تحولات منطقه

«نسل امروز عوض شده است»؛ جمله‌ای که این روزها بارها از زبان خانواده‌ها، معلمان و حتی خود جوانان شنیده می‌شود. 

مچ‌گیری، نقاب نوجوان را ضخیم‌تر می‌کند
زمان مطالعه: ۶ دقیقه

«نسل امروز عوض شده است»؛ جمله‌ای که این روزها بارها از زبان خانواده‌ها، معلمان و حتی خود جوانان شنیده می‌شود. از تغییر سبک زندگی و پوشش گرفته تا نوع نگاه به دین، اخلاق و هنجارهای اجتماعی؛ تغییراتی که بعضی آن را نشانه فاصله گرفتن از ارزش‌ها می‌دانند و بعضی دیگر، نتیجه طبیعی دنیای متفاوتی که نوجوانان در آن رشد کرده‌اند. اما واقعیت چیست؟ آیا با نسلی بی‌تفاوت روبه‌رو هستیم یا نسلی که می‌خواهد همه‌چیز را با فهم و تجربه خودش بپذیرد؟ برای بررسی این پرسش‌ها و نقش خانواده در این میان، با عابده بهمن‌پور، متخصص تعلیم و تربیت گفت‌وگو کرده‌ایم که در ادامه می‌خوانید.

این روزها عده‌ای معتقدند نوجوانان و جوانان دربرابر برخی هنجارهای اجتماعی و دینی نسبت به گذشته بی‌قیدتر یا بی‌تفاوت‌تر شده‌اند. شما این تغییر را تا چه اندازه واقعی می‌دانید؟

اگر از منظر جامعه‌شناسی تربیتی و رشد شناختی به موضوع نگاه کنیم، واژه بی‌قید یا بی‌تفاوت توصیف دقیقی از این نسل نیست؛ بلکه ما با نسلی مواجهیم که پرسشگر و خواستار عاملیت است. تغییر رفتار و نگرش نوجوانان امروز یک واقعیت انکارناپذیر است، اما این تغییر به معنای بی‌ارزش شدن آن‌ها نیست، بلکه به معنای تغییر در نحوه پذیرش ارزش‌هاست. نسل‌های گذشته ارزش‌ها را بیشتر از طریق پذیرش بیرونی و اقتدار سنتی می‌پذیرفتند، اما نسل امروز به دنبال درونی‌سازی ارزش‌ها براساس درک، تجربه زیسته و گفت‌وگو است. بنابراین، آنچه بی‌تفاوتی به نظر می‌رسد، درواقع نوعی مقاومت در برابر قالب‌های تحمیلی و تلاشی برای یافتن معنای شخصی و اصیل از مفاهیم اخلاقی و معنوی است.

مهم‌ترین عوامل شکل‌گیری این تغییرات چیست؟ خانواده، مدرسه، فضای مجازی، گروه همسالان یا تحولات اجتماعی؟

براساس نظریه سیستم‌های زیستی-اکولوژیکی (مانند برون‌فن‌برنر) رشد انسان حاصل تعامل لایه‌های مختلف است و نمی‌توان یک عامل را مقصر دانست. با این حال، اگر بخواهم از منظر رویکردهای نوین تربیتی تحلیل کنم، سه عامل کلیدی در این تحول نقش دارند:
نخست، کاهش مرزهای اطلاعاتی به واسطه فضای مجازی که به نوجوان امکان مقایسه و مواجهه با روایت‌های متعدد را می‌دهد.
دوم، شکاف روش‌شناختی در مدارس و نهادهای رسمی؛ ما هنوز با روش‌های معلم‌محور و انتقال یک‌طرفه آموزش می‌دهیم، در حالی که دنیای نوجوان امروز، تعاملی و پژوهش‌محور است.
سوم، تغییر در ساختار خانواده و تعاملات اجتماعی. سرعت تحولات بیرونی بسیار فراتر از سرعت تطبیق نهادهای تربیتی ماست و این ناهمزمانی، اثرگذاری نهادهای سنتی را تضعیف کرده است.

