تحولات منطقه

«مدارس دولتی هنگام نام‌نویسی حق دریافت هیچ‌گونه وجهی از خانواده‌ها را ندارند»؛ مهم نیست این جمله تکراری را وزیر آموزش و پرورش گفته باشد یا یکی از معاونانش یا مدیر روابط عمومی این وزارتخانه.

مدارس دولتی حق دریافت پول از خانواده‌ها را ندارند؛ مدیران با هزینه‌های بالا چه کنند؟/ دفتر ناتراز حساب و کتاب مدارس
زمان مطالعه: ۶ دقیقه

«مدارس دولتی هنگام نام‌نویسی حق دریافت هیچ‌گونه وجهی از خانواده‌ها را ندارند»؛ مهم نیست این جمله تکراری را وزیر آموزش و پرورش گفته باشد یا یکی از معاونانش یا مدیر روابط عمومی این وزارتخانه؛ مهم این است حالا کمتر کسی این شوخی نخ‌نمای هر ساله را باور می‌کند.

این خانه با ده‌ها سر عائله هزینه ندارد؟

مدیران مدارس معتقدند با قوت لایموتی که به آن‌ها می‌رسد و سهم قابل توجهش صرف هزینه‌های پرسنلی می‌شود، نمی‌توان مدرسه را اداره کرد؛ به همین دلیل همان ابتدا یا در اواسط سال و سپس در پایان سال تحصیلی مجبورند مبالغی را با عناوین مختلف از اولیای دانش‌آموزان دریافت کنند.از آن‌طرف، اولیا هم مجبورند برای پرهیز از تنش با کادر مدرسه، یا غالب نشدن حس ناخوشایند مقایسه فرزندشان با از ما بهتران، یا ترس از گرو نگه داشتن کارنامه و شاید تأثیری که ممکن است همین نه گفتن ساده در نمرات پایان سال بگذارد، هزینه‌های درخواست شده را در مشارکتی ناخواسته بپردازند.
مدرسه‌ای را تصور کنید که مدیرش به بهانه ارتباط با خانواده‌ها، جلسه اولیا و مربیان تشکیل می‌دهد. نشستی به ظاهر خودمانی که مهم‌ترین دغدغه آن، نه تشریح وضع کیفی آموزش؛ که گزارشی از خرابی شیرهای آب، فرسودگی آسفالت، ناایمن بودن سقف کلاس یا حتی ضرورت تعویض شلنگ سرویس‌های بهداشتی است و گفته می‌شود در صورت نبود اعتبار مورد نظر برای اصلاح وضع موجود، سلامت دانش‌آموزان به خطر می‌افتد .
مدیر یکی از مدارس در یکی از همین جلسات در پاسخ به پدری معترض، از او می‌پرسد: آقای مهندس! چرا وقتی یک بیسکویت ساقه طلایی ۳۰هزار تومانی سال گذشته را ۷۰هزار تومان می‌خرید، یا وقتی برای درست کردن ساندویچ خانگی، پول یک قالب پنیر ۱۷۰هزار تومانی را می‌دهید، دست و دلتان نمی‌لرزد؟! چرا فکر می‌کنید این خانه دوم- مدرسه - با ده‌ها سر عائله، خرج پیش‌بینی نشده مثل ترکیدگی لوله آب، خرابی تجهیزات گرمایشی، شکستگی شیشه، ایزوگام، رنگ و نقاشی و...
ندارد؟

رشد کرده‌ایم، اما هنوز هشتمان گرو نُهمان است

نگرانی و گلایه مدیران مدارس از کمبود اعتبارات در حالی است که سال گذشته، معاون برنامه‌ریزی و توسعه منابع وزارت آموزش و پرورش ضمن مقایسه سرانه چند سال بودجه مدارس گفته بود: سرانه سال ۱۴۰۲ حدود هزارو۹۰۰ میلیارد تومان بود که در سال ۱۴۰۳ به حدود ۴هزار و ۹۰۰ میلیارد تومان رسید، در سال ۱۴۰۴ به حدود ۱۱هزار میلیارد تومان افزایش یافت و سال ۱۴۰۵ به حدود ۲۶هزار میلیارد تومان می‌رسد.علی فرهادی، مرداد همین امسال هم از رشد ۴۶درصدی بودجه آموزش‌وپرورش که ۲۵درصد بیش از میانگین رشد بودجه کل کشور است، خبر داد.
با این حال، همین مسئولان و دست‌اندرکاران تعلیم و تربیت می‌گویند دولت به‌ازای هر دانش‌آموز مدارس دولتی حدود ۳۰میلیون تومان هزینه می‌کند، اما سرانه سالانه آموزشی مدارس دولتی برای هر دانش آموز در قانون بودجه ۱۴۰۵ تنها ۵۰۰هزار تومان است.

