تحولات منطقه

در حالی که هنوز درگیر این پرسش بنیادین هستیم که چگونه می‌توان روح معلمی را در نسل‌های جدید جاری کرد و کیفیت تربیت را به اوج رساند، خبر رسیده بعضی مدرسه‌ها می‌خواهند معلم‌هایشان را به پیچ و مهره و مدار الکترونیکی تبدیل کنند!

نگرانی ‌درباره جایگزینی معلم‌ها با هوش مصنوعی/ زنگ خطر«معلم‌-ربات»‌ها به صدا درآمد
زمان مطالعه: ۴ دقیقه

در حالی که هنوز درگیر این پرسش بنیادین هستیم که چگونه می‌توان روح معلمی را در نسل‌های جدید جاری کرد و کیفیت تربیت را به اوج رساند، خبر رسیده بعضی مدرسه‌ها می‌خواهند معلم‌هایشان را به پیچ و مهره و مدار الکترونیکی تبدیل کنند! کلاس درس همیشه یکی از انسانی‌ترین جاهای دنیا بوده؛ فضایی که در آن، اشتباه کردن مقدمه‌ یادگیری، تشویق، موتور حرکت و حتی اخم مادرانه یا پدرانه معلم، بخشی از فرایند رشد است. اما آیا می‌شود روح معلمی و این شخصیت زنده‌ را با یک آپدیت نرم‌افزاری شبیه‌سازی کرد؟

قدیم‌ترها

«استیو جابز» یک‌بار گفته بود اگر معلم کلاس چهارمش «تدی هیل» نبود، شاید امروز کسی هم استیو جابز را نمی‌شناخت. جابز آن روزها دانش‌آموزی بازیگوش بود که چندان دل‌ودماغ درس خواندن نداشت، اما معلمش سعی کرد با کمی توجه، جمله‌های تشویق‌آمیز و حتی جایزه‌های کوچک، کاری کند تا مسیر زندگی‌اش عوض شود. احتمالاً خود ما هم از این معلم‌ها در زندگی‌مان کم نداشته‌ایم؛ افرادی که فقط با یک تشویق، یک تشر بجا یا حتی یک جمله ساده، موجب شدند بلند شویم و مسیرمان را ادامه بدهیم. خیلی از آدم‌های موفق دنیا هم وقتی از راز موفقیتشان می‌گویند، دیر یا زود پای یک معلم را وسط می‌کشند.

حالا بیایید این تجربه را بگذارید کنار اخبار عجیب این روزها. برخی رسانه‌ها تیتر زده‌اند: «عصر معلم‌های رباتیک فرا رسیده است». شرکت Realbotix، رباتی ساخته که دقیقاً شکل انسان است؛ می‌آید سر کلاس و به قول خودمان درس می‌دهد و مشق می‌پرسد. اما بیایید با خودمان روراست باشیم؛ آیا می‌شود با یک ربات انگیزه‌ای تولید کرد که آینده دانش‌آموز را تغییر دهد؟ استیو جابز مدیون یک نگاه و توجه بود، نه یک سخت‌افزار. ربات‌ها شاید بتوانند فرمول فیزیک را بی‌نقص درس بدهند یا دیکته را بدون غلط تصحیح کنند، اما وقتی پای ایجاد انگیزه، مسائل اخلاقی، تربیت و... وسط می‌آید، چه؟ رباتی که برنامه‌نویسی شده تا مهربان باشد، آیا می‌تواند آن حس تکیه‌گاه بودن را هم منتقل کند؟ اصلاً وقتی معلم انسانی می‌تواند با یک جمله و رفتار به‌موقع و هوشمندانه، مسیر زندگی یک دانش‌آموز را عوض کند، فرستادن یک ماشین یادگیری و آموزش به کلاس درس، به چه دردی می‌خورد؟

