تحولات منطقه

سال‌هاست هورالعظیم با کم‌آبی و خشک ‌شدن بخش‌هایی از خود روبه‌رو است

خشک‌شدن ۶۳درصدی پهنه‌های آبی در خوزستان «هور العظیم» را در معرض خطر قرار داده است / خزان عظیم هور
زمان مطالعه: ۱۱ دقیقه

سال‌هاست هورالعظیم با کم‌آبی و خشک ‌شدن بخش‌هایی از خود روبه‌رو است؛ بحرانی که آثار آن فقط به مرزهای تالاب محدود نمانده و زندگی مردم، حیات ‌وحش، معیشت محلی، کیفیت هوا و حتی امنیت زیست‌ محیطی خوزستان را تحت تأثیر قرار داده است.
برای بررسی ابعاد این بحران، با دکتر حسین محمودی، جامعه‌شناس محیط ‌زیست، عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی و پژوهشگر حوزه مسئولیت اجتماعی و پایداری شرکت‌ها گفت‌وگو کردیم که مشروح آن در ادامه می‌آید.

چه میزان از تالاب هورالعظیم خشک شده است؟

مساحت هورالعظیم شامل پهنه آبی و نیزار در سال ۱۳۵۲ حدود ۱۲۴هزار هکتار و در سال ۱۳۶۹ حدود ۱۱۰هزار هکتار بوده است. اکنون نیز اداره کل محیط زیست خوزستان پهنه قابل آب‌گیری تالاب را حدود ۱۱۰هزار هکتار برآورد می‌کند، اما نزدیک به ۶۳درصد این مساحت خشک شده و عملاً کارکرد اکوسیستمی خود را از دست داده، در نتیجه حدود ۸/۴۱هزار هکتار از تالاب باقی مانده است.

آیا حقابه هورالعظیم تأمین می‌شود؟

سازمان حفاظت محیط زیست در شرایط خشکسالی حقابه هورالعظیم را یک میلیارد و ۳۸۳ میلیون مترمکعب اعلام کرده، در حالی که وزارت نیرو نیاز محیط ‌زیستی تالاب را ۷۶۰ میلیون مترمکعب می‌داند؛ یعنی حدود ۴۵درصد اختلاف. حتی اگر رقم وزارت نیرو نیز به‌طور کامل اختصاص پیدا کند، باز تالاب تقریباً نیمی از حقابه مورد مطالبه خود را دریافت خواهد کرد. طبق آمار اداره کل محیط زیست خوزستان، امسال حدود ۸۳۰ میلیون مترمکعب آب وارد تالاب شده است.
اما مسئله فقط میزان آب رهاشده نیست. مدیریت آب از سراب تا پایاب، الگوی مصرف و شیوه رهاسازی نیز اهمیت دارد. توسعه کشت‌های تابستانه به‌ویژه شلتوک‌کاری که یکی از پرمصرف‌ترین الگوهای زراعی است، بخش مهمی از آب حوضه کرخه را پیش از رسیدن به تالاب مصرف می‌کند. سطح زیر کشت شلتوک در این حوضه از ۳۴هزار هکتار گذشته است. گرمای شدید و افزایش تبخیر نیز فشار را بیشتر کرده و در مقاطعی جریان آب در شاخه‌های منتهی به تالاب کاهش یافته یا حتی قطع شده است.
بنابراین حقابه هورالعظیم یک مسئله صرفاً هیدرولوژیک نیست، بلکه مسئله‌ای اجتماعی ـ هیدرولوژیک است که با سیاست کشاورزی، عدالت در تخصیص آب، سلامت عمومی، تنوع زیستی و معیشت مردم گره خورده است. نرسیدن آب به تالاب فقط به خشک ‌شدن یک پهنه آبی منجر نمی‌شود؛ بلکه می‌تواند گردوغبار را افزایش دهد، آسیب‌پذیری در برابر گرما و خشکسالی را بالا ببرد و اقتصادهای وابسته به تالاب را تضعیف کند.
تأمین حقابه باید به‌عنوان یک تعهد زیست‌ محیطی و اجتماعی در مدیریت حوضه کرخه دیده شود. این امر به اصلاح الگوی کشت، کنترل برداشت‌ها، شفافیت در داده‌های تخصیص و رهاسازی آب و مشارکت ذی‌نفعان محلی نیاز دارد. شورای کشاورزی خوزستان، شورای سازگاری با کم‌آبی، اداره آب و برق خوزستان و سازمان حفاظت محیط زیست باید به یک مدل حکمرانی مشترک برسند و برای اجرای آن، ضمانت اجرایی در سطحی بالاتر از دستگاه‌های استانی لازم است.

چه عواملی هورالعظیم را به این وضعیت رسانده است؟

بحران هورالعظیم حاصل یک عامل واحد نیست. تالاب میان ایران و عراق قرار گرفته و بخش ایرانی آن از رودخانه کرخه و بخش عراقی از دجله تغذیه می‌شود. تغییرات اقلیمی و خشکسالی‌های پی‌درپی در خاورمیانه، نحوه مدیریت منابع آب در کشورهای منطقه، ساخت سد کرخه و برداشت‌های غیرمجاز از آب در بالادست، همگی در تشدید بحران نقش دارند. در مسیر کرخه، پمپ‌های غیرمجاز پیش از رسیدن آب به تالاب، بخشی از جریان را برداشت می‌کنند. از سوی دیگر، ایجاد سدهای بزرگ در ترکیه جریان دجله و فرات را کاهش داده و عراق نیز با سدسازی و گسترش اراضی کشاورزی با چالش آب روبه‌رو است. جنگ ایران و عراق نیز بر سرنوشت تالاب اثر گذاشت. هورالعظیم در دوران جنگ به یکی از مناطق مهم عملیاتی تبدیل شد و بخشی از زیرساخت‌های آن در همان دوره شکل گرفت. در عراق نیز حکومت صدام برای محدود کردن پیوندهای اجتماعی جوامع دو سوی مرز و آسیب زدن به این مناطق، با تغییر مسیر آب و جلوگیری از ورود جریان‌ها، به خشک‌ شدن تالاب کمک کرد. پس از سقوط صدام نیز کشت‌وکار در بخش عراقی گسترش یافت و فشار بر آب دجله و فرات افزایش پیدا کرد.

فعالیت میدان‌های نفتی چه تأثیرات نامطلوبی بر هورالعظیم داشته است؟

فعالیت میادین نفتی در دو سوی تالاب، از میدان مجنون در عراق تا میادین غرب کارون در ایران، عامل مهم دیگری است. در اواخر دهه۸۰ یک شرکت ژاپنی مطالعاتی انجام داد و طرحی ارائه کرد که امکان فعالیت نفتی را با کمترین آسیب به شرایط آبی تالاب فراهم می‌کرد. اما این همکاری ادامه نیافت؛ اختلاف بر سر هزینه و تحریم‌ها از جمله عواملی بود که در این میان مطرح شد. بعدتر پروژه‌ها به شرکت‌های چینی واگذار و اجرای عملیات بیشتر با نگاه هزینه ـ فایده اقتصادی دنبال شد.
در محیط تالاب، ساخت جاده و زیرساخت‌های نفتی پیامد اکولوژیک دارد. جاده‌ها مسیر طبیعی جریان آب را قطع و تالاب را از یک اکوسیستم یکپارچه به پنج حوضچه جدا از هم تبدیل کرده‌اند. برای عبور آب در برخی نقاط کالورت‌هایی زیر جاده‌ها ایجاد شده، اما این ارتباط همیشه کافی نیست و جریان طبیعی میان حوضچه‌ها مختل شده است.
در شرایطی که چاه‌ها و پدهای نفتی نیز گسترش یافته‌اند، به‌جای روش‌هایی که می‌توانستند با کمترین اشغال سطح تالاب، چندین چاه را در یک پد متمرکز کنند، پدهای متعددی ایجاد شده است. به این ترتیب فعالیت‌های نفتی در کنار خشکسالی و سایر عوامل، به تخریب و خشک‌ شدن بخش‌هایی از تالاب کمک کرده است. از اوایل دهه۹۰ نیز تشدید خشکسالی و افزایش نیاز آب شرب و کشاورزی، رقابت بر سر منابع آب را بیشتر کرد.

دست‌اندازی‌های انسانی و ضعف شبکه انتقال آب چه نقشی دارد؟

یکی از حلقه‌های مغفول، لایروبی و حفظ مسیرهای انتقال آب است. در گذشته، نظام‌های سنتی مدیریت آب بر پایه قواعد اجتماعی و مشارکت مردم عمل می‌کردند و نمونه‌هایی مانند قنات نشان می‌دهد لایروبی و نگهداری مسیرهای آب، بخشی از فرهنگ و زندگی مردم بوده است. امروز اما بخشی از این مسیرها دستخوش تغییر شده‌اند. برای نمونه، کرخه نور که یکی از مسیرهای انتقال آب به سمت هورالعظیم است حدود ۵۰کیلومتر طول دارد و اگر در طول سال‌ها لایروبی و احیا می‌شد، بخشی از جریان آب می‌توانست بهتر به تالاب برسد.
از این رو حتی در مواقعی که آب رها می‌شود، ممکن است به همان میزان و با همان کارایی وارد تالاب نشود. بنابراین مشکل فقط حجم آب نیست؛ سلامت شبکه هیدرولوژیک و مسیر انتقال نیز اهمیت دارد. در عین حال میان وزارت نیرو و سازمان حفاظت محیط زیست درباره حجم دقیق نیاز آبی تالاب اختلاف وجود دارد. محیط زیست باید نیاز آبی را تعیین کند و وزارت نیرو مسئول تأمین و رهاسازی آن است، اما نبود توافق بر سر عدد و مدل رهاسازی، مشکل را پیچیده کرده است.
تا چه میزان فعالیت نفتی و محدودیت‌های امنیتی دسترسی مردم محلی را محدود کرده است؟
بخشی از تالاب در اختیار مرزبانی است و برای ورود به آن هماهنگی لازم است. بخش عمده دیگری نیز به تأسیسات و فعالیت‌های نفتی مربوط می‌شود. در محدوده چاه‌ها و محل استقرار کارکنان نفت، حصارکشی و ایجاد زیرساخت‌ها دسترسی مردم هورنشین را کاهش داده است. این مسئله در آینده و برای استفاده از ظرفیت گردشگری تالاب می‌تواند چالش جدی ایجاد کند.

وضعیت حوضچه‌های پنج‌گانه چگونه است؟

دو سوم بخش ایرانی تالاب خشک شده و بخش عراقی نیز وضعیت دشوارتری دارد. در بخش ایرانی، حوضچه‌های شمالی شرایط بهتری دارند؛ حوضچه شماره یک آب دارد و شماره دو تا حدودی پرآب است. حوضچه شماره سه تا حدی با پساب نیشکر پر می‌شود و حوضچه‌های چهار و پنج عملاً خشک هستند.
اما وجود آب به‌تنهایی به معنای زنده بودن تالاب نیست. کیفیت آب نیز اهمیت دارد. در حوضچه شماره یک که از سرشاخه‌های کرخه از جمله هوفل و نیسان تغذیه می‌شود، کیفیت آب بهتر است، اما ورود پساب نیشکر بدون تصفیه مناسب نمی‌تواند شرایط زیستی مطلوبی ایجاد کند. تلف‌ شدن شمار زیادی از ماهیان از جمله تیلاپیا، نشانه افت شدید کیفیت آب تلقی می‌شود؛ زیرا تیلاپیا از ماهیان مقاوم است. بنابراین مرکز و جنوب تالاب بخش بزرگی از کارکرد طبیعی خود را از دست داده‌اند و حوضچه یک مهم‌ترین نقطه امید است.

مسئله حکمرانی هورالعظیم تا چه اندازه جدی است؟

هورالعظیم فقط یک مجموعه آبگیر یا چند برکه جدا از هم نیست، بلکه یک اکوسیستم مرزی با اهمیت زیست‌ محیطی، اجتماعی و سیاسی است. از این منظر، نبود یک ساختار مدیریتی واحد موجب شده دستگاه‌های مختلف هر کدام بخشی از مسئله را ببینند و در نهایت، مسئولیت میان آن‌ها توزیع شود، بدون آنکه نهادی واحد پاسخگوی نتیجه نهایی باشد. ثبت و تثبیت جایگاه هورالعظیم در چارچوب‌های بین‌المللی مرتبط با تالاب‌ها نیز می‌تواند به تقویت توجه و مسئولیت‌پذیری در قبال آن کمک کند.

آیا هورالعظیم قابل احیاست؟

بله. سیلاب سال ۱۳۹۸ نشان داد اگر حجم مناسبی از آب وارد تالاب شود، امکان بازگشت حیات وجود دارد. البته درباره نحوه مدیریت آب در آن دوره و اینکه آیا در مقاطعی برای حفاظت از تأسیسات نفتی، بخشی از آب به سمت عراق هدایت شده یا نه، بحث‌هایی مطرح است و نمی‌توان همه ادعاها را بدون بررسی پذیرفت، اما اصل مهم این است که تالاب هنوز قابلیت احیا دارد.
برای این کار باید یک مدیریت بین‌بخشی و قدرتمند شکل بگیرد. وزارت نیرو، جهاد کشاورزی، وزارت نفت و سازمان حفاظت محیط زیست باید برنامه‌ای مشترک تهیه کنند و بر سر اقدام‌های مشخص، زمان‌بندی و مسئولیت‌ها به توافق برسند. در حال حاضر، هر دستگاه بخشی از مسئولیت را به دیگری نسبت می‌دهد. وزارت نفت می‌گوید با بالا بردن سطح پدهای جدید، دیگر مانعی برای ورود آب وجود ندارد؛ وزارت نیرو تأمین آب شرب و کشاورزی را در اولویت‌های خود مطرح می‌کند؛ جهاد کشاورزی کمبود اعتبار برای لایروبی و کنترل برداشت‌ها را از مشکلات اصلی می‌داند و سازمان حفاظت محیط زیست نیز با وجود اختیارات قانونی، قدرت اجرایی کافی برای اعمال حاکمیت ندارد.
پیشنهاد این است کارگروهی ویژه ذیل شورای عالی محیط زیست یا حتی در قالب نهادی مستقل تشکیل شود و ریاست آن را رئیس‌جمهور یا یکی از معاونان وی بر عهده بگیرد. دستگاه‌های مسئول، متخصصان، کنشگران محیط زیست و پژوهشگران هورالعظیم باید در این ساختار حضور داشته باشند و برنامه‌ای اجرایی و قابل نظارت تدوین کنند. با برنامه‌ریزی ۵ تا ۱۰ساله می‌توان به‌صورت تدریجی وضعیت تالاب را بهبود بخشید؛ در غیر این صورت، روند فعلی ادامه پیدا خواهد کرد.

خشکی هورالعظیم چه ارتباطی با گرد و غبار و آتش‌سوزی دارد؟

ارتباط مستقیم وجود دارد و نمی‌توان بخش ایرانی و عراقی تالاب را جدا از هم دید. یک اکوسیستم، مرز سیاسی نمی‌شناسد. سال گذشته دود ناشی از آتش‌سوزی نیزارها در بخش عراقی تا سوسنگرد، هویزه و گاهی حوالی اهواز رسید و شهر رفیع نیز به‌شدت تحت تأثیر قرار گرفت. گرمای شدید و تجمع مواد آلی در بستر تالاب می‌تواند شرایط تولید متان و وقوع حریق‌های دودزا را فراهم کند. در برخی موارد، حجم دود آن‌ قدر زیاد است که آتش به‌وضوح دیده نمی‌شود.
از سوی دیگر، بسترهای خشک ‌شده تالاب به کانون گردوغبار تبدیل می‌شوند. طبق بررسی‌های دانشگاه شهید بهشتی در سال ۱۴۰۳، مجموع کانون‌های گردوغبار خوزستان حدود ۵هزار هکتار اعلام شده که ۶۰۰هکتار در وضعیت قرمز و فرسایش بسیار شدید قرار دارد. در سال‌های اخیر حدود ۲۵۰هکتار از بخش‌های خشک‌شده جنوبی هورالعظیم به یکی از کانون‌های گردوغبار تبدیل شده که حدود ۸۰هکتار آن در وضعیت فرسایش بسیار شدید است.

آیا احتمال تکرار آتش‌سوزی در هورالعظیم وجود دارد؟

احتمال تکرار آتش‌سوزی بالاست. بخشی از حریق‌ها ممکن است عمدی باشند، اما تعداد آن‌ها اندک است و سهم مهمی از آتش‌سوزی‌ها غیرعمدی است؛ با این حال، غیرعمدی بودن به معنی نبود نقش انسان نیست. تغییراتی که طی سال‌ها در ساختار تالاب ایجاد شده، شرایط وقوع و گسترش آتش‌سوزی را فراهم کرده است. سال گذشته حتی بحث انتقال آب از سد سیمره برای مهار آتش‌های بخش عراقی مطرح شد، اما بررسی‌ها نشان داد احتمالاً آب به مناطق درگیر حریق نمی‌رسد.
در صورت ادامه گرمایش، کاهش بارش و تغییرات اقلیمی، احتمال تکرار آتش‌سوزی وجود دارد. از طرف دیگر، ضعف دیپلماسی آب و کم‌توجهی به مدیریت مشترک با عراق، یکی از مشکلات اصلی است. دود بخش عراقی مستقیماً به ایران می‌رسد بنابراین نمی‌توان حریق‌های آن سوی مرز را مسئله‌ای صرفاً عراقی دانست.

کاهش گونه‌های جانوری چه پیامدی دارد؟

هورالعظیم برای مدیریت حیات وحش خود به یک اطلس جامع نیاز دارد؛ اطلس باید گونه‌ها، جمعیت، پراکنش و وضعیت زیستی آن‌ها را ثبت کند، اما هنوز چنین اطلس کاملی تهیه نشده است. در عین حال، انتشار یک کتاب تصویری از حیات وحش هورالعظیم، گامی ارزشمند برای ثبت گونه‌های تالاب محسوب می‌شود.
هور گونه‌های مهمی مانند شنگ میان‌رودان و لاکپشت فراتی دارد که هر دو از نظر اکولوژیک ارزش بالایی دارند. در میان ماهی‌ها نیز گونه‌هایی مانند بنی و گتان برای اکوسیستم و معیشت مردم محلی اهمیت دارند و صید و ماهی‌گیری بخشی از زندگی جوامع پیرامونی بوده و از دست رفتن این گونه‌ها فقط یک خسارت محیط‌ زیستی نیست. هورالعظیم در منطقه‌ای با دست‌کم ۵هزار سال سابقه تمدنی قرار دارد و بخشی از زندگی جوامع انسانی این منطقه در طول تاریخ با تالاب پیوند داشته است. حتی در موزه بغداد تصاویری از شیوه استفاده نیاکان مردم منطقه از تالاب وجود دارد. در کنار حیات وحش، گاومیش نیز یکی از عناصر مهم زندگی و معیشت جوامع پیرامون هور بوده است.

معیشت مردم محلی چه جایگاهی در برنامه احیای تالاب دارد؟

آسیب به هورالعظیم، مستقیماً به زندگی مردم پیرامون آن نیز آسیب می‌زند. کاهش دسترسی به آب، افت صید و ماهی‌گیری، محدود شدن تردد در بخش‌هایی از تالاب و آسیب به دامداری، به‌ویژه پرورش گاومیش، فقط پیامدهای اقتصادی نیست و می‌تواند پیوند اجتماعی و فرهنگی مردم با محیط زندگی خود را نیز تضعیف کند. بنابراین احیای هور باید با توجه به زندگی جوامع محلی انجام شود و مردم منطقه نه صرفاً به‌عنوان مصرف‌کننده آب، بلکه به‌عنوان یکی از ذی‌نفعان اصلی مدیریت تالاب در تصمیم‌گیری‌ها حضور داشته باشند.

راه نجات چیست؟

هورالعظیم امروز نتیجه تلاقی خشکسالی، تغییرات اقلیمی، مدیریت ناکارآمد منابع آب، برداشت‌های غیرمجاز، سدسازی، فعالیت‌های نفتی، جاده‌سازی، آلودگی و ضعف حکمرانی بین‌بخشی است. بنابراین نمی‌توان یک دستگاه یا یک عامل را به‌تنهایی مسئول دانست. راه نجات تالاب نیز از یک اقدام مقطعی نمی‌گذرد.
احیای واقعی هورالعظیم به تعیین و اجرای حقابه، اصلاح الگوی مصرف آب در بالادست، لایروبی مسیرهای انتقال، بازنگری در نحوه توسعه زیرساخت‌های نفتی، کنترل آلودگی و پساب، همکاری با عراق و ایجاد یک ساختار مدیریتی قدرتمند و پاسخگو نیاز دارد.
با وجود همه این چالش‌ها، هورالعظیم هنوز قابلیت احیا دارد و شرط اصلی، عبور از مدیریت جزیره‌ای و رسیدن به یک برنامه مشترک، بلندمدت و الزام‌آور است؛ برنامه‌ای که دستگاه‌های مسئول در برابر اجرای آن پاسخگو باشند تا سرنوشت تالاب را از چرخه وعده، اختلاف و انتقال مسئولیت بیرون بیاورد.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

مشهد

کربلا

کاظمین

مکه

مدینه

قم

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha