زمستان و تابستان ندارد. آب «چشمه وَگُل»، همیشه خدا سرد است. برای همین است که آدم، سخت بتواند از نینهرود رد بشود؛ نه بهخاطر آنکه خروشان است؛ بیشتر به خاطر آنکه پای آدم یخ میزند؛ شاید برای همین است که درختهایی که با آب رودخانه سیراب میشوند، حتی در آخر تابستان هم سبز و خرم هستند و میوههای ریزریز پرگوشتشان، چنان سرخ و برقافتاده است که آدم هوس میکند، مشتمشت میوهها را از درخت بکند و به دهان ببرد. اواخر تابستان، درختهای سبز و خرم باغهای «هیر» نقطه به نقطه قرمز میشوند. آنوقت، وقت چیدن «زغالاخته» است.
رود شفابخش، باغهای زغالاخته را سیراب میکند
باغهای زغالاخته، بخشی از زمینهایی است که «نینهرود» سیرابشان میکند؛ رودی خروشان با آبی گوارا و خنک در طول قرون همواره مورد تمجید مورخان قرار داشته و از آن بهعنوان رود شفابخش یاد شده است. این رودخانه از چشمه وَگُل در ۷ کیلومتری شمال هیر و در مجاورت روستای ویار سرچشمه میگیرد. دو چشمه در دو طرف رودخانه که با انشعابهایی، آب آن به سمت روستاهای منطقه رازمیان هدایت میشود. این رود از کنار قلعه معروف «لمبسهسر» پس از آبیاری باغها و شالیزارهای رازمیان، به شاهرود میپیوندد. هرچند حالا لولههای بسیار زیادی جهت انتقال آب چشمه در سراسر مسیر به شکل نامنظمی درهمتنیدهاند و جلوه بصری بسیار نامناسبی به این مکان بکر و طبیعی دادهاند. آب زلالی که از دل درهای بکر میجوشد گرفتار در لولههایی از ناهمگونترین پدیده با طبیعت (پلاستیک) که به ناهنجارترین شکل در کنار هم رها شدهاند و به خانهها، باغها، کارخانهها و... میرسد.
رونق دامداریهای سنتی، تنوع محصولات باغی و کشاورزی، ناهمواریهای طبیعی، باغستانهای قدیمی، چشمه خنک آب «وگل» باعث گردیده تمامی کسانی که به هر نوع اندک تعلقی نسبت به این روستا دارند، ایامی از تابستان را در آنجا به فعالیت اقتصادی و باغداری بگذرانند. در شمال «هیر» آخرین روستای منطقه یعنی روستای «ویار» قرار دارد. در شرق آن روستاهای «لطر» و «پراچان» قرار دارند و در جنوب آن روستای «دربند» قرار گرفته است. در غرب و جنوب غربی آن روستاهای «میلک» و «ورگیل» قرار دادند. صخره سنگی بسیار دیدنی که تقریباً ارتفاع آن به حدود ۷۰۰ متر می رسد در شرق و جنوب شرقی روستا قرار دارد، از نمادهای انحصاری این روستا محسوب میشود و یقیناً هیچ بینندهای نمیتواند عظمت و استواری آن را فراموش کند؛ اما هیچ کدام از این دیدنیها، به اندازه زغالاخته نمیتواند آدمها را یاد «هیر» بیندازد.
قزوین رتبه اول را در تولید زغالاخته دارد
در هیر، همه باغدارها راه و رسم کاشت و داشت زغالاخته را بلدند. درخت زغالاخته در سالهای اولیه غرس باید در سایه درختان دیگر باشد. این محصول برای رشد به آبوهوای معتدل و سرد احتیاج دارد و خاک آن باید سبک و مایل به اسیدی باشد. باغدارهای هیر، بهدلیل آبدوست بودن درخت زغالاخته هر هشت روز باغات را آبیاری میکنند. زغالاخته درختی سایهپسند هم هست، این درخت در ابتدا وحشی بوده و سپس تربیت و وارد باغات سنتی شده است. زغالاخته میوهای است که کمترین آفت را دارد و برای پرورش آن از هیچ سمی استفاده نمیشود. برای همین هم اهالی هیر محصول زغالاختهشان را یک محصول ارگانیک میدانند. درخت زغالاخته به سرما مقاوم است و در مناطق گرمسیر رشد نمیکند، اما گل میوه معمولاً با بارش برف بهاری از بین میرود. سطح زیر کشت زغالاخته در استان قزوین ۷۲۰ هکتار است و سالانه از این سطح ۳۴۰۰ تُن محصول برداشت میشود. از نظر سطح زیر کشت و تولید محصول قزوین رتبه نخست کشور را داراست؛ بخشی از آن باغها در هیر است.
عکاسها عاشق پشتبامهای سرخ روستا هستند
نیمه دوم تابستان، زمان برداشت زغال اخته فرا میرسد. کار چیدن، معمولاً به صورت خانوادگی انجام میشود. هر کس دستش به شاخههای درخت برسد میتواند در کار چیدن زغالاختهها کمک کند. چیدن زغال اخته صبر و حوصله میطلبد و گاه یک ماه برداشت آن به طول میانجامد. زغالاختههایی که کاملاً رسیدهاند روی زمین میریزند به همین خاطر وقتی باغداران صبحها برای چیدن به باغات میروند چند نفر این زغالاخته را از روی زمین جمع میکنند. نام زغالاختههای ریخته شده پای درخت «خُل پت» است و اگر میخواهید مزه اصلی زغالاخته را متوجه بشوید آن را بخورید. اهالی معمولاً زغالاختههای روی درخت را کالتر میچینند تا کار نگهداری آن تا رسیدن به بازار، آسانتر باشد. اهالی روستا، پس از چیدن زغال اخته، آن ها را روی پشت بام های خود پهن می کنند که جلوه سرخ رنگ و خاصی به این روستا در این فصل می دهد. عکاسها در فصل برداشت زغالاخته عاشق پشتبامهای سرخ روستا هستند.
چند سالی است که اهالی روستا اقدام به برگزاری جشنواره زغال اخته هم کرده اند. جشن زغال اخته، جشن شکرگزاری است. این جشن با آوا و نواهای محلی هم همراه است و کنار آن، بساط بازیهای سنتی و توزیع محصول زغال اخته هم به راه است. زغالاخته بیشتر بهصورت تازه خوری مصرف میشود و بخشی بهصورت مارمالاد، ترشی، و در مواردی هم از آن رب تولید میشود؛ برخی از اهالی هم زغالاختهها را خشک میکنند و عدهای نیز با آن لواشک و مربا درست میکنند؛ و بدینگونه زغالاخته بهصورت سنتی فراوری میشود. شربت زغالاخته هم طرفداران بسیاری دارد. برخی از افراد ساکن روستای هیر به زغالاخته «ارسوله» هم میگویند. آشی مخصوص هم به همین نام توسط زنان روستایی پخته میشود؛ آش زغالاخته در نذورت و رسومات و جشنها و برای ورود میهمان پخته میشود. ترکیبات این آش زغالاخته، گندم کوبیده، سبزیجات معطر و ادویه است. آش زغالاخته ثبت ملی هم شده است.
خبرنگار: محمدرضا بارآبادی
عکسها: خبرگزاری میراث آریا




نظر شما