حجتالاسلام والمسلمین محمدعلی فیضآبادی، پژوهشگر دینی درباره راهکارهای عملی تبلیغ اندیشههای رهبر شهید انقلاب در نسل جوان و دانشگاهی، اظهار کرد: متأسفانه گاهی برخی فعالان فرهنگی بدون تخصص لازم وارد مسائل عمیق فرهنگی میشوند، در حالیکه این حوزه جای کار دقیق و تخصصی است؛ در مدارس و دانشگاهها لازم است نیروهای انقلابی و اهل فکر را جذب کنیم و کار را به افراد متخصص و کاردان بسپاریم.
وی افزود: رهبر شهید شخصیتی قرآنی، مفسر قرآن و پیوسته با کلام الهی بودند. این مسئله بسیار مهم است؛ یعنی اندیشهها و مبانی رهبری ایشان صد درصد بر قرآن کریم و اهلبیت(ع) مبتنی و محور اصلی تفاسیر و سخنرانیهای ایشان، قرآن کریم بود.
نسل جدید را باید با زبان فطرت و قرآن همراه کرد
این پژوهشگر دینی در خصوص مهمترین راهکار برای انتقال اندیشهها و سیره رهبر فقید به نسل نوجوان، تصریح کرد: نسل جوان، نوجوان، کودک و نسل زد و آلفا، همه انساناند؛ با موجودی غیرانسانی طرف نیستیم. دارای فطرت و عقلاند، اما فضای حاکم بهگونهای است که طوفانهای شدیدی این نسل را معمولاً محاصره میکند و اگر ما کار را با محوریت قرآن آغاز کنیم و محتوای قرآنی را در دستور کار قرار دهیم و از شیوههایی که گذشتگان و امروز از آنها استفاده میکنند، بهره ببریم، صددرصد موفق خواهیم شد.
فیضآبادی ادامه داد: بنابراین، نخست باید اندیشههای رهبری را استخراج کنیم. ما گاهی اوقات در اینباره کلیگویی میکنیم، در حالیکه ابتدا باید اندیشهها را استخراج و تدوین کنیم. برای نمونه، ایدئولوژیهای رهبر شهید در عرصه تعلیم و تربیت، اقتصاد، سیاست، علم، پیشرفت، فناوری و وطندوستی چیست؟ باید همه اینها را استخراج کرده و فکر ایشان را از تفاسیر، سخنرانیها و کتابهایشان به دست آوریم و وقتی محتوا را در اختیار داشتیم، آن را به نسل جوان منتقل کنیم.
وی با اشاره به اینکه نسل نوجوان نسلی است که باید انتقال مفاهیم برای او نیمهاستدلالی باشد؛ یعنی هم بر پایه قصه و هم بر پایه استدلال، بیان کرد: این مفاهیم را میتوان همانگونه که هستند منتقل کرد یا در قالبهای جدید ریخت و به نسل نوجوان ارائه داد. در قرآن بیش از صد روش برای انتقال مفاهیم وجود دارد؛ ما میتوانیم از هنر، کتاب، مسابقه، اردو، طوفان ذهنی، بارش فکری، تمثیل و ابزارهای دیگر بهره ببریم. برای نمونه بنده مجموعهای از تمثیلهای مقام معظم رهبری در تفاسیرشان را جمعآوری کردهام که بسیار خوشفهم، شیرین و قابل استفادهاند و چنانچه اینها را در اختیار قشر نوجوان قرار دهیم، هم انگیزه ایجاد میشود و هم اثرگذاری بسیار بیشتری خواهد داشت.
این کارشناس دینی همچنین با تأکید بر اینکه نقش آموزش و پرورش خانواده و رسانهها در آشنایی نوجوانان با اندیشههای رهبر فقید و تداوم این گفتمان، بسیار تعیینکننده است، گفت: آموزش و پرورش باید محور اصلی باشد، اما لازم است مبنای آن براساس قرآن و اندیشههای رهبری تنظیم شود. اساساً باید روشن کنیم که آموزش چیست و پرورش چیست؛ در تفسیر آیه دوم سوره جمعه، مقام معظم رهبری میفرمایند تزکیه مقدمه تعلیم و تدریس است. یعنی اگر بخواهیم به کودک درس بدهیم، پیش از آن باید به پرورش او توجه کنیم، چرا که پرورش یعنی شناخت استعدادها و فراهم کردن زمینه رشد سالم، استدلال و شخصیت دانشآموز. پس اگر در مدرسه ابتدا روی شخصیت، استعدادها و رشد سالم دانشآموز کار شود، این خود مقدمهای برای تعلیم و آموزش مفید خواهد بود؛ بنابراین، آموزش و پرورش محور اساسی است، اما باید این کار را بهصورت تخصصی انجام دهد؛ یعنی هم مبانی تربیت را بشناسد و هم شیوههای تربیتی را بهدرستی بهکار بگیرد.
فیضآبادی در ادامه با بیان اینکه خانواده نیز در سیر آموزش و پرورش کودکان از چند جهت نقش اساسی دارد، اظهار کرد: پدر و مادر، خود نظام خانواده، ساختار خانه و فضای حاکم بر آن، همگی بر تربیت کودک اثر میگذارند. حتی ارتباطاتی که معمولاً پدر و مادر با دیگران دارند، در تربیت فرزندان مؤثر است. به همین دلیل، خانواده فقط یک بستر عادی نیست، بلکه یکی از مهمترین عوامل شکلدهنده به ذهن و شخصیت نوجوان است و البته رسانهها هم بسیار مهم و کلیدیاند. بنابراین، ما باید خودمان به سمت تولید رسانههای جذاب و فوقالعاده جذاب برویم و در این مسیر، البته بعضیها محتوا دارند، اما بلد نیستند آن را ارائه کنند و برخی دیگر رسانه جذاب دارند، اما محتوای درست و عمیق ندارند؛ اما اگر محتوا و قالب در کنار هم قرار بگیرند، میتوانند اثرگذاری بسیار بالایی داشته باشند.
پیش از شبههزدایی، باید بنیانهای فکری نسل جوان را تقویت کرد
وی همچنین با اشاره به نقش جهاد تبیین و معناسازی آن در همه عرصهها، افزود: قرآن کریم میفرماید اندیشههای توحیدی مانند درختی در وجود انسان هستند؛ اگر این اندیشهها قوی و توحیدی باشند، ریشهشان همچون چنار در عمق زمین است و هیچ طوفانی نمیتواند آن را تکان بدهد و در عین حال، میوه هم میدهد. اما اگر اندیشهها توحیدی نباشند و از فضای مجازی و شبهات گرفته شده باشند، مانند درختی میشوند که از زمین کنده شده است؛ نه آرامش دارد و نه ثبات و اگر هم شاخوبرگی داشته باشد، بسیار محدود و کماثر است. پس ما باید ابتدا اندیشهها را درست کنیم و بعد سراغ شبههزدایی، توهمزدایی، پاسخ به اخبار دروغ و اطلاعات نادرست برویم و در ادامه، باید قرآن را معرفی کنیم؛ نهفقط قرآن، بلکه اهلبیت(ع)، علما و فقهای خودمان را هم باید به نسل جوان بشناسانیم.
این کارشناس دینی در پاسخ به این پرسش که برای اینکه اندیشههای رهبر شهید از سطح شعارهای مناسبتی فراتر برود و به یک جریان مستمر تبدیل شود، گفت: در این باره باید در مدارس و دانشگاهها سراغ نیروهای متخصص و انقلابی برویم؛ متأسفانه گاهی برخی فعالان فرهنگی ما بدون تخصص لازم وارد مسائل بزرگ فرهنگی میشوند و نظرشان را هم میخواهند اجرا کنند، در حالیکه این حوزه جای کار دقیق و تخصصی است. ما در مدارس و دانشگاهها باید نیروهای انقلابی کنار زدهشده و نیروهای اهل فکر را جذب کنیم و قطعاً گاهی لازم است بپذیریم وقتی خودمان نمیتوانیم کاری را درست انجام دهیم، باید آن را به فرد متخصص و کاردان بسپاریم تا برنامهها به ثمر برسد.
فیضآبادی ادامه داد: نمونه موفق آن را در مؤسسات مردمی میبینیم؛ یک نفر در گوشهای کار مردمی انجام میدهد و چون درست و هدفمند کار کرده، موفق شده است. در فضای دانشگاه نیز باید کار را مرحلهبندی کرد؛ اول تولید محتوا، بعد ارائه تخصصی و این یعنی مثلاً گروهی محتوا تولید کنند و گروهی متخصص آن را ارائه دهند.
وی در پایان با اشاره به سخن آیتالله جوادی آملی در خصوص تبلیغ، اظهار کرد: همانطور که آیتالله جوادی آملی میفرمایند، برای تبلیغ باید چند کار همزمان انجام شود؛ یک گروه دلهای مردم را آماده کنند، گروهی منابع دینی را پژوهش و استخراج کنند و عدهای هم کار ارائه و بیان را برعهده بگیرند. همچنین اگر قرار است در یک مدرسه یا دانشگاه فعالیت شود، باید از قبل مشخص باشد که در چه حوزههایی میخواهیم کار کنیم؛ در عرصه عقاید، اخلاق، رفتار، سیاست یا پژوهش؛ چرا که اگر این کارها منسجم و برنامهریزیشده باشد، اثرگذاری خوبی خواهد داشت؛ اما اگر کار فقط به رزومه، گزارش و آمار ختم شود، قطعاً به جایی نخواهیم رسید.




نظر شما