تحولات منطقه

۶ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۴:۰۹
کد مطلب: ۱۱۵۸۷۰۲

توافق هسته‌ای یا عادی‌سازی؟ چرا پرونده فلسطین به خط قرمز عربستان تبدیل شده است

قمار آمریکا با عربستان؛ آیا فشار برای نزدیکی به اسرائیل نفوذ واشنگتن را کاهش می‌دهد؟

عربستان سعودی تشکیل کشور فلسطین را شرط غیرقابل مذاکره برای عادی‌سازی روابط با اسرائیل قرار داده است؛ و وادار کردن ریاض به عقب‌نشینی از این موضع در ازای یک توافق هسته‌ای، ممکن است نفوذ آمریکا را تضعیف کند.

توافق هسته‌ای یا عادی‌سازی؟ چرا پرونده فلسطین به خط قرمز عربستان تبدیل شده است
زمان مطالعه: ۴ دقیقه

تلاش واشنگتن برای پیوند دادن توافق هسته‌ای غیرنظامی با عربستان سعودی به عادی‌سازی روابط ریاض و تل‌آویو، یک آزمون بزرگ برای سیاست خارجی آمریکا است؛ آزمونی که می‌تواند به جای افزایش نفوذ، جایگاه واشنگتن را در خاورمیانه تضعیف کند.

توافق هسته‌ای در گرو اسرائیل؛ محاسبه‌ای پرریسک برای واشنگتن

آینده روابط آمریکا و عربستان سعودی بیش از آنکه به بیانیه‌های سیاسی و نمایش‌های دیپلماتیک وابسته باشد، به توانایی واشنگتن برای تشخیص تفاوت میان منافع راهبردی و اهداف سیاسی کوتاه‌مدت بستگی دارد.

در مرکز این بحث، یک پرسش اساسی قرار دارد؛ آیا آمریکا باید توافق هسته‌ای غیرنظامی با عربستان را به شرط عادی‌سازی فوری روابط این کشور با اسرائیل گره بزند؟

برخی سیاست‌گذاران آمریکایی معتقدند چنین اهرمی می‌تواند ریاض را برای پیوستن به توافق‌های ابراهیم و تغییر موضع خود درباره اسرائیل تحت فشار قرار دهد. اما منتقدان این رویکرد هشدار می‌دهند که چنین سیاستی ممکن است نتیجه معکوس داشته باشد و به جای تقویت نفوذ آمریکا، عربستان را بیش از پیش به سمت شرکای جایگزین مانند چین و دیگر قدرت‌های جهانی سوق دهد.

مسئله اصلی این نیست که آیا عادی‌سازی روابط عربستان و اسرائیل می‌تواند در آینده به نفع ثبات منطقه باشد یا نه. پرسش مهم‌تر این است که آیا واشنگتن می‌تواند انتظار داشته باشد ریاض موضعی را کنار بگذارد که بیش از دو دهه بر آن تأکید کرده است؛ اینکه عادی‌سازی رسمی با اسرائیل باید پس از ایجاد مسیری واقعی برای تشکیل کشور فلسطین اتفاق بیفتد، نه پیش از آن.

فلسطین؛ یک تاکتیک مذاکره نیست، یک دکترین سیاسی است

موضع عربستان درباره فلسطین اغلب در محافل سیاسی غربی به‌عنوان ابزاری برای چانه‌زنی تعبیر شده است، اما واقعیت این است که این موضع در سیاست خارجی ریاض جایگاهی عمیق‌تر دارد.

عربستان همچنان مهم‌ترین حامی ابتکار صلح عربی سال ۲۰۰۲ است؛ طرحی که در ازای عقب‌نشینی اسرائیل از سرزمین‌های اشغالی و تشکیل کشور فلسطین، عادی‌سازی کامل روابط کشورهای عربی با اسرائیل را پیشنهاد می‌کرد.

پس از آغاز جنگ غزه نیز مقام‌های سعودی بارها تأکید کرده‌اند که این چارچوب همچنان اساس سیاست آنها باقی مانده است.این استمرار نشان می‌دهد که مسئله فلسطین برای ریاض صرفاً یک ابزار موقت در مذاکرات نیست، بلکه بخشی از محاسبات راهبردی و مشروعیت منطقه‌ای این کشور است.

این موضوع در دوران محمد بن‌سلمان اهمیت بیشتری پیدا کرده است. ولیعهد سعودی در یک دهه گذشته سیاستی عمل‌گرایانه را دنبال کرده است؛ از بازتعریف اقتصاد داخلی تحت برنامه چشم‌انداز ۲۰۳۰ گرفته تا گسترش روابط با چین و هند و حتی ازسرگیری روابط دیپلماتیک با ایران.

اما این عمل‌گرایی در برابر مسئله فلسطین به معنای انعطاف بیشتر نبوده است. رهبران سعودی همچنان حمایت از تشکیل کشور فلسطین را بخشی از اعتبار سیاسی داخلی و جایگاه منطقه‌ای خود می‌دانند.

آمریکا و محدودیت‌های اهرم فشار در خاورمیانه جدید

از نگاه واشنگتن، توافق هسته‌ای غیرنظامی با عربستان مزایایی فراتر از روابط دوجانبه دارد؛ چنین توافقی می‌تواند همکاری فناوری میان دو کشور را تثبیت کند، استانداردهای عدم اشاعه هسته‌ای را تقویت کند و به آمریکا امکان دهد نقش مهمی در توسعه زیرساخت‌های هسته‌ای غیرنظامی عربستان داشته باشد.

اما مشکل اینجاست که علاقه عربستان به توسعه انرژی هسته‌ای، وابسته به آمریکا نیست؛ اگر مذاکرات با واشنگتن شکست بخورد، ریاض احتمالاً به دنبال شرکای دیگری برای تأمین فناوری، سرمایه‌گذاری و دانش فنی خواهد رفت.

همان‌طور که در گزارش اصلی مورد استناد ما اشاره شده است، پرسش اصلی برای آمریکا دیگر این نیست که آیا عربستان به سمت توسعه هسته‌ای خواهد رفت، بلکه این است که آمریکا تا چه اندازه در شکل دادن به این مسیر نقش خواهد داشت.

این مسئله بازتاب تغییر بزرگ‌تر در نظم جهانی است. در دوران پس از جنگ سرد، آمریکا می‌توانست فرض کند متحدانش گزینه‌های محدودی دارند. اما امروز این فرض دیگر مانند گذشته معتبر نیست.

حضور اقتصادی چین در خلیج فارس، نقش منطقه‌ای روسیه و فعالیت دیپلماتیک قدرت‌های میانی، محیطی رقابتی ایجاد کرده است که در آن نفوذ آمریکا همچنان مهم است، اما دیگر انحصاری نیست.

دیپلماسی با فشار یا دیپلماسی با واقعیت؟

جنگ غزه نیز شرایط سیاسی این پرونده را پیچیده‌تر کرده است؛ در جهان عرب، افکار عمومی بیش از گذشته نسبت به رنج فلسطینیان حساس شده و ابتکارهایی که بدون توجه به حقوق سیاسی فلسطینی‌ها دنبال شوند، با تردید بیشتری روبه‌رو می‌شوند.

به همین دلیل، انتظار از عربستان برای عادی‌سازی فوری با اسرائیل بدون پیشرفت واقعی در مسیر تشکیل کشور فلسطین، می‌تواند با واقعیت‌های سیاسی داخلی و منطقه‌ای ریاض در تضاد باشد.

این به معنای غیرممکن بودن عادی‌سازی نیست؛ رهبران سعودی همچنان نشان داده‌اند که چنین امکانی را در چارچوب یک توافق سیاسی گسترده‌تر رد نمی‌کنند. اما ترتیب اقدامات برای آنها اهمیت اساسی دارد.از نگاه ریاض، ابتدا باید مسئله فلسطین در مسیر حل سیاسی قرار گیرد و سپس عادی‌سازی شکل بگیرد.

برای آمریکا، درس اصلی این پرونده آن است که نفوذ تنها با قدرت نظامی یا فشار اقتصادی ایجاد نمی‌شود؛ بلکه با توانایی هماهنگ کردن سیاست‌ها با منافع پایدار متحدان شکل می‌گیرد.شراکت آمریکا و عربستان طی بیش از هشت دهه، با وجود اختلافات سیاسی، بر پایه منافع مشترک، از انرژی و امنیت منطقه‌ای گرفته تا همکاری‌های اقتصادی حفظ شده است.

تبدیل توافق هسته‌ای به ابزاری برای وادار کردن ریاض به تغییر موضعی که آن را بخشی از منافع ملی خود می‌داند، ممکن است این همکاری را تضعیف کند.

در نهایت، چالش واشنگتن افزایش فشار بر عربستان نیست؛ بلکه یافتن راهی برای حفظ نفوذ در خاورمیانه‌ای است که دیگر مانند گذشته تحت سلطه یک قدرت واحد قرار ندارد. دیپلماسی زمانی موفق خواهد بود که واقعیت‌های سیاسی را بپذیرد، نه اینکه تلاش کند آنها را نادیده بگیرد.

برچسب‌ها

مشهد

کربلا

کاظمین

مکه

مدینه

قم

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha