پشت افسانه موساد، شبکهای سهگانه از اطلاعات خارجی، امنیت داخلی و اطلاعات نظامی قرار دارد؛ ساختاری که از دهه ۱۹۵۰ با ادغام جاسوسی، عملیات مخفی، اشغال و قدرت آتش شکل گرفت و پس از ۷ اکتبر با تناقضهای تازهای روبهرو شد.
سه بازوی یک ماشین امنیتی
دستگاه اطلاعاتی اسرائیل برخلاف تصویری که بعدها از یک ماشین منظم و یکپارچه ساخته شد، از ابتدا محصول رقابت میان نهادها و کشمکش بر سر کنترل اطلاعات بود. در اوایل دهه ۱۹۵۰، ساختار اصلی حول سه سرویس شکل گرفت؛ موساد برای اطلاعات خارجی و عملیات مخفی، شینبت برای امنیت داخلی و کنترل اطلاعاتی در سرزمینهای اشغالی، و آمان بهعنوان بازوی اطلاعات نظامی ارتش.
«دیوید بنگوریون» در ۲ مارس ۱۹۵۱ رؤسای اطلاعاتی را گرد آورد و جمعآوری اطلاعات خارجی را به موساد سپرد. «رونن برگمن»، این ساختار را بخشی از «دنیای سایه» اسرائیل توصیف میکند؛ نهادهایی جدا از یکدیگر اما در نهایت پاسخگو به نخستوزیر. تفاوت مهم اسرائیل با بسیاری از کشورها این بود که جمعآوری اطلاعات و عملیات مخفی از همان ابتدا فاصله نهادی چندانی نداشتند؛ هدف، تبدیل سریع اطلاعات به عملیات بود.
این ساختار در عین حال یک نقطه ضعف دائمی داشت؛ رقابت و همپوشانی مسئولیتها میتوانست به جای تکثر تحلیلی، به غلبه یک روایت منجر شود. کمیسیون آگرانات پس از جنگ ۱۹۷۳ دقیقاً نسبت به وابستگی بیش از حد به ارزیابیهای آمان هشدار داده بود.
ترک خوردن افسانه موساد
موساد بیش از هر نهاد دیگری در ساختن تصویر «دست نامرئی» اسرائیل نقش داشته است؛ اما عملیاتهای آن همیشه بینقص نبودهاند. ترور «محمود المبحوح» در دبی در ژانویه ۲۰۱۰ موفق شد، اما شبکه نظارتی دبی مسیرهای سفر، پوششهای هویتی و گذرنامههای جعلی مورد استفاده تیم مظنون را آشکار کرد و به روابط موساد با چند کشور غربی آسیب زد.
در مقابل، «آمان» بهتدریج به مرکز ثقل جنگ فناورانه اسرائیل تبدیل شد. واحد ۸۲۰۰ در حوزه سیگنالها، واحد ۹۹۰۰ در اطلاعات بصری و جغرافیایی و واحد ۵۰۴ در اطلاعات انسانی فعالیت میکنند. اما حجم عظیم داده نتوانست مانع شکست اطلاعاتی پیش از عملیات طوفان الاقصی شود. واحد ۸۲۰۰ نشانههایی از آمادگی حماس در اختیار داشت، اما این اطلاعات نتوانست فرضیات حاکم بر رهبری سیاسی و نظامی را تغییر دهد.
در همین نقطه، تناقض اصلی مدل اسرائیلی آشکار شد؛ فناوری و داده فراوان، الزاماً به درک درست از نیت دشمن منجر نمیشود. به همین دلیل، واحد ۵۰۴ و اطلاعات انسانی دوباره اهمیت پیدا کردهاند. ارتش اسرائیل اکنون این واحد را یکی از ارکان اصلی اطلاعات انسانی میداند و آمار رسمی ارتش برای سال ۲۰۲۵ از حدود ۱۵۰۰ بازجویی میدانی و ۱۶۰۰ بازجویی در مراکز توسط واحد ۵۰۴ خبر میدهد.
شینبت؛ جایی که جاسوسی با اشغال گره میخورد
اگر موساد نماد عملیات برونمرزی و آمان نماد اطلاعات نظامی باشد، «شینبت» حلقهای است که اطلاعات را مستقیماً به سازوکار کنترل جمعیت فلسطینی پیوند میدهد. این سازمان از دهههای نخست اشغال، بر جذب خبرچین، بازجویی، ضدجاسوسی و رصد سازمانهای فلسطینی متمرکز شد؛ تقسیم کاری که در آن شینبت اطلاعات انسانی را فراهم میکند و ارتش توان نظامی و نظارتی لازم برای اقدام را در اختیار دارد.
همین پیوند، مرز میان «اطلاعات» و «عملیات» را در ساختار اسرائیل کمرنگ میکند. بازداشت، مجوز رفتوآمد، دسترسی پزشکی و فشار خانوادگی میتوانند به ابزارهای جمعآوری اطلاعات تبدیل شوند و داده حاصل از آنها نیز مستقیماً وارد چرخه عملیات نظامی شود.
«واحد ۵۰۴» نیز نمونه دیگری از همین درهمتنیدگی است. ارتش اسرائیل رسماً این واحد را بازوی اطلاعات انسانی آمان معرفی میکند که از سال ۱۹۴۸ در جذب و اداره منابع انسانی و عملیات مخفی فعالیت داشته است.
بنابراین پشت سه نام موساد، شینبت و آمان، سه مأموریت کاملاً جدا قرار ندارد؛ بلکه معماری واحدی شکل گرفته که اطلاعات خارجی، شبکههای انسانی در سرزمینهای اشغالی و قدرت نظامی را به هم متصل میکند. شکست ۷ اکتبر نشان داد که این ماشین، با وجود فناوری، منابع و شبکه گسترده خود، همچنان در تبدیل انبوه اطلاعات به شناخت معتبر از دشمن با مشکل روبهروست. در نهایت، مسئله فقط این نیست که اسرائیل چند سازمان جاسوسی دارد؛ مسئله این است که این سازمانها چگونه اطلاعات را تولید، تفسیر و به قدرت نظامی تبدیل میکنند.





نظر شما