«قُلْ إِنَّما أَعِظُکُمْ بِواحِدَة أَنْ تَقُومُوا لِلّهِ مَثْنی وَ فُرادی ثُمَّ تَتَفَکَّرُوا»؛ آیه ۴۶ سوره «سبأ»، دعوت به «خصلتی» یا «رفتاری» ساده نیست؛ در متن آیه، «قیام» با «الله بودن» و سپس با «تفکر» پیوند خورده است. خداوند سبحان در «قرآن کریم» و خاصه در این آیه، انسان را به برخاستن، اندیشیدن و عبور از وضعیت انفعال فرا میخواند. همین آیه، سالها بعد به یکی از کلیدواژههای مهم در منظومه فکری و مبارزاتی بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی، حضرت امام خمینی(ره) تبدیل شد؛ تا آنجا که در نخستین سند سیاسی ـ مبارزاتی بر جای مانده از ایشان در سال ۱۳۲۳، همین آیه محور دعوت ایشان قرار گرفت.
کتاب «قیام لله» نوشته «حجتالاسلام مجتبی عربمازاریزدی» با گردآوری «سینا اکبری» تلاش میکند همین مفهوم قرآنی را از سطح یک عبارت آشنا فراتر ببرد و نسبت آن را با انسان و جامعه امروز بررسی کند؛ نسبتی که از نیت و مسئولیت فردی آغاز میشود، به تجربههای تاریخی همچون مشروطه و نهضت ملی شدن نفت میرسد، در اندیشه سیاسی و اجتماعی امام خمینی(ره) امتداد پیدا میکند، به مسئله عدالت و «قیام به قسط» پیوند میخورد و سرانجام به عرصه رسانه، روایت و نقش مردم در ساختن تحولات اجتماعی میرسد.
بهانه انتشار این کتاب که چند روزی است (نیمه نخست شهریور ۱۴۰۵) در ۳۰۷ صفحه از سوی «نشر بینالملل» منتشر شده و هسته اولیه آن از جلسات «حجتالاسلام مجتبی عربمازاریزدی» با دانشجویان فعال دانشگاه صنعتی امیرکبیر شکل گرفته است؛ ایکنا را بر آن داشت که براساس نظریه بنیادین مسئله «قیام در راه خدا» و مبارزه با ظلم علیه مستضعفان به عنوان یکی از بنیاینهای محوری و استوانههای شکلگیری نظام حرکت انقلابی حضرت امام خمینی(ره) در مسیر نشاندن نهال انقلاب شکوهمند اسلامی در مواجهه با نظام طاغوت؛ در شرایط فعلی جامعه آن هم بعد از پشت سر گذاشتن دو جنگ تحمیلی اخیر «جنگ ۱۲ روزه» و «جنگ رمضان»، آسمانی شدن پیر فرزانه، حکیم و رهبر شهید ایران، حضرت آیتاللهالعظمی سیدعلی خامنهای(ره) و لزوم استمرار بینش و نگرش مبانی آسمانی و آموزنده کلامالله مجید در مسیر تبیین نوین انقلاب اسلامی - بیانیه جهاد تبیین و بیانیه گام دوم انقلاب- به تحلیل، نقد و بررسی این اثر همت گمارد.
اهمیت کتاب «قیام لله» به کوشش، پژوهش و نگارش «حجتالاسلام مجتبی عرب مازار یزدی»، تنها به بازخوانی مفهومی قرآنی یا مداقه و ارائه گزارشی از اندیشه امام خمینی(ره) بر مبنای «آیه ۴۶ سوره مبارکه سبأ» نیست؛ مسئله اصلی کتاب این است که اگر «قیام لله» همچنان یک مفهوم زنده و راهبردی است، در جهان امروز چه نسبتی با دانشجو، فعالیت اجتماعی، تشکیلات، عدالتخواهی، مردم، رسانه و مسئولیت عمومی پیدا میکند؟
«قیام لله»؛ از بازخوانی آیهای قرآنی در اندیشه امام خمینی(ره) تا نسبت قیام، عدالت، مردم
«تنها موعظه خدای عالم»؛ آیهای که از اخلاق فردی فراتر میرود
نقطه عزیمت کتاب، آیهای است که میتوان آن را یکی از فشردهترین صورتبندیهای قرآنی درباره نسبت انسان، تفکر و مسئولیت اجتماعی دانست:«قُلْ إِنَّمَا أَعِظُکُمْ بِوَاحِدَةٍ أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنَی وَفُرَادَی ثُمَّ تَتَفَکَّرُوا..» (آیه ۴۶ سوره سبأ) بنابر ترجمه و روایت این آیه، پیامبر اکرم(ص) مأمور میشود به مردم بگوید که آنها را تنها به یک امر موعظه میکند: «اینکه دو نفر دو نفر یا یک نفر یک نفر برای خدا قیام کنند و سپس بیندیشند.»
