کلانشهر مشهد مانند اکثر شهرهای کشور در ماههای گذشته شاهد پدیدهای بینظیر از حضور استمراریافته مردم در کف خیابانها بود؛ تجمعاتی ملی و میهنی که توانست در بیش از ۲۰۰ شب، سرمایه اجتماعی عظیمی را در پیکره شهر تولید کند؛ اما پرسش اساسی اینجاست «کالبد شهر» تا چه اندازه ظرفیت در آغوش کشیدن این اتفاقها و رویدادهای زنده را دارد؟
همانطور که در یادداشتها و نشستهای گذشته اشاره کردیم، واقعیت این بوده که میان سازههای شهری و رویدادهای اجتماعی سطح شهر، هنوز هیچ نسبت ارگانیک و پایداری برقرار نشده است. اتفاقهای اجتماعی تمایل دارند خود را در کالبد شهر سرریز کنند؛ اما شهر با ماشینمحوری، بروکراسی مفرط و غلبه کاربریهای صرفاً تجاری، اغلب این حضور را پس میزند. در حقیقت، ظرفیتهای هویتی و انقلابی ما هنوز پشت دروازههای شهر مانده و در کالبد و معماری شهری ما تجلی نیافتهاند. ما از حق شهروندان برای تجمعات (چه حمایتی و چه انتقادی) سخن میگوییم؛ اما کالبد شهر، میدانی برای این حق مدنی تعبیه نکرده است.
حال در وانفسای فقدان طرحهای کلان و زیرساختی شهری از سوی نهادهای متولی و شاید در وانفسای نبود ایدهای مشخص برای این ظرفیت، مدیریت شهری به سادهترین، دمدستیترین و البته پرهزینهترین واکنش ممکن پناه میبرد: تغییر نام خیابانهای تاریخی مشهد! مدیریت شهری در مواجهه با یک رویداد عظیم انسانی، به جای ایجاد فضاهای شهری مناسب آن، صرفاً تابلو فلزی چند خیابان اصلی را تغییر میدهد و طبیعتاً این رویکرد تقلیلگرایانه بلافاصله موجب تقابل دوستداران هویت مشهد با این تصمیمها میشود. هویتدوستان میگویند ما به جای آنکه یک مکان جدید برای رویدادهای ملی بسازیم، کلمات و حافظه تاریخی محلات را مخدوش میکنیم.
تجربه ۶ ماهه ما برای پیگیری ایجاد طرحهای بزرگ شهری از سوی نهادهای متولی شهر، چیزی جز مواجهه با بنبستهای بروکراتیک نبود؛ گرچه گاه یک مسئول پیش از اینکه به بنبست برسد، از ترس آن اقدامی نمیکرد! عدهای معتقدند این وسط خلأ قانونی وجود دارد و شهرداری قانوناً وظیفهای در قبال تأمین و مدیریت فضای تجمعات ندارد و ورود به این عرصه، در شمار وظایف نهادهای بالادستی محسوب میشود. از سوی دیگر، نهادهای امنیتی و حاکمیتی نیز تاکنون پاسخی عملیاتی برای مکانمند شدن این ظرفیت مردمی ارائه نکردهاند. پرسش اصلی اینجاست که مگر برگ بزرگی از تاریخ شهری در انقلاب اسلامی رقم نخورده است؟ چه کسی راوی این تاریخ و چه کسی در آینده و حال، حافظ این هویت و منتقلکننده آن است؟ چطور قرار است حافظه جمعی نسلهای آینده را با هویت امروز مشهد و این سرمایه اجتماعی خلق شده آشنا کنیم؟ آیا تاریخ شهر، ما را خواهد بخشید؟
عدهای از شهرسازان معتقدند میتوان در قسمتهایی از شهر که ویژگیهای مناسبی برای ایجاد کالبد و سازه پایدار شهری دارد، این ظرفیت رهاشده را به کارگیری کرد. ایده اجرایی طراحی سازههای شهری و پاتوقهایی به سبک تکیههای قدیم شهری که البته متناسب با اقتضائات امروز به روزرسانی شده، شاید یکی از پیشنهادهای عملیاتی و واقعبینانه برای استمرار این حضور مردمی در سطح شهر باشد. در گزارش پیش رو همراه با دو کارشناس شهری درباره ملاحظات و ملزومات اجرایی شدن این ایده گفتوگو کردیم که حاصل آن را در ادامه میخوانید.
هوش شهری مردم و باز پس گیری عرصههای عمومی
مجتبی گیوهچی، پژوهشگر هویت شهری در این باره با اشاره به اینکه در حوزه مدیریت شهری همیشه از مردم عقب هستیم، معتقد است کنشگران اجتماعی کار خود را انجام میدهند و تازه پس از آن، جامعهشناسان و معماران به دنبال تحلیل رفتار آنها میدوند. او اجتماعات مردمی را فارغ از جهتگیریهایشان یک فرصت برای شهر میداند و در این باره میگوید: آصف بیات درباره حضور خیابانی مردم گزاره جالبی دارد؛ او بیان میکند وقتی شورشها یا اجتماعاتی در بستر شهر رخ میدهد، در واقع مردم درصددند فضاهایی را که مدیریت شهری از آنها گرفته بود، پس بگیرند.
این پژوهشگر هویت شهری برای تبیین بهتر موضوع به پدیده محرم اشاره میکند و میافزاید: وقتی محرم میشود، مردم با برپا کردن دو کتری و سماور در گوشه خیابان، پاتوقهایی خلق میکنند که بسیار زندهتر از ساختههای حاکمیت به شمار میآید. دلیل این امر آن است که ما با رویکردهایمان، مساجد را از مشارکت جوششی مردم خالی کردهایم؛ پس آن جوان باورمند میآید و بخشی از فضای عمومی شهر را در محرم از ما پس میگیرد.
گیوهچی هوش تاریخی و شهری مردم را دلیل اصلی استقبال نکردن آنها از پاتوقهای ساخته دست شهرداری میداند و تأکید میکند: مردم دقیقا میدانند کدام نقطه از شهر برای حضورشان اثرگذارتر است. کسی که میخواهد اجتماعی شکل دهد، تقاطع وکیلآباد یا میدان احمدآباد را انتخاب میکند؛ چون میداند آنجا مانیتور میشود و بیشتر دیده خواهد شد.
فرصت حضورپذیری و خطر انحصارگرایی فضایی
صالح شریفی، شهرساز و مدرس دانشگاه نیز در تحلیل حضور مستمر مردم در ۲۰۰ شب اخیر در کالبد مشهد، بحث را به دو سرفصل فرصت حضورپذیری و تهدید انحصارگرایی تقسیم میکند و در این خصوص یادآور میشود: ذات فضای عمومی شهری برای این به وجود میآید که مردم در آن حضور یابند. ما در این مدت یک فرصت استثنایی داشتیم که برخلاف ادعای همیشگی پلیس راهور مبنی بر گره خوردن ترافیک در صورت حضور مردم، دیدیم که شهر قفل نشد و اتفاق حادی نیفتاد. این حضورپذیری بیشک یک دستاورد است.
شریفی اما روی دیگر این سکه را تهدید انحصارگرایی میداند و تصریح میکند: اگر قرار است فضای عمومی و میدانی طراحی کنیم، پرسش اینجاست که آیا حاضریم این فضا را در زمانهای دیگر به گروههای دیگر هم بدهیم؟ تخصیص فضا به این تجمعات اتفاق مبارکی است؛ اما به این شرط که مردم حق داشته باشند برای عزاداری، جشن تولد یک امام معصوم(ع) یا حتی نقد و اعتراض قانونی هم به همان فضا بیایند.
او بر ضرورت طراحی فضاهای پیادهمدار تأکید میکند و باور دارد: اگر فرض کنیم بشود یک میدان مانند میدان جانباز را به صورت دائمی به یک فضای پیادهمدار تبدیل کنیم، دیگر غصه ترافیک تجمعات را نخواهیم خورد؛ چرا که ذات فضای پیادهمدار، پذیرش انسان است نه خودرو؛ اما چالش اصلی این است که این فضاهای جدید نباید فقط برای استفاده یک سلیقه خاص در نظر گرفته شوند.
مکانهای مقدس کشف میشوند
گیوهچی در ادامه، در خصوص ایده طراحی تکیهها یا سازههای باز در کالبد شهری، بر بیسابقه نبودن این ایده در شهرسازی ایرانی تأکید میکند و میگوید: ما در تاریخمان تکیه بازار داریم؛ مثل بازارهای گرگان یا حتی تهران که در مناسبتها تبدیل به تکیه میشوند، سکوی تعزیه دارند و تعاملات اجتماعی در آنها شکل میگیرد.
این پژوهشگر شهری با استناد به صحبتهای مهندس بهشتی مبنی بر اینکه معمار ایرانی هرگز به جنگ طبیعت و زمین نمیرود، یادآور میشود: برای خلق فضای عمومی نباید به جنگ شهر برویم. گاهی وقتها اصلاً نیازی به طراحی فضا نیست؛ بلکه باید آن را کشف کرد. زیر یک درخت کهنسال در محله سالاری مقدم یا کنار یک مسجد تاریخی، میدانگاهی به چشم میخورد که خودبهخود با حضور مردم شکل گرفته؛ اما در مقابل، مدیریت شهری سازههایی با مسابقات میلیاردی میسازد که هیچکس رغبت نمیکند در آنها بنشیند.
او با وام گرفتن از نظر اندیشمندان مبنی بر اینکه مکانهای مقدس نصب نمیشوند؛ بلکه کشف میشوند، توضیح میدهد: صحن عتیق در حرم مطهر روزگاری محل بازی بچهها، صرافی و کتابفروشی بود و حضور مردم در طول زمان به آن معنا داد. بنابراین معمار ما نباید هراس داشته باشد که حتماً یک سقف و طاق عجیب بسازد. گاهی فقط کافی است غباری را که روی فضاهای مستعد شهر نشسته است، کنار بزنیم.
آناتومی میدانگاه موفق؛ از مقیاس انسانی تا آسایش اقلیمی
شریفی در پاسخ به این پرسش که طراحی فضای عمومی باید چه مختصاتی داشته باشد تا به سرنوشت پاتوقهای متروکه دچار نشود، ویژگیهای مشخصی را برای کارآمدی این فضاها برمیشمارد و تصریح میکند: نخستین شرط، دسترسپذیری است. میدانچه محلی باید دسترسی پیاده داشته باشد و فضایی با مقیاس شهری مثل میدان جانباز، باید با حملونقل عمومی کاملاً در دسترس توانیابان و سالمندان قرار بگیرد.
این طراح شهری مقیاس انسانی را دومین شرط میداند و با مقایسه صحن پیامبر اعظم(ص) و صحن انقلاب اظهار میکند: میدانگاههای شهری نباید بیش از حد بزرگ یا کوچک باشند تا انسان در آنها گم نشود. علاوه بر این، ایمنی و امنیت فضا در برابر خطرات فیزیکی هنگام ازدحام و همچنین تأمین آسایش اقلیمی با ایجاد سایهبان و درخت برای در امان ماندن از سرما و گرما، از دیگر شروط حیاتی است.
او سرزندگی همیشگی را عامل بقای فضای عمومی میداند و معتقد است: فضایی که فقط از ساعت ۸ تا ۱۲ شب کار کند، فضای مردهای است. در حال حاضر فضاهای مستعدی مانند سردر دربِ شمالی دانشگاه فردوسی با وجود دسترسی به قطارشهری و ایمنی بالا رها شدهاند، در حالی که میدان پژوهش نمونهای از یک طراحی نسبتاً موفق است که در ساعتهای مختلف میزبان خانوادههاست. خلق این فضاها اختراع چرخ نیست؛ بلکه فقط اراده میخواهد.
تغییر نام خیابانها؛ تعرض به حافظه تاریخی و کلمات شهری
گیوهچی در پایان با نقد رویکرد تقلیلگرایانه مدیریت شهری، فضای عمومی را فراتر از کالبد میداند و تأکید میکند: فضای عمومی اقتصاد به معنای تولید سرمایه اجتماعی، سیاست به معنای حقوق انسانی و از همه مهمتر تاریخ میخواهد. دقیقاً به همین دلیل است که تغییر عجولانه نام خیابانها یک اشتباه راهبردی محسوب میشود. او با اشاره به یادداشتی از نشریه مکتب بافت یادآور میشود: کلماتی که بر شهر نوشته میشوند، حامل معنا و حافظهاند و هر آنچه بتواند سنت را به اکنون بیاورد، ما را در ساختن فضای عمومی یاری میکند. وقتی نام تاریخی یک خیابان بدون هیچ پیشینهای تغییر میکند، در واقع به حافظه کوتاهمدت و بلندمدت شهر تعرض شده است. این کار، ساختن فضای عمومی نیست؛ بلکه پاک کردن صورتمسئله و نابودی همان زمینهای است که قرار بود مردم در آن حضور یابند.





نظر شما