تحولات اخیر بغداد نشان میدهد رقابت بر سر قدرت در عراق از مرحله نفوذ سیاسی فراتر رفته و به بازطراحی مستقیم قواعد بازی رسیده است؛ روندی که در آن پرونده مارک ساوایا، سفر نخستوزیر جدید عراق به واشنگتن و تغییر مدیریت پرونده عراق به حلقهای واحد تبدیل شدهاند.
پرونده ساوایا؛ از یک تحقیق قضایی تا بازآرایی نفوذ آمریکا
تحرکات امنیتی غیرمعمول در منطقه سبز بغداد در ۲۳ ژوئن تنها یک عملیات حفاظتی برای یک هیئت آمریکایی نبود؛ بلکه نشانهای از مرحله تازهای در نحوه اعمال نفوذ واشنگتن بر ساختار سیاسی عراق به شمار میرفت. استقرار بالگردهای آپاچی، حضور مأموران افبیآی و استقرار نیروهای آمریکایی در اطراف سفارت و مقر فرماندهی عملیات مشترک عراق، تصویری کمسابقه از حضور مستقیم ایالات متحده در حساسترین نقطه حاکمیتی عراق ارائه کرد.
بر اساس اطلاعات به دست آمده، محور اصلی این سفر تحقیقاتی پروندهای بود که به «مارک ساوایا»، فرستاده ویژه پیشین دونالد ترامپ در امور عراق، مربوط میشود. ساوایا که در اکتبر ۲۰۲۵ به این سمت منصوب شد، تنها چند ماه بعد از این جایگاه کنار رفت؛ اما نام او همچنان در یکی از جنجالیترین پروندههای سیاسی عراق مطرح است.
تحقیقات افبیآی بر ادعاهایی متمرکز شده که بر اساس آنها، ساوایا مبالغی از برخی مقامهای عراقی دریافت کرده است. یکی از اهداف ادعایی این پرداختها، ترغیب ترامپ به مداخله علنی برای جلوگیری از بازگشت «نوری المالکی» به قدرت بود؛ شخصیتی که واشنگتن مخالفت خود با نامزدی او را پنهان نکرده بود.
منابع آمریکایی همچنین مدعیاند تحقیقات بر شیوه انتقال این مبالغ، نقش مقامهای ارشد عراقی و توافقهایی که گفته میشود میان ساوایا و حدود ۳۰ مقام عراقی شکل گرفته، متمرکز بوده است؛ ادعاهایی که در صورت اثبات، میتواند یکی از مهمترین پروندههای نفوذ سیاسی سالهای اخیر عراق را رقم بزند.
انتقال پرونده عراق؛ از ساوایا به باراک
همزمان با خروج ساوایا، پرونده عراق نیز وارد مرحله تازهای شد. مسئولیت این پرونده به «تام باراک»، سفیر آمریکا در ترکیه و فرستاده ویژه رئیسجمهور آمریکا در امور سوریه، واگذار شد؛ چهرهای که به دلیل ارتباط مستقیم با ترامپ، جایگاهی فراتر از یک دیپلمات معمولی در ساختار تصمیمگیری آمریکا دارد.
بر اساس اطلاعات منتشرشده، یکی از محورهای پرونده ساوایا تلاش برای ایجاد شبکهای نزدیک به ترامپ با هدف اعمال فشار بر «فائق زیدان»، رئیس دستگاه قضایی عراق، بوده است. اما همزمان زیدان کانال ارتباطی مستقیمی با باراک برقرار کرده بود و همین موضوع، معادلات واشنگتن را تغییر داد.
در عمل، حذف ساوایا به معنای کاهش نفوذ آمریکا نبود؛ بلکه نشان داد واشنگتن ترجیح داده مدیریت پرونده عراق را مستقیماً در اختیار مقامی قرار دهد که بتواند همزمان چند پرونده منطقهای را مدیریت کند.
این تحول، فضای مانور بسیاری از جریانهای سیاسی عراق را نیز محدود کرد. اگر در گذشته بازیگران عراقی میتوانستند از مسیرهای مختلف و از طریق واسطههای گوناگون به مراکز قدرت در واشنگتن نزدیک شوند، اکنون این مسیرها به کانالی محدودتر و متمرکزتر منتقل شده است؛ کانالی که تعیین میکند چه کسی امکان دسترسی به کاخ سفید را خواهد داشت.
حمایت از دولت جدید؛ شراکتی با هزینه سیاسی
نشانههای این تغییر تنها به پشتپرده پرونده ساوایا محدود نماند. سفر «علی فالح الزیدی»، نخستوزیر جدید عراق، به واشنگتن نیز در همین چارچوب قابل ارزیابی است. پیش از این سفر، دولت عراق تلاش کرد خود را از دولت پیشین متمایز نشان دهد و تأکید کند که مسئول توافقها و ارتباطات شکلگرفته در دوره قبل نیست. این پیام، بیش از هر مخاطب دیگری، متوجه دولت ترامپ بود.
استقبال گرم ترامپ از زیدی نیز همین پیام را تقویت کرد. ترامپ با اشاره به روند انتخاب نخستوزیر عراق، آشکارا گفت: «برای من بسیار مهم بود که نامزد دیگری روی کار بیاید» و افزود: «من در این موضوع نقش داشتم.» او در ادامه نیز تصریح کرد: «برای آن جنگیدم» و پیشبینی کرد که زایدی به «رهبر بزرگی در خاورمیانه، فراتر از عراق» تبدیل خواهد شد.
در کنار این حمایت سیاسی، دو طرف مجموعهای از توافقهای اقتصادی در حوزه نفت، انرژی، زیرساخت و سرمایهگذاری امضا کردند؛ توافقهایی که ارزش بخش انرژی آنها حدود ۲۰۰ میلیارد دلار برآورد شده است.
اما در کنار این همکاری اقتصادی، شروط سیاسی واشنگتن نیز بهروشنی مطرح شد؛ از جمله کنترل کامل سلاح در اختیار دولت، کاهش نفوذ گروههای مقاومت در ساختار حکومتی، فاصله گرفتن بیشتر بغداد از تهران و اجرای آنچه آمریکا از آن با عنوان اصلاحات یاد میکند.
در چنین شرایطی، پرونده ساوایا تنها یک پرونده مرتبط با فساد یا لابیگری سیاسی نیست. این پرونده نشان میدهد واشنگتن در حال استفاده از ابزارهای قضایی، امنیتی و سیاسی برای بازتعریف مناسبات قدرت در عراق است؛ فرآیندی که در آن، حمایت از دولت جدید همزمان با حذف شبکههای رقیب و محدود کردن کانالهای مستقل نفوذ دنبال میشود.
در مجموع، رخدادهای اخیر بغداد تصویری از مرحلهای تازه در روابط عراق و آمریکا ترسیم میکند؛ مرحلهای که در آن، ایالات متحده تنها به حمایت از یک دولت یا انعقاد قراردادهای اقتصادی بسنده نمیکند، بلکه میکوشد قواعد تعامل بازیگران عراقی با قدرت را نیز بازنویسی کند. همانگونه که گزارشها نشان میدهند، پرونده ساوایا صرفاً درباره یک فرستاده سابق نیست، بلکه به بخشی از سازوکار گستردهتری تبدیل شده که هدف آن مدیریت انتقال قدرت، تعیین شرکای مطلوب و ترسیم مرزهای سیاست عراق در دوره جدید است.





نظر شما