انتشار خبر مربوط به سهم پاداش سرمربی تیم ملی از دستاوردهای جام جهانی، واکنشهای زیادی در فضای رسانهای به همراه داشته است. بسیاری از منتقدان از رقم اعلامشده انتقاد کردهاند و این موضوع را با توجه به شرایط اقتصادی کشور و عملکرد تیم ملی زیر سؤال بردهاند. در مقابل، قلعهنویی معتقد است با توجه به رقم قراردادش و سالهایی که با شرایط خاص روی نیمکت تیم ملی فعالیت کرده، دریافت چنین پاداشی مسئله غیرعادی نیست.
با این حال، فراتر از بحث عدد و رقم، موضوع مهمتری وجود دارد؛ بررسی کارنامه فنی تیم ملی و نتیجهای که در قبال هزینههای انجامشده به دست آمده است.
حتی اگر رقم این پاداش کمتر یا بیشتر از مبلغ مطرحشده باشد، سؤال اصلی همچنان باقی است؛ آیا عملکرد تیم ملی در سالهای اخیر متناسب با حمایتهای مالی، امکانات و انتظارات موجود بوده است؟
تیم ملی ایران در جام ملتهای آسیا نتوانست به عنوان قهرمانی برسد و در جام جهانی ۴۸ تیمی نیز از صعود به مرحله حذفی بازماند؛ آن هم در شرایطی که بسیاری از کارشناسان و هواداران، این دوره را یکی از بهترین فرصتهای فوتبال ایران برای عبور از مرحله گروهی میدانستند.
این نتایج در حالی رقم خورد که تیم ملی از حمایتهای گسترده، اردوهای متعدد، امکانات آمادهسازی و پشتیبانیهای مختلف برخوردار بود. به همین دلیل، طبیعی است که پس از پایان هر رقابت مهمی، علاوه بر بررسی مسائل مالی، عملکرد فنی و میزان تحقق اهداف نیز مورد ارزیابی قرار گیرد.
البته بحث پاداش در فوتبال موضوع تازهای نیست. در همه جای دنیا بازیکنان و مربیان موفق براساس دستاوردهای خود پاداش دریافت میکنند و اصل دریافت پاداش برای موفقیت، مسئلهای پذیرفتهشده است. اما این پاداش زمانی مورد پذیرش عمومی قرار میگیرد که نتیجهای درخور توجه پشت آن وجود داشته باشد.
امیر قلعهنویی پیش از این نیز تجربه حضور در تیم ملی را داشته و در جام ملتهای آسیا ۲۰۰۷ با ایران به موفقیت نرسیده بود. حالا در دوره دوم حضورش روی نیمکت تیم ملی، دو تورنمنت مهم دیگر نیز بدون کسب نتیجه مورد انتظار به پایان رسیده است؛ موضوعی که باعث شده منتقدان بیش از رقم پاداش، عملکرد فنی را زیر سؤال ببرند.
در فوتبال، معیار اصلی قضاوت همیشه نتیجه است؛ نه فقط قرارداد، نه میزان پاداش و نه توجیهات پس از مسابقات. اگر قرار است درباره پاداش جام جهانی تصمیمگیری یا قضاوتی صورت گیرد، بهتر است پیش از هر چیز کارنامه تیم ملی و اهدافی که محقق شده یا نشده، بررسی شود.
پرداخت پاداش به افراد موفق نهتنها ایرادی ندارد، بلکه بخشی از نظام حرفهای ورزش است؛ اما این انتظار وجود دارد که میان میزان پاداش و میزان موفقیت ارتباط منطقی برقرار باشد.
در نهایت، بحث اصلی درباره شخص یا رقم مشخصی نیست؛ مسئله این است که فوتبال ایران باید بیش از گذشته میان هزینهها و دستاوردها تناسب ایجاد کند. پاداشهای بزرگ زمانی معنا پیدا میکنند که نتیجهای بزرگ نیز به همراه داشته باشند.



نظر شما