بهگزارش قدس آنلاین، ۱۱ شب حمله کافی نبود تا هرمز به وضعیت عادی برگردد. آمد و شد کشتیها کمتر شده، قیمت نفت بالاتر رفته و ترامپ بهجای اعلام پایان بحران، تهدید کرد در برابر هر حمله ایران به کشتیها، یک پل یا نیروگاه در ایران را نابود میکند. همین تغییر لحن، خبر اصلی ۳۱ تیر بود. واشنگتن از تلاش برای بازکردن تنگه، به تهدید زیرساختهای ایران رسیده است. در سوی مقابل، ایران همچنان پاسخ را به پایگاههای آمریکا در منطقه منتقل میکند تا جنگ فقط روی خاک ایران متمرکز نماند.
تهدیدی که نشانه ناکامی بود
تهدید تازه ترامپ فقط یک جمله تند نبود. وقتی رئیسجمهور آمریکا میگوید هر شلیک ایران در هرمز با زدن یک پل یا نیروگاه پاسخ داده میشود، یعنی مسئله از کنترل نظامی تنگه فراتر رفته است. آمریکا اگر توانسته بود مسیر کشتیرانی را به حالت عادی برگرداند، نیازی نداشت تهدید را به زیرساختهای داخل ایران گره بزند.
در همین چارچوب، تهدید به حمله به نقطهای موسوم به «کلنگکوه» نیز معنا پیدا میکند. واشنگتن میخواهد دایره فشار را از دریا به خاک ایران منتقل کند. ایران در پاسخ اعلام کرد چنین تهدیدهایی تعرض به حاکمیت و امنیت ملی کشور است. بنابراین، اختلاف دیگر فقط بر سر عبور کشتیها نیست؛ بر سر این است که آمریکا تا کجا حاضر است زیرساختهای کشور را وارد میدان کند.
سه کشتی، یک نشانه
در هرمز، عددها از هر بیانیهای روشنتر بودند. دادههای کشتیرانی نشان داد فقط سه کشتی کالایی از تنگه عبور کردهاند و عبور نفتکشهای بزرگ و کشتیهای گاز مایع تقریباً دیده نشده است. این یعنی پروژه عادیسازی عبور به نتیجه نرسیده است.
افزایش قیمت نفت برنت تا محدوده ۹۴ دلار و تصمیم شرکت CMA CGM برای اعمال هزینه اضطراری حملونقل نیز همین پیام را داشت. جنگ حالا فقط در نقشه نظامی دیده نمیشود، بلکه دوباره بر قیمت نفت، بیمه کشتیها، برنامه شرکتهای حملونقل و هزینه تجارت جهانی هم اثر گذاشته است. از این منظر، هرمز نه کاملاً بسته است و نه باز؛ در وضعیتی میان این دو قرار دارد و همین وضعیت برای بازار کافی است تا نگران بماند.
پاسخ در پایگاهها
ایران در پاسخ، مسیر گذشته خود یعنی هدف قرار دادن مراکز نظامی آمریکا در منطقه را ادامه داد. ارتش از حمله به پایگاه موفقالسلطی در اردن و پایگاه شیخ عیسی در بحرین خبر داد. در کویت هم ایران به کمپ دوحه و مراکز لجستیکی و انبار مهمات آمریکا حملات مؤثری کرد. با این حال مهمترین اتفاق میدانی روز گذشته بیانیه دیروز سپاه بود، جایی که ایران رسماً از وارد کردن خسارت سنگین به سوله پهپادهای امکیو-۹، انهدام هشت فروند پهپاد آکبند و دو فروند آماده بهکار، دو فروند بالگرد سنگین آمریکایی و کشته و زخمی شدن تعدادی از نیروهای متجاوز در پایگاههای ملک فیصل و پرنس حسن اردن در موج ۲۵ عملیات نصر۲ خبر داد.
این الگو نشان میدهد ایران نمیخواهد پاسخ خود را فقط در هرمز محدود کند. پیام ایران این است پایگاههایی که در حملات آمریکا نقش دارند، نباید محیط امن تلقی شوند. در محاسبه ایران، حمله آمریکا نباید بدون فشار متقابل بر شبکه منطقهای واشنگتن ادامه پیدا کند.
صورتحساب در واشنگتن
۳۱ تیر فقط برای منطقه مهم نبود؛ در داخل آمریکا هم مسئله جنگ سنگینتر شد. وزیر دفاع آمریکا اعلام کرد هزینه جنگ با ایران به ۳۷.۵میلیارد دلار رسیده و پنتاگون به بودجه بیشتری نیاز دارد. همزمان شمار کشتههای نظامی آمریکا به ۱۸ نفر و زخمیها به بیش از ۴۵۰ نفر رسید.
همین اعداد، روایت دولت ترامپ را دشوار میکند. اگر ایران آنطور که واشنگتن میگوید بهشدت تضعیف شده، چرا حملات باید هر شب ادامه پیدا کند، چرا تنگه هنوز عادی نشده و چرا پنتاگون باز هم بودجه بیشتر میخواهد؟ این پرسشها در کنگره جدیتر شده و نشان میدهد جنگ، علاوه بر میدان منطقه، در سیاست داخلی آمریکا هم چالش درست کرده است.
میانجیها هنوز فعالاند
با وجود ادامه حملات، مسیر گفتوگو کاملاً بسته نشده است. قطر بار دیگر از اجرای تفاهمنامه و تضمین عبور در هرمز سخن گفت. وزیر کشور ایران نیز در اسلامآباد با مقامهای پاکستانی دیدار کرد؛ سفری که در کنار موضوعات دوجانبه، با تلاش پاکستان و قطر برای کاهش تنش همزمان شده است. عراق هم اعلام کرد نخستوزیر این کشور برای گفتوگو درباره گاز و تحولات منطقه به ایران سفر میکند.
اما مشکل اصلی پابرجاست. آمریکا فشار را بالا میبرد تا ایران در هرمز عقب بنشیند و موقعیت بهتری در مذاکرات پیدا کند. ایران هم پایگاههای منطقهای را هدف میگیرد تا نشان دهد زیر بار فشار آمریکا نخواهد رفت. به همین دلیل، گفتوگو فعلاً بیشتر شبیه تلاش برای کنترل آسیب است، نه مسیر قطعی پایان جنگ.
ایستگاه صد و چهلوپنجم؛ هدفی که جابهجا شد
هدف جنگ در حال تغییر است. آمریکا جنگ را با ادعای بازگرداندن امنیت کشتیرانی ادامه داد، اما پس از ۱۱ شب حمله، هرمز هنوز عادی نشده و تهدیدها به پلها و نیروگاههای ایران رسیده است. این یعنی فشار نظامی، به جای حل مسئله، هدفهای تازهای ساخته است.
در سوی دیگر، ایران نیز با ادامه حمله به پایگاههای آمریکا نشان داده حمله به خاک ایران بدون پاسخ منطقهای نمیماند. نتیجه، وضعیتی است که در آن هر ضربه، احتمال ضربه بعدی را بیشتر میکند.



نظر شما