وقتی صحبت از «تغییرات اقلیمی» میشود، همه هشدارها متوجه مسائلی مانند تغییرات زیستمحیطی و پیامدهای اجتماعی، سیاسی و اقتصادی ناشی از این تغییرات است. در واقع انگار هوش و حواس همه هشداردهندگان دنبال این است که مشکلاتی مانند خشکسالی، تغییر الگوی فصلها، بروز طوفانها، وقوع سیلاب، ذوب شدن یخهای قطبی و یخچالهای طبیعی و... ممکن است چه بلاهایی سر انسان و کره زمین بیاورند. در میان این همه پیشبینی و هشدار، یک مسئله مهم انگار از چشم بشر دور مانده است: «تغییرات اقلیمی حتی دارد الگوی شیوع بیماریهای کُشنده را در جهان تغییر میدهد!»
نوپدید و بازپدید
البته این خطر بزرگ از چشم دانشمندان و متخصصان بهداشت و سلامت جهانی دور نمانده است؛ آن هم وقتی چند سالی است که انسانها متوجه شدهاند برخی بیماریها یکباره در نقاطی از جهان شیوع پیدا میکنند که پیش از این نشانهای از آنها نبوده است.
اگرچه بشر در طول تاریخ با اپیدمیها و پاندمیهای متعددی روبهرو بوده؛ اما برای دانشمندان سؤالبرانگیز است که چرا همزمان با شدت گرفتن تغییرات اقلیمی، بیماریهای عفونی نوپدید سروکلهشان پیدا شده است؟ مسئله فقط بیماریهای نوپدید هم نیست؛ بلکه خطر بیدار شدن برخی بیماریهای خفته که پیش از این با تلاشهای علمی، تهیه واکسن و... سرکوب یا ریشهکن شده بودند نیز وجود دارد! دانشمندان از این ماجرا با نام «بیماریهای بازپدید» یاد میکنند یعنی بیماریهایی که به نظر میرسید دست از سر انسان برداشته و دیگر شاهد شیوعشان نخواهیم بود حالا با تغییر شرایط اقلیمی و در بسیاری از موارد با کاهش قدرت سیستم ایمنی و یا تغییرات اکولوژیک متعدد، بار دیگر مشغول تاخت و تاز
هستند.
زندهترین مثال برای این بیماریها، سل است که از قرن هجدهم تا اواخر قرن نوزدهم دمار از روزگار بشر درآورد و در نهایت و به لطف پیشرفتهای پزشکی و بهداشتی و ساخت واکسنهای مؤثر و کاربرد داروهای مناسب به نظر میرسید کنترل شده و در شُرف ریشهکنی است؛ اما به تازگی و با شیوع بیماریهایی که با نقصان سیستم ایمنی همراه است، بار دیگر شاهد بروز و شیوع سل هستیم تا جایی که اخیراً در کشورهای اروپایی از آن به عنوان غولی که دوباره بیدار میشود، یاد کردهاند.
البته هنوز هم میشود به فهرست عوارض تغییرات اقلیمی، معضل دیگری را هم اضافه کرد: اینکه برخی بیماریهای شایع و شناخته شده، حالا دارند با شدت و حدت بسیار بالاتر در میان جوامع مختلف بروز پیدا میکنند. همین دیروز هم «سیانان» گزارش داد که موارد ابتلا به سرخک در آمریکا برای دومین سال متوالی به بالاترین حد خود در ۳۵ سال اخیر رسیده است.
پشهها
«گلوبال بیودیفنس» مینویسد: «امروزه عفونتهای نوظهور توسط عوامل بیماریزای جدید ایجاد میشوند؛ اما بیماریهای عفونی بازپدید توسط میکروارگانیسمهایی به وجود میآیند که پس از یک دوره کاهش، دوباره ظهور میکنند.
بر اساس گزارش سازمان جهانی بهداشت، بین ۶۰ تا ۸۰ درصد عفونتهای نوظهور منشأ حیوانی دارند و تغییرات زیستمحیطی ناشی از فعالیتهای انسانی، تماس میان انسان و حیاتوحش را به شکلی بیسابقه افزایش داده است. گرمایش زمین، جنگلزدایی، سیل و خشکسالی، نه تنها پراکندگی جغرافیایی ناقلان مانند پشهها و کنهها را تغییر میدهند؛ بلکه باعث تکامل سریعتر عوامل بیماریزا و جهشهای جدید میشوند. در این میان، کشورهای کمتر توسعهیافته به دلیل ضعف زیرساختهای بهداشتی، بیشترین آسیب را متحمل میشوند».
اگرچه هنوز میان دانشمندان درباره اثر ۱۰۰ درصدی و مستقیم تغییرات زیستمحیطی بر بروز بیماریهای نوپدید یا بازپدید بحث و اختلاف نظر وجود دارد؛ اما بررسیها و تحقیقات معتبر طی چهار سال گذشته نشان داده افزایش دما و گسترش جغرافیایی ناقلان بیماری، مهمترین و مستندترین دلیل برای این ماجراست. یک نمونهاش پشه معروف «آئدس» که ناقل تب دنگی و یکی دو بیماری دیگر است و یا پشه مالاریا. تا چند سال قبل مناطق سردسیر عاری از وجود مالاریا بود؛ اما امروزه همان مناطق، شیوع مالاریا را گزارش میدهند. افزایش تب دنگی ناشی از پشه آئدس هم تا پیش از این فقط در مناطق بسیارگرمسیر نیمکره جنوبی دیده میشد؛ اما اکنون از جنوب اروپا و بخشهایی از آمریکای شمالی هم اخبار ناخوشایند شیوع بیماری به گوش میرسد. نوع «اجیپتی» آن هم که خبر دارید راهش را به ایران خودمان باز کرده و حتی تا کرمان هم رسیده است.
ابر و باد و مه و خورشید و فلک
یکی از سناریوهای هشداردهنده؛ اما کمتر شناخته شده در این زمینه، ذوب شدن یخهای دائمی در مناطق قطبی است. با گرمایش زمین، لایههای یخزده هزاران ساله آب میشوند و لاشه حیوانات آلوده به عوامل بیماریزایی را که ممکن است قرنها پیش منقرض شده باشند، در معرض محیط قرار میدهند. در سالهای اخیر، دانشمندان ویروسهای زنده ۳۰هزار ساله را از یخهای سیبری بازیابی کردند که هنوز توانایی آلودهسازی تکیاختهها را داشتند. این نکته را هم باید در نظر گرفت سیلهای ناگهانی و شدیدتر که ناشی از تغییر اقلیم هستند، سیستمهای فاضلاب را تخریب میکنند و این تخریب، منابع آب آشامیدنی را آلوده میکند. از سوی دیگر خشکسالیهای طولانی، انسانها و حیوانات اهلی را در اطراف منابع محدود آب جمع میکند که این اشتراک در منبع، خطر انتقال بیماریهای مشترک بین انسان و دام را افزایش میدهد.
از سوی دیگر، خشکسالی سبب افزایش گرد و غبار در هوا شده و انتقال قارچهای بیماریزا را تسهیل میکند. اینگونه بیماریها که در گذشته محدود به جنوب غربی آمریکا بود، اکنون به دلیل خشکسالی و گرمایش در مناطق جدیدی از غرب ایالات متحده گزارش میشود.
علاوه بر اینها، خود عوامل بیماریزا نیز به دما و رطوبت حساس هستند. افزایش دما میتواند نرخ جهش در ویروسهای RNA را افزایش دهد و احتمال پیدایش گونههای جدید و کشندهتر یا مقاومتر به دارو را بالا ببرد. همچنین تغییر الگوهای بارندگی، چرخه انتقال برخی ویروسهای منتقله توسط کنه (مانند ویروس تب خونریزیدهنده کریمه‑کنگو) را تغییر داده و آن را به مناطق جدید گسترش میدهد. در ایران نیز این بیماری در سالهای اخیر در استانهایی دیده شده که پیشتر عاری از آن بودند.
حالا به همه اینها وقوع آتشسوزیهای مکرر ناشی از گرمایش جهانی در جنگلها را هم اضافه کنید که ؛دیده شده؛بنابراین دانشمندان میگویند تغییرات اقلیمی دیگر فقط یک مسئله زیستمحیطی نیست بلکه یکی از قویترین نیروهای محرک در بازطراحی جغرافیای بیماریهای عفونی در جهان محسوب میشود. کشورهایی که امروز نظام مراقبت خود را با دادههای اقلیمی پیوند ندهند و برنامههای مناسب مقابله با این وضعیت را تدوین نکنند، به زودی با طغیانهای غیرمنتظره و غیرقابل کنترلی روبهرو خواهند شد.




نظر شما