اجرای آزمایشی

قبل از اینکه با قضاوت عجولانه، حکم به اخراج ربات‌ها از کلاس درس بدهیم، بیایید چند مرده حلاج بودن این فناوری را بررسی کنیم و بعد پرونده‌اش را ببندیم. ماجرا این است که چند وقت پیش در دبیرستان سالامانکا در نیویورک، رباتی به اسم «سالی» با کمک دستیار هوش مصنوعی اُپتیو (Optio) راهی کلاس‌ها شده و قرار است هم سر کلاس درس بدهد و هم ۲۴ ساعته، دانش‌آموزان را برای انجام تکالیف و مرور درس‌ها زیر نظر بگیرد. سازندگانش البته معتقدند قصد جایگزینی ندارند و فقط می‌خواهند بار معلمان را سبک کنند اما از همان لحظه‌ ورود «سالی»، صدای ساز مخالف‌ها بلند شد. اتحادیه‌ معلمان منطقه، ترمز این پروژه را کشیده و معتقد است حضور یک ربات انسان‌نما، روح آموزش را می‌کشد و جایش را به یک فضای سرد و تکنولوژیک می‌دهد. بماند که نگرانی‌ها بابت امنیت داده‌ها و اینکه این ماشین هوشمند دقیقاً چه اطلاعاتی از ذهن دانش‌آموزان ما استخراج می‌کند، خودش حکایتی جداست. از طرفی برخی بومیان منطقه هم معتقدند این ربات-معلم با فرهنگ و اصالت آن‌ها هیچ سنخیتی ندارد و وارد کردن چنین چیزی در حریم آموزشی، بیهوده است. اما اصل ماجرای این ربات‌-معلم، وقتی بودار می‌شود که به پیشینه‌ سازنده‌اش نگاه کنیم. شرکت Realbotix، همان شرکتی که حالا قرار است معلم اخلاق و علم بسازد، تا همین چند وقت پیش ید طولایی در تولید عروسک‌های سیلیکونی جنسی واقع‌گرایانه داشته است! حالا اینکه چطور از آن صنعت، به صنعت آموزش رسیده‌اند، جای تعجب و ابهام دارد اما خود شرکت سازنده سفت و سخت تأکید دارد که این دو خط موازی هرگز با هم تلاقی نمی‌کنند. حالا قرار است نتایج این طرح آزمایشی بیرون بیاید تا ببینیم این معلمان رباتیک واقعاً باری از دوش معلمان واقعی برمی‌دارند یا نه قرار است بار اضافه‌ای روی دوش ‌آن‌ها شوند.

سقوط سالی

گاردین با نگاهی نقادانه، در این باره می‌نویسد: نه تنها اتحادیه معلمان سالامانکا، بلکه اتحادیه معلمان کل ایالت نیویورک نیز این طرح را نامناسب دانسته و به آن معترض‌اند. اعتراض آن‌ها فقط از سر لجاجت حرفه‌ای نبود؛ آن‌ها هشدار دادند آموزش، از ارتباط انسانی جان می‌گیرد و حضور یک ربات انسان‌نما، خطر انسانیت‌زدایی از کلاس‌های درس را به دنبال دارد. نگرانی‌ها از حریم خصوصی و ضبط داده‌های دانش‌آموزان، لایه‌ سطحی ماجرا بود و هرچه به لایه‌های بعدی می‌رویم مسئله عمیق‌تر و خطرناک‌تر می‌شود. جالب است بدانید این پروژه نه برای عموم مردم بلکه فقط به طور آزمایشی در قلب جامعه‌ای اجرا شد که حدود ۴۰درصد از دانش‌آموزانش، از بومیان آمریکا هستند. برای این جامعه، حضور این ربات غریبه، یادآور فصل‌های تاریک و تلخ تاریخ آن‌ها بود؛ روزهایی که سیاست‌های آموزشی اجباری، کودکان بومی را از ریشه‌هایشان جدا می‌کرد. برای خانواده‌هایی که هنوز زخم مدارس شبانه‌روزی مخصوص بومیان در حافظه‌ تاریخی‌شان تازه است، دیدن یک ربات انسان‌نما که می‌خواهد مربی فرزندانشان شود، بیشتر از یک نگرانی ساده است، بنابراین این پروژه شکست خورد. علاوه‌ بر گاردین، «نیویورک فوکوس» هم گزارش داد این برنامه‌، تنها چند روز پس از بالا گرفتن اعتراض‌ها، به کلی متوقف شد. ناحیه آموزشی سالامانکا اعلام کرد اجرای طرح را تا زمان بررسی دقیق‌تر قراردادهای حریم خصوصی و مهم‌تر از آن گفت‌وگو با جامعه‌ محلی، به تعویق می‌اندازد. این عقب‌نشینی، پس از آن صورت گرفت که «بتی روزا» کمیسر آموزش ایالت، رسماً اعلام کرد وزارتخانه هنوز نسبت به تأثیرات این معلمان سیلیکونی تردیدهای جدی دارد. در آخر به نظر می‌رسد ما با دو جهان کاملاً متفاوت روبه‌رو هستیم. گروهی که فناوری را فرصتی برای ورود به آینده و آمادگی شغلی می‌بینند و مخالفانی که معتقدند آموزش، فراتر از هر الگوریتم و هر ماشین پیشرفته‌ای، به قلب انسان، به اعتماد و به یک پیوند زنده نیاز دارد؛ چیزی که حتی پیشرفته‌ترین ربات‌ها هم قادر به جایگزینی آن نیستند.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

مشهد

کربلا

کاظمین

مکه

مدینه

قم

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha