ماه صفر که به روزهای پایانی خود میرسد، گویی تقویم جهان تشیع در خراسان ورق میخورد و فصل دیگری از سوگواری آغاز میشود. ۴۸روز از عاشورای خونین کربلا گذشته است؛ همان روزی که در تقویم مردم خراسان با واژهای خاص و منحصربهفرد گره خورده است: «چهلوهشتم». این اصطلاح که شاید در بسیاری از نقاط ایران کمتر شنیده شده باشد، برای خراسانیها رمزی است که به سوگی آیینی پیوند خورده است؛ رمزی برای پیوند داغ کربلا با اندوهی که در آستان علی بن موسی الرضا(ع) به اوج میرسد. بیست و هشتم صفر، یادآور رحلت پیامبر رحمت(ص) و شهادت امام حسن مجتبی(ع) است؛ روزی که با گذشت ۴۸روز از مصیبت امام حسین(ع)، با داغ شهادت امام رضا(ع) آقای ایرانزمین نیز درهم میآمیزد و مشهد را به کانون جوشان ارادت بدل میکند. در این ایام در شهر مشهد دیگر جای سوزن انداختن نیست. از روضههای خانگی و هیئتهای محلی گرفته تا دیگهای بزرگ نذری که بوی شله، حلیم و آش در هوا میپیچانند، همه نشان از شهری دارند که عزاداری در آن فقط یک مناسک مذهبی نیست، بلکه نوعی زیست جمعی و حافظه تاریخی است. از نوغان تا صحن و سرای حرم منور رضوی، از جادههای منتهی به مشهد تا رواقهای درونی حرم مطهر، نشانههای سوگی دیده میشود که هم دیرینه است و هم زنده. امسال اما این منظره، لایهای دیگر نیز به خود گرفته است؛ زائرانی که در کنار سوگواری برای امام رئوف(ع)، در رواق دارالذکر نیز درنگ میکنند و با حضور بر مزار رهبر شهید انقلاب اسلامی، این زیارت را با تجدید عهدی با آرمانهای انقلاب پیوند میزنند. در ادامه مروری بر آیینهای مذهبی در این ایام داریم.
خروش زائران در جادههای منتهی به بهشت
از دیرباز، در شمال خراسان، شور عزاداری در ایام پایانی ماه صفر، ریشهای عمیق در خاک و در خاطره جمعی مردم داشته است. مردم این دیار، به واسطه همسایگی با امام هشتم(ع)، حق همسایگی را با قدمهای پیاده ادا میکنند. داستان «چهلوهشتم» در بجنورد و شهرهای اطراف، تاریخی کهن دارد؛ زمانی که هفت هیئت شاخص از جمله خشتپز و رجبنیا، علم عزاداری را در دهه آخر صفر برافراشته نگه میداشتند. امروز اما آن هفت هیئت، در امتداد زمان، به صدها کاروان و خیل گسترده زائرانی بدل شدهاند که مقصد نهاییشان، مشهدالرضاست. این پیادهروی تنها یک سفر نیست؛ اعلامی برای دلدادگی است. بسیاری از زائران، با پای پیاده مسیر را طی میکنند تا آخرین سوگواریهای خود برای امام حسین(ع) را به آستان بوسی امام رضا(ع) گره بزنند. آیینی که نشانههای آن در اسناد تاریخی هم موجود است و نشان از ریشههای کهن آن دارد. رسمی که پس از انقلاب نیز جان تازهای گرفت. امروز در محورهایی چون نیشابور و قوچان، موکبداران مردمی و خادمان رضوی با چای داغ، نان تازه و مهربانی بیادعا از زائران استقبال میکنند و این میزبانی، بخشی از هویت چهل و هشتم شده است.
