تحولات منطقه

حمیدرضا مستفید در روایت شکل‌گیری کتاب هفت جلدی «در محضر قرآن کریم» گفت:در تمام این سال‌ها هدف اصلی من چاپ کتاب نبود. از همان ابتدا این کار را برای خودم انجام می‌دادم. می‌خواستم آیه را بفهمم.

کتابی که آسان به دنیا نیامد؛ قصه سال‌ها کندوکاو در واژه‌های قرآن
زمان مطالعه: ۱۴ دقیقه

هفتاد و یکمین نشست از سلسله‌نشست‌های «ظهر دلنشین» به همت خبرگزاری بین‌المللی قرآن و همکاری مرکز طبع و نشر قرآن کریم جمهوری اسلامی ایران به منظور تکریم مقام قرآنی حمیدرضا مستفید، مدرس، مؤلف و داور مسابقات بین‌المللی برگزار شد.

در بخشی از این مراسم حمیدرضا مستفید ضمن قدردانی از برگزارکنندگان این مراسم گفت: برنامه‌ریزی کرده بودم در مورد کتاب هفت جلدی «در محضر قرآن کریم» و اینکه این کار چگونه انجام شد و اگر قرار باشد در جلسات قرآن از آن استفاده شود، چگونه می‌توان از آن بهره گرفت؟ سخن بگویم.

مستفید درباره چگونگی آغاز این کار افزود: آغاز این کار تقریباً حوالی سال‌ ۱۳۶۰ بود، در همان دوران یکی از استادان به من توصیه کرد، اگر می‌خواهم روی قرآن کار کنم، باید هر روز زمانی را برای قرآن اختصاص دهم. از همان زمان تقریباً روزانه ۱۵ دقیقه برای خودم وقت می‌گذاشتم و قرآن می‌خواندم. اما مشکلی که داشتم این بود که بسیاری از مطالبی را که می‌خواندم، نمی‌فهمیدم؛ بنابراین به کتاب لغت مراجعه می‌کردم، معنای کلمات را پیدا می‌کردم و در حاشیه قرآن یادداشت می‌کردم.

این استاد علوم قرآنی افزود: آن زمان نه از فیش‌برداری اطلاعی داشتم و نه کار پژوهشی را به شکل امروزی می‌شناختم. فقط هر کلمه‌ای را که نمی‌دانستم، روی تکه‌های کوچک کاغذ می‌نوشتم. بعد این یادداشت‌ها را در لابه‌لای صفحات قرآن می‌گذاشتم و به همین ترتیب، صفحه به صفحه پیش می‌رفتم. به حدی برگه‌های یادداشت در قرآنی که استفاده می‌کردم زیاد شده بود که قرآن به سختی بسته می‌شد.

مستفید با اشاره به خاطره‌ای از آن دوران گفت: یک بار همین قرآن با یادداشت‌های داخل آن دست پسرم که دو سال داشت افتاد و آن را باز کرد و ناگهان تمام یادداشت‌ها و کاغذهایی که لابه‌لای قرآن گذاشته بودم، روی زمین ریخت.

اگر انسان بدون سؤال و بدون درگیری ذهنی فقط قرآن را بخواند، ممکن است، الفاظ را بر زبان بیاورد، اما آن حلاوت و شیرینی فهم را تجربه نکند، ممکن است مطلب از گوش او عبور کند، اما چیزی از آن نیاموزد. وقتی خود انسان با یک کلمه یا مفهوم کلنجار می‌رود و می‌خواهد بفهمد معنای دقیق آن چیست، تازه فهم برایش اتفاق می‌افتد

وی افزود: کار به همین شکل ادامه پیدا کرد. آرام‌آرام با کتاب‌های مختلف آشنا شدم، کتاب می‌خریدم و مطالبی را که پیدا می‌کردم، کنار هم می‌گذاشتم و سعی می‌کردم آنها را منسجم کنم. کاری که شاید از سال ۱۳۶۰ آغاز شده بود، به‌تدریج شکل مشخصی پیدا کرد.

این پژوهشگر قرآنی ادامه داد: در ابتدا فکر می‌کردم از جزء آخر قرآن آغاز کنم. اما هرچه جلوتر رفتم، متوجه شدم کاری که پیش رو دارم، بسیار بزرگ‌تر و دشوارتر از چیزی است که تصور می‌کردم. نخستین جزء سرانجام در حدود سال ۱۳۸۲ یعنی حدود ۲۵ سال بعد از آغاز کار منتشر شد.

مستفید تأکید کرد: در تمام این سال‌ها هدف اصلی من چاپ کتاب نبود. از همان ابتدا این کار را برای خودم انجام می‌دادم. می‌خواستم آیه را بفهمم. برای خودم سؤال بود که این کلمه دقیقاً چه معنایی دارد؟ و چرا در این آیه چنین معنایی پیدا کرده است؟ بعدها با خودم فکر کردم حالا که دارم از این کار استفاده می‌کنم، شاید بتوانم آن را منتشر کنم تا دیگران هم بتوانند از آن بهره ببرند؛ بنابراین انتشار کتاب، هدف اولیه نبود؛ فهم قرآن هدف بود.

وی به مسیر علمی خود و نقش استادان در شکل‌گیری این نگاه اشاره کرد و گفت: در طول این مسیر، کم‌کم چیزهای مختلفی یاد گرفتم. دانشگاه و حوزه هم هر کدام به نوعی در این مسیر به من کمک کردند. حتی در دوره کارشناسی ارشد هم این مسائل برایم ادامه داشت.

مستفید با اشاره به موضوع پایان‌نامه خود اظهار کرد: موضوع پایان‌نامه‌ام درباره تحول معنایی کلمات بود؛ اینکه تصور و معنای کلمات از گذشته تا امروز چگونه تغییر کرده و به‌ویژه کلماتی که در فارسی و عربی مشترک‌اند، چه تفاوت‌هایی در معنای امروزی آنها وجود دارد؟ برای نمونه، کلماتی را بررسی کردم که در عربی قدیم یک معنا داشته‌اند و در عربی جدید معنایشان تغییر کرده است یا واژه‌ای که در فارسی معنای خاصی دارد، اما در عربی معنای دیگری پیدا کرده است.

وی افزود: این مسیر باعث شد بیشتر متوجه شوم که برای فهم دقیق قرآن نمی‌توان فقط به معنای امروزی کلمات تکیه کرد. باید به منابع معتبر لغت و تحول معنایی واژه‌ها توجه کرد و دید یک کلمه در زبان عربیِ زمان نزول قرآن چه معنایی داشته است.

مستفید با اشاره به حضور برخی استادان و پژوهشگران عرب‌زبان در محیط علمی آن دوران گفت: یکی از استادانی که با ایشان آشنا شدم، فردی بود که از عراق آمده بود و در حوزه زبان عربی تسلط خوبی داشت. از ایشان و دیگر اساتید کم‌کم یاد گرفتم که برای بررسی یک واژه باید به چه منابعی مراجعه کنم و چه کتاب‌هایی از نظر علمی اعتبار بیشتری دارند. این مسئله برای من مهم بود، چون ابتدا تصورم این بود که هر کتاب لغتی که اطلاعات مورد نیاز را در اختیارمان قرار دهد، می‌تواند منبع مناسبی باشد.

وی به یکی دیگر از استادان خود اشاره کرد و گفت: آقای باستانی از معلمان ادبیات من بود. بعد از اینکه دیپلم گرفتم، با توجه به اینکه به عربی علاقه داشتم، من را برای کارآموزی فراخواند. آنجا به من یاد داد وقتی می‌خواهم یک واژه را ترجمه کنم، فقط به برداشت خود اکتفا نکنم؛ بلکه باید کتاب را باز کرده، به فرهنگ‌های مختلف مراجعه و توضیحات منابع معتبر درباره آن واژه را پیدا کنم.

برگزاری مراسم ظهر دلنشین «حمیدرضا مستفید»

مستفید افزود: همین تجربه‌ها باعث شد آرام‌آرام متوجه شوم منابع علمی با یکدیگر تفاوت دارند و هر کتابی را نمی‌توان به عنوان یک مرجع دانشگاهی مورد استناد قرار داد. بعدها این مسئله در کار قرآن برای من اهمیت بیشتری پیدا کرد.

این مؤلف کتب قرآنی و دینی با اشاره به یکی از تجربه‌های دوران تحصیل خود گفت: در جلسه دفاع پایان‌نامه‌ام، مرحوم حجت‌الاسلام دکتر حجتی که استادراهنما و مشاور من بود، به یکی از منابعی که استفاده کرده بودم، اشاره کرد و گفت کتاب «المعجم» منبع خوبی است و برای مراجعه مفید است، اما از نظر علمی نمی‌توان آن را در همه موارد به عنوان یک منبع دانشگاهی ارائه کرد. همین نکته برای من بسیار آموزنده بود. متوجه شدم کتابی ممکن است برای پیدا کردن یک معنا یا رسیدن به یک سرنخ بسیار مفید باشد، اما وقتی قرار است یک کار پژوهشی انجام دهم، باید ببینم این مطلب را در چه منبعی می‌توان به صورت علمی و قابل استناد ارائه کرد؟

وی تأکید کرد: به‌تدریج یاد گرفتم در این حوزه، منابع مختلف جایگاه‌های متفاوتی دارند. باید منابع لغوی، تفسیری و پژوهشی را شناخت و دانست هر کدام برای چه کاری مناسب‌اند. این شناخت، خود بخشی از همان مسیری بود که در طول سال‌ها و به‌تدریج یاد گرفتم.

مستفید گفت: یکی از ویژگی‌هایی که در این کتاب برای خودم مهم بود، همین است که تا حد امکان به منابعی تکیه کنم که از نظر علمی چه در ایران و چه در خارج از ایران قابل قبول باشند. در مواردی ممکن است از منابعی استفاده شده باشد که بیشتر جنبه کمکی دارند، اما اصل برای من این بود که مطالب تا جایی که امکان دارد بر منابع معتبر و قابل استناد تکیه داشته باشد.

این پژوهشگر قرآنی با اشاره به تجربه خود در تهیه منابع از کشورهای مختلف اظهار کرد: بخشی از منابع را حتی از خارج از کشور تهیه کردم. وقتی برای مسابقات قرآن یا سفرهای علمی به کشورهای دیگر می‌رفتم، یکی از کارهایی که برایم اهمیت داشت، آشنایی با استادان و پژوهشگران آن کشورها و پیدا کردن منابع مورد نیاز بود. شاید برای بعضی‌ها عجیب باشد که من به عنوان داور مسابقات قرآن، بیشتر از نتیجه مسابقه، به این فکر می‌کردم که با استادان کشورهای مختلف آشنا شوم و ببینم چه منابعی دارند و از چه کتاب‌هایی استفاده می‌کنند. در یکی از مسابقات قرآن با یکی از استادان عرب‌زبان آشنا شدم. در جریان گفت‌وگو، نام «ابن‌عاشور» مطرح شد. ابن‌عاشور، مفسر معاصر تونسی است و تفسیر وی در میان اهل سنت جایگاه بسیار مهمی دارد؛ جایگاهی که شاید بتوان آن را با جایگاه برخی تفاسیر مهم در میان ما مقایسه کرد.

وی افزود: آن استاد وقتی دید من از آثار ابن‌عاشور استفاده کرده‌ام، تعجب کرد. جلسه بعد که به سالن مسابقات رفتم، یکی از همان کتاب‌هایی را که در کارم به آن استناد کرده بودم، به ایشان نشان دادم. برایم جالب بود که چنین گفت‌وگویی در حاشیه یک مسابقه قرآن شکل گرفت. برای من این ارتباط با استادان خارجی، صرفاً یک ارتباط تشریفاتی نبود؛ واقعاً می‌خواستم از این فرصت استفاده کنم و با فضای علمی آنها آشنا شوم.

مستفید در ادامه درباره رویکرد خود در تدوین کتاب گفت: یکی از ویژگی‌های این کار، توجه جدی به منابع است. تلاش کردم اگر کسی در یک دانشگاه داخل یا خارج از کشور این کتاب را مطالعه می‌کند، منابعی که به آنها استناد شده برای آن شخص خارجی هم قابل پیگیری و قابل اعتماد باشد. به ندرت پیش آمده که به کتابی با سطح علمی پایین‌تر استناد کنم.

وی درباره هدف خود از تدوین این اثر نیز اظهار کرد: خیلی دوست داشتم این کار در دانشگاه‌ها و حوزه‌ها مورد استفاده قرار گیرد. نه صرفاً به خاطر خود کتاب، بلکه برای اینکه دانشجویان و طلاب بتوانند با قرآن بیشتر آشنا شوند و معنای آیات را بهتر بفهمند. احساس من این بود که اگر کسی قرآن را با دقت و از زاویه معنایی بخواند، رابطه‌اش با قرآن شکل دیگری پیدا می‌کند. البته نمی‌دانم این کتاب تا چه اندازه توانسته جای خود را در محیط‌های علمی باز کند، اما این یکی از آرزوهای من بوده و هست.

مستفید در ادامه، از همکارانی که طی سال‌های مختلف در شکل‌گیری و آماده‌سازی این اثر نقش داشته‌اند، یاد کرد و گفت: اگر بخواهم نام همه کسانی را که در این سال‌ها به من کمک کرده‌اند ببرم، ممکن است ناخواسته اسم کسی از قلم بیفتد و حق او ضایع شود. واقعاً تعداد این عزیزان زیاد است.

وی درباره روند انتشار کتاب نیز گفت: در ابتدا چند جزء را جداگانه منتشر کردیم. فکر می‌کنم حدود جزء‌های ۲۶ تا ۲۹ بود که به صورت جداگانه چاپ شد. بعد دوستان تصمیم گرفتند، اینها را با هم تجمیع کنند و مجموعه‌ای شکل گرفت که دیگر شماره جزء‌ها به آن صورت مستقل نبود و ساختار مجموعه تغییر کرد.

مستفید بیان کرد: از ابتدا تأکید بیشتر روی حاشیه‌های قرآن بود. چون هدفم این نبود که صرفاً یک ترجمه فارسی ارائه کنم. می‌خواستم خواننده وقتی قرآن را باز می‌کند، همان‌جا و در کنار آیه، بتواند معنای کلمات و نکات مورد نیاز خود را ببیند. برای من مهم بود که این توضیحات در حاشیه و پیش نگاه خواننده باشد. مشکل این بود که وقتی شما یک کلمه را در حاشیه توضیح می‌دهید، بعد می‌خواهید آیه را به فارسی ترجمه کنید، تازه متوجه می‌شوید ترجمه فارسی باید با همان معنایی که در حاشیه توضیح داده‌اید هماهنگ باشد؛ بنابراین ترجمه به‌نوعی تحت تأثیر همان توضیحات قرار می‌گیرد. به همین دلیل هم تمرکز اصلی من همیشه روی حاشیه‌ها بود و ترجمه را بیشتر به صورت ساده و سرراست نوشتم.

وی گفت: بعدها که به ترجمه‌ها نگاه می‌کنم، می‌بینم این بخش هم خود کار مستقلی شده و شاید باید از ابتدا وقت بیشتری برای آن می‌گذاشتم. چون ترجمه قرآن به تنهایی یک کار بسیار سنگین و تخصصی است. یکی از دوستان به نام «علی ملکی» که ترجمه بسیار شناخته‌شده‌ای دارد، یک بار درباره همین موضوع صحبت می‌کرد. واقعاً ترجمه قرآن به تنهایی یک کار بزرگ است. به همین دلیل هم ایشان کار ترجمه را مدت‌ها بعد از من آغاز کرد، اما امروز می‌بینیم در بخش‌های مختلف به پختگی و جایگاه خوبی رسیده است.

مستفید با اشاره به تجربه شخصی خود از استفاده از کتاب گفت: غیر از مسائل روزمره زندگی، گاهی خود من هم وقتی قرآن می‌خوانم، در یک آیه یا یک کلمه گیر می‌کنم و به همین حاشیه‌ها مراجعه می‌کنم. حتی گاهی برای خودم سؤال پیش می‌آید که اینجا چه نوشته بودم یا تکلیف این کلمه چه شد. یعنی خودم هم هنگام مطالعه قرآن، براساس نیاز به این کتاب مراجعه می‌کنم.

وی افزود: یکی از دوستان یک بار به من گفت توضیحات حاشیه‌ای برای چیست؟ شاید ۲۰ سال از شروع این کار گذشته و حالا نگاه کردن به آن برای کسی که از بیرون می‌بیند، متفاوت باشد. در پاسخ گفتم اصلاً هدف این نبود که کسی الزاماً از اول تا آخر بنشیند و این مطالب را بخواند. قرار نیست این کتاب مثل یک کتاب معمولی از صفحه اول تا آخر خوانده شود. این کتاب باید زمانی به کار بیاید که شما هنگام خواندن قرآن با یک سؤال یا ابهام روبه‌رو می‌شوید.

این پیشکسوت قرآنی با بیان تجربه‌ای از تدریس گفت: در سال‌های مختلف، درس‌های گوناگونی تدریس کرده‌ام و همیشه این احساس را داشته‌ام که تا وقتی برای دانشجو یک علامت سؤال ایجاد نشود، درس را واقعاً نمی‌فهمد. وقتی سؤال برایش پیش نیامده باشد، حتی ممکن است نداند استاد دقیقاً درباره چه چیزی صحبت می‌کند. به همین دلیل، در آموزش قرآن هم معتقد هستم، مهم این است که انسان خود هنگام خواندن با سؤال مواجه شود و بعد برای پیدا کردن پاسخ به سراغ توضیح و منبع برود. این کتاب را هم اساساً با همین نگاه دنبال کردم؛ نه برای اینکه صرفاً چیزی به مخاطب بدهم، بلکه برای اینکه وقتی در خواندن قرآن به نقطه‌ای رسید که برایش سؤال شد، ابزاری در اختیار داشته باشد تا بتواند همان‌جا پاسخ را پیدا کند.

مستفید ادامه داد: به همین دلیل، من در کلاس معمولاً اول تلاش می‌کنم ذهن مخاطب را درگیر کنم. گاهی حتی از دانشجو می‌پرسم شما چه می‌خواهید؟ سؤال شما چیست؟ الان در ذهن شما چه ابهامی وجود دارد؟ تا زمانی که این سؤال برای او روشن نشود، اصلاً متوجه نمی‌شود، دنبال چه چیزی هستم. وقتی مسئله روشن شد، تازه می‌فهمد باید دنبال چه پاسخی بگردد و حواس را به چه نکته‌ای جمع کند. آن وقت می‌توانم پاسخ را مطرح کنم و درباره آن بحث کنیم.

این پژوهشگر قرآنی بیان کرد: اگر انسان بدون سؤال و بدون درگیری ذهنی فقط قرآن را بخواند، ممکن است، الفاظ را بر زبان بیاورد، اما آن حلاوت و شیرینی فهم را تجربه نکند، ممکن است مطلب از گوش او عبور کند، اما چیزی از آن نیاموزد. وقتی خود انسان با یک کلمه یا مفهوم کلنجار می‌رود و می‌خواهد بفهمد معنای دقیق آن چیست، تازه فهم برایش اتفاق می‌افتد.

مستفید در ادامه به یکی از مشکلات مهم در فهم واژه‌های قرآن اشاره کرد و گفت: یک مسئله وجود دارد و آن این است که بسیاری مواقع افراد اصلاً متوجه نمی‌شوند، که چیزی را نمی‌دانند. یعنی سؤال برایشان ایجاد نشده است. این نکته بسیار مهمی است. به عنوان مثال در اواخر سوره بقره یا در برخی آیات دیگر، ممکن است کلمه‌ای وجود داشته باشد که انسان آن را بارها خوانده، اما هیچ‌وقت درباره معنای دقیق آن سؤال نکرده باشد. یک نمونه‌اش واژه «نالین» است. ممکن است، فرد آن را بخواند و از کنارش عبور کند، بدون اینکه اصلاً بداند معنای دقیق آن چیست.

وی با اشاره به روش خود در تدوین توضیحات کتاب گفت: در حاشیه‌های این کتاب تلاش کردم همین اتفاق بیفتد. فقط اینکه یک معنای فارسی مقابل یک کلمه قرار بدهیم، برای من کافی نبود. سعی کردم تا جایی که امکان دارد، کاربرد واقعی واژه را نشان بدهم. یعنی اگر درباره یک کلمه بحث می‌کنیم، فقط نگوییم این واژه به معنای فلان است، بلکه نمونه‌هایی از کاربرد آن را در متون عربی بیاوریم تا خواننده ببیند این واژه در یک جمله و در یک بافت واقعی چگونه استفاده شده است.

هدفم این نبود که صرفاً یک ترجمه فارسی ارائه کنم. می‌خواستم خواننده وقتی قرآن را باز می‌کند، همان‌جا و در کنار آیه، بتواند معنای کلمات و نکات مورد نیاز خود را ببیند. برای من مهم بود که این توضیحات در حاشیه و پیش نگاه خواننده باشد. مشکل این بود که وقتی شما یک کلمه را در حاشیه توضیح می‌دهید، بعد می‌خواهید آیه را به فارسی ترجمه کنید، تازه متوجه می‌شوید ترجمه فارسی باید با همان معنایی که در حاشیه توضیح داده‌اید هماهنگ باشد؛ بنابراین ترجمه به‌نوعی تحت تأثیر همان توضیحات قرار می‌گیرد. به همین دلیل هم تمرکز اصلی من همیشه روی حاشیه‌ها بود و ترجمه را بیشتر به صورت ساده و سرراست نوشتم. بعدها که به ترجمه‌ها نگاه کردم، می‌بینم این بخش هم خود کار مستقلی شده و شاید باید از ابتدا وقت بیشتری برای آن می‌گذاشتم. چون ترجمه قرآن به تنهایی یک کار بسیار سنگین و تخصصی است.

مستفید گفت: این همان کاری است که لغت‌نویسان بزرگ انجام داده‌اند. آنها هم برای توضیح یک واژه، فقط یک معادل ارائه نمی‌کنند؛ کاربردهای مختلف آن را در جمله و در متن نشان می‌دهند. من هم تلاش کردم تا حد امکان همین روش را در این کار دنبال کنم.

وی با اشاره به مفهوم واژه «نِیل» توضیح داد: به عنوان مثال درباره واژه‌ای مثل «نِیل»، صرفاً نباید بگوییم یعنی به دست آوردن. باید ببینیم این واژه در چه کاربردهایی آمده و در یک جمله دقیقاً چه معنایی پیدا می‌کند. اگر ریشه و کاربردهای واژه را دنبال کنیم، گاهی به معنایی می‌رسیم که با برداشت اولیه ما تفاوت دارد. گاهی یک کلمه را اگر صرفاً براساس ترجمه رایج بخوانیم، ممکن است معنای آیه برایمان کاملاً روشن به نظر برسد، اما وقتی ریشه و کاربردهای آن را بررسی می‌کنیم، متوجه می‌شویم نکته دقیق‌تری در آن وجود دارد.

مستفید به سوره «قریش» اشاره کرد و گفت: در سوره قریش با تعبیر «لِإیلافِ قُرَیش» مواجه هستیم. در بسیاری از ترجمه‌ها این عبارت را به نوعی «برای الفت دادن قریش» ترجمه کرده‌اند. اما اگر خود واژه «إیلاف» و ریشه آن را بررسی کنیم و به کاربرد تاریخی آن توجه داشته باشیم، مسئله فقط یک الفت ساده میان افراد نیست. برای فهم این تعبیر باید فضای تاریخی و اجتماعی آن زمان را هم بشناسیم. من برای همین موضوع، در کنار منابع لغت، به منابع تاریخی مراجعه کردم. در یکی از منابعی که مورد مطالعه قرار دادم، توضیح داده شده که قریش برای سفرهای تجاری خود، به‌ویژه سفرهای تابستانی به سمت شام و سفرهای زمستانی به سمت یمن، نوعی مناسبات و پیمان‌های امنیتی با مناطق و حاکمان مسیر داشتند. این روابط باعث می‌شد کاروان‌های قریش از امنیت بیشتری برخوردار باشند و راهزنان جرئت نکنند به آنها دستبرد بزنند.

وی در پایان تصریح کرد: بنابراین وقتی می‌گوییم «إیلاف قریش»، باید این زمینه تاریخی را هم در نظر بگیریم. مسئله فقط «الفت دادن» به معنای رایج کلمه نیست. این واژه در یک زمینه تاریخی مشخص، به نوعی عهد، پیمان و تأمین امنیت برای رفت‌وآمدهای تجاری قریش اشاره دارد. قریش در تابستان به سمت شام و در زمستان به سمت یمن حرکت می‌کردند و این مناسبات و پیمان‌ها باعث می‌شد، کاروان‌های آنها در مسیر از امنیت برخوردار باشند. وقتی این زمینه را می‌دانیم، تازه می‌توانیم بفهمیم تعبیر «إیلاف قریش» دقیقاً چه چیزی را می‌خواهد به ما منتقل کند. این همان چیزی است که من در این کار دنبال آن بوده‌ام؛ اینکه اگر یک کلمه برای ما سؤال شد، فقط به یک ترجمه فارسی اکتفا نکنیم. برویم سراغ ریشه، کاربرد، نمونه‌های تاریخی و جایگاه آن در زبان عربی و ببینیم این واژه در متن اصلی چه معنایی پیدا می‌کند.

منبع: خبرگزاری ایکنا

برچسب‌ها

مشهد

کربلا

کاظمین

مکه

مدینه

قم

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha