یمن، سرزمینی که سالها در حاشیه اخبار جهان قرار داشت، اکنون به مرکز ثقل معادلات قدرت در خاورمیانه تبدیل شده است. در روزهایی که تنگه هرمز در محاصره قرار دارد و جنگ آمریکا و ایران، شریانهای انرژی جهان را به لرزه انداخته، ناگهان نام یک کشور کوچک و فقیر در جنوب شبهجزیره عربستان، سر زبانها افتاده است؛ یمن.
اما این بار، یمن نه بهعنوان میدان جنگ نیابتی، بلکه بهعنوان بازیگر مستقل و تعیینکننده وارد صحنه شده است. انصارالله در یک پیشروی برقآسا، شهر بندری المخا را تصرف کرده و نیروهای دولت یمن که سالها با پول و سلاح سعودی تجهیز شده بودند، بدون مقاومت جدی عقب نشستند. و این، دقیقاً همان جایی است که وعده رهبر شهید ما به حقیقت پیوست: تجهیزات آمریکایی که در اختیار سعودی است، به دست مجاهدان اسلام میافتد.حدود ۹۰خودرو زرهی سنگین آمریکایی از نوع M-ATV، همان خودروهایی که سعودی با میلیاردها دلار از آمریکا خریده بود، در محل تخلیه نیروهای دولت یمن به غنیمت مجاهدان یمنی درآمده است. این تنها یک پیروزی نظامی نیست؛ این یک درس راهبردی است. سلاح میتواند خریده شود، اما ایمان و اراده خریدنی نیست.
خط لولهای که معادلات را تغییر داد
اما ضربه اصلی، نه در میدان نبرد، بلکه در زیرساختهای انرژی فرود آمد. خط لوله هزار و ۲۰۰ کیلومتری شرق-غرب عربستان، شریان حیاتی نفت ریاض، برای دومین بار در سال جاری از کار افتاد. این خط لوله که روزانه ۴ تا ۵ میلیون بشکه نفت را از میادین شرقی به بندر ینبع در دریای سرخ منتقل میکرد، پس از حملات پهپادی متوقف شد.
عربستان سالها و میلیاردها دلار سرمایهگذاری کرده بود تا مسیری جایگزین برای صادرات نفت خود بسازد که از تنگه هرمز عبور نکند. با بسته شدن هرمز، این خط لوله به تنها دریچه اطمینان ریاض تبدیل شده بود و حالا، آن دریچه هم بسته است.
نتیجه؟ صادرات نفت عربستان به پایینترین سطح خود در ۱۳ سال گذشته رسیده است. آژانس بینالمللی انرژی اعلام کرده عرضه نفت خام سعودی به پایینترین حد در سه دهه اخیر سقوط و قیمت جهانی نفت، دوباره از مرز ۱۰۰دلار عبور کرده است.این یعنی یمن با تسلط بر بابالمندب، اهرم فشاری در دست جبهه مقاومت ایجاد کرده است تا چین را از یک تماشاگر بیطرف به یک بازیگر مؤثر در جهتگیریهای منطقهای تبدیل کند. وقتی شریانهای انرژی جهان در کنترل جبهه مقاومت قرار میگیرد، قدرتهای بزرگ اقتصادی ناچار به تعامل با این واقعیت جدید میشوند.
آمریکا، پشت در بسته
و اما آمریکا؛ رئیسجمهور ترامپ که خود را قدرتمندترین مرد جهان میداند، در برابر درخواست کمک متحد دیرینهاش چه کرد؟ او را رد کرد. محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان، دو بار با ترامپ تماس گرفت و از او خواست آمریکا مستقیماً به حملات انصارالله پاسخ دهد. ترامپ درخواست او را رد کرد. کاخ سفید اعلام کرد در این مرحله برنامهای برای مداخله مستقیم نظامی ندارد.
چرا؟ چون آمریکا در باتلاق خودساخته جنگ با ایران گرفتار شده است. هرمز هنوز بسته است، قیمت بنزین در آمریکا در آستانه انتخابات میاندورهای در حال افزایش است و ترامپ به هیچ وجه نمیخواهد با یک جنگ تمامعیار دیگر در آستانه انتخابات مواجه شود. و در عوض چه پیشنهادی به سعودی داد؟ اطلاعات و هدفیابی. به عبارت دیگر: خودت بجنگ، ما اطلاعات میدهیم. این همان فرار از مسئولیت بوده که آمریکا را در سراسر منطقه رسوا کرده است.
پیمانهای توخالی
و اما پیمان مکه؛ همان توافق دفاعی مشترک عربستان، ترکیه و پاکستان که با تبلیغات فراوان امضا شد و قرار بود ناتو اسلامی باشد. آیا این پیمان به کمک عربستان آمد؟ پاسخ کوتاه: نه.
این پیمان در مرحله شکلگیری است و هنوز هیچ ساختار عملیاتی مشخصی ندارد. ساختار، رویهها و سازوکارهای آن هنوز نهایی نشده است. حتی یکی از اعضای اصلی این پیمان، پاکستان، به صراحت اعلام کرده گسترش این پیمان در حال حاضر در دستور کار نیست. و مهمتر از همه: آیا ترکیه یا پاکستان حاضرند برای دفاع از عربستان در برابر انصارالله وارد جنگ شوند؟ تحلیلگران میگویند بعید است. این پیمان، یک سپر تبلیغاتی است، نه یک سپر دفاعی واقعی.
انصارالله نیابتی نیست
بگذارید صریح باشیم: انصارالله نیابتی ایران نیست. این یک بار دیگر ثابت شد. ایران هیچ گاه ادعا نکرده به انصارالله دستور میدهد. انصارالله یک بازیگر مستقل اسلامی است که بر اساس منافع و ایدئولوژی خود تصمیم میگیرد و در جبهه مقاومت علیه استکبار جهانی میجنگد. همان طور که سخنگوی وزارت خارجه ما تأکید کرد: انصارالله بازیگری مستقل است که خود تصمیم میگیرد؛ نه از کسی دستور میپذیرد و نه نیابتی دیگران است.
دوراهی حق و باطل
و اکنون عربستان سعودی در دوراهی تاریخی قرار گرفته است؛ از یک سو، آمریکا، متحد دیرینه، او را در برابر انصارالله تنها گذاشته و از سوی دیگر، پیمان مکه که قرار بود جایگزین حمایت آمریکا باشد، توخالی از آب درآمده است.
و در این میان، جبهه مقاومت است که میدان را در دست دارد. انصارالله بر ساحل غربی یمن مسلط شده، بابالمندب را در کنترل دارد، خط لوله نفت عربستان را از کار انداخته و حتی جزیره پریم، همان جزیره استراتژیک در قلب تنگه را تصرف کرده است.
این یعنی ریاض باید انتخاب کند؛ یا به آمریکا و اسرائیل تکیه کند، همانهایی که او را تنها گذاشتند و اکنون به دنبال عادیسازی روابط با اسرائیل از طریق معاهده ابراهیم هستند، یا به منطقه و همسایگانش بازگردد و امنیت خود را از طریق گفتوگو و همکاری منطقهای تأمین کند.
این دوراهی، دوراهی حق و باطل است و تاریخ نشان داده کسانی که به باطل تکیه کنند، سرانجام در باتلاق باطل فرو خواهند رفت.
خبرنگار: سجاد عبداللهزاده




نظر شما