تحولات منطقه

در میان میلیون‌ها دلداده‌ای که دلشان برای کربلا می‌تپد، هستند کسانی که به هر دلیل از این سفر معنوی جا مانده‌اند؛ اما عشق به حضرت اباعبدالله الحسین(ع) را در دل زنده نگه داشته‌اند.

گفت‌وگو با مجید ظریف، تهیه‌کننده برنامه‌ای که روایت جاماندگان کربلا را به تصویر کشید / از حسرت زیارت تا زیارت به نیابت
زمان مطالعه: ۷ دقیقه

در میان میلیون‌ها دلداده‌ای که دلشان برای کربلا می‌تپد، هستند کسانی که به هر دلیل از این سفر معنوی جا مانده‌اند؛ اما عشق به حضرت اباعبدالله الحسین(ع) را در دل زنده نگه داشته‌اند. برنامه «سلام آقا» با تکیه بر همین حس مشترک، روایتگر قصه‌های ناگفته جاماندگان از زیارت کربلای معلی است و با رویکردی متفاوت، مفهوم دلدادگی و زیارت را به تصویر می‌کشد. ویژگی شاخص این برنامه، پویش معنوی «زیارت به نیابت» است؛ پویشی که در آن عاشقان سیدالشهدا(ع)، با توجه به علاقه رهبر شهید به زیارت کربلا، به نیابت از ایشان زائر حرم حسینی می‌شوند و سلام دل خود را به این بارگاه نورانی می‌رسانند. «سلام آقا» با تهیه‌کنندگی مجید ظریف و سیدمحمد صفدری، اجرای صابر خراسانی و تولید گروه معارف اسلامی شبکه۲ سیما، از ۲۰ تیر ۱۴۰۵، شنبه تا سه‌شنبه ساعت ۲۲ روی آنتن می‌رود.
به همین بهانه، با مجید ظریف، تهیه‌کننده این برنامه، درباره شکل‌گیری «سلام آقا»، ایده پویش «زیارت به نیابت» و بازخورد مخاطبان گفت‌وگو کردیم که در ادامه می‌خوانید.

نقطه شروع شکل‌گیری «سلام آقا» چه بود؟

«سلام آقا» از یک دغدغه رسانه‌ای شکل گرفت؛ دغدغه‌ای برای روایت حسرت زیارت کربلا و ایجاد پیوندی میان مخاطبان و قصه کسانی که سال‌ها آرزوی زیارت امام حسین(ع) را در دل داشتند، اما به دلایل مختلف از این توفیق محروم مانده بودند. همین روایت‌ها هسته اصلی شکل‌گیری برنامه شد. از سوی دیگر، رهبر شهید در سال‌های اخیر بارها از حسرت زیارت امام حسین(ع) سخن گفته بودند. با الهام از این نگاه، پویش «زیارت به نیابت» در دل برنامه شکل گرفت تا زائران کربلا، سفر خود را به نیابت از ایشان انجام دهند. خوشبختانه این پویش با استقبال گسترده مخاطبان روبه‌رو شده و تنها پس از پخش پنج یا شش قسمت، حدود ۵۰۰هزار نفر برای شرکت در آن نام‌نویسی کرده‌اند.

انتخاب میهمان‌ها به چه شکل بود؟

انتخاب میهمان‌ها تا امروز از مسیرها و فرایندهای مختلفی انجام شده است. ما در ابتدا قصه‌ها را براساس گروه‌های مختلف دسته‌بندی کردیم؛ از خانواده‌های شهدا و جانبازان گرفته تا افرادی که با محرومیت‌های اقتصادی و اجتماعی دست‌ و پنجه نرم می‌کردند. همچنین، روایت‌های معلولان، هنرمندان، شاعران و نویسندگان نیز در این دسته‌بندی قرار گرفت. پس از این مرحله، تلاش کردیم با روش‌های مختلف، این روایت‌ها را شناسایی و جمع‌آوری کنیم. در نهایت، به فهرستی متشکل از حدود هزار و ۶۷۰ نفر رسیدیم. سپس با بررسی و ارزیابی این روایت‌ها، ۴۰ نفر برای حضور در فصل نخست برنامه «سلام آقا» انتخاب شدند و مقابل دوربین رفتند. در انتخاب میهمانان، مجموعه‌ای از عوامل را در نظر گرفتیم و نمی‌توان تنها یک معیار را ملاک قرار داد. قصه فرد باید حتماً ظرفیت روایت و جذابیت لازم را داشته باشد، اما در کنار آن، شخصیت خود فرد نیز اهمیت زیادی دارد. برای ما مهم بود که میهمان بتواند روایت خود را به‌درستی منتقل کند؛ به‌اصطلاح، خوش‌صحبت باشد، بتواند با مخاطب ارتباط برقرار کند و قصه‌اش را به شکلی بیان کند که مخاطب با آن همراه شود و امکان همذات‌پنداری داشته باشد.

چطور به صابر خراسانی برای اجرای برنامه رسیدید؟

آقای صابر خراسانی از همان ابتدا یکی از گزینه‌های اصلی ما برای اجرای برنامه و میزبانی از میهمانان «سلام آقا» بود. این انتخاب، هم به‌دلیل ویژگی‌های شخصیتی و هویتی ایشان به‌عنوان یک مجری آیینی انجام شد و هم به‌خاطر توانایی‌های فردی‌شان در خوب شنیدن، همراهی با میهمان و مدیریت گفت‌وگوهای روایت‌محور. بخشی از توانمندی‌های آقای خراسانی که کمتر دیده شده، مهارت ایشان در هدایت گفت‌وگو و شنیدن روایت‌های انسانی است. مخاطبان تاکنون بیشتر اجرای آیینی و پرفورمنس‌های اجرایی ایشان را دیده‌اند، اما در این برنامه تلاش کردیم وجه دیگری از توانایی‌های او را به نمایش بگذاریم. در نهایت نیز از میان مجریانی که توانایی اجرای چنین قالبی را داشتند، به این جمع‌بندی رسیدیم که صابر خراسانی بهترین گزینه برای میزبانی «سلام آقا» است.

در برنامه‌ای با موضوع زیارت، خطر افتادن به کلیشه زیاد است. شما در طراحی «سلام آقا» چه تصمیمی گرفتید که برنامه فقط یک روایت مذهبی تکراری نباشد؟

در دوره‌ای زندگی می‌کنیم که مخاطب، از نظر فرم و شیوه روایت، آثار متنوعی را دیده و تجربه کرده است. به همین دلیل، تکراری شدن یک برنامه همیشه یک تهدید جدی محسوب می‌شود؛ به‌ویژه در برنامه‌های مذهبی که تنوع قالب‌ها محدودتر است و بخش قابل ‌توجهی از آن‌ها بر گفت‌وگو و روایت استوار هستند. در «سلام آقا» تلاش کردیم زاویه روایت را با آنچه مخاطب تاکنون دیده، متفاوت انتخاب کنیم. هدف ما این نبود که فقط درباره موضوعات و محورهای تکراری صحبت کنیم، بلکه می‌خواستیم روایت‌های شخصی و تجربه‌های زیسته افراد را بشنویم؛ روایت‌هایی که کمتر شنیده شده‌اند و می‌توانند مخاطب را با نگاهی تازه به مفهوم زیارت و حسرت آن همراه کنند. به همین دلیل، تمرکز ما بیش از آنکه بر تکرار مفاهیم رایج باشد، بر شنیدن قصه آدم‌ها و تجربه‌های منحصربه‌فرد آن‌ها قرار گرفت؛ رویکردی که به نظر ما توانسته «سلام آقا» را از روایت‌های کلیشه‌ای این حوزه متمایز کند.

برنامه‌های مذهبی متعددی در ایام مناسبتی برای تلویزیون ساخته می‌شود، «سلام آقا» قرار است چه خلأیی را پر ‌کند؟

در تلویزیون تاکنون برنامه‌های مذهبی متعددی با محوریت زیارت و ارتباط مخاطبان با حرم امام حسین(ع) تولید شده‌اند، اما برنامه‌ای که به‌طور مشخص بر موضوع «زائراولی‌ها» و تحقق آرزوی زیارت برای افرادی که سال‌ها در حسرت سفر به کربلا مانده‌اند، تمرکز داشته باشد، وجود نداشت. البته برنامه‌های موفق و پربیننده‌ای همچون «مخاطب خاص» در سال‌های گذشته نقش مهمی در تقویت ارتباط مخاطبان با فرهنگ زیارت و معارف حسینی ایفا کرده‌اند و هر کدام کارکرد و مأموریت خود را داشته‌اند اما «سلام آقا» با هدفی متفاوت شکل گرفت. این برنامه تلاش می‌کند حسرت زیارت را در دل مخاطبانی که سال‌ها چشم‌انتظار این سفر معنوی بوده‌اند، روایت و بازنمایی کند. همچنین با سازوکاری که در برنامه پیش‌بینی شده و با همراهی خیران، می‌کوشد دل‌های مشتاق زیارت را به حرم مطهر امام حسین(ع) پیوند بزند و زمینه تحقق این آرزو را برای زائراولی‌ها فراهم کند.

بعضی برنامه‌های مذهبی تصور می‌کنند هر چه پیام صریح‌تر باشد، اثرگذاری بیشتر است. شما در «سلام آقا» چقدر به‌جای پیام مستقیم، روی کشف معنا از دل قصه تکیه کردید؟

در پاسخ به این پرسش، ابتدا باید به تفاوت گونه‌های مختلف برنامه‌سازی مذهبی اشاره کنم. اگر هدف یک برنامه، افزایش دانش و آگاهی مخاطب باشد، طبیعتاً با شیوه‌ای مستقیم روبه‌رو هستیم؛ یعنی مفاهیم برگرفته از روایات، احادیث، تاریخ، تفسیرها و حتی گاهی متن روضه، به‌صورت صریح و مستقیم بیان یا تحلیل می‌شوند. این جنس از برنامه‌ها، اقتضائات خود را دارند و مستقیم‌گویی در آن‌ها کاملاً طبیعی است. گونه دیگری از برنامه‌های مذهبی، بر اجرای آیین‌ها و مناسک مذهبی استوار است؛ آثاری که با بهره‌گیری از فرم‌های هنری، نمایشی، آوایی و موسیقایی، آیین‌هایی مانند تعزیه، سینه‌زنی یا دیگر مراسم مذهبی را بازنمایی می‌کنند. در این قالب نیز پیام‌ها معمولاً به‌صورت روشن و مستقیم به مخاطب منتقل می‌شوند. اما «سلام آقا» از جنس دیگری است. ما در این برنامه بیش از آنکه به‌دنبال انتقال مستقیم پیام باشیم، به‌دنبال «کشف» هستیم. ممکن است مجری در بخش‌هایی از برنامه به‌صورت مستقیم صحبت کند یا در طراحی دکور، نشانه‌هایی مانند گنبد و بارگاه امام حسین(ع) دیده شود، اما هسته اصلی برنامه بر روایت انسان‌ها و قصه‌های واقعی آن‌ها استوار است. در نهایت، این مخاطب است که از دل روایت، معنا را کشف می‌کند. ما تلاش کرده‌ایم جذابیت این کشف را از او نگیریم و نتیجه‌گیری را تا حد ممکن به خود مخاطب واگذار کنیم. معتقدیم وقتی مخاطب خودش به معنا و پیام یک روایت برسد، احساس عمیق‌تر و ماندگارتری را تجربه خواهد کرد؛ به همین دلیل، در «سلام آقا» از مستقیم‌گویی فاصله گرفته‌ایم و روایت را محور اصلی انتقال معنا قرار داده‌ایم.

نسل جوان با شیوه‌های جدید روایت ارتباط بیشتری دارد. آیا «سلام‌ آقا» تلاشی برای نزدیک کردن ادبیات برنامه‌های مذهبی به ذائقه جدید مخاطب داشته است؟

درباره اینکه چقدر توانستیم با مخاطب نسل جوان ارتباط برقرار و ادبیات برنامه‌های مذهبی را به ذائقه جدید مخاطب نزدیک کنیم، شاید هنوز برای قضاوت، کمی زود باشد. ابتدا باید مخاطب با برنامه ارتباط اولیه برقرار کند و سپس با شناخت بهتر از نیاز و ذائقه او، مسیر را اصلاح و تکمیل کرد. البته این به معنای آزمون ‌و خطای بدون برنامه نیست، بلکه منظور، شناخت تدریجی مخاطب و سنجش این موضوع است که چه نوع روایت و چه محتوایی را بهتر می‌پذیرد. حتی در روند تولید «سلام آقا» نیز تجربه‌هایی از این جنس داشتیم. برای مثال، پیش از ضبط یکی از قسمت‌ها تصور من این بود که شاید موضوع انتخاب‌شده چندان برای مخاطب جذاب نباشد و ارتباط زیادی با آن برقرار نکند، اما پس از پخش قسمت ششم، بازخورد مخاطبان درباره پویش برنامه و همراهی آن‌ها برای فراهم شدن امکان زیارت زائراولی‌ها نشان داد این تصور اولیه درست نبوده است. در همان قسمت، حدود ۴۰هزار نفر در پویش شرکت کردند و استقبال مخاطبان از کمک به تحقق سفر زیارتی افراد مشتاق، نشان داد مخاطب با چنین روایت‌هایی ارتباط عمیقی برقرار می‌کند. به همین دلیل، معتقدم رسیدن به ذائقه مخاطب یک فرایند تدریجی است. برنامه‌ساز نمی‌تواند انتظار داشته باشد از همان روزهای ابتدایی، مخاطبی که هنوز با فضای برنامه آشنا نشده، ارتباط کاملی برقرار کند. باید به‌تدریج نشان داد برنامه چه حرفی برای گفتن دارد و چگونه می‌تواند به علایق و دغدغه‌های مخاطب نزدیک شود. بنابراین، اگرچه «سلام آقا» تلاش کرده مسیر متفاوتی را در روایت برنامه مذهبی تجربه کند، اما در قسمت‌های ابتدایی فصل نخست نمی‌توانیم ادعا کنیم که به نقطه نهایی این هدف رسیده‌ایم. شاید در پایان فصل، بتوان ارزیابی دقیق‌تری از میزان موفقیت این مسیر ارائه کرد.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

مشهد

کربلا

کاظمین

مکه

مدینه

قم

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha