قرآن کریم در منطق خود صرفاً کتابی برای تلاوت و قرائت نیست؛ بلکه کتاب هدایت، زندگی و ساختن انسان و جامعه است. از همین منظر، تحقق «جامعه قرآنی» را نمیتوان تنها با افزایش تعداد حافظان، قاریان، جلسات و محافل قرآنی سنجید؛ پرسش اساسی این است که قرآن تا چه اندازه در تصمیمها، رفتارها، مناسبات اجتماعی و حتی سازوکارهای حکمرانی جامعه حضور و اثرگذاری دارد.
تأکید رهبر شهید انقلاب اسلامی بر انس با قرآن، حفظ، تلاوت، فهم و تدبر در آیات الهی، طی سالهای گذشته زمینهساز شکلگیری جریانهای مختلفی در عرصه فعالیتهای قرآنی کشور شده است. در این میان، «تدبر در قرآن» جایگاهی ویژه دارد؛ چراکه میتواند حلقه اتصال میان تلاوت و فهم، و میان فهم قرآن و تبدیل آن به الگوی عملی باشد.
با وجود اقدامات انجامشده، همچنان این سؤال مطرح است که جامعه قرآنی کشور تا چه اندازه توانسته است این مطالبات را محقق کند و برای رسیدن به جامعهای که قرآن در آن «کتاب زندگی» باشد، چه مسیرهایی باید طی شود؟ برای بررسی این موضوع و همچنین تبیین جایگاه تدبر در تحقق جامعه قرآنی، با حجت الاسلاموالمسلمین علی صبوحی پژوهشگر حوزه تدبر در قرآن، گفتوگو کردهایم که مشروح آن در ادامه آمده است:
با توجه به تأکیدات رهبر معظم انقلاب بر گسترش فرهنگ قرآنی، به نظر شما جامعه قرآنی کشور تا چه اندازه توانسته است این مطالبات را محقق کند؟ برای رسیدن به جامعه قرآنی مطلوب چه اقداماتی باید انجام شود؟
اگر بخواهیم مجموعه مطالبات و منویات رهبر معظم انقلاب درباره قرآن را بررسی کنیم، میتوان این مطالبات را دستکم در دو حوزه اصلی طبقهبندی کرد. یک بخش مربوط به انس با قرآن و ایجاد ارتباط آحاد جامعه با قرآن است؛ یعنی مردم از نظر قلبی، عاطفی و احساسی با قرآن ارتباط برقرار کنند و قرآن در زندگی آنان حضور داشته باشد.
در این بخش، موضوعاتی همچون قرائت قرآن، ترویج تلاوت، صوت و لحن، حفظ قرآن و فعالیتهایی از این دست قرار میگیرد. خوشبختانه در این حوزه طی سالهای گذشته حرکتهای خوب و معناداری در کشور صورت گرفته است.
اگر وضعیت امروز حفظ و قرائت قرآن را با سالهای گذشته، بهویژه پیش از تأکیدات جدی رهبر شهید بر توسعه این عرصهها، مقایسه کنیم، قطعاً شاهد پیشرفتهایی هستیم. البته این به معنای رسیدن به نقطه مطلوب و قابل قبول نیست و همچنان فاصله زیادی با افق مورد نظر وجود دارد، اما نمیتوان حرکت شکلگرفته را نادیده گرفت. بخش دوم، مربوط به فهم قرآن، درک مفاهیم آیات و تدبر در قرآن است. این بخش نیز باید در سطح عمومی جامعه گسترش پیدا کند. این دو حوزه را نباید از یکدیگر جدا کنیم. انس با قرآن و تدبر در قرآن باید در کنار هم دیده شوند.
چرا تأکید میکنید که انس با قرآن و تدبر باید در کنار یکدیگر قرار گیرند؟
اساساً نگاه رهبر شهید انقلاب نیز همین است که قرائت قرآن با تدبر همراه باشد و حفظ قرآن نیز با فهم و تدبر صورت گیرد. یعنی اگر فردی قرآن را میخواند، این تلاوت نباید صرفاً یک فعالیت زبانی و صوتی باشد؛ بلکه باید زمینهای برای فهم پیام آیات و حرکت به سمت تدبر فراهم کند.
حتی اگر در جایی جلسه یا محفل قرآنی برگزار میشود و تلاوت قرآن محور آن جلسه است، مناسب است این تلاوت بهصورت پیوسته با فهم و تدبر در آیات همراه باشد. چنین رویکردی است که میتواند ما را به سمت آن افقی که از یک جامعه قرآنی انتظار داریم، حرکت دهد.
اگر بخواهیم جامعه قرآنی را صرفاً با تعداد قاریان، حافظان یا تعداد جلسات قرآن تعریف کنیم، بخشی از واقعیت را دیدهایم و بخش مهم دیگری را نادیده گرفتهایم. هدف نهایی این فعالیتها این است که قرآن در متن زندگی انسان قرار بگیرد.
یکی از تعابیر مهمی که در بیانات رهبر شهید انقلاب مطرح شده، این است که جامعه قرآنی جامعهای است که جوان آن، وقتی با یک مسئله و پیشامد در زندگی مواجه میشود، به قرآن مراجعه کند و پاسخ سؤال خود را از قرآن بگیرد؛ برای حل شبهات خود به قرآن رجوع کند و در تصمیمگیریهایش از هدایت قرآن بهره ببرد. این نگاه بسیار مهم است. در چنین نگاهی، قرآن دیگر صرفاً کتابی نیست که آن را در مراسم و محافل تلاوت کنیم، بلکه قرآن به کتاب زندگی تبدیل میشود.
در این میان، جایگاه «تدبر در قرآن» را چگونه ارزیابی میکنید؟
تدبر یک ویژگی خاص در مجموعه توصیهها و مطالبات قرآنی رهبر معظم انقلاب دارد. اگر بخواهم از یک تعبیر استفاده کنم، میتوان گفت تدبر به یک معنا محتوای ظرف انس با قرآن است. البته تدبر ظرفیتها و ابعاد مستقلی هم دارد، اما وقتی از قرائت، حفظ، تلاوت و انس با قرآن سخن میگوییم، باید ببینیم این ارتباط قرار است در نهایت ما را به کجا برساند. قرآن را میخوانیم تا پیام الهی را بفهمیم و در آن تدبر کنیم. خود آیات قرآن نیز بر این مسئله تأکید دارند؛ بنابراین اگر بخواهیم با شاخص «تدبر» میزان موفقیت خود را در تحقق مطالبات قرآنی بسنجیم، باید بگوییم که در حوزه ایجاد ظرف ارتباط با قرآن، یعنی قرائت، حفظ، تلاوت و مانند آن، حرکتهای خوبی انجام شده است؛ اما در حوزه تدبر همچنان نیازمند کار بسیار بیشتری هستیم. البته تأکید میکنم که در زمینه تدبر نیز کار نشده است، بلکه کارهای ارزشمندی انجام شده است. بهویژه در سالهای اخیر، با شکلگیری «ستاد ملی تدبر در قرآن»، این موضوع وارد مرحله جدیدی شده است. از سوی دیگر، برخی مؤسسات قرآنی نیز از حدود دو دهه قبل، در پی تأکیدات رهبر شهید انقلاب، فعالیتهای خود را در زمینه تدبر آغاز کردهاند. مجموعه این اقدامات باعث شده است که امروز تدبر در قرآن، دستکم به یک گفتمان نسبی در جامعه تبدیل شود. امروز در دانشگاهها، حوزههای علمیه و میان اقشار مختلف مردم، مطالبه برای آموزش و فهم قرآن وجود دارد. این اتفاق مهمی است؛ اما باید توجه داشته باشیم که گفتمان شدن تدبر با نهادینه شدن تدبر تفاوت دارد.
برای اینکه تدبر در قرآن از مرحله گفتمان به مرحله نهادینه شدن برسد، چه زیرساختهایی مورد نیاز است؟
اگر بخواهیم مطالبات رهبر شهید انقلاب را در حوزه تدبر بهصورت جدی دنبال کنیم، به زیرساخت نیاز داریم. تشکیل ستاد ملی تدبر در قرآن یکی از همین زیرساختهاست، اما این ستاد زمانی میتواند اهداف خود را به شکل مؤثر دنبال کند که از پشتوانههای لازم برخوردار باشد.
یکی از مهمترین مسائل، تأمین بودجه و داشتن ردیف مشخص در بودجه کشور است. اگر قرار است ستاد ملی تدبر برنامهریزی و سیاستگذاری کند و از مؤسسات، نهادها و تشکلهای مردمی حمایت کند، باید ابزار لازم برای این کار را نیز داشته باشد. در حال حاضر جلسات و گفتوگوهایی انجام میشود و حرکتهایی نیز در این مسیر صورت گرفته است، اما برای تحقق کامل اهداف، باید مقداری از مرحله گفتوگو و سیاستگذاری عبور کنیم و به سمت عملیات، اجرا و تعریف نهادهای مرتبط با اجرای برنامههای تدبر در قرآن حرکت کنیم.
این موضوع بسیار مهم است. ما به مجموعههایی نیاز داریم که بتوانند سیاستهای مربوط به تدبر را در سطح جامعه عملیاتی کنند؛ از آموزش مربی و تولید محتوای استاندارد گرفته تا حمایت از مؤسسات مردمی، توسعه برنامههای آموزشی و ایجاد پیوند میان تدبر و مسائل واقعی زندگی مردم.
آیا فعالیتهای تدبری نباید از سطح فردی فراتر برود؟
دقیقاً. یکی از نکات بسیار مهم همین است که نباید نگاه خودمان را در حوزه فعالیتهای قرآنی به مسائل فردی محدود کنیم. قرآن یک کتاب اجتماعی است. البته قرآن درباره مسائل فردی انسان نیز سخن گفته است، اما این مباحث فردی در یک منظومه اجتماعی بزرگتر معنا پیدا میکنند.
اگر بخواهیم قرآن را در جامعه اقامه کنیم، نمیتوانیم فقط از مردم بخواهیم قرآن بخوانند و مفاهیم آن را یاد بگیرند. این یک بخش ماجراست. بخش دیگر این است که ساختارهای اجتماعی و حاکمیتی نیز باید نسبت خودشان را با قرآن تعریف کنند. به تعبیر دیگر، اگر مردم قرآن را بیاموزند و با قرآن زندگی کنند، این پرسش مطرح میشود که چه کسی باید آموزههای اجتماعی قرآن را در عرصه جامعه اجرا و اقامه کند؟ اینجاست که بحث حاکمیت مطرح میشود.

منظور شما از حضور قرآن در عرصه حاکمیت چیست؟
قرآن فقط کتابی برای حوزه فردی و شخصی نیست. قرآن درباره جامعه، عدالت، اقتصاد، فرهنگ، سیاست، روابط اجتماعی و بسیاری از عرصههای دیگر سخن دارد؛ بنابراین اگر میخواهیم جامعه قرآنی شکل بگیرد، باید به سمت ظهور و بروز قرآن در عرصه حاکمیت حرکت کنیم. یعنی نهادهای حاکمیتی مختلف، اعم از نهادهای سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، نظامی و امنیتی، باید نسبت خودشان را با قرآن تعریف کنند و ببینند آموزههای قرآنی چگونه میتواند در سیاستگذاری و عملکرد آنها ظهور پیدا کند.
این نگاه موضوع جدیدی نیست. این مسئله از اهداف روشن امام خمینی(ره) و پس از ایشان، از دغدغههای رهبر شهید انقلاب بوده است؛ بنابراین نباید تصور کنیم که جامعه قرآنی فقط جامعهای است که مردم آن قرآن میدانند. مردم باید قرآن را بشناسند، اما این شناخت باید به اقامه قرآن در جامعه منجر شود.
بنابراین میتوان گفت یکی از حلقههای مفقوده فعالیتهای قرآنی کشور، پیوند میان آموزش قرآن و تحقق اجتماعی آموزههای آن است؟
بله، دقیقاً. باید از خودمان بپرسیم خروجی فعالیتهای قرآنی چیست. اگر جوانی قرآن را حفظ کرد، چه اتفاقی باید در زندگی او بیفتد؟ اگر فردی در جلسات قرآن شرکت کرد و با مفاهیم آیات آشنا شد، این آشنایی چگونه باید در رفتار اجتماعی و تصمیمهای او اثر بگذارد؟ همچنین باید بپرسیم اگر مدیر یک دستگاه حاکمیتی با قرآن آشناست، این آشنایی چگونه در سیاستگذاری آن دستگاه ظهور پیدا میکند؟ این همان نقطهای است که باید به آن توجه کنیم. جامعه قرآنی مطلوب، صرفاً جامعهای با فعالیتهای قرآنی گسترده نیست؛ جامعهای است که قرآن در آن منشأ اثر باشد. البته این مسیر در لحظه طی نمیشود و نمیتوان انتظار داشت که با یک برنامه یا یک نهاد، جامعه بهطور کامل قرآنی شود. اما باید جهت حرکت را درست انتخاب کنیم.
با توجه به مجموعه این مباحث، ارزیابی شما از وضعیت فعلی جامعه قرآنی کشور چیست؟
اگر بخواهم منصفانه قضاوت کنم، باید بگویم در سالهای اخیر فتح بابهای خوبی صورت گرفته است. هم در حوزه انس با قرآن حرکتهای جدیتری شکل گرفته، هم در حوزه تدبر شاهد اتفاقات مهمی هستیم. امروز تدبر در قرآن یک مطالبه است و این مسئله را باید به فال نیک گرفت. همچنین شکلگیری ستاد ملی تدبر در قرآن میتواند یک نقطه عطف باشد، مشروط بر اینکه بتواند وارد مرحله اجرا و عملیات شود و از حمایتهای لازم برخوردار باشد. اما هنوز فاصله زیادی تا نقطه مطلوب داریم. باید هم در حوزه انس با قرآن و هم در حوزه تدبر حرکت کنیم؛ ضمن اینکه نگاه ما باید هم مردمی و هم حاکمیتی باشد.
از یک سو باید جلسات قرآن، مؤسسات، تشکلها و مجموعههای مردمی را تقویت کنیم و از سوی دیگر باید برای حضور قرآن در عرصههای اجتماعی و حاکمیتی برنامه داشته باشیم. امیدواریم این مسیر در سالهای آینده با جدیت بیشتری ادامه پیدا کند تا روزی بتوانیم بگوییم در حوزه انس با قرآن، در حوزه تدبر و فهم قرآن، در حوزه فعالیتهای مردمی و همچنین در حوزه تحقق و اقامه قرآن در ساختارهای حاکمیتی، به یک نمره قابل قبول رسیدهایم. در نهایت، آنچه باید به آن برسیم این نیست که صرفاً بگوییم جامعه ما فعالیت قرآنی زیادی دارد؛ بلکه باید بتوانیم بگوییم جامعه ما با قرآن زندگی میکند، برای حل مسائل خود به قرآن مراجعه میکند و قرآن در رفتار فردی، مناسبات اجتماعی و نظام تصمیمگیری آن حضور و اثر واقعی دارد.




نظر شما