تجدید عهد در جوار دارالذکر
امسال برای همه ما در هر جایی از دنیا که باشیم به عنوان ملت مسلمان دهه آخر صفر متفاوت رقم خورده است و پیرو این امر، آیینهای مذهبی معنای دیگری از ولایتمداری و ایستادگی و وفاداری به وطن را در خود دارند. امسال رواق دارالذکر در حرم مطهر رضوی برای بسیاری از زائران به نقطهای برای درنگ، قرائت فاتحه و مرور یک پیوند معنوی و تاریخی بدل شده است. این روزها زائرانی که با دلی شکسته به مشهد میآیند، در کنار عرض ارادت به ساحت امام رئوف(ع)، حضور در این رواق را نیز بخشی از زیارت خود میدانند؛ حضوری که برای بسیاری، به معنای تجدید بیعت با مسیری است که آن را ادامه دیانت، عزت و ایستادگی پای وطن تا آخرین قطره خون میدانند. در همین چارچوب، سخنان رهبر شهید حضرت آیتالله العظمی خامنهای درباره نسبت امام رضا(ع) و زنده ماندن روایت عاشورا، معنای ویژهای پیدا میکند. چنانکه در مراسم عزاداری شهادت امام رضا(ع) فرمودهاند: «... شرح حادثه کربلا و عاشورا به برکت بیان حضرت رضا(ع) اتفاق افتاد و این بسیار مسئله مهمی است». این جمله در بافت زیارت رضوی، صرفاً یک نقلقول نیست؛ گویی کلیدی است برای فهم اینکه چرا مشهد در پایان صفر، تنها یک مقصد سوگوارانه نیست، بلکه کانونی برای بازخوانی پیوند عاشورا، عدالتخواهی و معارف اهلبیت(ع) در حافظه جمعی شیعه است. ایشان در ادامه این جلسه امام هشتم(ع) را ولینعمت همه عالم وجود بهخصوص ایرانیان خواندند و با تسلیت شهادت امام رئوف(ع) در بیان تأثیر برجسته سفر آن امام غریب به خراسان، گفتند: «مکتب اهلبیت(ع) که بعد از شهادت سیدالشهدا(ع) منزوی و مظلوم بود، در پرتو نتایج آن سفر از انزوا خارج شد و شیعیان روحیهای یافتند که آن روحیه توانست شیعه را در تاریخ حفظ کند و پیروان مکتب اهل بیت(ع) را هر روز گسترش دهد». ایشان در ادامه بیانات خود، ایجاد جهش در ترویج مسئله عاشورا را دومین نتیجه مهم سفر امام رضا(ع) به خراسان دانستند و بیان فرمودند: «حضرت علی بن موسی الرضا(ع) با جلب توجه دلهای مردم به قیام عاشورا، فلسفه و اهداف آن یعنی «مبارزه با بیعدالتی» و «تحمل نکردن فُجّار و فاسقان در جامعه اسلامی» را در کانون اذهان مردم قرار دادند و زمینهساز طرح و تبیین و ترویج بسیاری از معارف اجتماعی اسلام شدند». (۰۲/۰۶/۱۴۰۴) از همین رو، ایستادن در جوار دارالذکر برای بسیاری از زائران، در امتداد همان اشکی معنا پیدا میکند که بر غربت امام هشتم(ع) و دیگر شهدای جنگ تحمیلی میریزند.
سفرههای متبرک و سنتهای سقایی
اما دیگر سنت این ایام با عطر خوش نذری پیوند خورده است. سنت اطعام در این روزها، از مهمترین جلوههای عزاداری مردمی است. از دیگهای بزرگ شله، حلیم و بلغور که در کوچهها و خیابانها برپاست، تا دیگچههای مخصوص حضرت زهرا(س) و حضرت علی(ع) که در عصر شهادت امام رضا(ع) توزیع میشود، همه چیز از سفرهای خبر میدهد که در آن، غذا فقط غذا نیست، بلکه نشانهای از مهر، یاد و نذر است. قوم خاوری ساکن مشهد نیز با حلوای خاوری و نانهای خاص، سهم خود را در این میزبانی عاشقانه ادا میکنند. در گذشته، سنت «سقایی» نیز در این ایام بسیار پررنگ بود؛ مردانی با مشکهای چرمی بر دوش در میان عزاداران آب میگرداندند تا یادآور عطش کربلا و سقایی حضرت عباس(ع) باشند. همچنین در «تپه سلام»، توانگران شهر به استقبال کاروانها میرفتند و با قربانی و اطعام، زائران را میهمان سفرههای خود میکردند. اگرچه شکل این سنتها در گذر زمان تغییر کرده، اما روح میزبانی همچنان در خانههای مشهدیها زنده است؛ روحی که از پایان صفر، منظرهای گسترده از بخشش و همدلی میسازد.
روایت زهر و غربت در سوگواری دیداری
هنر تعزیه و شبیهخوانی در روزهای پایانی ماه صفر، ابزاری برای تجسم واقعه تلخ مسمومیت امام رضا(ع) است. نمایشهای خیابانی در مسیرهای منتهی به حرم مطهر و اجراهای ثابت در حسینیههایی مانند «کرمانیها» و «تکیه حوض محمدعلیخان»، زائران را به لحظههای غریبانه شهادت میبرد. شبیهخوانان با کلام و حرکات خود، تاریخ را به زمان حال میآورند و اجازه نمیدهند غبار قرنها، زهر تلخ آن جنایت را از یادها ببرد. این تعزیهها فقط نمایش نیستند؛ نوعی سوگواری دیداریاند که زائر را از مقام تماشاگر بیرون میآورند و در متن مصیبت مینشانند. در این لحظهها، روایت غربت امام هشتم(ع)، نه بهصورت یک قصه تاریخی، بلکه به هیئت یک درد زنده در دل جمعیت حضور پیدا میکند.
وداع گلها در سومین روز
پایان ماه صفر، پایان سفر نیست، بلکه آغاز دلتنگی دوباره است. برخی هیئتها از جمله اردبیلیها، برای وداع با امام خود آیینی ویژه دارند. در روز سوم شهادت، یعنی سوم ربیعالاول، دستههای عزاداری با شاخههای گل تازه وارد حرم مطهر میشوند تا با امام خود خداحافظی کنند. این صحنه، از تماشاییترین لحظههای چهل و هشتم است؛ مردانی که روزها و شبها در غم امام مهربانیها گریستهاند، حالا با گل به زیارت وداع آمدهاند. این وداع، تنها پایان یک مراسم نیست؛ نشانه معرفتی است که میداند زیارت، آداب حضور دارد و آداب بدرقه. از این منظر، چهل و هشتم فقط مجموعهای از آیینها نیست، بلکه چرخهای از وفاداری است که از جاده آغاز میشود، در حرم منور به اوج میرسد و در دل زائر ادامه پیدا میکند.
مشهد؛ نقطه تلاقی همه دلتنگیها
آنچه در ایام «چهل و هشتم» در مشهد رخ میدهد، یک حرکت بزرگ اجتماعی، عاطفی و تاریخی است. پیادهروی زائران، عزاداری هیئتها، سنتهای کهن نوغان، خطبهخوانی خادمان، شبیهخوانیها، سفرههای اطعام و میزبانی بیادعای مشهدیها، همه در یک نقطه به هم میرسند: آرام گرفتن در پناه خورشید رضوی. در این روزها، تفاوتی نمیکند زائر از کدام شهر یا استان آمده باشد؛ همه در حرم مطهر، زیر یک چتر واحد به نام امامالرئوف(ع) جمع میشوند. پایان ماه صفر در مشهد، نقطه پایان عزاداری نیست؛ آغازی است برای پیوندی عمیقتر با مفاهیم زیارت، معرفت، وفا و پایداری. از همین رو است که این شهر در واپسین روزهای صفر، فقط میزبان سوگواران نیست، بلکه به نبض تپنده جهان تشیع بدل میشود؛ جایی که گذشته و اکنون، عاشورا و رضویت، اشک و آگاهی و ولایت، در کنار هم معنا میگیرند.





نظر شما