جنگ ایران و آمریکا با همه فراز و نشیبهایش همچنان در منطقه خاکستری جریان دارد و طرفین با مبهم نگاه داشتن مرز میان جنگ و صلح، ظاهراً درصدد مدیریت بحران و پرهیز از ورود به چرخه تشدید کنترلنشده هستند. پرهیزی که ممکن است دوام زیادی نداشته باشد و چرخه تهدید، حمله و آتشبس را دوباره به چرخش درآورد.
گمانهزنیهای جدیدی درباره تداوم حملات دشمن و ادامه جنگ همچنان در رسانههای غربی منتشر میشود؛ گمانههایی که بهنظر میرسد بخشی از عملیات روانی بزرگی است که هم فرسایش افکار عمومی را هدف گرفته و هم سایش اراده و محاسبات ما را.
گرچه قریب به اتفاق تحلیلگران فعلاً ورود به جنگ همهجانبه را چه از نظر اراده و چه از حیث سازوبرگ نظامی بالفعل آمریکا در منطقه منتفی میدانند، اما سناریوهایی مثل تداوم حملات محدود به اهداف نظامی، تلاش برای گسترش محاصره، آزمودن اشغال محدود برخی جزایر و حملات نیابتی همچنان مطرح است.آخرین سناریو مطرح شده، حمله به زیرساختهای انرژی است که بارها از سوی سران دشمن مطرح شده و بهطور مشخص قرار است تابآوری مردم را به چالش بکشد و دستگاه محاسباتی کارگزارانمان را مختل کند.
مردم مبعوثشدهای که ایستادگی معجزهوارشان وارد ششمین ماه خود شده، نشان دادهاند امنیت بلندمدت خود را به رفاه کوتاهمدت زیر سایه تهدید و جنگ نمیفروشند و تا پیروزی قطعی و تنبیه و پشیمانسازی دشمن متجاوز میدان را ترک نمیکنند.
این ایستادگی بیبدیل برای مسئولان هم میتواند الهامبخش باشد و محاسبات آنها را به سطح دیگری ارتقا دهد. احتمالاً حالا دیگر اثبات شده است که یک جنگ وجودی با راهحلهای کوتاهمدت سامان نمییابد و اگر وقفهای هم در صحنه نبرد نظامی ایجاد میشود، فرصتی برای تمهید است.بنابراین مهمترین راهبرد مقابله با این تعرض، چیزی جز حفظ روحیه مردم، انسجام اجتماعی و افزایش تابآوری آنها در برابر دشمن نخواهد بود؛ چه از طریق همراهی با مطالبات برحقشان و چه با خدمترسانی جهادی و رسیدگی به معیشت مردم در دوره جنگ.
اما در عرصه میدانی در صورت ورود به جنگ زیرساختها میتوان انتظار داشت که زیرساختهای انرژی منطقه نیز زیر ضرب حملات نیروهای نظامی کشورمان قرار گیرند. در این میان اولویت با اهدافی است که به کریدورهایی غیر از تنگه هرمز وابستهاند؛ یعنی کریدورهای موازی مثل فجیره و ینبع که برای دور زدن تنگه ایجاد شدهاند. چراکه زیرساختهای انرژی منطقه اعتبار تنگه هرمز را رقم میزنند.البته تشدید تنشها ممکن است مستلزم فشار بیشتر بر اقتصاد دشمن باشد که در این صورت همه زیرساختهای انرژی منطقه در فهرست اهداف نیروهای مسلح قرار خواهند گرفت تا با ضربات فلجکننده برای سالها از مدار تولید خارج شوند.اما تحقق سناریوهای دشمن بیش از آنکه به توان آفندی دشمن یا توان پدافندی ما ارتباط داشته باشد، به قدرت اراده، بازدارندگی و توازن پاسخهای ما بستگی دارد و پیشگیری از تحقق آنها نیز در گرو اثبات اراده پاسخگویی متوازن و اعتبار تهدیدهای ما خواهد بود. امری که میتواند اهداف ما را بدون تحمل هزینههای زیرساختی محقق کند.
خبرنگار: محمد ولایی




نظر شما