تعبیر «تنها موعظه خدای عالم» که در کتاب «قیام لله» برای این آیه به کار گرفته شده، از همین جا اهمیت پیدا میکند. اگر خداوند در این آیه شریفه از میان همه توصیهها و موعظهها، «قیام» را برجسته میکند، پرسش اصلی این است که مراد از این «قیام» چیست و چرا قید «لله» -برای خداوند- در مورد آن تعیین شده است؟
در قرائت کتاب، «قیام» پیش از آنکه تنها به معنای «حرکتی سیاسی» یا «اعتراض اجتماعی» باشد؛ «وضعیت وجودی و فکری» است؛ به بیان سادهتر دعوت انسان مؤمن و خداجو برای خروج از بیتفاوتی، غفلت و پرهیز از پذیرش منفعلانه وضع موجود.
نکته مهمتر آن است که این آیه شریفه پس از «قیام لله» از «تفکر» سخن میگوید. بنابراین «قیام مطلوب قرآن کریم»، قیامی بدون اندیشه نیست؛ بلکه برخاستنی است که با آگاهی، تعقل و تشخیص همراه میشود.
از همین منظر، میتوان نخستین زنجیره مفهومی کتاب را چنین صورتبندی کرد: «کُنش؛ مسئولیت؛ تشخیص؛ تفکر و قیام»؛ از همین روی و در این خوانش، انسان ابتدا باید بیدار شود، سپس بیندیشد، نسبت خود را با حقیقت و وضعیت اجتماعی تشخیص دهد و در نهایت مسئولیت کُنش را بپذیرد.
امام خمینی(ره) و مفهومی که از ۱۳۲۳ تا انقلاب اسلامی امتداد یافت
اهمیت کتاب «قیام لله» زمانی آشکارتر میشود که سابقه تاریخی این مفهوم در اندیشه امام خمینی(ره) مورد توجه قرار گیرد. امام خمینی(ره) در نیمه اردیبهشت ۱۳۲۳، در یکی از تاریخیترین اسناد مبارزاتی خود، «آیه ۴۶ سوره سبأ» را مورد استناد قرار داد. در متن منتشر شده از این سند، آن آیه شریفه بهعنوان دعوت به قیام برای خدا مورد توجه قرار گرفته است.
این انتخاب را نمیتوان یک استفاده تنها مبتنی بر اتفاق از یک آیه قرآنی دانست. آیهای که در سالهای جوانی و پیش از شکلگیری «نهضت اسلامی» در نوشته سیاسی امام خمینی(ره) مورد توجه قرار میگیرد، بعدها در منظومه فکری و مبارزاتی ایشان بارها بازخوانی میشود.
در یکی از بیانات امام خمینی(ره) نیز همین آیه بهعنوان دعوت به قیام فردی و جمعی مورد تفسیر قرار گرفته و «قیام برای خدا» در مقابل قیامهایی قرار داده شده است که با انگیزههای غیرالهی و منافع قدرت شکل میگیرند. در این نگاه، تفاوت میان دو نوع تحول اجتماعی تنها در نتیجه ظاهری آنها نیست؛ بلکه به مبدأ، انگیزه و مقصد حرکت بازمیگردد.
ممکن است دو جامعه علیه یک حکومت یا ساختار قیام کنند، اما از منظر اندیشه امام، این دو قیام الزاماً یکسان نیستند. یکی میتواند در نهایت به بازتولید قدرت، سلطه و تبعیض بینجامد و دیگری در پی اقامه حق و عدالت باشد. پس «لله» بودن قیام، قیدی تزئینی نیست؛ معیار تشخیص ماهیت قیام از دیدگاه فقیهی مبرز، خداجو و معمار کبیر انقلاب باشکوه اسلامی است.
از قیام برای خدا تا قیام برای قسط
یکی از مهمترین ظرفیتهای تحلیلی کتاب «قیام لله»، پیوند دادن آیه ۴۶ سوره مبارکه «سبأ» با آیه ۲۵ سوره مبارکه «حدید» است؛ یعنی پیوند میان «قیام لله» و «لیقوم الناس بالقسط.»؛ در آیه ۲۵ سوره «حدید»، هدف از ارسال پیامبران، کتاب و میزان، دعوت مردم برای قیام در راه خدا جهت برقراری «قسط»، «عدل و داد» تبیین میشود.
این تعبیر، نکتهای بنیادین در بطن و متن خود دارد و آن اینکه: قرآن کریم نمیفرماید که برقراری «عدالت» برای من تنها توسط پیامبران و رسولان الهی صورت میگیرد؛ بلکه در این آیه شریفه از قیام مردم در راه خداوند برای برقراری «قسط و عدالت» سخن به میان میآید.
در همین نقطه، «قیام لله» از یک مفهوم فردی و اخلاقی به یک نظریه درباره مسئولیت اجتماعی نزدیک میشود. در اندیشه امام خمینی(ره) نیز «عدالت» تنها فضیلتی فردی نیست. در پژوهش منتشر شده در پایگاه جامع حضرت امام خمینی(ره)، عدالت در نگاه ایشان بهعنوان خصلت و ضرورتی اجتماعی و سیاسی مورد بررسی قرار گرفته و با آیه «لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْط...» پیوند داده شده است. در این تحلیل، عدالت اجتماعی، مقابله با ظلم و حمایت از مظلوم، از جمله مسئولیتهای انسانی و الهی انسان تلقی شده است. از این منظر، میتوان گفت: «قیام لله»، مبنای معنوی کُنش است؛ قیام به قسط، صورت اجتماعی آن.
به بیان سادهتر، این دو مفهوم در کنار یکدیگر نشان میدهند که در این منظومه فکری، «ایمان» نمیتواند در محدوده تجربه شخصی انسان متوقف شود. اگر «ایمان» به مسئولیت منجر نشود و اگر «مسئولیت اجتماعی» به مقابله با ظلم و تحقق عدالت نینجامد، فاصلهای میان «اعتقاد» و «عمل» ایجاد میشود.
«عدالت»؛ مقصدی که قیام را از جابهجایی قدرت متمایز میکند
در میان آرای قاطبه اهل نظر و معنا به شکل توأمان، یکی از مسائل اساسی در تحلیل هر تحول سیاسی، پرسش از نتیجه آن است. اینکه آیا «تغییر صاحبان قدرت به خودی خود به معنای تحقق یک تحول مطلوب است؟»؛ به صراحت و با قدرت میتوان بیان داشت که در منظومه فکری امام خمینی(ره)، پاسخ منفی است.
«عدالت اجتماعی» در این منظومه، یکی از معیارهای اصلی سنجش حکومت و جامعه است. در متون مربوط به اندیشه حضرت امام خمینی(ره)، اجرای قوانین بر معیار «قسط» و «عدل»، جلوگیری از ستمگری و حکومت جائرانه، بسط عدالت فردی و اجتماعی و جلوگیری از استثمار و استعمار بهعنوان اصولی مطرح شدهاند که با گذشت زمان کهنه نمیشوند. از همین روی میتوان مدعی بود که «قیام لله» نباید فقط با لحظه پیروزی سیاسی سنجیده شود.
«قیام» اگر برای رفع «ظلم» انجام شده است، باید در ساختار اجتماعی نیز به کاهش ظلم منجر شود. اگر مردم برای «عدالت» به میدان آمدهاند، ساختارهای پس از تحول نیز باید امکان تحقق عدالت را فراهم کنند. در اینجا تفاوت میان «انقلاب» بهمثابه تغییر قدرت و «انقلاب» بهمثابه تغییر مناسبات اجتماعی آشکار میشود.
در قرائت دوم؛ مسئله فقط این نیست که چه کسی حکومت میکند؛ مسئله این است که جامعه چگونه اداره میشود، چه نسبتی میان قدرت و مردم وجود دارد و سهم محرومان، مستضعفان و گروههای کمقدرت از عدالت چیست. (دکترین نظریه نهایی و سیاسی جمهوری اسلامی ایران)
مردم؛ موضوع تحول یا فاعل تاریخ؟
یکی از مهمترین وجوهی که «قیام لله» را به یک بحث معاصر تبدیل میکند، مسئله نقش مردم است. در این نگاه، مردم تنها کسانی نیستند که از یک تحول سیاسی حمایت میکنند. آنها فاعل تحول هستند. حتی ساختار «آیه سوره سبأ» نیز جالب توجه است: «مثنی و فرادی»؛ دو نفر دو نفر و یک نفر یک نفر؛ این تعبیر نشان میدهد که حرکت اجتماعی تنها بر اساس الزام و قطعیت از یک سازمان بزرگ آغاز نمیشود. ممکن است از یک انسان شروع شود، به دو نفر برسد، از دو نفر به یک جمع کوچک و از یک جمع کوچک به یک حرکت عمومی تبدیل شود. در نتیجه، نقطه آغاز «تحول» میتواند فرد باشد، اما مقصد آن «جامعه» است.
همین ویژگی در تجربه انقلاب اسلامی نیز اهمیت پیدا میکند. در این چارچوب، مردم تنها نیروی بسیجکننده در مرحله انقلاب نیستند، بلکه حضور آنها باید در مراحل پس از انقلاب نیز ادامه پیدا کند. این مسئله با مفهوم «جمهوریت» و مراجعه به رأی مردم در نظام سیاسی پس از انقلاب (نظام مردمسالاری دینی) نیز ارتباط پیدا میکند؛ یعنی مردمی که در ایجاد تحول نقش داشتهاند، باید در تعیین سرنوشت آن نیز صاحب نقش باشند.
در نتیجه، یک رابطه چهارگانه شکل میگیرد:
مردم تاریخساز؛ جامعه مسئول؛ مردم کنشگر و انسان آگاه
این یکی از مهمترین پیامهای اجتماعی کتاب «قیام لله» است؛ اینکه «قیام» نباید به جای مردم انجام شود. مردم باید خودشان وارد فرآیند فهم، تصمیم و کنش شوند.
چرایی اهمیت مشروطه و نهضت ملی شدن نفت
ورود کتاب به تجربه «مشروطه» و «نهضت ملی شدن صنعت نفت» نیز از همین زاویه قابل فهم است.
پرسش کتاب تنها این نیست که چرا برخی حرکتهای تاریخی موفق یا ناموفق شدند؛ مسئله بنیادیتر، بررسی نسبت نیت، آگاهی، سازمان اجتماعی، رهبری، مردم و نتیجه تاریخی است. در واقع، هنگامی که «قیام لله» به عنوان الگویی فکری مطرح میشود، تجربههای تاریخی میتوانند به میدان آزمون این مفهوم تبدیل شوند.
الف) آیا قیام از یک نیت روشن برخوردار بوده است؟
ب) آیا مردم در آن مشارکت واقعی داشتهاند؟
ج) آیا حرکت توانسته است آگاهی اجتماعی ایجاد کند؟
د) آیا ساختارهای لازم برای استمرار آن ایجاد شده است؟
ه) و سرانجام، آیا نتیجه حرکت با آرمان اولیه آن تناسب داشته است؟
این پرسشها کتاب «قیام لله» را از بحثی تنها نظری خارج میکند و به حوزه آسیبشناسی تحولات اجتماعی وارد میسازد. از این زاویه، شکست یا انحراف یک حرکت تاریخی تنها به معنای بیاعتباری اصل قیام نیست؛ بلکه میتواند نشان دهد که میان نیت اولیه و سازوکارهای تحقق آن فاصله ایجاد شده است.
رسانه؛ فرع قیام نیست، بخشی از قیام است
شاید مهمترین بخش معاصر کتاب «قیام لله»، آنجا باشد که مفهوم «قیام» را به «رسانه» پیوند میدهد. در این بخش، یک گزاره کلیدی مطرح میشود: «رسانه فرع بر قیام نیست، جزء قیام است.»
این گزاره را میتوان یکی از مهمترین نقاط اتصال کتاب با مسائل امروز دانست. در نگاه نخست ممکن است تصور شود که «رسانه» تنها پس از وقوع یک تحول وارد میدان میشود؛ یعنی ابتدا حادثه اتفاق میافتد و سپس رسانه آن را گزارش میکند. اما تجربه «عاشورا» و بسیاری از تحولات اجتماعی نشان میدهد که روایت کردن یک «واقعه» میتواند بخشی از خودِ واقعه باشد.
اگر قیام حضرت امام حسین(ع) تنها در میدان کربلا باقی میماند و پیام آن به جامعه منتقل نمیشد، بخش بزرگی از حقیقت تاریخی آن به نسلهای بعد نمیرسید. از این منظر، رخداد بدون روایت، در معرض فراموشی، تحریف یا مصادره معنایی قرار دارد بنابراین رسانه تنها «ثبتکننده» تاریخ نیست؛ بلکه در مواردی در ساختن حافظه تاریخی جامعه نیز نقش دارد.
از «رسانه» تا «جهاد روایت»
این درست همان بزنگاهی است که مفهوم «جهاد روایت» وارد بحث میشود. البته باید میان این اصطلاح و ادبیات کلاسیک اندیشه حضرت امام خمینی(ره) تفکیک قائل شد. «جهاد روایت» با این صورتبندی، اصطلاحی متعلق به ادبیات معاصر رسانهای است؛ اما کتاب تلاش میکند مبانی آن را در مفاهیمی چون «تبیین حقیقت»، «مسئولیت اجتماعی»، «رساندن پیام»، «مقابله با تحریف» و «ضرورت روایت کردن حقایق اجتماعی» -بُنمایه نظریه «روایت اول» رهبر شهید انقلاب اسلامی- جستوجو کند.
در جهان امروز، رخداد؛ فقط در میدان واقعیت عینی شکل نمیگیرد؛ بلکه در میدان رسانه نیز برای معنای آن رقابت وجود دارد. ممکن است یک «واقعه» در یک رسانه «قیام عدالتخواهانه» و در رسانهای دیگر «آشوب» نامیده شود. یا ممکن است مفهوم «مقاومت» در روایتی «دفاع» و در روایتی دیگر «خشونت» معرفی شود. حتی ممکن است مردم یک کشور در روایتی «کُنشگر تاریخ» و در روایتی دیگر «تودهای منفعل» تصویر شوند. در چنین شرایطی، مبارزه بر سر «روایت»، بخشی از مبارزه بر سر معناست.
از این منظر، اگر قیام برای خدا، خروج انسان از انفعال است، «جهاد روایت» نیز میتواند خروج جامعه از انفعال روایی باشد؛ یعنی جامعه اجازه ندهد دیگران به جای او درباره «تجربه»، «رنج»، «مقاومت»، «مطالبات» و «آرمانهایش» تصمیم بگیرند
«روایت»؛ ادامه کنش اجتماعی در میدان معنا
نقطه قوت رویکرد کتاب «قیام لله» این است که رسانه را تنها یک ابزار تبلیغاتی نمیبیند. در حقیقت در بطن و متن، نیز محتوا و مضمون این اثر، رسانه در این چارچوب، مسئولیتی «معرفتی» و «اخلاقی» دارد.
در بطن کتاب «قیام لله» به این مهم پِی میبریم که اگر هدف «قیام»، اقامه حق است، «روایت» نیز باید در خدمت حق باشد. یا اگر هدف «قیام»، مقابله با ظلم است، «رسانه» نباید با تحریف یا حذف صدای مظلوم به بازتولید ظلم کمک کند. به روایت خود کتاب «اگر مردم فاعل تاریخاند، رسانه نیز نباید آنها را تنها به موضوعات مصرفکننده محتوا تبدیل کند.» (کتاب «قیام لله» ص ۱۱۷)
در اینجا میتوان از مفهومی سخن گفت که در ادبیات امروز میتوان آن را «عدالت روایی» نامید. «عدالت روایی» یعنی گروهها و انسانهایی که در متن یک تحول اجتماعی حضور داشتهاند، امکان دیدهشدن و شنیدهشدن داشته باشند؛ تجربه آنها حذف نشود و روایت تاریخ فقط از زاویه صاحبان قدرت نوشته نشود. به این ترتیب، «عدالت اجتماعی» و «عدالت روایی» به یکدیگر نزدیک میشوند.
«عدالت اجتماعی»؛ از حق انسانها برای برخورداری عادلانه از فرصتها و منابع دفاع میکند؛ «عدالت روایی»؛ از حق آنها برای دیدهشدن، شنیدهشدن و روایت شدن دفاع میکند.
پرسش مهم کتاب؛ آیا اخلاص با دیدهشدن منافات دارد؟
یکی از مسائل ظریف کتاب «قیام لله»، نسبت میان «اخلاص» و «رسانهای شدن» فعالیت اجتماعی است. اگر «قیام لله» بر اخلاص استوار است، آیا دیدهشدن یک فعالیت اجتماعی با این اخلاص تعارض ندارد؟ پاسخ کتاب را میتوان در تفکیک میان خودنمایی و اطلاعرسانی مسئولانه جستوجو کرد؛ به چه صورت؟ اینگونه: گاهی دیدهشدن برای جلب توجه شخص به خود است؛ اما گاهی دیدهشدن یک کُنش برای آگاهی جامعه، تشویق دیگران به مشارکت یا انتقال یک حقیقت ضروری است.
در حالت دوم، رسانهای کردن یک فعالیت تنها و تنها به معنای نفی اخلاص نیست. در واقع، اگر رساندن یک حقیقت به دیگران خود بخشی از وظیفه اجتماعی باشد، حذف رسانه به نام اخلاص میتواند نتیجه معکوس داشته باشد.
بنابراین مسئله اصلی این نیست که «دیده شویم یا دیده نشویم»؛ بلکه پرسش این است: «چه چیزی باید دیده شود، چرا باید دیده شود و دیدهشدن آن در خدمت چه هدفی قرار میگیرد؟» (کتاب «قیام لله» ص ۱۲۶)؛ این پرسش، امروز برای فعالان فرهنگی، اجتماعی و رسانهای اهمیتی دوچندان دارد.
تجربه جهاد سازندگی؛ وقتی قیام از شعار به نهاد تبدیل شد
کتاب «قیام لله» در ادامه، تجربه «جهاد سازندگی» را نیز مورد توجه قرار میدهد؛ تجربهای که میتوان آن را نمونهای از تبدیل انرژی اجتماعی انقلاب به یک ساختار عملی دانست. اهمیت «جهاد سازندگی» در این بحث از آن جهت است که نشان میدهد «قیام» اگر تنها در سطح شعار باقی بماند، نمیتواند به تحول پایدار منجر شود. «قیام» هنگامی وارد مرحله نهادسازی میشود که مردم بتوانند مسئولیت اجتماعی خود را در قالب فعالیتهای مستمر، سازمانیافته و مسئلهمحور دنبال کنند.
به بیان دیگر: «قیام، انرژی اولیه تحول است؛ نهادسازی، امکان استمرار آن.» (کتاب «قیام لله» ص ۲۸۳)
سادهتر از این روایتهای تحلیلی میتوان گفت که این مسئله یکی از درسهای مهم «تجربههای تاریخی» است. هر تحول اجتماعی برای حفظ آرمانهای اولیه خود به نهادهایی نیاز دارد که بتوانند آن آرمانها را به سیاست، فرهنگ، خدمت عمومی و رفتار اجتماعی تبدیل کنند.
از «دو نفر دو نفر» تا جامعه شبکهای امروز
اگر آیه شریفه «مثنی و فرادی» را در جهان ارتباطات امروز بازخوانی کنیم، معنای جالب دیگری نیز به دست میآید. آن اینکه، جامعه امروز برخلاف گذشته تنها از طریق نهادهای رسمی ارتباط برقرار نمیکند. شبکههای اجتماعی، رسانههای برخط، پادکستها، پیامرسانها و رسانههای شهروندی امکان دادهاند که یک فرد بتواند پیام خود را به مخاطبانی بسیار گسترده منتقل کند. این وضعیت از یک سو فرصت بزرگی برای «قیام آگاهانه» ایجاد میکند و از سوی دیگر، خطر «انتشار شایعه»، اطلاعات نادرست و روایتهای تحریفشده را افزایش میدهد.
بنابراین، در عصر شبکهها، «هر فرد یک رسانه» بودن هم فرصت است و هم مسئولیت. اگر انسان پیش از «قیام» باید «تفکر» کند، امروز پیش از بازنشر نیز باید بیندیشد. این شاید یکی از مهمترین امتدادهای معاصر آیه باشد:
«همانگونه که قرآن کریم «قیام» را با تفکر همراه میکند، جامعه رسانهای نیز باید کنش رسانهای را با تشخیص، راستیآزمایی و مسئولیت اخلاقی همراه کند.» (کتاب «قیام لله» ص ۲۰۱)
«قیام لله» در برابر کُنش هیجانی
از مناظر یاد شده و به روایت رفته؛ کتاب «قیام لله» را نباید با هر نوع فعالیت سیاسی، اجتماعی یا رسانهای یکی دانست. فضای رسانهای امروز مملو از واکنشهای سریع، خشمهای جمعی، موجهای کوتاهمدت و کنشهای هیجانی است. اما «قیام» از منظر بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی، حضرت آیتالله خمینی(ره)، در معنای مورد نظر کتاب، نیازمند درک چهارگانه «نیت»، «شناخت»، «تفکر» و «مسئولیت» است. این تمایز اهمیت زیادی دارد؛ زیرا جامعهای که هر واکنش خود را «قیام» تصور کند، ممکن است میان «مسئولیت و هیجان»، «حقیقت و شایعه»، «عدالت و انتقام» و «اصلاح و تخریب» تفاوتی قائل نشود؛ در مقابل، «قیام لله» میتواند معیاری برای اخلاق کنش اجتماعی باشد:
الف) آیا هدف، حقیقت است؟
ب) آیا روش، عادلانه است؟
ج) آیا مردم آگاهانه در آن مشارکت دارند؟
د) آیا نتیجه به اصلاح جامعه کمک میکند؟
ه) و آیا کنشگر حاضر است مسئولیت پیامدهای عمل خود را بپذیرد؟
این پرسشها، «قیام» را از هیجانی لحظهای به کُنشی اخلاقی ـ اجتماعی مسئولانه تبدیل میکند.
کتاب «قیام لله» و مسئله امروز ایران
اهمیت انتشار کتابی چون «قیام لله» اثر «حجتالاسلام مجتبی عربمازاریزدی» را نمیتوان تنها در بازخوانی مفهومی تاریخی جستوجو کرد. مسئله «قیام لله» امروز نیز میتواند در قالب پرسشهایی درباره مسئولیت عمومی مطرح شود:
الف) دانشجو در برابر مسائل جامعه چه مسئولیتی دارد؟
ب) فعال فرهنگی چگونه باید میان آرمان و واقعیت اجتماعی پیوند ایجاد کند؟
ج) رسانه چگونه میتواند بدون گرفتار شدن در تبلیغات، حقیقت را روایت کند؟
د) جامعه چگونه میتواند میان مطالبه عدالت و هیجان سیاسی تفاوت بگذارد؟
ه) مردم چگونه میتوانند از «مخاطب» به «کنشگر» تبدیل شوند؟
و) و مهمتر از همه، چگونه میتوان میان «ایمان»، «اخلاق»، «عدالت» و «کُنش اجتماعی» ارتباط برقرار کرد؟
کتاب «قیام لله» تلاش میکند این پرسشها را با بازگشت به یک اصل قرآنی پاسخ دهد؛ اصلی که در اندیشه حضرت امام خمینی(ره) از مفهومی اخلاقی فراتر رفت و به بخشی از زبان سیاسی و اجتماعی نهضت تبدیل شد.
از یک آیه تا یک منظومه فکری
اگر تمام اجزای کتاب «قیام لله» به قلم و پژوهش «حجتالاسلام مجتبی عربمازاریزدی» را کنار یکدیگر قرار دهیم، میتوان یک منظومه چهارمرحلهای از آن استخراج کرد:
۱. «قیام»؛ خروج از انفعال
انسان باید از وضعیت بیتفاوتی خارج شود و نسبت خود را با حقیقت و جامعه بازتعریف کند.
۲. «مردم»؛ تبدیل آگاهی فردی به کنش جمعی
قیام از فرد آغاز میشود، اما هنگامی که به یک تحول اجتماعی تبدیل میشود که مردم در آن مشارکت کنند.
۳. «قسط»؛ تبدیل کنش به عدالت اجتماعی
قیام برای خدا نباید تنها به تغییر قدرت منجر شود؛ بلکه باید در مسیر مقابله با ظلم و تحقق عدالت حرکت کند.
۴. « روایت»؛ حفظ حقیقت و معنای تحول
هیچ تحول اجتماعی بدون «روایت پایدار» نمیماند. اگر جامعه روایت خود را تولید نکند، دیگران میتوانند معنای رخدادهای آن را تعریف کنند. - بُنمایه شکلگیری مفهوم انگاره «روایت اول» در منظر رهبر شهید انقلاب -؛ از این منظر، چهار واژه اصلی کتاب را میتوان چنین در کنار هم نشاند «قیام»؛ «مردم»؛ «عدالت» و «روایت.»
در نگاهی کلی و با رویکرد استنتاجی میتوان چنین گفت که این چهار مفهوم در نهایت به یکدیگر وابستهاند. آن اینکه، ««قیام» بدون مردم، به حرکت محدود گروهی تبدیل میشود. «مردم» بدون عدالت، ممکن است تنها نیروی بسیج سیاسی باشند. «عدالت» بدون روایت، ممکن است در حافظه تاریخی جامعه گُم یا تحریف شود. در نهایت «روایت» بدون حقیقت و عدالت، میتواند به تبلیغات تقلیل پیدا کند.» (کتاب «قیام لله» صص ۱۸۲ و ۱۸۲)
از «قیام برای خدا» تا «جامعه روایتگر»
شاید مهمترین ویژگی کتاب «قیام لله» به قلم، کوشش و پژوهش «حجتالاسلام مجتبی عربمازاریزدی» این باشد که تلاش میکند مفهومی قرآنی را از موزه مفاهیم تاریخی خارج کند و درباره امکان زندگی آن در جهان امروز پرسش کند.کتاب «قیام لله» در این خوانش، تنها توصیهای برای مبارزه سیاسی نیست؛ بلکه دعوتی به «اندیشیدن»، «مسئولیتپذیری»، «عدالتخواهی»، «مشارکت اجتماعی» و «روایت حقیقت» است.
در اندیشه بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی، حضرت آیتالله خمینی(ره)، توجه به «آیه ۴۶ سوره سبأ» (قُلْ إِنَّما أَعِظُکُمْ بِواحِدَة أَنْ تَقُومُوا لِلّهِ مَثْنی وَ فُرادی ثُمَّ تَتَفَکَّرُوا...) از سالهای پیش از انقلاب آغاز شد و این آیه در نخستین سند مبارزاتی ایشان (امام کبیر(ره)) نیز جایگاه برجستهای داشت. بعدها، مفهوم «قیام برای خدا» در سخنان ایشان با مسئله مقابله با ظلم، عدالت و تفاوت قیامهای الهی و غیرالهی پیوند خورد.
از سوی دیگر؛ در تحلیل «عدالت» در اندیشه حضرت امام خمینی(ره)، «قیام به قسط» نه یک مسئله فرعی، بلکه بخشی از غایت اجتماعی حرکت پیامبران معرفی شده است؛ غایتی که در آن مردم باید خود به برپایی قسط قیام کنند. این درست همین نقطه و مرکز ثقل کتاب است که این اثر را به مسئله رسانه متصل میکند. آن اینکه؛ «اگر مردم باید در تاریخ کنشگر باشند، باید در روایت تاریخ نیز سهم داشته باشند. اگر عدالت باید در جامعه تحقق پیدا کند، باید در میدان معنا و روایت نیز از حقیقت دفاع شود. و اگر قیام برای خدا مستلزم تفکر است، کنش رسانهای نیز نمیتواند از تفکر، اخلاق و مسئولیت جدا باشد.» (کتاب «قیام لله» ص ۳۰۷)
از این منظر، میتوان امتداد مفهومی کتاب «قیام لله» به قلم و پژوهش «حجتالاسلام مجتبی عربمازاریزدی» را در روزگار رسانه چنین ترسیم کرد:
الف) «آگاهی»؛ انسان را از انفعال خارج میکند؛
ب) «قیام»؛ او را به کنش میرساند؛
ج) «مردم»؛ کُنش فردی را به تحول اجتماعی تبدیل میکنند؛
د) «عدالت»؛ مقصد اجتماعی این تحول را مشخص میکند؛
ه) و «روایت»؛ حقیقت و معنای این تحول را در حافظه جامعه حفظ میکند.
به همین دلیل، «جهاد روایت در این دستگاه مفهومی نه پیوستی تبلیغاتی برای قیام، بلکه بخشی از خودِ کُنش اجتماعی است.» (کتاب «قیام لله» ۲ ۱۹۳)
پس بر این اساس و با اتکا بر «بیانیه جهاد تبیین» رهبر فرزانه، حکیم و قائد شهید ایران اسلامی، حضرت آیتاللهالعظمی سیدعلی حسینی خامنهای، جامعهای که در «میدان واقعیت» حضور دارد، اما در «میدان روایت» غایب است، ممکن است بخشی از تاریخ خود را به دیگران واگذار کند. (بخشی از بیانیه جهاد تبیین)
در مقابل؛ «جامعهای که میاندیشد، قیام میکند، عدالت میخواهد و روایت میکند، تنها مصرفکننده تاریخ نیست؛ بلکه در ساختن معنای تاریخ نیز مشارکت دارد.» (بخشی از بیانیه گام دوم انقلاب خطاب به جوانان ایران انقلابی و اسلامی ایران)
و شاید در پایان این نوشتار تحلیلی و تدقیقی بتوان مدعی بود که تام و تمامِ بطن و متنِ پیام کتاب «قیام لله» به قلم «حجتالاسلام مجتبی عربمازاریزدی» را در یک جمله فشرده کرد و آن اینکه: «قیام برای خدا»، دعوت انسان به خروج از انفعال است؛ «قیام به قسط»، مسئولیت اجتماعی این خروج است و «جهاد روایت»، استمرار آن در میدان معنا و حافظه جمعی.
از این منظر، پرسش اصلی دیگر این نیست که کتاب «قیام لله» مفهومی متعلق به گذشته است یا امروز؛ پرسش اساسی این است که انسان معاصر، در برابر «بیعدالتی»، «تحریف»، «بیتفاوتی» و «خاموشی اجتماعی»، چگونه میتواند آگاهانه «قیام» کند، چگونه میتواند در کنار دیگران به «قسط» برخیزد و چگونه میتواند «حقیقت» این کُنش را «روایت» کند.
کتاب «قیام لله» اثر درخشان و ماندگار «حجتالاسلام مجتبی عربمازاریزدی» اثر «نشر بینالملل» در تلاش برای پاسخ به همین پرسش؛ مفهومی قرآنی و آسمانی متأثر از سپهر اندیشه بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی، حضرت امام خمینی(ره) را به مسئلهای برای «انسان»، «جامعه» و «رسانه» امروز تبدیل میکند.




نظر شما