تحولات منطقه

جنگل‌های هیرکانی به‌عنوان یکی از ارزشمندترین زیست‌بوم‌های کشور، به دلیل قدمت، تنوع زیستی و نقش مهمی که در حفظ تعادل محیط‌ زیستی شمال ایران دارند

جنگل‌های ایران فرصت آزمون و خطای مدیریتی ندارند
زمان مطالعه: ۸ دقیقه

جنگل‌های هیرکانی به‌عنوان یکی از ارزشمندترین زیست‌بوم‌های کشور، به دلیل قدمت، تنوع زیستی و نقش مهمی که در حفظ تعادل محیط‌ زیستی شمال ایران دارند، حساسیت ویژه‌ای دارند. ورود گسترده انسان به عرصه‌های جنگلی، جابه‌جایی چوب و تجهیزات، آتش‌سوزی‌های ناشی از سهل‌انگاری و نبود پایش مستمر می‌تواند آسیب‌هایی ایجاد کند که جبران آن‌ها در کوتاه‌مدت امکان‌پذیر نیست.
در کنار این تهدیدها، افزایش آفات و بیماری‌های جنگلی نیز به یکی از نگرانی‌های جدی تبدیل شده است؛ مسئله‌ای که مقابله با آن تنها به شناسایی عامل بیماری محدود نمی‌شود و نیازمند پایش مستمر، تجهیزات، نیروی متخصص، اعتبارات کافی و واکنش سریع دستگاه‌های متولی است. از سوی دیگر، تغییرات اقلیمی می‌تواند با تغییر شرایط زیستی آفات و افزایش خشکی و گرما، زمینه را برای تشدید این مشکلات فراهم کند.
در همین زمینه، با هادی کیادلیری، نایب رئیس انجمن جنگلبانی کشور و معاون آموزش و مشارکت‌های مردمی سازمان محیط زیست کشور گفت‌وگو کردیم و مهم‌ترین تهدیدهای جنگل‌های هیرکانی و زاگرس، نقش فعالیت‌های انسانی و تغییرات اقلیمی در گسترش آفات و آتش‌سوزی‌ها و همچنین چالش‌های مدیریتی در حفاظت از جنگل‌های کشور مورد بحث قرار گرفت.

مهم‌ترین آفتی که امروز جنگل‌های هیرکانی و زاگرس را تهدید می‌کند چیست؟

عوامل خسارت‌زا در جنگل‌های کشور متنوع هستند و هر منطقه با توجه به شرایط خود با چالش‌های متفاوتی مواجه است. از تغییر کاربری اراضی و ویلاسازی گرفته تا قاچاق چوب، تخلیه زباله و توسعه کشاورزی، همگی از مهم‌ترین تهدیدهایی هستند که بر جنگل‌ها اثر می‌گذارند. البته نوع و شدت این تهدیدها در مناطق مختلف یکسان نیست. برای مثال، در جنگل‌های زاگرس به دلیل معیشتی بودن آن‌ها، وابستگی جوامع محلی بسیار بالاست و همین مسئله موجب افزایش فشار ناشی از فعالیت‌های کشاورزی شده است. در مقابل، در جنگل‌های شمال وابستگی مستقیم مردم به جنگل کمتر است، اما پدیده‌هایی مانند ویلاسازی، تغییر کاربری، قاچاق چوب و رهاسازی زباله از مهم‌ترین عوامل تخریب به شمار می‌روند. در مجموع، اگرچه ماهیت مشکلات در سراسر کشور مشترک است، اما اولویت تهدیدها متناسب با شرایط اکولوژیک، فرهنگ و میزان وابستگی مردم به جنگل‌ها تغییر می‌کند.
در کنار این عوامل، ضعف‌های مدیریتی نیز نقش قابل توجهی در تشدید وضعیت داشته است. نبود برنامه‌ریزی کوتاه‌مدت و بلندمدت برای حفاظت از جنگل‌ها موجب شده بسیاری از مشکلات بدون راهکار مؤثر باقی بمانند. در حوزه منابع طبیعی، زمانی که اقدام‌های مدیریتی پس از بروز بحران آغاز شود، مهار خسارت‌ها بسیار دشوار خواهد بود.

آتش‌سوزی‌ها تا چه میزان به این مشکلات دامن می‌زنند؟

آتش‌سوزی امروز به یکی از مهم‌ترین تهدیدهای جنگل‌های کشور تبدیل شده است. افزایش دمای هوا، کاهش رطوبت و تشدید آثار تغییرات اقلیمی در کنار افزایش رفت‌ و آمد بی‌ضابطه مردم در عرصه‌های طبیعی موجب شده شدت و گستره آتش‌سوزی‌ها نسبت به گذشته افزایش یابد. این تغییرات حتی الگوی زمانی و مکانی وقوع آتش‌سوزی‌ها را نیز دگرگون کرده است؛ به‌گونه‌ای که اکنون احتمال وقوع حریق در روزهای مختلف سال وجود دارد و این موضوع نگرانی‌های جدی برای حفاظت از جنگل‌ها ایجاد کرده است.
برخی از تهدیدها مانند آتش‌سوزی جنگل‌ها، پدیده‌ای جهانی هستند و در بسیاری از کشورهای دنیا نیز رخ می‌دهند، اما شرایط ایران به دلیل وسعت محدود جنگل‌هایش، حساسیت بسیار بیشتری دارد. تنها حدود ۷درصد از مساحت کشور را جنگل‌ها تشکیل می‌دهند، ازاین‌رو هر گونه خسارت به این عرصه‌ها، پیامدهای سنگین‌تری نسبت به بسیاری از نقاط جهان به همراه دارد.
این حساسیت در جنگل‌های شمال دوچندان است. جنگل‌هایی که تنها حدود یک درصد از خاک ایران را در بر گرفته‌اند، میراثی حدود ۴۰ میلیون ساله به شمار می‌روند و درختانی با قدمت چند صد سال، حتی ۶۰۰ تا ۷۰۰ سال را در خود جای داده‌اند. از بین رفتن چنین درختانی تنها نابودی یک اصله درخت نیست، بلکه از دست رفتن صدها سال تاریخ طبیعی و سرمایه‌ بی‌بدیل کشور است.

با توجه به افزایش سطح آتش‌سوزی جنگل‌ها، چه میزان از این افزایش ناشی از گردشگری و حضور مسافران است؟

هر سال به‌طور متوسط حدود ۱۸هزار هکتار از جنگل‌های کشور دچار آتش‌سوزی می‌شد، اما این رقم در سال‌های اخیر در برخی سال‌ها به ۴۰، ۵۰ و حتی ۶۰ هزار هکتار رسیده است. بخش عمده این افزایش به حضور بی‌ضابطه گردشگران، مسافران و افراد در جنگل‌ها برمی‌گردد؛ افرادی که گاهی بر اثر سهل‌انگاری یا ناآگاهی موجب وقوع آتش‌سوزی می‌شوند. برآوردها نشان می‌دهد حدود ۹۵درصد آتش‌سوزی‌های جنگل‌ها منشأ انسانی دارند. بنابراین لازم است سهم هر یک از عوامل انسانی در این حوادث شناسایی شود تا بتوان با آموزش، فرهنگ‌سازی و مدیریت صحیح از وقوع آن‌ها جلوگیری کرد.
مجموعه آسیب‌هایی که امروز به اکوسیستم‌های طبیعی وارد می‌شود، تا حد زیادی ناشی از نبود مدیریت و بی‌قاعدگی در بهره‌برداری از طبیعت است. گردشگری بی‌ضابطه یکی از مهم‌ترین این چالش‌ها به شمار می‌رود. برای مثال، در ایام پرتردد که میلیون‌ها نفر به استان مازندران سفر می‌کنند، باید برنامه‌ریزی مشخصی برای جلوگیری از آسیب به طبیعت وجود داشته باشد. از پارک خودروها در حریم ساحل و کنار دریا گرفته تا ساخت‌وسازهای ساحلی و ورود بی‌ضابطه به جنگل‌ها، همگی مسائلی هستند که نیازمند مدیریت و نظارت جدی‌اند.

فعالیت و دست‌اندازی انسان‌ها در طبیعت چگونه سبب گسترش یا انتقال آفات به جنگل‌ها می‌شود؟

طغیان آفات و بیماری‌های جنگلی در سال‌های اخیر در سطح گسترده‌ای مشاهده می‌شود. اگرچه شدت این پدیده ممکن است در سال‌های مختلف نوسان داشته باشد، اما روند کلی آن افزایشی است. افزایش آفات و بیماری‌ها نشانه برهم خوردن تعادل اکوسیستم‌های جنگلی است؛ تعادلی که در نتیجه مداخلات و دستکاری‌های انسانی در طبیعت، به اشکال مختلف دچار آسیب شده است.
نقش انسان در گسترش آفات و بیماری‌های جنگلی بسیار پررنگ است و در بسیاری از موارد، مداخلات انسانی عامل اصلی توسعه این بحران‌ها بوده است. برای نمونه، در ماجرای خشکیدگی و مرگ شمشادهای هیرکانی، بیشترین کانون‌های آلودگی در مناطق پرتردد مانند اطراف امامزاده‌ها و تفرجگاه‌های گردشگری مشاهده شد. گردشگران ناخواسته آلودگی را از یک منطقه به منطقه دیگر منتقل می‌کردند، زیرا هیچ‌ گونه نظام قرنطینه یا محدودیت تردد برای جلوگیری از انتشار آفات و بیماری‌ها وجود نداشت.
حتی برخی از آفات و بیماری‌هایی که در جنگل‌های کشور مشاهده شدند، پیش‌تر در ایران سابقه نداشتند و منشأ ورود آن‌ها نیز به‌طور دقیق مشخص نشد. مجموعه این عوامل در کنار یکدیگر، خسارت‌های قابل توجهی به جنگل‌های کشور وارد کرده‌اند.
جنگل‌های کشور با ورودهای بی‌ضابطه مواجه هستند و هر فردی به هر شکلی وارد این جنگل‌ها می‌شود و هر چه بگوییم به گونه دیگری تفسیر می‌شود. در حالی که جنگل‌های هیرکانی با قدمتی حدود ۴۰میلیون سال نیازمند مدیریت و حفاظت ویژه هستند. اگرچه بهره‌برداری چوبی از جنگل‌های شمال متوقف شده است، اما همچنان ورود بی‌قاعده خودروهای آفرود، گردشگران و سایر افراد به نقاط مختلف جنگل، فشار قابل توجهی بر این اکوسیستم‌های ارزشمند
وارد می‌کند.
هر آفت و بیماری مسیر انتقال متفاوتی دارد، برخی از آفات از طریق جابه‌جایی چوب و قطع درختان منتقل می‌شوند و برخی دیگر با ورود و خروج افراد، وسایل نقلیه یا تجهیزات در سطح جنگل گسترش می‌یابند؛ بنابراین، کنترل تردد و مدیریت حضور افراد در عرصه‌های جنگلی برای جلوگیری از انتشار آفات و بیماری‌ها ضروری است. آفات جنگلی نیز انواع مختلفی دارند و از نظر نحوه خسارت به چند دسته تقسیم می‌شوند؛ برخی آفات بدون توجه به وضعیت درخت، به درختان سالم و ضعیف حمله می‌کنند، اما گروهی دیگر تنها به درختان ضعیف، بیمار یا در حال زوال هجوم می‌برند. از دیدگاه اکولوژیکی، دسته دوم لزوماً آفت محسوب نمی‌شوند، زیرا بخشی از فرایند طبیعی جنگل هستند.

تغییرات اقلیمی تا چه حد در فراگیری یا شیوع آفات و آتش‌سوزی در جنگل‌ها نقش دارد؟

تغییرات اقلیمی نیز نقش مهمی در طغیان آفات دارد و بر سبک زندگی، چرخه تولید مثل و میزان گسترش حشرات اثر می‌گذارد. همچنین شرایط اقلیمی جدید، زمینه را برای افزایش خطر آتش‌سوزی‌های جنگلی فراهم می‌کند؛ به‌گونه‌ای که می‌تواند احتمال وقوع حریق را بالا ببرد. در چنین شرایطی، اگر یک عامل آغازکننده مانند انداختن ته‌سیگار یا جابه‌جایی یک آفت به منطقه‌ای دیگر نیز اضافه شود، امکان وقوع بحران و گسترش آن افزایش پیدا می‌کند.
ما نمی‌توانیم اقلیم را تغییر دهیم یا از بین ببریم، اما می‌توانیم با اتخاذ تدابیر مناسب، اثرات تغییرات اقلیمی را کاهش دهیم، اکوسیستم‌ها را پایدارتر کنیم و بخشی از فشارهای کوتاه‌مدت و بلندمدتی را که بر طبیعت وارد می‌شود، کاهش دهیم. با این حال، کاهش این فشارها کار ساده‌ای نیست.

آیا برنامه‌ای برای پایش و کنترل آفات جنگلی به صورت منظم و مدون در سازمان‌های متولی وجود دارد؟

بسیاری از جلسات و نشست‌هایی که برای بررسی آفات جنگلی برگزار می‌شود، اگرچه با هدف یافتن راهکار است، اما در عمل به نتیجه مشخصی نمی‌رسد. مقابله با آفات نیازمند برنامه‌ریزی بلندمدت، پایش و بررسی مستمر، تهیه نقشه‌های پراکنش، نمونه‌برداری منظم و بهره‌گیری از نیروهای متخصص و کارشناسان کافی است. کمبود نیروی انسانی متخصص و محدودیت‌های بودجه‌ای عوامل مهمی در این زمینه به شمار می‌روند.
در واقع ما متخصص داریم، بررسی می‌کنند و اطلاعات آن‌ها نیز کامل است. اگر امروز یک کارشناس خارجی را هم بیاوریم، به اندازه کارشناس ما نمی‌تواند تشخیص دهد که این آفت چیست؛ چون تجربه و دانش لازم در داخل وجود دارد. اما مسئله اینجاست که در طول ۲۵سال فعالیت در این حوزه به این نتیجه رسیدم که هر چقدر هم دقیق عمل کنیم و گزارش بنویسیم، به اصطلاح آن کسی که باید بنوازد اصلاً آلات موسیقی در دستش نیست.
سازمان‌ها معمولاً با محدودیت‌هایی مانند کمبود بودجه، کمبود نیروی متخصص یا نبود امکانات کافی مواجه هستند. در حالی که طبیعت منتظر تصمیم‌گیری‌های ما نمی‌ماند. وقتی جنگل دچار آتش‌سوزی می‌شود، باید بلافاصله اقدام کرد، زیرا اگر زمان طلایی مقابله از دست برود، آتش گسترش پیدا می‌کند و کنترل آن بسیار دشوار خواهد شد.
ما باید از هر نظر آماده باشیم؛ از تجهیزات و امکانات گرفته تا استفاده از فناوری‌های جدید. فناوری می‌تواند نقش بسیار مهمی در مدیریت و کنترل بحران‌ها داشته باشد و همه این عوامل باید در کنار هم دیده شوند، زیرا در غیر این صورت همچنان با یک مدیریت سنتی مواجه خواهیم بود.
مجموعه‌ای از عوامل در کنار هم قرار گرفته‌اند که موجب شده مدیریت کلان ما در حوزه طبیعت با چالش مواجه شود. نه توانسته‌ایم به‌طور کامل مردم را همراه کنیم و نه خودمان توانسته‌ایم اقدام‌های مؤثری انجام دهیم. برای ایجاد تغییر، باید این مسائل به‌صورت گام‌به‌گام و مورد به مورد بررسی، اصلاح و مدیریت شوند تا در نهایت بتوان به یک نتیجه مطلوب رسید.
برای حفاظت از منابع طبیعی بودجه‌ای وجود دارد، زیرا این موضوع جزو وظایف سازمان منابع طبیعی است و اعتبارات مشخصی برای آن در نظر گرفته می‌شود. اما اینکه این بودجه‌ها کافی هستند یا خیر، موضوعی است که باید بررسی شود. احتمالاً یا میزان اعتبارات اختصاص ‌یافته پاسخگوی نیازها نیست، یا منابع موجود به شکل مطلوب و مؤثر هزینه نمی‌شود که همچنان با این حجم از مشکلات مواجه هستیم.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

مشهد

کربلا

کاظمین

مکه

مدینه

قم

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha