نشست رونمایی از کتاب «صبور مثل بذر زمستان» گزیده داستانهای کتاب «فرج بعد از شدت» به انتخاب محمد شمس لنگرودی چهارشنبه هفتم مرداد در کتابفروشی اردیبهشت برگزارشد.
شمس لنگرودی درباره رمان «میروم که به کنسرت برسم» که به تازگی از او منتشر شده است، توضیح داد: روزی رسید که متوجه شدم مسائل را نمیشود، در شعر بیان کرد، زیرا شعر از کلیات و رمان از جزئیات صحبت میکند. اینگونه آرام آرام به رمان رو آوردم.
این شاعر با اشاره به اینکه انسان بیش از هرچیز با خودش به گفتوگو میپردازد، ادامه داد: شعر عبارت است از تخیل سازمان یافته، انسان از خیالپردازی لذت میبرد و وقتی که خیالپردازی تشکل پیدا میکند، لذت بیشتری دارد. بیشتر کارها را برای دل خودم میکنم، شعر میسرایم و داستان مینویسم و بعد همدل پیدا میشود.
میخواستم اهالی ادب با داستانهای واقعی قرن هفتم آشنا شوند
لنگرودی درباره چرایی انتخاب کتاب «فرج بعد از شدت» گفت: میخواستم افرادی که اهل ادبیات هستند با داستانهای واقعی قرن هفتم آشنا شوند. لغتهای دشواری در کتاب وجود داشت و برای خوشخوان شدن آنها، توضیح مختصری درباره برخی از کلمات نوشتم. نویسنده کتاب به شکل عادی از روزگار شدت مینویسد و داستانهای معمولی را به شکلی شرح میدهد که مخاطب فکر میکند زمانی که دچار سختی شود، روحیهاش را نبازد و به آینده امیدوار باشد.
این شاعر با اشاره به اینکه کتاب «فرج بعد از شدت» به زبان عربی نوشته شده است، ادامه داد: نخستین ترجمه این کتاب گم شده است و ترجمه دوم کتاب در دسترس است. مولانا هم از این کتاب استفاده کرده و در شعری گفته است «چنان نماند و چنین نیز نخواهد ماند». همچنین خورخه لوئیس بورخس نویسنده و شاعر آرژانتینی از این کتاب استفاده کرده است.
او با اشاره به وضعیت روانی بیشتر انسانها در این روزها توضیح داد: شرایط به شکلی پیش رفته است که افراد صبر و تحمل کمتری نسبت به قبل دارند، دو راه بیشتر نیست یا مغلوب واقعیت میشوید یا بر مسائل چیره میشوید، این کتاب میگوید مغلوب نشوید.
لنگرودی با اشاره به برخی از داستانهای تلخ کتاب «فرج بعد از شدت» گفت: روزگارِ سخت، کاری کرده است که نویسنده مسائل سخت را عادی مینویسد. داستانهای این کتاب پیرامون صبر است و برای همین اسم کتاب را «صبور مثل بذر زمستان» گذاشتم.




نظر شما