تحولات منطقه

بیایید پیش از اینکه برویم سراغ گزارشی درباره تیتر بالا (یعنی همان پیمان مکه) یک گزاره کلیشه‌ای را نقض کنیم؛ اینکه «سیاست خارجی باید ادامه سیاست داخلی باشد».

مرور دو  رویکرد غلط درباره پیمان مکه که نادرستی آن‌ها در ماجرای جنگ اخیر یمن مشخص شد/جای خالی واقع‌بینی در نگاه به پیمان مکه
زمان مطالعه: ۴ دقیقه

بیایید پیش از اینکه برویم سراغ گزارشی درباره تیتر بالا (یعنی همان پیمان مکه) یک گزاره کلیشه‌ای را نقض کنیم؛ اینکه «سیاست خارجی باید ادامه سیاست داخلی باشد». این جمله نه‌تنها اشتباه است بلکه می‌توان گفت مختص کشورهایی است که دوست دارند تا همیشه در قالب کشورهای جنوب جهان تعریف شوند. سیاست خارجی یک کشور به‌طور عموم به حوزه پیمان‌های امنیتی و روابط میان کشور و نهادها یا کشورهای ثانی و ثالث و الخ برمی‌گردد و کدام اندیشه‌ورزی حاضر است بپذیرد با تغییر ریل سیاست داخلی، باید جهت‌گیری در روابط بین‌الملل هم عوض شود؟
البته که نگارنده به تغییر تاکتیک‌ها و سلایق مختلف اجرایی اعتقاد دارد، اما آنچه در روابط بین‌الملل مهم است نگاه برنامه‌ای به موضوعات است و این نگاه تنها در صورتی می‌تواند عملیاتی شود که ضمن در نظر گرفتن آرمان‌ها، واقعیت‌ها را برای رسیدن به آن‌ها به کار بگیرد.
با در نظر گرفتن این مقدمه نسبتاً مفصل برویم سراغ سوژه گزارش امروزمان.
پس از امضای «پیمان دفاعی مشترک مکه» میان عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان در مرداد ۱۴۰۵، فضای رسانه‌ای و تحلیلی داخل ایران به‌سرعت قطبی شد. طیفی از حامیان جریان مقاومت و طیفی از جریان‌های غرب‌گرا (هر دو با منطق‌های متفاوت) این پیمان را نشانه‌ای از «انفعال جمهوری اسلامی ایران» و «محاصره راهبردی ایران» تفسیر کردند. اما حوادث یک هفته اخیر در یمن، به‌ویژه حملات موشکی و پهپادی نیروهای مسلح به عربستان که دست‌کم ۷۳ زخمی برجای گذاشت، به مثابه نخستین «آزمون میدانی» این پیمان، تصویر متفاوتی را آشکار کرد.

۲ روایت «وحشت» در فضای رسانه‌ای

روایت اول؛ حامیان مقاومت: این برادران عزیزمان پیمان سه‌جانبه را «ناتو اسلامی» با هدایت آمریکا علیه ایران و محور مقاومت خواندند. این روایت، توافق را به یک اتحاد نظامی صفر و یک تقلیل داد و پیش‌فرض گرفت که ترکیه و پاکستان در هر سناریویی، دنباله‌رو بی‌قید و شرط عربستان در تقابل با ایران خواهند بود. در این نگاه هرگونه ظرفیتی برای پیوستن ایران به این پیمان دیده نشده و عملاً آن را تهدیدی می‌داند که باید با اتخاذ مواضع تند از سوی محافل داخلی همراه باشد.
روایت دوم؛ جریان غرب‌گرا: این گروه نیز پیمان را «شاهد انزوای ایران» خواند و نتیجه گرفت ادامه حمایت از محور مقاومت، هزینه‌ای غیرقابل توجیه دارد. در این نگاه، دشمنی همیشگی ایران با کشورهای منطقه، زمینه را برای نزدیک شدن این کشورها فراهم کرده و برای حل شدن این مسئله باید ضمن در نظر گرفتن راهبرد تنش‌زدایی، تسلیم را در پیش گرفت. این روایت نیز همان پیش‌فرض را بازتولید کرد: امضای توافق = اجرای خودکار تعهدات نظامی.
نقص مشترک هر دو روایت: یکی‌دانستن «امضای پیمان» با «اجرای نظامی آن» مهم‌ترین پیش‌فرض اشتباه این دو گروه است. در روابط بین‌الملل، فاصله میان متن یک توافق و رفتار واقعی بازیگران، اغلب بسیار بیشتر از آن است که تحلیل‌های شتاب‌زده تصور می‌کنند. از این گذشته، هردو گروه این پیمان را صرفاً یک تهدید در نظر گرفته‌اند و با در دست گرفتن خط‌کش‌های کوتاه، این پیمان را شاهدی بر ضعف کشور می‌دانند.

یمن؛ نخستین آزمون میدانی

حملات یمن به عربستان، ماهیت واقعی پیمان مکه را تا حد زیادی روشن کرد. وزیر دفاع پاکستان، خواجه آصف پس از این حملات گفت حمله به عربستان «می‌تواند پیمان مکه را فعال کند» اما بلافاصله این قید کلیدی را افزود که «لازم نیست با سنگ به استقبال آجر رفت»؛ یعنی اسلام‌آباد به‌جای ورود نظامی مستقیم، به بازدارندگی کلامی بسنده می‌کند. وزارت خارجه پاکستان نیز صریحاً اعلام کرد «در حال حاضر هیچ بحث یا برنامه‌ای برای پاسخ نظامی به انصارالله وجود ندارد».
رسانه‌های نزدیک به دولت ترکیه هم در پوشش حملات یمن هیچ اشاره‌ای به پیمان مکه نکردند و عامدانه این رویداد را از تعهدات قراردادی آنکارا جدا کردند. یک دریادار بازنشسته ترکیه آشکارا هشدار داد درگیر شدن با یمن «خطای راهبردی» است و ترکیه باید «از باتلاق یمن دوری کند».
حاصل آنکه اقدامات دو کشور، محدود به بیانیه‌های دیپلماتیک ماند؛ نه نیرویی اعزام شد، نه جنگنده‌ای، نه مشارکتی در عملیات نظامی.

چرا پیمان به‌طور خودکار فعال نمی‌شود؟

محدودیت ساختاری پاکستان: مرز طولانی با ایران و سیاست داخلی پیچیده مذهبی، هرگونه ماجراجویی نظامی در یمن را برای اسلام‌آباد پرهزینه می‌کند. تمرکز راهبردی پاکستان همواره به سمت شرق (هند) بوده، نه یمن.
موقعیت ترکیه: آنکارا باوجود عضویت در ناتو، سیاست «استقلال راهبردی» را دنبال می‌کند. درگیر شدن در جنگی به رهبری عربستان علیه نیروهای مورد حمایت ایران، با نقش «میانجی مستقل» ترکیه در جهان اسلام در تضاد است. ابهام عمدی در تفسیر پیمان -شبیه ماده ۵ ناتو اما «علیه هیچ کشوری»- فضای مانور آنکارا را حفظ کرده است.
محاسبه عربستان: ریاض به‌دنبال «بازدارندگی» است، نه کشاندن متحدان به یک جنگ فرسایشی. ارزش پیمان در «نیاز نداشتن به استفاده» از آن است، نه در «الزام به استفاده».

یک مسئله روش‌شناختی

مسئله اصلی، نه موضع‌گیری چپ یا راست، بلکه نبود روش تحلیل است. برخی تحلیلگران داخلی، روابط کشورهای منطقه را به برچسب‌های دوتایی «طرفدار/مخالف آمریکا» یا «طرفدار/مخالف ایران» تقلیل می‌دهند و ساختار منافع مستقل ترکیه، پاکستان و عربستان را نادیده می‌گیرند.
پاکستان با عربستان پیوند تاریخی و اقتصادی داشته و با ترکیه همکاری نظامی دارد، اما این امر به معنای آن نیست که در هر سناریویی، ملاحظات مرزی و امنیتی خود با ایران را کنار می‌گذارد. ترکیه و عربستان نیز در سوریه و لیبی سال‌ها رودررو بوده‌اند و اعتماد راهبردی کامل میان آن‌ها وجود ندارد.
علاوه بر این، هر دو طرف نگاهی صرفاً آرمانی و تهدیدمحور به اوضاع منطقه دارند و ضمن ندیدن واقعیت‌ها هرگونه فرصتی را از دست می‌دهند.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

مشهد

کربلا

کاظمین

مکه

مدینه

قم

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha