روتیتر: بازخوانی شاخصههای تربیتی در آینه منابر و کلام اهلبیت (ع)
تیتر: از عشق الهی تا مسئولیت اجتماعی؛ پرتره مؤمن در کلام وعاظ
ریحانه عاملنیک: در هندسه فکری و مبانی دین اسلام، انسان بهعنوان اشرف مخلوقات، ترازوی سنجش کمال دارد و این ترازو را جز در آموزههای وحیانی نمیتوان جست. مؤمن حقیقی کسی است که خود را با این معیار میسنجد و از مسلمانی زبانی به بندگی عاشقانه ارتقا مییابد. آیه ۷۱ سوره توبه چهرهای از اهل ایمان ترسیم میکند که در آن، مردان و زنان با ایمان، ولیّ و یاور یکدیگرند، امر به معروف و نهی از منکر میکنند، نماز را برپا میدارند، زکات را میپردازند و خدا و رسولش را اطاعت میکنند. افزون بر این آیه، در آیات و روایات دیگر نیز نشان بندگان مؤمن خداوند را میتوان یافت؛ ردپایی که این متن آن را در منابر علما و بیانات حججالاسلام و المسلمین فرحزاد، سعیدیآریا و انصاریان و نیز آیتالله حقشناس دنبال کرده است. در ادامه مروری بر برخی از ویژگیهای مومن بر اساس متون دینی داریم.
«مؤمن از من است و من از مؤمنم»؛ نخستین پله، عشق است
مؤمن، پیش از آنکه عنوانی اجتماعی باشد، صاحب رابطهای عاشقانه با خداوند است. حجتالاسلام و المسلمین فرحزاد در تبیین این رابطه، میان مؤمن و مسلمان تمایز مینهد: مسلمان کسی است که به زبان ایمان آورده؛ اما مؤمن کسی است که خدا را با دل پذیرفته و به او عشق میورزد. او در شرح این کلام که «مومن از من است و منم از مومن»، تأکید میکند که مقصود، مؤمن صوری و ظاهری نیست؛ بلکه مؤمنی است که عشق و محبت خدا بر هر چیز دیگرش بچربد و در محبوب خویش فانی و یگانه شود. چنین مؤمنی چنان با خدا یکی میشود که دست او دست خدا، چشم او چشم خدا، زبان او زبان خدا و دیده او دیده خدا میگردد.
در همین وادی، واعظ به حدیث قدسی اشاره میکند که خداوند فرموده است: « ای فرزند آدم! همه چیز را برای تو آفریدم و تو را برای خودم آفریدم، اما تو از من میگریزی.» فرحزاد با شرح این کلام یادآور میشود که کهکشانها و میلیاردها ستارهای که چندین میلیون برابر زمیناند، خورشید و دریاها و عجایب درون آنها، پرندگان و درندگان و انواع معادن از زغالسنگ تا طلا و جواهر، همه برای انسان آفریده شدهاند و او در برابر این همه، گل سرسبد آفرینش است. وی به نقل از بزرگان میافزاید که اگر انسانی به خاطر این حدیث جان دهد، سزاوار است؛ زیرا خداوند او را مخاطب قرار داده و فرموده که تمام عالم برای او خلق شده است. در این نگاه، عشق، بنیاد ایمان است و مؤمن با همین عشق، هستی را صحنهای از جلوههای محبوب میبیند.
یقین به غیب؛ مؤمن در روشنایی خورشید و معرفت امام عصر (ع)
آیتالله حقشناس در منبر خود، مؤمن را انسانی میداند که به تعلقات دنیا وابسته نیست؛ او فرصت را غنیمت میشمارد، کارهایش را برای خدا انجام میدهد و قلب خویش را با ذکر الهی زینت میکند. امیرمؤمنان (ع) در اوصاف مؤمنین فرموده است: «فهو من الیقین علی مثل ضوء الشمس»؛ یعنی یقین مؤمن به عالم پسپرده، به اندازه روشنایی آفتاب است (نهج البلاغة، خطبه ۸۷). در بیان دیگر نیز آمده است: «لو کشف الغطاء ما ازددت یقیناً»؛ اگر پرده نیز کنار رود، بر یقین و علم علی (ع) چیزی افزوده نخواهد شد (بحارالانوار، ج ۶۶، ص ۲۰۹). شیعیان برگزیده او نیز از همین حقیقت بهرهمندند.
صدق در عهد؛ مؤمن، منتظر شهادت
یکی از بیانات نقلشده از سیدالشهدا (ع)، تلاوت آیه ۲۳ سوره مبارکه احزاب در لحظههای وداع با یاران است. خدای متعال در این آیه میفرماید: «منَ الْمُؤْمنینَ رجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَیْه فَمنْهُمْ مَنْ قَضی نَحْبَه وَ منْهُمْ مَنْ یَنْتَظرُ» (احزاب/۲۳). در شرح این آیه آمده است؛ مؤمنان راستین دو گروهاند؛ گروهی به عهد و قراری که با خدا بستهاند عمل کرده و آن را به قطعیت رساندهاند، بار خود را بستهاند و رفتهاند؛ گروهی دیگر نیز همچنان منتظرند و انتظار مرگ و شهادت در راه خدا را میکشند. با استناد به کتاب ارشاد شیخ مفید کارشناسان دینی بیان کردهاند که وقتی امام حسین (ع) بالین مسلم بن اوسجه در آستانه شهادت رسیدند، همین آیه را تلاوت فرمودند. در باب عبدالله بن یقطر، فرستاده امام که به دست ابن زیاد به شهادت رسید نیز نقل شده است که حضرت با شنیدن خبر شهادتش گریست و همین آیه را خواند. روایت است اصحاب هنگام رفتن به میدان، برای وداع خدمت امام میرسیدند و حضرت آنان را با این آیه بدرقه میکرد: شما بروید و کارتان را انجام دهید؛ ما نیز در انتظاریم و پشت سر شما خواهیم آمد. این رفتار، نگاه امام به یارانش را بازمیگوید: آنان از مصادیق این آیهاند؛ بر سر پیمانهایشان با خدا ایستادند، در قرارهایشان صادق ماندند و خلاف نکردند؛ گروهی شتافتند و گروهی، چشمبهراه پایان یافتن فرصت دنیا و رسیدن لحظه شهادتاند.
مهر، ادب و خدمت؛ اخلاق مؤمن در آینه روایات
حجتالاسلام و المسلمین سعیدیآریا صفات مؤمن را اینگونه برمیشمارد: مؤمن کسی است که دیدنش دل را شاد و شیرین میکند؛ از هر چیز، عالیترین آن را میجوید؛ در احسان و نیکوکاری، بهترین را هدیه میدهد؛ بر دشمن خود ستم نمیکند و هیچگاه از جاده عدالت خارج نمیشود. او همچنین به این ویژگی از رسول خدا (ص) اشاره میکند که مؤمن به خاطر کسی که دوستش دارد، مرتکب گناه نمیشود و در مسائل اخلاقی، والاترین خوبیها را رعایت میکند. تعبیر نبوی «قلیلُ المؤونة، کثیر المَعونة» نیز مؤمن را کمخرج و کمزحمت، اما بسیار کمککار و یاریرسان معرفی میکند.
در ادامه این تصویر، کار مؤمن چنان نیکو انجام میشود که گویی آن را میبیند؛ زیرا به یقین باور دارد خداوند همواره شاهد و ناظر اعمال نهان و آشکار اوست. چشمان مؤمن فروهشته و افتاده است و دیدهاش دریده نیست؛ نه تنها حرمت نگاه به نامحرم را رعایت میکند و برای ناموس دیگران احترام قائل است، بلکه با آرامش و متانت به اطرافیان مینگرد. دست او بخشنده است و هرگز دست رد به سینه سائل نمیزند؛ کلامش وزین و سنجیده است، زبان در کام میکشد و سخن درست را در مکان درست بر زبان میآورد تا اثری مثبت بر دل مخاطب بگذارد.
از سوی دیگر، حجتالاسلام انصاریان با تکیه بر آیه ۷۱ سوره توبه یادآور میشود که امام صادق (ع) فرموده است: اگر این ویژگیها را دارید، خدا را شکر کنید و اگر ندارید، دلسرد نشوید و تلاش کنید تا جای خالی آنها در وجودتان پر شود. محبت مؤمنان به یکدیگر، زیرمجموعه محبت مؤمن به خداست؛ دلهایشان از کینه، بخل و حسد خالی است و عشقشان به خدا بر همه عشقهای دنیوی میچربد. نقل است روزی شیعهای نزد امام کاظم (ع) وارد شد و یکی از یاران امام با دیدن او تبسم کرد؛ امام پرسید: آیا او را دوست داری؟ پاسخ داد: آری، زیرا او از شیعیان و دوستداران شماست و علاقهام به او در ذیل محبت من به شماست. مؤمن بر اساس همین محبت، عاشقانه و فروتنانه مردم را به نیکی دعوت میکند، نه با زور و تهدید و تازیانه؛ چون از زشتی دیگران آگاه شود، با مهر و دلسوزی خسارتهای آن را توضیح میدهد تا طرف تسلیم شود و به راه نیک بازگردد. این شیوه دعوت، تا لحظه مرگ با مؤمن همراه است و نماز، زکات و اطاعت از خدا و پیامبر (ص) نیز قرین اوست.
ایمان در میدان خانواده
در نگاه دین، عمران و آبادانی خانه با ازدواج و تشکیل خانواده رقم میخورد. امام صادق (ع) از پیامبر خدا (ص) نقل کرده است: «ازدواج کنید و زمینه ازدواج دیگران را فراهم کنید! هیچ چیز نزد خداوند محبوبتر از خانهای نیست که در اسلام با ازدواج آباد شود.» (محجة البیضاء، ج ۳، ص ۵۴). در این هندسه، پدر نیز رسالتهایی بر عهده دارد که از حقوق فرزند بر او شمرده میشود. امیرمؤمنان (ع) فرمودند: « حق فرزند بر پدر سه چیز است: نام نیک بر او نهد، نوشتن بیاموزدش و چون بالغ شد، او را به ازدواج برساند.» (وسائل الشیعه، ج ۱۵، ص ۲۰۰). پاداش یاری به بیهمسران نیز در روایات، بینهایت بزرگ دانسته شده است. امام صادق (ع) فرمود: «من زوّج أعزباً کان ممّن ینظر الله الیه یوم القیامة؛ هرکه بیهمسری را همسر دهد، از کسانی است که خداوند در روز قیامت به او نظر میافکند» (وسائل الشیعه، ج ۱۴، ص ۲۶). نیز فرمود: « چهار کساند که خداوند در قیامت به آنان نظر میکند: کسی که پشیمان از معامله را بپذیرد، یا بیپناهی را پناه دهد، یا بردهای را آزاد کند، یا بیهمسری را همسر دهد.» (وسائل الشیعه، ج ۱۴، ص ۲۷). و امام موسی بن جعفر (ع) فرمودند: « سه نفر در روزی که سایهای جز سایه عرش نیست، در سایه عرشاند: مردی که برادر مسلمان خود را زن دهد، یا به او خدمت کند، یا رازش را بپوشاند.» (الخصال، ج ۱، ص ۶۹؛ وسائل الشیعه، ج ۱۴، ص ۲۷).
در این میان، روایات کرامت دختران نیز در بستر تاریخی خود معنادار است؛ در جامعهای که چهره برخی اصحاب با مژده تولد فرزند دختر گرفته شد، پیامبر (ص) فرمودند:«دختر، گل معطری است که آن را میبویم و روزیاش با خداوند است» (تفسیر نور الثقلین، ج ۳، ص ۶۱).
سخن پایانی
به عنوان نکته پایانی باید گفت مؤمن در منظومه معارف دینی، شخصیتی تکبعدی نیست. هم عاشق است، هم عاقل؛ هم یقینی روشن به غیب دارد، هم در متن جامعه یاور و مهربان است؛ هم اهل خلوت با خداست، هم پای عهد و پیمان میایستد و هم در آبادانی خانه و خانواده میکوشد. شاخصههایی که در منابر علما برشمرده شد، در حقیقت نقشه راهی است برای هر مسلمانی که میخواهد ایمان را از زبان به جان بیاورد و از ادعا به عینیت برساند. مؤمن واقعی، در عین پیوند ناگسستنی با آسمان، در متن زمین نیز تصویری زنده و الهامبخش از اسلام میسازد؛ تصویری که وعده غرق شدن در رحمت الهی را، همانگونه که پایان آیه ۷۱ سوره توبه نوید میدهد، برای او رقم میزند.





نظر شما