درباره اتفاقی که ظاهری هنری دارد و این روزها در ونیز رخ داده، حرف و حدیث و گفتار زیاد است. من در این نوشتار مجمل، بنای این را ندارم که در باب نفس این رخداد حرفی بزنم.
خیلی وقت است که این گونه رخدادها و این گونه شوها، یک عمر مشخص، یک مصرف مشخص و یک زمان مشخص دارند. هیچ گاه بهعنوان یک واقعه تاریخی ثبت نخواهند شد؛ چون پایه و اساسی در تاریخ ندارند. تاریخ را با «پرسونال برندینگ» نمیشود روایت کرد. تاریخ را کنشهای هدفمند و آگاهانه میسازد، نه کنشهایی که معطوف به شو تجاری، شخصیسازی و گزینش رنج مردمان است.
مردم ایران طی سالها با رنجهای مختلفی مواجه شدهاند و رنجهای متنوعی بر آنها حادث شده است. همان طور که هجدهم و نوزدهم دی داغدار شدند، در جنگ هم داغدار بودند. نمیتوان یک وجه رنج را گرفت و وجه دیگرش را نادیده گرفت. هر کس این کار را بکند، اول از همه به کشور خودش، دوم از همه به مردم خودش و سوم از همه به رنج مردم خودش خیانت کرده است؛ این سومی خیلی وحشتناکتر از خیانت اول است.
خیانت به کشور را میشود با بازگشتی اصلاح کرد. در خیانت به مردم میشود تجدیدنظر کرد؛ ولی خیانت به رنج مردم را نمیشود با هیچ عذرخواهی یا حتی گذشتی نادیده گرفت.
آن چیزی که در ونیز اتفاق افتاد، نوعی «پرسونال برندینگ» بود برای مسیری که کاملاً از لحاظ مالی و اقتصادی شبههناک است و ما میدانیم در پس پرده چه گذشته است. میدانیم که چگونه پروانه ساخت گرفته، میدانیم که چگونه به ونیز راه پیدا کرده، میدانیم چگونه تهیهکنندهاش عوض شده، سابقه کارگردانش و تکتک عواملش را در آنجا میشناسیم.
آن نطق غرایی که درباره مردم ایران در ونیز قرائت شد، سخن جامعه هنری ایران که سهیم در رنج این مردم بودند، نبود. یک پرسونال برندینگ هدایتشده بود که ما نمونهاش را در سالهای اخیر زیاد دیدهایم.
فرقی نمیکند؛ برخی در داخل، با پول نهادهای حاکمیتی بخواهند برای خودشان ژست انقلابی بگیرند و برخی هم بخواهند در خارج، با فاندهای رنگارنگ خارجی برای پرسونال برندینگ خودشان تبلیغات کنند و نهایتاً آن چیزی را بدست بیاورند که به قول ادبیات قدیم و کلاسیک ایران، چند سکه زر است.
شما تاریختان گذشته است. شمایی که با رنج مردم تجارت میکنید، با رنج مردم سعی میکنید پرسونال برندینگ کنید و با رنج مردم تجارت میکنید، تاریختان گذشته است.
شما فراموش میشوید. تاریخ شما را فراموش میکند. تاریخ به شما اعتنایی نمیکند؛ چون هیچ گاه کنشگر مدنی و کنشگر اصیلی نبودهاید. همیشه کنشهایتان تابعی از تجارتی بوده است که دارید میکنید و برای شما آن پول اصل است.
پولی که بخواهد با تزویر و نقاب و تقلب از سیاست یا هنر دربیاید، گاهی اوقات پول کثیفی است؛ چون در آن تقلب صورت گرفته است. وقتی شما با تقلب هنری بخواهید پول دربیاورید یا با تقلب سیاسی بخواهید پول دربیاورید، شیوهای بسیار شبههدار و کثیف است و خیانت به مردم.
بنابراین، ارزشش را ندارد بیشتر از این بنویسم. منتها این چند خط فقط برای این نوشته شد که یادآوری کنم ما آدمهای «نفهمی» نیستیم. ما شماها را میشناسیم، عقبهتان را میشناسیم، میدانیم چگونه سر برآوردید، از کجا سر درآوردید، از کجا فاند گرفتید؛ چه داخل باشید، چه خارج. شمایان دیگر ماهیتتان آشکار است.
۲۳ شهریور ۱۴۰۵ - ۰۵:۵۰
کد مطلب: ۱۱۶۵۵۵۶
درباره اتفاقی که ظاهری هنری دارد و این روزها در ونیز رخ داده، حرف و حدیث و گفتار زیاد است. من در این نوشتار مجمل، بنای این را ندارم که در باب نفس این رخداد حرفی بزنم.
زمان مطالعه: ۲ دقیقه
منبع: روزنامه قدس




نظر شما