یک پرسش منصفانه

ممنوعیت دریافت شهریه و وجه هنگام نام‌نویسی در مدارس دولتی گامی است در راستای حمایت از خانواده‌ها، فراهم کردن شعار عدالت آموزشی و تحقق اصل سی‌ام قانون اساسی که دولت را موظف کرده وسایل آموزش و پرورش رایگان را برای همه ملت تا پایان دوره متوسطه فراهم کند.
با این‌حال پرسش منصفانه این است وقتی مدارس دولتی اجازه دریافت شهریه را ندارند، مدیران آن قرار است منابع مالی لازم را برای اداره مدرسه و تأمین نیازهای آموزشی چگونه فراهم کنند؟
مدرسه یا هنرستان باید محل آموزش و پژوهش باشد، نه صرفاً محلی برای گذر موقت دانش‌آموزان، آن‌هم بدون ابزار عبور؛ پس بدیهی است با همین پیش‌فرض ساده نمی‌توان آزمایشگاه بدون تجهیزات و مواد مصرفی و کارگاه بدون ابزار تخصصی و امکانات را تصور کرد.
نمی‌توان در سند تحول نظام آموزش‌وپرورش از آموزش حداقل یک مهارت مفید به دانش‌آموز برای تأمین معاش حلال گفت، اما همزمان به دلیل نبود بودجه، ابزار و امکانات لازم را برای تمرین و تجربه عملی او دریغ کرد.

زندگی خانواده‌ها فقط «ثبت‌نام» در مدرسه نیست

اگر خاطرتان باشد، فشار هزینه‌ها و کمبود اعتبارات در همین چند سال گذشته کار را به جایی رسانده بود که برخی مدیران مدارس مجبور شدند مثل همان روزهایی که برخی مدیران، سالن‌هایشان را برای مراسم عروسی و عزا اجاره می‌دادند، بخشی از حیاط مدرسه‌شان را به دکه‌های اغذیه‌فروشی یا پارکینگ خودرو در روزهای تعطیل اختصاص دهند؛ راهکاری که البته به مذاق مسئولان وزارتخانه و برخی از اولیای دانش‌آموزان خوش نیامد و با رسانه‌ای شدن موضوع، آن را تخلفی قابل پیگیری اعلام کردند.
رضا قاسم‌پور، روزنامه‌نگار و پژوهشگر فرهنگی می‌پرسد: مدیر یک مدرسه عادی دولتی با چنین سرانه‌ای چگونه باید تعمیرات انجام دهد، تجهیزات آموزشی فراهم کند، کلاس‌های هوشمند راه بیندازد و برنامه‌های تقویتی و کنکور برگزار کند؟
آیا قرار است پاسخ این پرسش، سرمایه اجتماعی مدیر و تماس‌های شخصی او با خیران باشد؟
وی معتقد است: خیران می‌توانند یار آموزش و پرورش باشند، اما نباید جایگزین بودجه عمومی دولت شوند. مدیر مدرسه نیز نباید برای اداره مدرسه، سرمایه اجتماعی شخصی خود را هزینه کند.
اگر مدیر مدرسه نه حق دریافت کمک از خانواده‌ها را دارد و نه سرانه‌ای متناسب با هزینه‌های واقعی مدرسه در اختیارش قرار می‌گیرد، مدرسه را با چه منابعی باید اداره کند؟
مسئله‌ این است که دولت تا چه اندازه برای آموزش رایگان، باکیفیت و عادلانه مسئولیت مالی می‌پذیرد.
رضا فرج‌تبار، کارشناس آموزش و پرورش و فعال رسانه هم اظهار می‌کند: هر سال در روزهای ثبت‌نام و نزدیک شدن به آغاز سال تحصیلی، وزیر، مدیران و سخنگویان آموزش و پرورش اعلام می‌کنند مدارس دولتی حق دریافت پول از خانواده‌ها را ندارند؛ اما واقعیت مدرسه چیز دیگری است.
مدیر مدرسه می‌گوید بودجه‌ای که در اختیار دارد، پاسخگوی هزینه‌های مدرسه نیست. هزینه آب، برق، گاز، تعمیرات، نگهداری، نوسازی، اینترنت، تجهیزات آموزشی، برخی برنامه‌های مهارتی و فعالیت‌های مدرسه وجود دارد و اعتبارات دولتی برای همه این موارد کافی نیست. در نتیجه، در برخی مدارس، مشارکت مالی والدین از یک درخواست داوطلبانه به یک مطالبه نانوشته تبدیل می‌شود.
گاهی خانواده برای نام‌نویسی یا قطعی شدن آن با عباراتی مانند «کمک به مدرسه»، «مشارکت»، «هزینه برنامه‌ها» و عناوین مشابه روبه‌رو می‌شود و در مواردی نیز عملاً بدون پرداخت، کار خانواده پیش نمی‌رود.
اینجاست که یک تناقض جدی شکل می‌گیرد: از یک سو گفته می‌شود دریافت وجه ممنوع است؛ از سوی دیگر مدرسه می‌گوید بدون این پول نمی‌توانم مدرسه را اداره کنم.
اگر دولت منابع کافی برای اداره مدارس دولتی را در اختیار مدیران قرار نمی‌دهد، نمی‌توان انتظار داشت مدیر مدرسه هزینه‌های ضروری مدرسه را از جیب خود تأمین کند. از طرف دیگر، خانواده‌ها نیز در شرایط اقتصادی امروز توان پرداخت هزینه‌های مستمر و گاه پنهان مدرسه را ندارند.
مدیری که مدرسه‌ای با صدها دانش‌آموز را اداره می‌کند و برای کوچک‌ترین تعمیر، تجهیز یا هزینه جاری با کمبود اعتبار روبه‌رو است، طبیعتاً تحت فشار قرار می‌گیرد، اما این فشار نباید به خانواده منتقل شود.
در چنین شرایطی، بازرسی‌های مقطعی و برخورد با چند مدیر نیز راه‌حل پایدار نیست. اگر واقعاً اراده‌ای برای حل مسئله وجود دارد، کافی است یک بررسی میدانی ساده از هزینه‌های واقعی مدارس دولتی و منابعی که در اختیار آن‌ها قرار می‌گیرد انجام شود تا مشخص شود مشکل کجاست.
در قانون و در سخنان مسئولان، تحصیل در مدارس دولتی رایگان است؛ اما در زندگی واقعی خانواده‌ها، مدرسه فقط در «ثبت‌نام» خلاصه نمی‌شود؛ هزینه‌های متعددی در طول سال به خانواده تحمیل می‌شود که مجموع آن‌ها می‌تواند فشار سنگینی ایجاد کند.
آیا می‌توان مدرسه را رایگان اعلام کرد، اما هزینه اداره آن را به شکل مستقیم یا غیرمستقیم بر دوش خانواده گذاشت؟ اگر پاسخ خیر است، دولت باید منابع لازم را تأمین کند.
اگر پاسخ بله است، باید صادقانه به خانواده‌ها گفته شود آموزش رایگان دقیقاً شامل چه مواردی است و چه هزینه‌هایی بر عهده آنان خواهد بود.
آنچه نمی‌توان ادامه داد، همین وضعیت دوگانه است؛ اینکه هر سال بشنویم «دریافت هرگونه وجه هنگام نام‌نویسی در مدارس دولتی ممنوع است و با متخلفان برخورد می‌شود»، اما خانواده‌ها در عمل با هزینه‌هایی مواجه شوند که امکان پرداخت آن را ندارند.
مشکل فقط دریافت پول از والدین نیست؛ مشکل، شکاف میان بودجه مدرسه، خانواده و وعده آموزش رایگان است.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

مشهد

کربلا

کاظمین

مکه

مدینه

قم

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha