در تحلیل تاریخ تمدنها، تقابل میان جریان وحیانی و قدرتهای طاغوتی، نه یک برخورد گذرا، بلکه یک رویارویی دیرینه و مستمر در ساحتهای معرفتشناختی و جامعهشناختی است. زیست بابرکت ایشان تنها به مبارزههای میدانی محدود نمیشود؛ بلکه در مواجهه با جریانهای جنگ نرم طاغوت عمق پیدا میکند؛ در جهان معاصر که ابزارهای رسانهای و جنگهای شناختی، هویت جوامع را نشانه رفتهاند، بازگشت به اصول نبوی برای بازسازی عزت اسلامی ضرورتی انکارناپذیر است. طاغوتهای مدرن با بازتولید همان ساختارهای جاهلیت اولیه در قالبی شیک و فناورانه، به دنبال مسخ اراده ملتها هستند.
در گفتوگو با حجتالاسلام والمسلمین مسعود یوسفی؛ کارشناس مذهبی و مدرس حوزه دین، با تمرکز بر محورهای سیره جهاد فرهنگی و تمدنی پیامبر اکرم(ص)، به بررسی این موضوع میپردازیم که چگونه ایشان با تکیه بر عقلانیت و فطرت، دست طاغوت را کوتاه کردند و راه را برای شکوفایی امت واحد گشودند.
با مرور سیره نبوی، تقابل طاغوت با اسلام ناب از صدر اسلام تا امروز چگونه تداوم یافته و طاغوتهای مدرن چه نسبتی با جاهلیت دارند؟
در ابتدا بایستی به ریشههای قرآنی رفتار طاغوت توجه کنیم. محور اصلی که جبهه باطل در تقابل با سیره نبوی و جریان ایمان بر آن پای میفشارد، مسئله استخفاف است. قرآن کریم در توصیف رفتار فرعون میفرماید: «فَاستَخَفَّ قَومَهُ فَأَطاعوهُ...» (سوره زخرف، آیه ۵۴) یعنی فرعون برای آنکه بتواند اطاعت کورکورانه مردم را جلب کند، آنها را سبکمغز کرد و به حقارت کشاند. این استخفاف و تحقیر، نه صرفاً یک رفتار اخلاقی، بلکه یک راهبرد طاغوت برای سلطه است. طاغوت با ایجاد این احساس که شما هیچ ندارید و ما همه چیز هستیم، اراده مقاومت را سلب میکند. پیامبر اکرم(ص) دقیقاً در نقطه مقابل این راهبرد حرکت میکردند. ایشان در سیره خود، احساس آقایی و پیروزی را نسبت به فرهنگ غالب آن زمان زنده میکردند و با تکیه بر وحی در سوره آلعمران آیه ۱۳۹ میفرمودند: «وَ لَاتَهِنُوا وَ لَاتَحْزَنُوا وَ أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ؛ و سست نشوید و غمگین نگردید و شما برترید اگر ایمان داشته باشید». و أنتم الأعلون؛ یعنی شما برترید و دست برتر را دارید.
باید توجه کرد محور استخفاف، امروز در پوشش طاغوتهای مدرن دقیقاً بازتولید شده است. ابزارهای رسانهای و قدرتهای مادی، همان تحقیر جبهه ایمان را دنبال میکنند. برای مثال، وقتی میبینیم دستاوردهای دفاعی و قدرت بازدارندگی ما را تمسخر میکنند، اینها دقیقاً مصداق همان استخفاف فرعونی برای ایجاد احساس تهی بودن در جبهه حق است. هدف این است که ما احساس کنیم چیزی برای عرضه نداریم و شکستمان قطعی است. در حالی که سیره رهبران الهی و شهدای ما همچون رهبران شهید جبهه مقاومت، همواره بر این اصل استوار بوده که پیروزی با ماست و ما قدرت برتر هستیم. این نگاه، ریشه در سیره نبوی دارد که اجازه نمیدهد مؤمن در برابر هیمنه پوشالی باطل، احساس حقارت کند.
میراث عظیم پیامبر اکرم(ص) چگونه به عنوان مانیفست مقاومت در برابر جریان تحریف و نفوذ طاغوت طراحی شده و این میراث در طول زمان چگونه محافظت شده است؟
میراث پیامبر اکرم(ص) در فضایی شکل گرفت که سران کفر و متکبرین زمان، از هیچ تلاشی برای تخریب و تحریف شخصیت و آرمانهای ایشان فروگذار نکردند. قرآن کریم بهصراحت بیان میکند هیچ رسولی فرستاده نشد، مگر آنکه گروهی به اذیت و آزار او برخاستند و او را تکذیب کردند. پیامبر(ص) در فضایی قرار داشت که هم از سوی سران آزار میشد، هم مسیرش مورد تخریب قرار میگرفت و هم طرفدارانش مورد استهزا واقع میشدند. اقدام بنیادین پیامبر(ص) در برابر این جریان تحریف، برخورد با عادات تثبیت شده بود. جامعه آن زمان به رذایلی همچون زنده به گور کردن دختران، تحقیر انسانها و تنزل شأن بشری به سطح خورد و خواب و شهوت عادت کرده بود. مردان آن عصر تنها به دنبال التذاذات جنسی، قمار و امور مادی بوده و در ظلمات غرق شده بودند. میراث مقاومت پیامبر(ص)، خروج از این ظلمات به سمت نور فطرت بود.
به بیان حضرت امیرالمؤمنین(ع) در خطبه اول نهجالبلاغه، کار اصلی پیامبر اکرم(ص) استخراج گنجینههای عقل مردم بود. پیامبر(ص) پیش از آنکه بخواهد احکام شریعت را پیاده کند، با عقل مردم سخن میگفت. ایشان مردم را با فطرتشان روبهرو میکرد تا از خود بپرسند: آیا این درست است آنچه را با دست خود ساختهاید، بپرستید؟ این مانیفست مقاومت، یعنی تکیه بر عقلانیت برای درهم شکستن بتهای ذهنی و عینی. اگر ما امروز بخواهیم از این میراث در برابر نفوذ طاغوت محافظت کنیم، باید به جای شروع از ظواهر، ابتدا عقل و ضرورت را تبیین کنیم.
پیامبر اکرم(ص) با عبور از مرزهای قبیلهای و نژادی، هویت جدیدی به نام امت واحد اسلامی خلق کردند. راهکار احیای این هویت مشترک در زمانه ما چیست؟
به منظور احیای هویت امت واحد، باید به متدولوژی نبوی بازگشت. پیامبر اکرم(ص) زمانی موفق به ایجاد هویت مشترک در میان مردم شد که توانست غبارهای جهل و خرافه را از عقلهای مردم بزداید. در کتاب شریف اصول کافی، نخستین باب، باب عقل و جهل است. این امر یک پیام راهبردی دارد؛ ابتدا عقلانیت و قوه تفکر باید ورود کند تا بعد بتوان وارد شریعت شد. راهکار احیای هویت امت واحد، درگیر کردن انسانها با خردهای خودشان است. متأسفانه ما در بسیاری از موارد مسیر را اشتباه رفتهایم. پیش از آنکه ضرورت دین و اضطرار به وحی را برای نسلها تبیین کنیم، سالیان سال از شریعت، احکام دینی و موارد متأخر بر فلسفه و چرایی دینداری سخن گفتهایم؛ بدون آنکه مخاطب اساساً احساس ضرورت و نیاز به این احکام داشته باشد. در حالی که انسان ابتدا باید متوجه اهمیت و ضرورت دینداری بشود. برای احیای هویت مشترک اسلامی، باید به سمت تبیین منطقی احکام برویم. مثلاً در حوزه عفاف و حجاب، نگاه نبوی این گونه است که پیش از هر چیز، کرامت زن را مخاطب قرار میدهد؛ اینکه آیا بهتر نیست انسانها به جای آنکه جذب
استایل و ظاهر تو شوند و به تو به چشم یک کالا نگاه کنند، جذب کمالات درونی، شعور و عقلانیت تو بشوند؟
احیای هویت امت واحد در گرو مقابله با خرافات و افراط و تفریطهاست. آنچه مردم را از دین دور میکند، ارائه باورها بدون پشتوانه فکری و آمیخته با خرافه و بیمنطقی است. افراط و تفریط متعلق به متن دین نیست، بلکه متعلق به افرادی است که فهم غلطی از دین دارند. اگر ما بتوانیم دینی عاری از خرافه و عاری از افراط و تفریطهای بیمنطق به جامعه و نسل آینده معرفی کنیم، گام بزرگی در راستای احیای هویت نبوی برداشتهایم.
امروز در میانه جنگ شناختی تمامعیار، وظیفه نخبگان فکری و رسانهای در تبیین سیره جهادی پیامبر(ص) چیست تا بتوانند چهره واقعی ایشان را به نسلهای جدید معرفی کنند؟
سیره جهادی پیامبر(ص) تنها در شمشیر زدن خلاصه نمیشد؛ جهاد اصلی ایشان، جهاد تبیین و بیدار کردن دفائن العقول بود. نخبگان رسانهای باید بتوانند این چهره را بازسازی کنند: پیامبری که با منطق سخن میگفت و پیش از هر حکمی، وجدان مخاطب را بیدار میکرد. ما باید به جای تحمیل، به سمت درگیر کردن خردها برویم. اگر بتوانیم ضرورتهای احکام را با منطق روز و هماهنگ با فطرت بشری تبیین کنیم، آن گاه چهره ظلمستیز و ملکوتی پیامبر(ص) به عنوان یک الگوی رهاییبخش برای نسل جدید که از مادیگرایی و تحقیر طاغوت خسته است، جذاب خواهد بود. رسالت ما این است که دینی را به نسل بعد تحویل دهیم که عاری از بیمنطقی باشد. این تنها راهی است که میتوان در مقابل استخفاف رسانهای دشمن ایستاد و اقتدار و آقایی جامعه اسلامی را دوباره احیا کرد.





نظر شما