والدین چقدر در شکل‌گیری شخصیت و نظام ارزشی فرزندان نقش داشته‌اند؟ آیا می‌توان گفت بخشی از این وضعیت نتیجه ضعف تربیتی خانواده‌هاست؟

خانواده همواره نخستین و حیاتی‌ترین بستر رشد است، اما تقلیل دادن این تحولات نسلی به ضعف تربیتی خانواده‌ها آدرس غلط دادن است. والدین امروز بسیار بیشتر از گذشته دغدغه تربیت دارند و برای آن هزینه می‌کنند. چالش اصلی، ضعف نیست، بلکه عدم تطابق ابزارها با نیازهاست. بسیاری از والدین تلاش می‌کنند با همان ابزارهایی که خود تربیت شده‌اند (کنترل‌گری، نصیحت، ایجاد احساس گناه) فرزند نسل جدید را تربیت کنند. وقتی ابزار قدیمی را روی بستر جدید پیاده می‌کنیم، نتیجه مطلوب حاصل نمی‌شود. نقش والدین باید از کنترل‌کننده و دانای کل به تسهیلگر و همراه هم‌پژوه تغییر کند تا نظام ارزشی در بستری امن شکل بگیرد.

بعضی‌ها می‌گویند فرزندان امروز در برابر آسیب‌های فرهنگی و اجتماعی «واکسینه» نشده‌اند. از نظر شما این تعبیر چقدر درست است و این واکسینه شدن اصلاً چگونه اتفاق می‌افتد؟

تعبیر واکسینه شدن استعاره زیبایی است، اما واکسیناسیون روانی و فرهنگی با قرنطینه کردن یا تزریق شعارهای مستقیم اتفاق نمی‌افتد. در پزشکی، واکسن یعنی وارد کردن نسخه ضعیف‌شده ویروس به بدن برای ساخت پادتن. در تربیت نیز واکسینه شدن یعنی تقویت تفکر انتقادی (Critical Thinking) و پژوهش مشارکتی در مواجهه با پدیده‌ها.
نوجوانی که در محیطی رشد کرده که اجازه تجربه کردن، پرسیدن، به چالش کشیدن و حتی اشتباه کردن‌های کنترل‌شده را داشته، سیستم ایمنی روانی قوی‌تری دارد. ما با ایزوله و سانسور کردن دنیای نوجوان، او را ضعیف نگه می‌داریم. واکسینه شدن واقعی زمانی رخ می‌دهد که نوجوان مهارت خودتنظیمی، سواد رسانه‌ای و شناخت عمیق از هویت خود را در یک اتمسفر گفت‌وگومحور کسب کرده باشد.

یکی از رفتارهای رایج در میان نوجوانان و جوانان، دوگانه بودن رفتار است؛ مثلاً در خانه یک سبک رفتار دارند و در جمع دوستان سبک دیگری یا لباس پوشیدن آن‌ها در خانه و در جمع دوستان متفاوت است، این دوگانگی از کجا ناشی می‌شود؟

از منظر روان‌شناسی رشد، نوجوان در حال تجربه فرایند «هویت‌یابی» است. این دوگانگی رفتاری درواقع تلاش او برای بقا و پذیرفته شدن در دو خرده‌سیستم متفاوت است: سیستم ارزش‌شناختی خانه و سیستم پذیرش همسالان.
اما ریشه عمیق‌تر آن در عدم پذیرش بی‌قید و شرط در محیط‌های اولیه است. وقتی نوجوان احساس کند در خانه به خاطر خودِ واقعی‌اش (با تمام تفاوت‌ها و سؤال‌هایش) پذیرفته نمی‌شود، یک نقاب برای خانه می‌سازد تا صلح را حفظ کند و خودِ ابرازگرش را به جمع همسالان یا فضای مجازی می‌برد. این دوگانگی هشدار روشنی است به ما که فضاها و بسترهای گفت‌وگو در خانه‌ها و مدارس به اندازه کافی امن و پذیرا نیستند.

خانواده‌ها وقتی با این رفتارهای دوگانه مواجه می‌شوند، باید چگونه برخورد کنند تا شکاف عمیق‌تر نشود؟

گام نخست، پرهیز از مچ‌گیری، قضاوت و پلیس‌بازی است. رفتارهای واکنشی و خشمگینانه فقط نقاب نوجوان را ضخیم‌تر می‌کند و او را به سمت پنهان‌کاری بیشتر سوق می‌دهد.
گام دوم، ایجاد امنیت روانی و فضای شنیدن فعال است. خانواده باید به پناهگاه امن تبدیل شود؛ جایی که نوجوان بداند حتی اگر اشتباهی مرتکب شود یا نظر متفاوتی داشته باشد، عشق و پذیرش والدین را از دست نمی‌دهد. والدین باید از خود بپرسند چه چیزی در آن فضا یا جمع هست که به او حس بهتری می‌دهد و ما چطور می‌توانیم آن نیاز به دیده‌شدن و عاملیت را در خانه پاسخ دهیم؟ شنیدن بدون پیش‌داوری، پل ارتباطی است که این شکاف را پر می‌کند.

گاهی نوجوان برای پذیرفته شدن در جمع همسالان، برخلاف ارزش‌هایی که در خانواده آموخته رفتار می‌کند؛ همان چیزی که در ضرب‌المثل «خواهی نشوی رسوا، هم‌رنگ جماعت شو» آمده است. والدین چطور می‌توانند فرزندشان را در برابر این فشار اجتماعی مقاوم کنند؟

فشار همسالان بسیار قدرتمند است چون نیاز به تعلق، یکی از اساسی‌ترین نیازهای دوران نوجوانی است. راهکار مقاوم‌سازی نوجوان، سخنرانی درباره مضرات هم‌رنگ جماعت شدن نیست؛ بلکه تقویت عزت‌نفس و عاملیت فرزند است.
زمانی که ما از کودکی به فرزندمان حق انتخاب می‌دهیم، به نظراتش در تصمیم‌گیری‌های خانواده احترام می‌گذاریم و تجربه زیسته و مسیر رشد اختصاصی او را به رسمیت می‌شناسیم، او عضلات تصمیم‌گیری مستقل خود را تقویت می‌کند. نوجوانی که یاد گرفته در خانه صاحب‌نظر بوده و عاملیت داشته باشد، در جمع همسالان نیز راحت‌تر می‌تواند نه بگوید و برای حفظ تعلق؛ هویت و ارزش‌های اصیل خود را قربانی نکند.

در تربیت فرزند، استفاده از «باید و نباید» تا چه اندازه مؤثر است؟ از چه نقطه‌ای این شیوه نتیجه معکوس می‌دهد؟

در سال‌های اولیه کودکی، مرزها و قوانین ساختاری برای حفظ امنیت کودک لازم هستند، اما این مرزها باید انعطاف‌پذیر و مبتنی بر رابطه باشند، نه اقتدارگرایی محض. از سنین دبستان و به‌ویژه نوجوانی «باید و نباید»های مستقیم و تحکمی نه تنها اثر خود را از دست می‌دهند، بلکه نقطه آغاز لجبازی و فاصله گرفتن می‌شوند. در الگوی تربیتی مشارکت‌محور، ما به جای باید و نباید به سراغ «چرایی‌ها، پیامدها و توافق‌های دوجانبه» می‌رویم. وقتی قوانین خانه از طریق مشارکت و گفت‌وگو با خود نوجوان وضع شوند (مثلاً پروژه مدیریت زمان استفاده از گوشی یا ساعت برگشت به خانه) نوجوان خود را متعهد به اجرای آن می‌داند، چون در وضع آن نقش داشته است.

ارزش‌های اخلاقی و دینی را چگونه باید برای نسل امروز توضیح داد تا از روی آگاهی پذیرفته شوند، نه صرفاً از روی اجبار؟

ارزش‌های دینی و اخلاقی باید از حالت آموزش‌های سنتی حافظه‌محور و مناسک‌زده خارج شده و به شکل تجربه زیسته، معناگرا و کاربردی ارائه شوند.
۱. الگوی عملی بودن: نوجوانان امروز فقط با گوش‌هایشان گوش نمی‌دهند، بلکه با چشم‌هایشان می‌بینند. اگر صداقت، صلح، معنویت و عدالت را در رفتار روزمره والدین و مربیان ببینند، جذب آن می‌شوند.
۲.رویکرد پدیدارشناسانه و پروژه‌محور: به جای پاسخ‌های آماده به پرسش‌های دینی، باید به آن‌ها فرصت کاوشگری داد. مثلاً به جای تلقین مناسک، می‌توانیم همراه با نوجوان درباره مفاهیم عمیقی مثل آرامش درونی، اتصال به منبع لایتناهی هستی یا فلسفه اخلاق گفت‌وگو کنیم.
۳. انتقال به فرکانس همدلی و عشق: دین و اخلاق زمانی درونی می‌شوند که با حس امنیت، صلح و عشق گره بخورند. اگر دین را با ترس، تهدید و فرکانس‌های منفی (احساس گناه و خشم) معرفی کنیم، پس‌زدگی ایجاد می‌شود. معنویت در بستری از آرامش و امواج ذهنی مثبت رشد می‌کند.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

مشهد

کربلا

کاظمین

مکه

مدینه

قم

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha