تفسیر «پرتوی از قرآن» اثر مرحوم آیت الله طالقانی حاصل تلاشهای مستمری است که از سال ۱۳۱۸ تا ۱۳۵۸ در زندان، تبعید و بحبوحه فعالیتهای انقلابی جریان داشت. با این حال، بهدلیل مشغلهها و مسئولیتهای اجتماعی ایشان، همه این مباحث جمعآوری و تدوین نشد؛ اما همین مقدار باقیمانده نیز نشان میدهد که نگاه آیتالله طالقانی به قرآن فراتر از متنی مقدس برای تیمن و تبرک بود.
ایشان قرآن را کتاب راهنمای زندگی عملی، نظری و عقیدتی میدانست که رهنمودهای واقعی برای دنیا و آخرت ارائه میدهد. در یادداشت پیش رو، به تبیین یکی از وجوه برجسته این تفسیر، یعنی دقت فراوان در واژهشناسی پرداخته خواهد شد.
جایگاه واژهشناسی در تفسیر «پرتوی از قرآن»
تأملات عمیق آیتالله طالقانی در واژهشناسی، مفردات و ترکیبات قرآنی نیز از ویژگیهای مبرز تفسیر «پرتوی از قرآن» بود. برای نمونه، طالقانی در تفسیر آیه چهارم سوره بینه، «وَمَا تَفَرَّقَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتَابَ إِلَّا مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَتْهُمُ الْبَیِّنَةُ؛ و اهل کتاب درباره دین، پراکنده نشدند، مگر پس از آنکه آن دلیل روشن برای آنان آمد»، رویکردی متفاوت از تفسیر رایج دیگر مفسران اتخاذ کرده است.
چنانکه مفسران عمدتاً این آیه را به مشرکان و اهل کتاب دوران ظهور اسلام نسبت میدهند، اما طالقانی آن را مسئلهای کلی میداند و معتقد است، مخاطب این آیه تمام کسانی هستند که پس از آمدن بینه روشن، دچار تفرقه میشوند.
ایشان این وضعیت را به مسلمانانی تعمیم میدهد که پس از مواجهه با آموزههای اسلام، از اهداف اصلی و تعالیم اساسی آن دور، رویگردان و متفرق و به اندیشهها و پندارهای محدود خود مغرور شدند. بنابراین، در فروع غرق شدند و اصول را فراموش کردند.
طالقانی معتقد است، مسلمانان با فرورفتن در فروع و فروع فروع، صحف مطهره و کتب قیمه را حجابی برای دریافت اصول کردند و در اوهام خود، خوش خوابیدند، تا آنکه سیل افکار، عقاید و صنایع دیگران، جوامع اسلامی را به هم ریخت و بعد، معالاسف، مسلمانان هراسان، خودباخته و غارتزده، راه چاره از کسانی میجویند و چشم یاری به دست کسانی دوختهاند که خود بیچارهتر یا منشأ بیچارگی و پراکندگی هستند.
ایشان راه چاره را در این میبیند که علما، اندیشمندان و مؤمنان نخست با نور و بینه قرآن، خود را از بند اوهام و شرک برهانند و سپس با روح و فکر روشن، نمایانگر رسالت اسلام شوند. هدف تفسیر «پرتوی از قرآن» طالقانی، اولاً رهایی انسان از غرور و اوهام و افزودهها به وجود اوست و ثانیاً، رهایی از غل و زنجیرهایی که بر اذهان بسته شده است.
آیتالله طالقانی متدکر میشود که نخستین نکته در واژهشناسی قرآن، توجه به این موضوع است که هرچند قرآن به زبان عربی نازل شده، اما در عصر نزول آن، لهجههای متفاوتی وجود داشته و بین علمای قرآنی بحثهای مفصلی درباره انتخاب لهجه معیار وجود دارد. از این رو، ایشان دقت عجیبی در کشف معنای کانونی واژهها داشت. در حالیکه تفسیر «پرتوی از قرآن» عمدتاً در زندان نوشته شد، اما با وجود محدودیتهای زندان، ایشان ارجاعات فراوانی به آرای ملاصدرا و دیگران داشته است.
مثلاً، آیتالله طالقانی در تفسیر آیه ۱۹۱ سوره بقره، «وَاقْتُلُوهُمْ حَیْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ...؛ و آنها را هر کجا یافتید، به قتل برسانید»، نکتهای دقیق از واژه «ثَقِفْتُمُوهُمْ» استنباط کرده است. ایشان میگوید که واژه «ثَقِفْتُمُوهُمْ» غیر از واژه «وجدتموهم» است. اگر واژه دوم در آیه ذکر شده بود، معنا این میشد که چنانچه مسلمانان به هر شکلی با مشرکان برخورد کردند، باید با آنها جهاد کنند؛ اما طالقانی میگوید «ثقافت» به معنای دستیابی و چیرهشدن پس از آزمونگیری است، یعنی یک وصف ضمنی فاعل یا مفعول از آن برمیآید؛ به این معنا که اگر شما مسلمانان گروه مقابل را آزمودید و آنها را در موضع مخالف و درگیری با خود دریافتید، آن وقت با آنها جهاد کنید.
طالقانی همچنین در تفسیر آیه ۱۸۸ سوره بقره، نکات جالبی درباره ارتباط مطالب متفاوت یک آیه بیان میکند. خداوند در این آیه میفرماید: «وَلَا تَأْکُلُوا أَمْوَالَکُمْ بَیْنَکُمْ بِالْبَاطِلِ وَتُدْلُوا بِهَا إِلَی الْحُکَّامِ لِتَأْکُلُوا فَرِیقًا مِنْ أَمْوَالِ النَّاسِ بِالْإِثْمِ وَأَنْتُمْ تَعْلَمُونَ؛ و اموال یکدیگر را به باطل و ناحق در میان خود نخورید و برای خوردن بخشی از اموال مردم به گناه، قسمتی از آن را به قضات رشوه ندهید، در حالیکه میدانید این کار، گناه است.»
طالقانی معتقد است که واژه حکام در این آیه در مسئولان قضا منحصر نیست و ممکن است گروهی در جامعه، اموال دیگران را به باطل تصرف کنند و آن را به سمت حکمرانی اسلامی سوق دهند و به همین شکل، ارتباطی میان آنها و حکام برقرار میشود. ایشان ترجمه حکام را تعمیم میدهند و میگویند قضات بخشی از حکومت هستند.
طالقانی بحث کیفیت وحی را نیز از دل واژههای آیات سوره تکویر تبیین میکند. این آیات چنین میفرماید: «إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ کَرِیمٍ، ذِی قُوَّةٍ عِنْدَ ذِی الْعَرْشِ مَکِینٍ: این قرآن کلام فرستاده بزرگواری است که صاحب قدرت است و نزد صاحب عرش، مقام والایی دارد.»
عالمان دینی قرنهاست که بر سر ماهیت وحی با هم گفتوگو و اختلاف نظر دارند. برخی از آنان به این موضوع قائل بودند که فقط معنا بر قلب رسول اکرم(ص) نازل میشده و ایشان الفاظ را خودش انتخاب میکرده است.
آیتالله طالقانی در «پرتوی از قرآن» به صراحت در ذیل آیات بالا چنین تبیین میکند که آیات قرآن از ملکوت یا جایگاه قدسی وحی بهصورت لفظ و معنا با هم به قلب پیامبر اکرم(ص) نازل میشده و ایشان بدون آنکه اندکی اختیار داشته باشند، به مردم عرضه میکنند؛ یعنی قول حضرت محمد(ص)، ذیقوه شعاع اراده و علم اوست که بر آینه پاک روح رسول امین(ص) تابیده است.
آیتالله طالقانی در صفحات ۱۹۰ تا ۱۹۳ جلد سوم «پرتوی از قرآن» به این بحث پرداخته و به صراحت گفته که وحی به لفظ است و به معنا ختم نمیشود.
به قلم الههسادات بدیعزادگان




نظر شما