الجزایر با قطع روابط دیپلماتیک با امارات، اختلافی قدیمی را به رویارویی آشکار تبدیل کرد. از یمن و سودان تا سومالیلند، مراکش و کابیل، شبکهای از بنادر، نیروهای نیابتی و جنبشهای جداییطلب اکنون در برابر مقاومت الجزیره قرار گرفته است.
الجزایر دیگر سکوت نمیکند
الجزایر در ۱۰ سپتامبر روابط دیپلماتیک خود با امارات را قطع کرد و به سفیر این کشور تنها ۴۸ ساعت فرصت داد خاک الجزایر را ترک کند. از نیمهشب روز بعد نیز حریم هوایی الجزایر به روی هواپیماهای ثبتشده در امارات بسته شد. این تصمیم، اختلافی را که ماهها زیر سطح جریان داشت، به یک رویارویی رسمی تبدیل کرد.
«عبدالمجید تبون»، رئیسجمهور الجزایر، پیشتر درباره کشوری در خلیج فارس گفته بود: «هر جا پا میگذارند، خون جاری میشود.» اشاره او به یمن، لیبی و سودان بود؛ اما اکنون مشخص است که فهرست نگرانیهای الجزایر گستردهتر شده است.
واکنش «انور قرقاش»، مشاور «محمد بن زاید»، نیز نتوانست عمق شکاف را پنهان کند. او گفت روابط میان کشورها باید «از طریق عقل، ارتباط و شفافیت در منافع» مدیریت شود، نه «معماها و نشانههایی که نیاز به رمزگشایی داشته باشند.»
اما برای الجزایر، دیگر معمایی باقی نمانده است.
پروندهای که از یمن و سودان عبور کرد
نقطه آغاز این رویارویی، تنها یک اختلاف دوجانبه نیست. در ۳۰ دسامبر، ائتلاف تحت رهبری عربستان محمولهای از سلاح و خودرو را در بندر «مکلا» هدف قرار داد و ابوظبی را به مسلح کردن جداییطلبان شورای انتقالی جنوب متهم کرد. امارات وجود سلاح در محموله را رد کرد، اما اندکی بعد نیروهای باقیمانده خود را از یمن خارج کرد.
سپس نوبت سومالی رسید. موگادیشو توافقهای خود با امارات در زمینه بنادر، امنیت و دفاع را لغو کرد و از «شواهد قوی» درباره اقداماتی سخن گفت که حاکمیت، وحدت ملی و استقلال سیاسی این کشور را تضعیف میکرد.
در سودان، اتهامات سنگینتر شد. دیدهبان حقوق بشر از استخدام صدها نیروی کلمبیایی توسط یک شرکت مستقر در ابوظبی برای جنگ در کنار نیروهای پشتیبانی سریع خبر داد. سازمان ملل نیز از احتمال حضور تا ۲ هزار سرباز سابق کلمبیایی در جنگ و آموزش برخی از آنها در امارات سخن گفت. ابوظبی این یافتهها را «یک کارزار رسانهای دروغین» نامید.
کابیل؛ خط قرمز الجزایر
اما آنچه برای الجزایر از همه حساستر است، مسئله «کابیل»(Kabylie) است. «جنبش خودمختاری کابیل»(MAK) که الجزایر در سال ۲۰۲۱ آن را سازمانی تروریستی اعلام کرد، سالهاست در پی جدایی این منطقه است. رسانههای دولتی الجزایر اکنون مدعی ارتباط دیپلماتهای اماراتی با این جنبش هستند؛ ادعایی که تاکنون مدرک عمومی برای آن ارائه نشده، اما در بستر تحولات منطقهای اهمیتی فراتر از یک اتهام سیاسی پیدا کرده است.
چراکه همزمان، اسرائیل در دسامبر ۲۰۲۵ سومالیلند را به رسمیت شناخت و یک ماه بعد، «دن ایلون»، نماینده کنست، خواستار بررسی به رسمیت شناختن کابیل شد و الجزایر را بخشی از «محور شرارت ایرانی!» خواند.
این تحولات با منطق قدیمی «راهبرد پیرامونی» اسرائیل همخوانی دارد؛ راهبردی که در دوره «دیوید بنگوریون» بر ایجاد ائتلاف با دولتها و اقلیتهای غیرعرب در حاشیه جهان عرب استوار بود. سومالیلند و کابیل، در این چارچوب، دیگر صرفاً پروندههای محلی نیستند.
مراکش؛ حلقه اتصال ابوظبی و تلآویو
در غرب الجزایر نیز شرایط به نفع این کشور تغییر نکرده است. امارات در نوامبر ۲۰۲۰ کنسولگری خود را در العیونِ صحرای غربی افتتاح کرد؛ همان منطقهای که الجزایر از دهه ۱۹۷۰ از استقلال آن حمایت کرده است. یک ماه بعد، مراکش روابط خود را با اسرائیل ازسر گرفت.
پس از آن، همکاری نظامی رباط و تلآویو شتاب گرفت. مراکش سامانه پدافندی Barak MX، هویتزرهای ATMOS و پهپادهای Hermes ۹۰۰ اسرائیلی را در اختیار گرفت و در سال ۲۰۲۵ کارخانهای برای تولید مهمات سرگردان SpyX در نزدیکی کازابلانکا افتتاح شد.
در جنوب نیز بندر ۱.۶ میلیارد دلاری الداخله قرار است مسیر دسترسی مالی، نیجر، بورکینافاسو و چاد به اقیانوس را فراهم کند؛ یعنی شبکهای که از خلیج فارس آغاز میشود، از مراکش عبور میکند و به ساحل آفریقا میرسد.
الجزایر در مقابل، به سمت تقویت قدرت نظامی خود رفته است؛ از خرید سوخو-۵۷ و سوخو-۳۵ تا دریافت سوخو-۳۴. حضور احتمالی سرگئی سوروویکین در الجزیره نیز بر عمق همکاری نظامی با مسکو افزوده است.
در نهایت، قطع روابط با ابوظبی را باید فراتر از یک بحران دیپلماتیک دید. مسئله بر سر بنادر، نفوذ، نیروهای نیابتی و باز کردن شکافهای قومی و جداییطلبانه در پیرامون الجزایر است. ابوظبی و تلآویو شبکهای از نفوذ را در اطراف خود گسترش دادهاند و الجزایر اکنون تصمیم گرفته است به جای عقبنشینی، یکی از مهمترین درهای این شبکه را ببندد.





نظر شما