‌ای در سپاه هر دو طرف پیچید. برای یاران امام علی(ع)، این شهادت تأییدی بر مسیرشان بود، اما در سپاه شام، زلزله‌ای به پا کرد. معاویه که موقعیت خود را در خطر می‌دید، با فریب‌کاری سعی کرد مسئولیت قتل عمار را به گردن امام علی(ع) بیندازد و گفت: «او را کسی کشت که او را به میدان جنگ آورد!». اما بصیرت عمار حتی پس از مرگش نیز کارگر افتاد و این مغالطه نتوانست حقیقت را پنهان کند؛ چرا که براساس منطق او، پیامبر(ص) نیز باید مسئول شهادت حمزه سیدالشهدا می‌بود! خون عمار، حجت را بر همگان تمام کرد و نشان داد گروه ستمگر دقیقاً چه کسانی هستند.

میراث عمار برای تاریخ؛ بصیرت به مثابه وظیفه

در مورد زیست عمار و انتخاب‌های با بصیرت او تحلیل‌های زیادی می‌توان انجام داد اما مجال، کوتاه و سخن، بسیار است. به عنوان آخرین نکته می‌توان گفت درس بزرگی که عمار یاسر به تاریخ داد، این بود که در زمان فتنه‌های پیچیده، تنها سوابق کافی نیست، بلکه باید با بصیرت روزآمد حرکت کرد. عمار هرگز پشت سر افتخارات گذشته‌اش پنهان نشد، بلکه در هر لحظه، وظیفه خود را در قبال امام عصر و زمان خود شناخت و به آن عمل کرد. او به ما آموخت در دنیای سیاست و دین، حق را نباید با شخصیت‌ها سنجید، بلکه شخصیت‌ها را باید با میزان حق سنجید؛ با این حال، خود او به مرتبه‌ای از صدق رسید که حضورش معیار حق شد. میراث عمار، نه تنها برای نویسندگان و پژوهشگران، بلکه برای هر انسانی است که می‌خواهد در غبار تبلیغات و جنگ‌های رسانه‌ای، مسیر درست را گم نکند. او نشان داد ایمان واقعی، با اقدام به‌موقع و سیاست حق‌طلبانه گره خورده است و سکوت در برابر ستم و ظلم، با ادعای پارسایی سازگار نیست. عمار یاسر تا ابد به عنوان صدای رسای حقیقت در گلوگاه تاریخ باقی خواهد ماند.

منابع:
نقش عمار در جنگ صفین؛ آیت‌‏الله العظمی جعفر سبحانی
نقش و جایگاه عمار یاسر در تحولات تاریخ صدر اسلام؛ پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه
عمار یاسر، آیینه حق‌نما؛ یوسف بیات

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

مشهد

کربلا

کاظمین

مکه

مدینه

قم

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha